تبليغاتX
هزاردستان

ستاره ها دوباره متولد می شوند

ستاره ها دوباره متولد می شوند
 
 
 
Arian
گروه آريان خيلی زود توانست به موفقيت برسد، چنانکه پس از گذشت مدتی کوتاه،گروه های بسياری با الگوبرداری از آن آغاز به کار کردند
انقلاب اسلامی ايران در سال ۱۳۵۷در حالی به پيروزی رسيد که جوانان بسياری آرزوی ستاره شدن در عرصه موسيقی را در سر می پروراندند.

به مجرد سرنگونی رژيم شاهنشاهی و به دنبال آن استقرار حکومت اسلامی در ايران، اوضاع موسيقی در کشور تغييراتی بنيادی را شاهد بود.

در ابتدا، روحيه پيروزمندی روزهای پس از انقلاب، خود را در قالب موسيقی به نمايش گذاشت و سرود هايی همچون "خمينی ای امام" و "ايران ايران" از راديو وتلويزيون شنيده شد. اما پس از آن،شرايط خاص اجتماعی سالهای ابتدايی شکل گيری جمهوری اسلامی ايران، محدوديت شديد موسيقی را در پی داشت.

از سوی ديگر به دنبال جو به وجود آمده در ايران، ستارگان موسيقی پيش از انقلاب که ديگر جايی برای فعاليت خود در داخل کشور نمی ديدند،دست به هجرتی خودخواسته زدند و يکی پس از ديگری به کشورهای خارجی خصوصا امريکا سفر کردند.

چندی نگذشت که ايران درگير جنگ با عراق شد و اين جنگ بر روند همه جريانات داخلی از جمله موسيقی تاثيری شگرف بر جا گذاشت؛ روحيه حماسی مردم ايران و شرايط خاص جنگ، موسيقی حماسی می طلبيد و اين چنين شد که ريتم "مارش" بر موسيقی ايرانی سايه گسترانيد.

موسيقی سوم
 در کنار موسيقی پاپ،بدون شک جشنواره موسيقی راک زيرزمينی (UMC) در سال ۱۳۸۱ را بايد مهمترين اتفاق در زمينه موسيقی راک پس از انقلاب در ايران دانست تا موسيقی ايرانی به سنتی و پاپ ختم نشود
 

در همان سالها به جز فعاليت های جسته و گريخته دست اندرکاران موسيقی سنتی، چهره هايی چون صادق آهنگران برای مدتی بر قله موسيقی ايران ايستادند و سرودهای حماسی تقريبا به تنها انتخاب مردم در زمينه موسيقی بدل گشتند.

در سالهای پايانی جنگ، آخرين بازماندگان موسيقی پيش از انقلاب نظير ليلا فروهر و شهبال شب پره نيز از ايران خارج شدند و به جمع رقيبان و رفيقان خود در لس آنجلس پيوستند تا شايد بتوانند با استفاده از خلا وجود موسيقی پاپ در ايران، بخشی هرچند اندک از محبوبيت خود را بازيابند.

در سال ۱۳۶۷ جنگ ايران و عراق به پايان رسيد ولی تا مدت ها بعد، موسيقی جنگ تاثير خود را بر موسيقی ايران حفظ کرد و مردم ايران تنها شنونده سرودهايی با تم حماسی و بعضا قطعاتی سنتی بودند.

تا سالها بعد، موسيقی سنتی در بازار نه چندان رسمی موسيقی ايران،خود را بی رقيب و يکه تاز می ديد و اين روند تا سالهای پايانی رياست جمهوری هاشمی رفسنجانی ادامه داشت تا اينکه در سال ۱۳۷۵ خوانندگانی چون عباس بهادری،مهرداد کاظمی،حسن همايونفال و بيژن خاوری بنيانگذاران موسيقی پاپ در ايران پس از انقلاب شدند.

درست يک سال بعد و پس از روی کار آمدن سيد محمد خاتمی در سال ۱۳۷۶، موسيقی ايران چه در بخش سنتی و چه در بخش پاپ رشد چشمگيری را آغاز کرد.

در همان سال بازار رسمی موسيقی در ايران به راه افتاد و به موازات آن پخش ترانه هايی "ناز انگشتای بارون" با صدای خشايار اعتمادی و با شعری از احمد شاملو و "وقف پرندده ها" باصدای قاسم افشار از صداوسيمای جمهوری اسلامی ايران، ولوله ای در بين مردم به پا کرد.

موسيقی پاپ در رقابت با موسيقی سنتی

از سوی ديگر، در همان سال و در وزارت ارشاد دوران وزارت عطاالله مهاجرانی،برای نخستين بار پس از پيروزی انقلاب، مجوز آلبوم های پاپ صادر شد و "دلشوره" با صدای خشايار اعتمادی، "مسافر" باصدای شادمهر عقيلی و "حسرت" با صدای محمد اصفهانی به بازار آمد و در رقابتی تنگاتنگ با آثار سنتی پرفروش همچون آلبوم "نيلوفرانه" با صدای عليرضا افتخاری قرارگرفت.

پس از گذشت مدت زمان کوتاهی، آلبوم هايی از اميرکريمی،حميدغلامعلی، حسين زمان،ناصر عبداللهی و عليرضا عصار نيز روانه بازار شد تا موج نوی موسيقی پاپ ايران وجود خود را به اثبات برساند.

و اما با وجود اعتراضات گاه و بی گاه اساتيد موسيقی سنتی ايران، موسيقی پاپ به رشد خود ادامه داد و توانست جايگاه خود را در ميان ايرانيان به دست آورد و آرام آرام موسيقی لس آنجلسی را کنار بزند.

در سال ۱۳۷۹، نخستين گروه منسجم ايرانی در عرصه پاپ پا به ميدان گذاشت. گروه آريان با اينکه به زعم برخی از کارشناسان از موسيقی عميقی بهره نمی برد، خيلی زود توانست به موفقيت برسد، چنانکه پس از گذشت مدتی کوتاه،گروه های بسياری با الگوبرداری از آن آغاز به کار کردند.

از سويی در کنار موسيقی پاپ،بدون شک جشنواره موسيقی راک زيرزمينی (UMC) در سال ۱۳۸۱ را بايد مهمترين اتفاق در زمينه موسيقی راک پس از انقلاب در ايران دانست تا موسيقی ايرانی به سنتی و پاپ ختم نشود.

اکنون ۲۵سال از بهمن ۵۷ می گذرد و جوانان بسياری نه تنها در موسيقی سنتی و پاپ، بلکه در راک، کانتری، بلوز،جاز و ... خود را شايسته ستاره شدن می بينند؛ ستاره هايی که دوباره متولد می

منبع:بی بی سی

!! نوشته شده توسط آزاد | 0:18 | پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 •

گزارشی از روزنامه گاردين درباره موسيقی راک در ايران

گزارشی از روزنامه گاردين درباره موسيقی راک در ايران
 
گيتار
به عقيده نويسنده روزنامه گاردين مقامات ايرانی به موسيقی راک به عنوان "نماد انحطاط غربی و مخالفت سياسی" می نگرند
روزنامه گاردين چاپ لندن در شماره سه شنبه (23 اوت) خود مقاله ای درباره گروه های راک زير زمينی در ايران چاپ کرده است.

"رابرت تيت" نويسنده گاردين در مقاله خود به فعاليت های گروه های موسيقی راک از جمله گروه موسيقی "نوريک ميساکيان" و تلاش های اين گروه ها برای کسب مجوز می پردازد.

گاردين می نويسد که گروه نوريک ميساکيان يکی از صدها گروه موسيقی راک ايرانی است که علی رغم مخالفت رسمی دولت با موسيقی راک، در حال شکل گيری و رشد هستند و اين گروه هنوز موفق نشده است که کنسرتی زنده حتی در اندازه ای کوچک اجرا کند.

تيت در ادامه می نويسد که گروه نوريک ميساکيان با "بدگمانی" مقامات ايرانی در خصوص موسيقی راک که به آن به عنوان "نماد انحطاط غربی و مخالفت سياسی" می نگرند، روبرو هستند و در اين شرايط اعضای اين گروه در تلاشند که مجوز رسمی انتشار نخستين آلبوم خود را با پشت سرگذاشتن سدهای اداری به دست آورند.

چندی است که نواختن گيتار در ميان جوانان ايرانی جایگاه ويژه ای پيدا کرده است

در اين مقاله از قول نوريک ميساکيان نوازنده گيتار و آهنگساز اين گروه آمده است : ما برخلاف جريان آب شنا می کنيم و احتمال ناممکن بودن رسيدن به خواسته مان را پيش بينی می کنيم.

ميساکيان می افزايد: مسائل مادی برای ما مهم نيست آنچه برای ما اهميت دارد پشت سرگذاشتن مرزها و سدهاست و اينکه مطمئن شويم آلبوم مان به مراکز فروش محصولات موسيقی راه يابد.

در اين مقاله آمده "شورای موسيقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ايران تاکنون ده آهنگ از آلبوم نوريک ميساکيان را که عنوان انگليسی Trails of the Soul را بر خود دارد، رد کرده و اعلام کرده که موسيقی راک محصول معتادان به مواد مخدر است."

رابرت تيت می نويسد که اگر مجوز انتشار برای اين آلبوم صادر شود اين گروه قصد دارد آن را همزمان با ايران به صورت "دی وی دی" در آمريکا، اروپا و کشورهای خليج فارس منتشر کند.

ساخت و ضبط اين آلبوم که در استوديويی در زيرزمينی کوچکی در تهران توليد شده، نزديک به دو سال و نيم طول کشيده است.

گروه موسيقی اوهام از جمله گروه های موسيقی راک ايرانی است که برای کسب مجور انتشار آثارشان با مشکل مواجه بوده اند

بنا به نوشته گاردين در صورتيکه اين آلبوم نتواند مجوز انتشار بگيرد، گروه نوريک ميساکيان اجازه اجرای زنده و برگزاری کنسرت نخواهد داشت. طبق قانون فقط هنرمندانی که موفق به کسب مجوز انتشار "سی دی" دارند می توانند تقاضای مجوز برگزاری کنسرت کنند.

گادرين به نقل از ادوين مارکاريان، نوازنده 30 ساله گيتارباس گروه می نويسد: امرار معاش از راه موسيقی راک در ايران غير ممکن است و تو فقط برای خودت می نوازی و اين هنر برای هنر است.

بنا به نوشته گاردين، وزارت ارشاد آلبومهای ارائه شده برای کسب مجوز را از نظر محتوای موسيقی و کلام بررسی می کند. برخی از گروه ها از جمله گروه نوريک ميساکيان برای آنکه از سوءظن مقامات در هنگام ارزيابی آلبوم شان بکاهند تنها موسيقی بدون کلام می سازند. اما وزارت ارشاد برای صدور مجوز، موسيقی راک را در تقسيم بندی خود به رسميت نمی شناسد.

رابرت تيت می نويسد تعدادی از گروه های موسيقی راک که موفق به دريافت مجوز از وزارت ارشاد نشده اند، آثارشان را از طريق اينترنت پخش می کنند. و عده ای که اجازه رسمی برگزاری کنسرت ندارند، به راه های ديگری مانند اجراهای غير قانونی مانند برگزاری کنسرت در خانه های شخصی و يا پارکينگهای زير زمينی خانه ها متوسل می شوند و در صورت کشف اين کنسرتها توسط نيروهای انتظامی ممکن است به شلاق محکوم شوند.

مقاله نويس گاردين می افزايد: ظاهرا اين محدوديت ها موجب بازداری هنرمندان از ادامه فعاليت شان نمی شود. آثار 86 گروه موسيقی که بيش از 80 درصد آنها را گروه های راک تشکيل می دهند از طريق وب سايتی با عنوان "تهران اونيو" (Tehran Avenue) قابل دسترسی است.

سهراب مهدوی بنيانگذار اين وب سايت فرهنگی می گويد: "بيشتر اين گروه ها زيرزمینی هستند و بخت کمی برای کسب مجوز رسمی برای انتشار آثارشان دارند. اما تعداد اين گروه ها همچنان رو به افزايش است و اين طبيعی است. زيرا نسل جوان با ما همراهی می کند. سن حدود 70 درصد از جمعيت کشور زير 35 است و بسياری از آنها به موسيقی راک علاقه مندند."

رابرت تيت در ادامه می نويسد که تمايل به اين دگرگونی پس از انقلاب ايران در سال 1979 که تمام گونه های موسيقی به جز سرودهای انقلابی و مذهبی را ممنوع کرد، قابل توجه است.

او می افزايد: موسيقی راک که پيش از انقلاب محبوب بود، در سالهای 1990 پس از اعمال برنامه های تازه فرهنگی توسط دولت اکبر هاشمی رفسنجانی و پس از آن دولت اصلاح طلب محمد خاتمی، دوباره جان گرفت.

نتيجه اين بود که پخش ترانه های گروه ها و خوانندگان خارجی مانند ديويد بووی، لد زپلين و رديوهد که پيشتر ممنوع بودند، در حال حاضر به طور قانونی در دسترس است. هر چند پخش موسيقی خوانندگان زن و بسياری از خوانندگان مرد همچنان ممنوع است.

منبع ذذز

!! نوشته شده توسط آزاد | 0:16 | پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 •

موسيقی زيرزمينی در ايران

موسيقی زيرزمينی در ايران
 
 
 
در ايران گروه های موسيقی تحت عنوان زيرزمينی فعاليت می کنند که اغلب اجازه اجرای کنسرت و انتشار آثارشان را ندارند.

دليل اين ممانعت سبک و شيوه متفاوتشان با موسيقی مرسوم و متداول در ايران است. اين گروه ها را بيشتر، بندها يا گروه های راک ROCK و شاخه های منشعب از آن تشکيل می هند.

به نظر می رسد دو مانع موثر در انتشار آثار اين گروه ها مميزی و روابط حاکم بر بازار موسيقی ايران است.

در سالهای اخير، برخی از هنرمندان و فعالان عرصه موسيقی کوشيده اند، با برگزاری کنسرت های کوچکی در مراکز آموزشگاهی و دانشگاهی تحت عنوان کنسرت های پژوهشی، امکان اجراهايی هرچند محدود را برای گروه های موسيقی زيرزمينی فراهم کنند.

آنها البته در برگزاری این کنسرت ها اغلب با مشکلاتی مواجه بوده اند. بسياری از هنرمندان و علاقمندان موزيک راک و شاخه های متنوع آن معتقدند عده ای از هواخواهان نا آگاه با ظاهر نامتعارف و بروز واکنش های نادرست در هنگام اجرای اين کنسرت ها، عرصه را برای رشد و ادامه اين روند تنگ تر می کنند.

ظاهر نامتعارف

گاهی نيز يک گزارش يا مصاحبه با اين گروه ها توسط رسانه های خارجی باعث واکنش هايی از سوی مسئولين در داخل می شود که نتيجه آن سختگيری بيشتر برای برگزار کنندگان و اجرا کنندگان اين قبيل کنسرت هاست.

برای نمونه به تازگی نه تنها از برگزاری کنسرت گروه متال SDS در آموزشگاه موسیقی ترانه جلوگیری شد بلکه هم آموزشگاه و هم مرکز فروش و فروشگاه بتهون به دلیل فروش بلیط این کنسرت بسته شدند.

آموزشگاه موسيقی ترانه در تهران، يکی از مراکزی است که طی سال های اخير کنسرت هايی با تماشاگران محدود برای گروه های مختلف راک برگزار کرده است.

اتهام اعضاء گروه SDS هنوز رسما اعلام نشده و ظاهرا آنها فعلا به قيد وثيقه آزادند.

برخی معتقدند اين گروه ها و طرفدارانشان، اغلب نه لزوما به خاطر اعتقاداتشان بلکه تنها به دليل ظاهر نامتعارفشان وادار به کناره گيری از جامعه می شوند.

علاوه بر اين نداشتن امکان فروش آثار و برگزاری کنسرت رفته رفته توان مالی اين اين گروه ها را برای ادامه فعاليت خود کاهش داده تا جايی که اکنون از برخی گروه هايی که آثار قابل اعتنايی داشتند، امروز تنها نامی باقی مانده است.

گروه فرا يکی از چندين نمونه اين گروه های متلاشی شده است. اين گروه از هم دوره ای های گروه هايی مانند ۱۲۷، امرتال و پاد در ايران است.

پشه

فرا در اولين دوره از فستيوال سايت تهران اونيو که به قصد معرفی گروه های موسيقی زيرزمينی برگزار شد، با آهنگ پشه مقام نخست را به خود اختصاص داد.

بخش هايی از کليپ ويديوی اين موسيقی را که محمد رضا حيدری ساخته در گزارش ويديويی حاضر می بينيد.

محمد رضا حيدری فارغ التحصيل سينماست و موسيقی را از نوجوانی با نوازندگی کيبورد و بيشتر به صورت تجربی آموخته است. او سرپرست گروه فرا بوده و اکنون در حال آزمودن تجربه های تازه ای با جواد صفری در گروه جديدش Loosing Focus است.

گزارش ويديويی حاضر، شامل بخش هايی از گفتگويی طولانی با محمد رضا حيدری است که در زمينه موسيقی الکترونيک در ايران بسيار فعال است.

محمد رضا حيدری ضمن اشاره به تاثير مشکلات مالی و نبودن تشکل صنفی به عنوان دلايل موثر از هم پاشيدن گروه ها می گويد: "بچه های بند (گروه) الان هر کدوم يه گوشه ای از ايران هستن. زياد همديگه رو نمی بينيم. من که اينجا در گالری طراحان آزاد هستم. پيمان خواننده مون يزد کار می کنه، کيوان گيتاريستمون در شرکت آريا نگار مشغول کاره، احسان نوازنده بيس هم توی بنياد شهيد عکاسه. جواد صفری درامر گروه هم در استوديو کرگدن مشغول کاره".

ويديوی حاضر نخستين بخش از مجموعه ويديوهايی است که با موضوع "پژوهشی پيرامون گروه های موسيقی زيرزمينی در ايران" تهيه شده است.

 منبع بی بی سی
!! نوشته شده توسط آزاد | 0:14 | پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 •

ف آوازی موسیقی سنتی ایران به روایت محمود کریمی


ردیف آوازی موسیقی سنتی ایران به روایت محمود کریمی

 

مطلبی که خواهید خواند ردیف آوازی موسیقی سنتی ایران به روایت محمود کریمی است که کتاب آن به همراه 6 نوار کاست(حاوی آواز ها و دستگاه ها و گوشه ها با صدای خود محمود کریمی) از سال 1365 پخش شد لازم به ذکر است  محمود کریمی (1306- 1363) در موسیقی ایران شخصیت بی نظیر و استثنایی است؛ او سالها به تدریس ردیف آوازی موسیقی ایران پرداخت و هنوز هم ردیف آوازیش، بهترین ردیف برای آموزش آواز و مرجع خوانندگان است.

 

آواز کریمی حجم وسعت آنچنانی نداشت (بر خلاف قمر، تاج یا شجریان و ...) ولی بقدری آواز را روشن و قابل فهم تدریس می کرد که بجز خوانندگان، نوازندگان بی شماری هم زیر نظر او تعلیم می دیدند.

 

برای شروع لازم است بدانید که ردیف های موسیقی سنتی ایران به چندین نوع نقل شده و ممکن است شما مثلا با گوشه چها پاره یا چهار باغ در آواز ابوعطا که توسط محمود کریمی جای داده شده برخورد نکرده باشید و یا آواز بیات کرد را در ردیف آوازی محمود کریمی نتوانید پیدا کنید.

 

محمود کریمی 

 

 

در ادامه با هم ردیف آوازی محمود کریمی را بررسی میکنیم و در پایان هم چندی از گوشه های آوازها و دستگاه ها را میتوانید دانلود کنید.

 

 

 ***

 

*دستگاه شور*

۱. درآمد 2.کرشمه 3.درآمد نوع دیگر به نام خارا 4.گوشه رهاوی 5. اوج 6. شهناز 7. قرچه 8.رضوی 9.رضوی با تحریر 10.بزرگ 11. دوبیتی 12. حسینی 13. زیر کش سلمک ،حزین،فرود 14. گرایلی 15.مثنوی

*آواز ابوعطا*

 

1.درآمد 2.سیخی 3.رامکلی 4.رامکلی(نوع دیگر) 5.خسرو شیرین 6.خسرو شیرین(نوع دیگر) 7.گوری 8. حجاز 9.چهار پاره یا چهار باغ

 

*آواز بیات ترک*

 

1.درآمد اول 2.درآمد دوم 3. دوگاه 4.روح الارواح 5. جامه دران 6.فیلی 7.شکسته 8.قطار 9.قرائی 10.شهابی 11.مهربانی 12. مثنوی

 

*آواز دشتی*

 

1.درآمد 2.اوج 3.گیلکی 4.بیدکانی 5.چوپانی 6.دشتستانی 7.غم انگیز 8. دیلمان 9.مثنوی

 

*آواز افشاری*

 

1.در آمد 2.جامه دران 3.حصار 4.قرائی 5.نحیب 6.حزین 7.رهاب 8. صدری 9.مثنوی

 

*دستگاه همایون*

 

1.درآمد 2.چکاوک 3.لیلی و مجنون 4.شوشتری 5.طرز 6.نی داود 7.بیداد 8.راجع 9.راز ونیاز 10.راز ونیاز نوع دیگر 11.شوشتری نوع دیگر 12.بختیاری 

 

*آواز بیات اصفهان*

 

1.درآمد اول 2.درآمد دوم 3.جامه دران 4.بیات راجع 5.سوز و گداز 6.اوج 7.نغمه 8.گوشه ای دراصفهان 9.بیات شیراز 10.مثنوی 11.صوفی نامه

 

*دستگاه سه گاه*

 

1.درآمد 2.درآمد نوع دیگر 3.زابل 4.مویه 5.شکسته مویه 6.حصار 7.مخالف 8.مخالف به مغلوب 9.حدی و پهلوی 10.مثنوی مخالف

 

*دستگاه چهار گاه*

 

1.درآمد 2.زابل 3.حصار 4.فرود 5.مخالف 6.مخالف به مغلوب 7.منصوری 8.حدی و پهلوی 9.رجز 10.مثنوی مخالف

 

*دستگاه ماهور*

 

1.درآمد 2.گشایش 3.داد 4.حصار ماهور،آذربایجانی زیر افکن،ماهور صغیر،فرود 5.فیلی 6.شکسته 7.دلکش 8.نیشابورک 9.گوشه نیریز 10.مراد خانی یا آذربایجانی 11.طوسی 12.نصیر خانی 13.خاوران 14.نحیب،عراق،محیر،آشور،حزین و فرود 15.راک هندی 16.صفیر راک 17.راک عبدالله 18.راک کشمیر 19.ساقی نامه،صوفی نامه و کشته 20.مثنوی

 

*دستگاه راست پنجگاه*

 

1.درآمد 2.پروانه 3.نغمه 4.روح افزا 5.نیریز 6.پنجگاه و سپهر 7.عشاق 8.بیات عجم،بحر نور،قرچه،مبرقع،سپهر،فرود 9.نحیب،محیر،نحیب،حزین،آشور،فرود 10.طرز 11.لیلی و مجنون 12.راک هندی و صفیر راک 13.راک عبدلله 14.راک کشمیر

 

*دستگاه نوا*

 

1.درآمد 2.گردانه 3.نغمه 4.بات راجع 5.عشاق 6.نهفت 7.خجسته 8.نیشابورک 9.حسینی 10.عراق 11.نیریز و گوشه نیریز 12.رهاب و ناقوس 13.تخت طاقدیس 14.شاه ختائی

 

*لینک های دانلود*

 

4 گوشه از آوازهای دشتی و ابوعطا وافشاری

خوانندگان:محمد رضا شجریان (مثنوی افشاری)،استاد بنان(دیلمان دشتی)،محمود کریمی(گیلکی دشتی،چهار باغ ابوعطا)

 

 

دانلود کنید(گوشه مثنوی)از آواز افشاری با صدای استاد شجریان

 

 

دانلود کنید(گوشه گیلکی)از آواز دشتی با صدای خود محمود کریمی

 

دانلود کنید(گوشه دیلمان)از آواز دشتی با صدای استاد بنان

 

دانلود کنید(گوشه چها باغ )از آواز ابوعطا با صدای خود محمود کریمی

 

!! نوشته شده توسط آزاد | 23:31 | پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 •

دستگاهها

بحثي پيرامون آوازها و ملحقات دستگاه شور و دستگاه همايون :

جناب ميرزا عبدالله بر اساس فواصل موجود دستگاه شور و با تغيير نت شاهد اين دستگاه ،‌4 آواز ابوعطا،ترك،افشاري و دشتي و با تغيير نت شاهد همايون آواز اصفهان را تدوين نمود .

آواز ابوعطا نت شاهد و حتي محسوس آن درجه دوم شور قرار مي گيرد كه اين درجه دوم شور حتماً داراي علامت ربع پرده است . حالت ابوعطا در بعضي مواقع از درآمد به دستگاه نوا نزديك مي شود ، نمي شود گفت ابوعطا آوازي است حزن آور اما رگه هايي از حزن هم در آن ديده مي شود . گوشه سيخي (sayakhi) و به ويژه سيخي ضربي داراي هيجاني است كه شنونده را سخت تحت تاثير قرار مي دهد . اين هيجان اميدواري را در انسان بيشتر مي كند . گوشه حجاز ابوعطا قرابتي با آواز دشتي دارد . همچنين با اين قرابت باعزال و نهفت نوا هم پديدار ميگردد. گوشه چهارباغ آن داراي پند و اندرز است همچنين اگر به صورت ضربي اجرا گردد نشاط و فرح انگيزي را در انسان نمودار مي سازد .

آواز بيات ترك  حالت ويژه اي را نمي شود در اين آواز بيان نمود تنها مي توان گفت بيات ترك ، بيات ترك است . به نظر اين جانب چنانچه آواز ترك را از ملحقات ماهور بدانيم درست تر مي باشد تا از ملحقات شور . چندين سال قبل اين موضوع را اينجانب براي هنرجويان سنتور خود با ذكر دليل كافي ابراز داشتم اما از بازگو كردن آن در مجامع خودداري نمودم تا اينكه استاد حاتم عسگري هم در برنامه ي آموزش خود كه از راديو فرهنگ برنامه نيستان پخش مي شود هم چنين نظريه اي را ابراز داشتند ، از اين به بعد بود كه اينجانب هم نظريه خود را در مورد آواز بيات ترك در مجامع ابراز داشتم . نت شاهد يا به عبارتي بهتر تونيك آن درجه سوم شور است . گوشه هاي مشتركي با دستگاه ماهور دارد ، از جمله : فيلي ، شكسته ، خسرواني ، همچنين از آواز بيات ترك به راحتي مي شود به گوشه ي عراق افشاري مد گردي كرد .مثنوي ترك از مثنوي هاي رايج در بين مردم عادي مي باشد .

آواز افشاري  ديگر آواز از ملحقات شور است كه جناب ميرزا عبدالله چنين فرموده اند . شاهد يا تونيك آن درجه ي چهارم شور است . ناله و فغان در اين آواز به ويژه در درآمد و جامه دران به خوبي احساس مي شود . اما به گوشه ي عراق كه مي رسد ، انقلابي ديگر در آواز پديد مي آورد . عراق هشدار است ، عراق فرياد است ، عراق نهيب است . اتفاقاٌ چنانچه گوشه عراق را با شروع گوشه نهيب كه در دستگاه نوا است اجرا نماييم تاثير و زيبايي دو چندان پيدا مي كند . رحاب ( رهاوي ) و تخت طاقديس در آن كاملاٌ به دستگاه نوا نزديك مي شود . اصلاٌ بايد گفت افشاري از ملحقات دستگاه نواست . تونيك هر دو يكي است ، درجه چهارم شور .

مثنوي آن كه به مثنوي پيچ معروف است بسار زيبا و در عين حال بسيار مشكل . اهل طريقت مثنوي مولوي را بيشتر در گوشه مثنوي افشاري مي خوانند .

آواز دشتي چهارمين آوازي را كه جناب ميرزا عبدالله از ملحقات دستگاه شور قرار دادند آواز دشتي است . به ظاهر آواز دشتي غمگين است ، تعدادي از گوشه هاي آن از جمله غم انگيز ، دشتستاني مؤيد اين نظر است اما شادترين رنگ ها و چهار مضراب ها و تصنيف ها و همچنين تصنيف هاي حماسي در اين آواز است . عدم درك صحيح ما از دشتي آن را غمگين جلوه مي دهد . گوشه كوچه باغي آن آواز باباشمل ها و قلندر ها در تهران قديم بوده كه حتي اين گوشه به صورت ضرب المثل هم درآمده . سرود وطني اي ايران تصنيف از خون جوانان وطن لاله دميده مؤيد حماسي بودن اين آواز هم هست . قدما يعني در ايران قديم رديف فقط مجموعه يك سري آواز ها كه با شعر توام بوده نبوده است بلكه چهار مضراب و اصولاٌ قطعات ضربي هم جزئي از رديف موسيقي ملي به حساب مآمده . حافظ مي فرمايد :

مغني نواي طرب ساز كن                             به قول و غزل قصه آغاز كن

كه منظور از قول قطعه ضربي به خصوص فرمي از آن كه امروز به نام چهار مضراب ناميده مي شود مي باشد . با اين نگرش شادترين قول ها ( فرم ضربي رديف ) در آواز دشتي است . در آواز دشتي چند برابر همه دستگاهها رنگهاي شاد را موسيقي دانهاي از 200 سال قبل تا امروز ساخته اند .

 

دستگاه راست پنجگاه

 

فواصل دستگاه راست پنجگاه و ماهور كاملا بر هم منطبق هستند. گوشه هاي مشترك هم در اين دو دستگاه زياد است، مانند خسرواني،نغمه،دلكش،قرچه (gharache) ً ، راكها، زنگوله و ......

تونيك ماهور و راست پنجگاه يكي است.

 

 سوال اينجاست!!؟ با يكي بودن فواصل و تونيك پس همسان نبودن ملودي چگونه است؟

اگر درآمد را بررسي كنيم، درآمد ماهور از تونيك سير پايين رونده دارد و چهار درجه(چهار نت) پايين تر از تونيك ايست درآمد است و از اينجا به نت تونيك با يك سير صعودي درآمد خود را نمايان مي سازد، در صورتي كه درآمد راست پنجگاه حالت بالارونده نسبت به تونيك دارد و درجه دوم محلي است كه درآمد خود را در آن متجلي مي بيند.

اما دستگاه راست پنجگاه جمع همه ي رديف موسيقي سنتي ايران است. درآمد آن حالت ماهور، قرچه و عزال به شور، ليلي و مجنون و نوروزها در همايون، راكها حالت چهارگاه و البته گوشه هاي پنجگاه، سپهر، بيات عجم، مبرقع حالت خاص راست پنجگاه را در خود دارند.

به دليل مشكل بودن گرفتن پرده هاي اين دستگاه براي خوانندگان رديف آواز ايراني و از آنجا كه نوازندگان هم بايد تابع خواننده باشند، كارهاي اجرايي در اين دستگاه بسيار كم است. البته براي نوازندگان هم احساس در نوازندگي و صحيح نواختن و پرهيز از ابتذال در نوازندگي كه شرط صحيح نواختن ساز است باعث مي شود نوازندگان كمتري ميل به آموزش اين دستگاه از خود نشان مي دهند.

به اميد روزي كه در دستگاه  راست پنجگاه نيز مانند دستگاه شور هر نوازنده، آهنگساز و خواننده تجربه اي داشته باشد. اين تجربه به راست پنجگاه نيز منتقل شود و زيباييهاي منحصر به فرد اين دستگاه نيز به گوش خواستاران موسيقي سنتي ايران برسد.

به اميد آن روز.

 

دستگاه نوا

 

به روايت ميرزا عبدالله يكي از هفت دستگاه اصلي موسيقي ايراني است.تونيك آن درجه چهارم از تونيك شور است يعني چنانچه دستگاه شور را از سل اجرا نماييم نت دو تونيك نوا مي شود.بدون تغيير فواصل دستگاه شور و فقط با تغيير تونيك به درجه ي چهارم دستگاه نوا پديد مي آيد . دستگاه نوا عرفان است ، لازم به گفتن است كه بدانيم عرفان ريشه در مذهب ندارد بلكه از حدود 4 تا 6 هزار قبل عرفان از هند به ساير نقاط دنياي آن زمان و اكنون راه پيدا كرد.در دستگاه نوا آرامش عجيبي حاكم است به نظر مي رسد هر كس هر نوع هيجاني داشته باشد چه هيجان غم افزا چه هيجانات شادي آور ، با شنيدن دستگاه نوا به حالت طبيعي و اوليه رواني دست پيدا مي كند.

تعدادي از گوشه هاي اين دستگاه در دستگاههاي ديگر هم وجود دارد و حتي حالتشان با هم يكي است مانند گوشه عراق كه در آواز افشاري هم نواخته مي شود ، براي نخستين بار استاد محمود كريمي كه يكي از مفاخر بزرگ آواز موسيقي ايران است گوشه سازي (نغمه) در نوا را به حالت آوازي در آوردند و مي توان گفت مبتكر برگرداندن گوشه هاي سازي به آوازي ايشان بودند.

تعدادي از گوشه هاي نوا مخصوص نوا است مانند مجسلي(majosli)،عشيران(ashiran)،گوشت(gavesht) ،نهفت،گردانيه.

براي خوانندگان آواز ايراني گرفتن پرده هاي درست نوا بسيار مشكل است ، ولي براي نوازندگان اين مشكل كمتر وجود دارد ، به خاطر همين مشكل و ريزه كاري ها و ظرايف و دقايقي كه در اين دستگاه است كمتر خواننده اي سعي در اجراي دستگاه نوا دارد.

مي توان گفت شنيدن اين دستگاه براي عموم مردم هم چندان مورد پسند نيست (آن را بايد دستگاه خاصي ناميد) . اهل موسيقي و عرفانند كه بنشينند،بشنوند،بنوازند و لذت روحي چند برابر ببرند.

دستگاه ماهور

يكي از هفت دستكاه اصلي به روايت ميرزا عبدالله ميباشد كه فواصل آن با گام بزرگ ( ماژور) موسيقي معروف به كلاسيك يكي است ، البته اين فواصل تا گوشه شكسته يكي است و از گوشه شكسته بايد علامات عرضي وارد دستگاه ماهور كنيم تا بتوانيم گوشه هاي مختلف اين دستگاه را اجرا نماييم ، گوشه ي دلكش دستگاه ماهور چنان با گوشه شهناز شور نزديك است كه گاهي اوقاات براي موسيقي دانها تشخيص آنها مشكل است . جمله معروفي مرحوم تاج اصفهاني دارند كه مي فرمايند :

دلكشي خوانديم كه شهناز نشود

پس مي شود از گوشه دلكش ماهور به دستگاه شور رفت و گوشه هاي بعد از شهناز شور مانند قرچه ، حسيني ، عزال و ..... را اجرا نمود . همچنين گوشه هاي مختلف راك هم با دستگاه چهارگاه و هم با آواز بيات اصفهان تشابهاتي دارد . اين دستگاه كاملاٌ مفرح و نشاط آور مي باشد ، هم گوشه هاي آوازي آن با نشاط است و هم گوشه هاي غير آوازي آن . از نظر تعداد گوشه ها ، دستگاه ماهور بيشترين گوشه ها را دارا مي باشد . البته به رغم تعدادي از موسيقي دانها كه دستگاه شور را وسيع ترين دستگاه از نظر تعداد گوشه مي دانند بايد توجه داشت كه دستگاه شور و ملحقات آن كه شامل آوازهاي دشتي ، افشاري ، بيات ترك و ابوعطا است وسيع ترين مي باشد ولي خود دستگاه شور به تنهايي وسيع ترين دستگاه ايراني نيست .

كلنل وزيري موسيقي دان برجسته دهه هاي اخير معتقد بودند كه دستگاه راست پنج گاه از ملحقات دستگاه ماهور مي توند باشد . دلايل ايشان مجالي در اين نوشتار ندارد چون بحث مفصلي را در پي دارد از حوصله اينن نوشتار خارج است

بحثي پيرامون آوازها و ملحقات دستگاه شور و دستگاه همايون :

جناب ميرزا عبدالله بر اساس فواصل موجود دستگاه شور و با تغيير نت شاهد اين دستگاه ،‌4 آواز ابوعطا،ترك،افشاري و دشتي و با تغيير نت شاهد همايون آواز اصفهان را تدوين نمود .

آواز ابوعطا نت شاهد و حتي محسوس آن درجه دوم شور قرار مي گيرد كه اين درجه دوم شور حتماً داراي علامت ربع پرده است . حالت ابوعطا در بعضي مواقع از درآمد به دستگاه نوا نزديك مي شود ، نمي شود گفت ابوعطا آوازي است حزن آور اما رگه هايي از حزن هم در آن ديده مي شود . گوشه سيخي (sayakhi) و به ويژه سيخي ضربي داراي هيجاني است كه شنونده را سخت تحت تاثير قرار مي دهد . اين هيجان اميدواري را در انسان بيشتر مي كند . گوشه حجاز ابوعطا قرابتي با آواز دشتي دارد . همچنين با اين قرابت باعزال و نهفت نوا هم پديدار ميگردد. گوشه چهارباغ آن داراي پند و اندرز است همچنين اگر به صورت ضربي اجرا گردد نشاط و فرح انگيزي را در انسان نمودار مي سازد .

آواز بيات ترك  حالت ويژه اي را نمي شود در اين آواز بيان نمود تنها مي توان گفت بيات ترك ، بيات ترك است . به نظر اين جانب چنانچه آواز ترك را از ملحقات ماهور بدانيم درست تر مي باشد تا از ملحقات شور . چندين سال قبل اين موضوع را اينجانب براي هنرجويان سنتور خود با ذكر دليل كافي ابراز داشتم اما از بازگو كردن آن در مجامع خودداري نمودم تا اينكه استاد حاتم عسگري هم در برنامه ي آموزش خود كه از راديو فرهنگ برنامه نيستان پخش مي شود هم چنين نظريه اي را ابراز داشتند ، از اين به بعد بود كه اينجانب هم نظريه خود را در مورد آواز بيات ترك در مجامع ابراز داشتم . نت شاهد يا به عبارتي بهتر تونيك آن درجه سوم شور است . گوشه هاي مشتركي با دستگاه ماهور دارد ، از جمله : فيلي ، شكسته ، خسرواني ، همچنين از آواز بيات ترك به راحتي مي شود به گوشه ي عراق افشاري مد گردي كرد .مثنوي ترك از مثنوي هاي رايج در بين مردم عادي مي باشد .

آواز افشاري  ديگر آواز از ملحقات شور است كه جناب ميرزا عبدالله چنين فرموده اند . شاهد يا تونيك آن درجه ي چهارم شور است . ناله و فغان در اين آواز به ويژه در درآمد و جامه دران به خوبي احساس مي شود . اما به گوشه ي عراق كه مي رسد ، انقلابي ديگر در آواز پديد مي آورد . عراق هشدار است ، عراق فرياد است ، عراق نهيب است . اتفاقاٌ چنانچه گوشه عراق را با شروع گوشه نهيب كه در دستگاه نوا است اجرا نماييم تاثير و زيبايي دو چندان پيدا مي كند . رحاب ( رهاوي ) و تخت طاقديس در آن كاملاٌ به دستگاه نوا نزديك مي شود . اصلاٌ بايد گفت افشاري از ملحقات دستگاه نواست . تونيك هر دو يكي است ، درجه چهارم شور .

مثنوي آن كه به مثنوي پيچ معروف است بسار زيبا و در عين حال بسيار مشكل . اهل طريقت مثنوي مولوي را بيشتر در گوشه مثنوي افشاري مي خوانند .

آواز دشتي چهارمين آوازي را كه جناب ميرزا عبدالله از ملحقات دستگاه شور قرار دادند آواز دشتي است . به ظاهر آواز دشتي غمگين است ، تعدادي از گوشه هاي آن از جمله غم انگيز ، دشتستاني مؤيد اين نظر است اما شادترين رنگ ها و چهار مضراب ها و تصنيف ها و همچنين تصنيف هاي حماسي در اين آواز است . عدم درك صحيح ما از دشتي آن را غمگين جلوه مي دهد . گوشه كوچه باغي آن آواز باباشمل ها و قلندر ها در تهران قديم بوده كه حتي اين گوشه به صورت ضرب المثل هم درآمده . سرود وطني اي ايران تصنيف از خون جوانان وطن لاله دميده مؤيد حماسي بودن اين آواز هم هست . قدما يعني در ايران قديم رديف فقط مجموعه يك سري آواز ها كه با شعر توام بوده نبوده است بلكه چهار مضراب و اصولاٌ قطعات ضربي هم جزئي از رديف موسيقي ملي به حساب مآمده . حافظ مي فرمايد :

مغني نواي طرب ساز كن                             به قول و غزل قصه آغاز كن

كه منظور از قول قطعه ضربي به خصوص فرمي از آن كه امروز به نام چهار مضراب ناميده مي شود مي باشد . با اين نگرش شادترين قول ها ( فرم ضربي رديف ) در آواز دشتي است . در آواز دشتي چند برابر همه دستگاهها رنگهاي شاد را موسيقي دانهاي از 200 سال قبل تا امروز ساخته اند .

                                  دستگاه چهارگاه

 

طبق نظر ميرزا عبدالله چهارگاه يكي از هفت دستگاه اصلي رديف موسيقي ايران است. چهارگاه دستگاهي است منحصر به فرد از اين نظر كه مي توان گفت روح فرهنگ ايراني در چهارگاه متجلي است .

از آنجا كه ايرانيان باستان مردماني بودند سخت كوش در زندگي و اين سخت كوشي و عدم راحت طلبي در تمام شئونات زندگي آنها رسوخ پيدا كرده بود روح سلحشوري و جنگاوري با دشمن از ويژگي هاي ايرانيان باستان بوده . موسيقي اين حالات در چهارگاه متجلي است. گوشه هاي درآمد،حصار،رجز(ارجوزه) مؤيد اين نظر است كه گوشه هايي هستند كاملا حماسي اما در كنار اين خصلت عشق هم در اين دستگاه جاي پايي دارد . گوشه ي زابل تمنايي است از عاشق به معشوق و گوشه ي منصوري شايد گلايه ي عاشق است از معشوق .  به هر جهت روح ايراني در دستگاه چهارگاه كاملا هويدا است .

 من به جرات ميگويم اگر كسي ايران را ميخواهد بشناسد بايد موسيقي آن و به خصوص دستگاه چهارگاه را بشناسد . از نظر تئوري و علمي هم هرگاه درجات دوم و ششم گام بزرگ ( ماهور ) ربع پرده كم شود ماهور به چهارگاه تغيير ملودي ميدهد . درجات تونيك آنها يكي است و جالب اين كه چهارگاه هم مانند ماهور از دو دانگ مساوي و يك پرده ميان دانگ تشكيل شده است .

 

 

دو (2/1 پرده) سي (4/5 پرده) (كرن) لا(4/3 پرده) سل (1 پرده) فا (2/1 پرده) مي (4/5 پرده) (كرن)ر ) ۳/۴پرده) دو

 

                 دانگ دوم                    ميان دانگ                     دانگ اول

 

 

بعضي از گوشه هاي دستگاه ماهور‌( راك ها ) حالت چهارگاه را در ابتداي ملودي خود تداعي مي كنند . موسيقي دان هاي قديم معتقد بودند كه گرفتن پرده هاي نوا ،‌راست پنجگاه و چهارگاه براي خوانندگان مشكل است صحيح هم مي باشد چون دستگاه چهارگاه نزديكي ملوديك به دستگاه سه گاه دارد و گوشه هاي آنها در بيشتر موارد اسامي مشترك دارند مانند: زابل،مويه،مخالف،هدي،پهلوي،رجز،حصار .

                    دستگاه سه گاه

 

قبل از پرداختن به كيفيت و چگونگي دستگاه سه گاه لازم است يادآوري مختصري در باب كلمه گاه و پيشوند آن كه از يك شروع و به پنج ختم مي شود بنماييم .

به نظر مي رسد در موسيقي قذيم ايران گاه مفهوم ويژه اي داشته امروزهم گوشه اي به نام دوگاه در بيات ترك همچنين دستگاههاي سه گاه ، چهارگاه ، راست پنج گاه و همين طور گوشه پنجگاه كه در دستگاه راست پنج گاه است موجود مي باشد . استنباط اهل موسيقي بر اين است كه چون اين گاهها از دو تا پنج در موسيقي امروزي ايران است حتماً مقام يك گاه آن در موسيقي قديم وجود داشته چون ما هر چه را شروع به شمارش مي كنيم از يك شروع مي كنيم نه از دو .

راجع به اين موضوع مرحوم مرتضي حنانه در كتاب گام هاي گمشده توضيح فراواني ابراز داشته اند  . حال به بررسي دستگاه سه گاه مي پردازيم . از نظر تئوري اين دستگاه را مي توان از روي دستگاه شور بوجود آورد ، به اين ترتيب كه هرگاه درجه پنجم دستگاه شور را ربع پرده (4/1 پرده ) كم كنيم  و تونيك را درجه دوم شور قرار دهيم دستگاه شور به سه گاه انتقال مي يابد .اين حالت به وسيله محور چنين مي شود ( چنانچه تونيك دستگاه شور را نت سل قرار دهيم . )

 

 

SOL(۱پرده)FA(۱پرده)(بمل) ME(۱/۲پرده)RE (۱ پرده)DO (1 پرده)(بمل)SI (۳/۴ پرده)(كرن)LA ۳/۴ پرده) SOL

 

SOL (۱پرده)FA (۱پرده)  (بمل) ME( ۳/۴پرده)(كرن)RE  (۳/۴ پرده)DO  (۱پرده) (بمل)SI (۳/۴ پرده) (كرن)LA

 

 

چنانچه از محور نوشته شده پيداست در دستگاه سه گاه فاصله نيم پرده وجود ندارد و همينطور دستگاه سه گاه به اصطلاح موسيقي دانها روي ربع پرده بسته مي شود يعني اينكه تونيك آن داراي علامت ربع پرده است و اين علامت به واسطه ي آن است كه تونيك سه گاه چون درجه دوم دستگاه شور است و اين درجه حتماً داراي علامت ربع پرده است و تونيك دستگاه  سه گاه قرار مي گيرد . خصوصيات اين دستگاه چنين است : داراي حزن و اندوه و همچنين در گوشه رجز حالتي حماسي به خود مي گيرد كه اين گوشه را معمولاً از اشعار شاهنامه انتخاب مي كنند از گوشه زابل اين دستگاه به راحتي مي توان به آواز افشاري و گوشه شهناز شور انتقال پيدا نمود . گوشه هاي اين دستگاه و چهارگاه اغلب مشترك بوده و حال و هواي يكساني دارند با اين تفاوت كه حالات حماسي چهارگاه و حالات حزن و اندوه سه گاه در ملودي ها كاملاً پيداست .

 

 

 دستگاه همايون

                                        دستگاه همايون 

 

يكي از هفت دستگاه اصلي موسيقي ايراني به روايت ميرزا عبدالله است . حالت عرفاني ويژه اي دارد . صلابت ، قدرت ، تفكر ، پند و اندرز و خلاصه ويژگي هاي يك انسان كامل در دستگاه همايون نهفته است . به نظر اينجانب روح موسيقي ايراني در دستگاه همايون است . بداهه نوازي كه اولين اصل موسيقي ايراني است در درآمدهاي اين دستگاه به خوبي قابل اجرا ست و نوازنده ي توانا و آگاه به موسيقي رديف و همچنين با تكنيك مي تواند به مدت زمان طولاني در درامدهاي دستگاه همايون بداهه نوازي كند بدون آنكه ملودي تكراري در نوازندگي او پيدا شود . بعضي از گوشه هاي محلي موسيقي نواحي ايران وارد اين دستگاه شده از جمله گوشه بختياري و گوشه دزفولي .

بعضي از نوازندگان كه به نظر اينجانب شايستگي لازم جهت تاثير گذاري مثبت بر هنرجويان موسيقي را ندارند ابراز مي دارند كه فواصل موسيقي ايران قديم غير از اكنون است . اين موضوع بحثي را مي طلبد كه در اين نوشته مجال آن نيست و نتيجه مي گيرند كه فواصل دستگاه همايون در قديم با فواصي امروز يكسان نبوده . بدعتي غلط است كه شايد در نوشتاري ديگر به غلط بودن آن از نظر علمي پرداخته شود .

چنانجه دستگاه همايون را از نت سل بنوازيم فواصل آن با زباني كه هنرجوي تازه رديف نواز آن را درك كند چنين است .

 

SOL (1 پرده) FA (1 پرده)  (بمل) ME( )  2/1 پرده)RE   (1 پرده)DO  (2/1 پرده) (بكار)SI  (4/5 پرده) (كرن)LA )4/3 پرده)  SOL  

 

اين آقايان فواصل را اينگونه تعيين مي كنند .

 

 

SOL (1 پرده) FA (1 پرده)  (بمل) ME( )  2/1 پرده)RE   (1 پرده)DO  (4/3 پرده) (كرن)SI  (1 پرده) (كرن)LA )4/3 پرده)  SOL 

 

چنانچه مشاهده مي شود اختلاف در درجه سوم ( نت سي ) است كه فاصله ي دوم 4/5 و فاصله سوم 2/1 پرده مي باشد . حال آقايان فاصله دوم را 1 پرده و فاصله سوم را 4/3 پرده مي دانند . سوال اين است : با اين فاصله چه فرقي است ميان همايون و مخالف سه گاه از mi)  كرن)؟  كه گوشه مخالف آن با همين فواصل اجرا مي شود . ملودي ارائه شده با فواصل گفته شده آقايان تحقيقا" مخالف سه گاه است كه در دستگاه همايون نواخته مي شود . شنيدن ساز نوازندگان محلي پيش كسوت مؤيد نظريه همايون اولي است نه دومي .

بيات اصفهان به روايت ميرزا عبدالله آواز دستگاه همايون است كه شاهد آن درجه چهارم همايون مي شود ( مثال : همايون سل – اصفهان دو ).

نكته اي كه در دستگاه همايون بسيار جالب است اين كه دستگاه همايون را با دو تونيك پشت سر هم مي توان اجرا كرد. با اين تفاوت كه درجه سوم زير تونيك آن تغيير مي كند  . چنانچه فاصله دوم زير تونيك را 2/1 پرده فرض كنيم تونيك، درجه دوم زير تونيك است و چنانچه فاصله دوم زير تونيك را 4/3 پرده فرض كنيم تونيك همايون هماني است كه تونيك شور است.

 

 ( نت شروع هر گام يا مايه را تونيك مي گويند.)

 

SOL (1 پرده) FA (1 پرده)  (بمل) ME( )  2/1 پرده)RE   (1 پرده)DO  (2/1 پرده) (بكار)SI  (4/5 پرده) (كرن)LA )4/3 پرده)  SOL

 

 

SOL (1 پرده) FA (1 پرده)  (بمل) ME( 2/1 پرده)RE   (1 پرده)DO  (2/1 پرده) (بكار)SI  (4/5 پرده) (كرن)LA )4/3 پرده)  SOL (1 پرده) FA (تونيك) ( 2/1 پرده) (بكار) ME

 

 

SOL (1 پرده) FA (1 پرده)  (بمل) ME( 2/1 پرده)RE   (1 پرده)DO  (2/1 پرده) (بكار)SI  (4/5 پرده) (كرن)LA )4/3 پرده) (تونيك)  SOL (1 پرده) FA ( 2/1 پرده) (كرن) ME

 

حالات اصفهان غم است اما غم عشق و غم فراق . غمي كه بسيار شيرين است . بعضي از موسيقي دانان گوشه شوشتري را يك آواز مستقل در دستگاه همايون مي دانند اما اكثريت موسيقي دانان شوشتري را يك گوشه در اين دستگاه مي دانند .

 

 

به نقل ازابراهيم حسيني

!! نوشته شده توسط آزاد | 20:37 | یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 •

ای ایران

سرود " اي ايران" يا سرود ملي غير رسمي ايران دقيقا در 27 مهر ماه 1323 در تالار دبستان نظامي ( دانشکده افسري فعلي ) و در حضور جمعي از چهره هاي فعال در موسيقي ايران متولد شد. شعر اين سرود را "دکتر حسين گل گلاب" استاد دانشگاه تهران سروده بود و از ويژگيهاي آن اول اين است که تک تک واژه هاي به کار رفته در اين سروده فارسي است و در هيچ يک از ابيات آن کلمه عربي يا غير فارسي وجود ندارد . سراسر هر سه بند سرود سرشار از واژه هاي خوش تراش فارسي است ، زبان پاکيزه اي که هيچ واژه ي بيگانه در آن راه پيدا نکرده است.و با اين همه هيچ وتژه اي نيز در آن مهجور و ناشناخته نيست و دريافت متن را دشوار نمي سازد.

دومين ويژگي سرود اي ايران در بافت و ساختار شعر آن است به گونه اي که تمامي گروه هاي سني ، از کودک تا بزرگسال مي توانند آن را اجرا کنند. همين ويژگي سبب شده تا اين سرود در تمامي مراکز آموزشي و حتي کودکستان ها قابليت اجرا داشته باشد.

و بالاخره سومين سومين ويژگي اي که براي اين سرود قائل شده اند ، فراگيري اين سرود به لحاظ امکانات اجرايي است که به هر گروه يا فرد امکان مي دهد تا بدون ساز و آلات و ادوات موسيقي نيز بتوان آن را اجرا کنند.

 

آهنگ اين سرود که در آواز دشتي خلق شده ، از ساخته هاي استاد "روح اله خالقي" است . ملودي اصلي و پايه اي کار از برخي نغمه هاي موسيقي بختياري که از فضايي حماسي برخوردار است ، گرفته شده.

 

اين سرود در اجراي نخست خود به صورت کر خوانده شده ، اما ساختار محکم شعر و موسيقي آن سبب شد تا در دهه هاي بعد خوانندگان مطرحي مانند "غلامحسين بنان" و نيز "اسفنديار قره باغي" آن را به صورت تک خواني هم اجرا کنند.

 

در سالهاي پس از انقلاب ، اين سرود براي مدت کوتاهي به عنوان "سرود ملي" از راديو و تلويزيون ايران پخش مي شد، اما با سيطره گرايشهاي ضد ملي گرايي، اين سرود هم چند سالي از رسانه هاي داخلي حذف شد تا در دهه اخير که باز در مناسبت هاي مختلف تاريخي ، آن را مي شنويم.

قبل از پرداختن به سابقه و تاريخچه اولين « سرود ملي » در ايران شايد بد نباشد اشاره هاي کنيم به آنچه که در زمان « ناصرالدين شاه » به عنوان « سلام شاهي » اجرا مي شده و آن قطعه موسيقي بدون کلامي بوده که به سفارش پادشاه اسلام پناه ، توسط ژنرال نظامي موسيو « لومر » فرانسوي ، مدير « شعبه موزيک » ، در « مدرسه دارالفنون » ساخته شده بود . اين قطعه موسيقي که در همان زمان روي صفحه گرامافون هم ضبط شد را در مراسم رسمي و سلام شاهنشاهي مي نواختند. پنجاه سالي بعد در زمان حکومت « رضا شاه » چيزي شبيه به همين « سلام شاهي » دوران قاجاريه را به نام « سرود ملي » ، و بعد از او در دوره سلطنت پسرش « محمدرضا شاه » ، آن را « سرود شاهنشاهي » نام گذاري کردند .


اما تاريخچه اولين « سرود شاهنشاهي » در ايران ، به نوعي با سابقه فعاليت و تاريخچه تشکيل « انجمن هاي ادبي » در آن کشور ، مربوط است. تشکيل انجمن هاي ادبي از اوايل مشروطيت متداول شد . در آن زمان « وثوق الدوله » که علاقه زيادي به شعر و ادبيات فارسي داشت ، جلساتي براي موضوعات ادبي تشکيل داده بود. اين انجمن ها در اوايل حکومت رضا شاه رونق گرفت و در حدود هفده انجمن ادبي در تهران تشکيل مي شد. از جمله انجمن ادبي « حکيم نظامي » در منزل « وحيد دستگردي » در روزهاي چهارشنبه در خيابان عين الدوله [ ايران ] ، « انجمن دانشوران » در روزهاي شنبه در منزل « شاهزاده سيف اله ميرزا » در منيريه و انجمن ادبي « شيخ الرئيس » در شبهاي جمعه « شيخ الرئيس » که نام اصلي او « شاهزاده محمد هاشم ميرزا افسر » بود .قبلا در خراسان معلم « عبدالحسين تيمورتاش » بود که بعدا به سمت نماينده مجلس انتخاب شد و به تهران آمد و اين انجمن را تشکيل داد. « ملک الشعراي بهار»  » ،رشيد ياسمي » ، « عباس اقبال آشتياني » ،  « سعيد نفيسي » و « تيمور تاش » هم هر هفته به اتفاق انجمني داشتند به نام « انجمن دانشکده» که مطالب مورد بحث در آن انجمن ، نخست ادبي بود و کمي بعد تر مباحث سياسي شد.

 

باري مهمترين انجمن آن روزها « انجمن ادبي ايران » بود که « وحيد دستگردي » ، « شاهزاده افسر » ، « اديب السلطنه سميعي » ، « حاج ميرزا يحيي دولت آبادي » ، « صادق سرمد » ، « محمدحسين شهريار » ، « پارسا تويسرکاني » ، « پروين اعتصامي » و « پژمان بختياري » تشکيل داده بودند.

 

دکتر « رضا نيازمند » در مطالبي با عنوان «  انجمن ادبي ايران و ماجراي آفرينش سرود شاهنشاهي »  منتشر شده و در فصلنامه « ره آورد » که به سر دبيري « حسن شهباز » در آمريکا به چاپ مي رسد ، مي نويسد:

 

در اين موقع رضا شاه تصميم گرفت به مسافرت ترکيه برود . به او اطلاع دادند که در آنجا براي او « سرود ملي » خواهند نواخت . چون ايران سرود ملي نداشت ، رضا شاه دستور داد که به « انجمن ادبي ايران » تکليف کنند سرود ملي تهيه شود. موضوع در انجمن مطرح شد ، ولي اعضا نمي دانستند که چگونه سرود ملي تهيه نمايند . ابتدا تصميم گرفتند که به سرود هاي ساير ممالک گوش دهند تا معاوم شود اصولا سرود ملي چيست ، متضمن چه مطالبي است . سپس شعرهايي بسرايند و با آهنگ بياميزند. قرار شد آقاي « مين باشيان » در انجمن حضور يابند و در اين مورد راهنمايي کنند. آقاي « مين باشيان » [ غلامرضا خان سالار معزز ] در مدرسه موزيک که شعبه اي از دارالفنون بود ، تحت نظر موسيو لومر فرنسوي ، تحصيل موسيقي کرده بود و سپس معام موسيقي و بعد ها رياست کل موزيک نظام را به عهده داشت.

 

در جلسه انجمن قرار شد « شاهزاده محمد هاشم ميرزا افسر » و « مين باشيان » با هم سروده را بسازند .بدين ترتيب که شعر آن را « شاهزاده افسر » تهيه کند و آهنگ را « مين باشيان » و به زودي سرود شاهنشاهي آماده شد و به دربار تقديم گرديد که به نظر رضا شاه برسد. شاه پس از شنيدن شعر و آهنگ ، دو جاي آن را اصلاح کرد !! يکي اينکه گفته شده بود : « از اجنبي جان مي ستانيم » که رضا شاه گفت : « از دشمنان جان مي ستانيم » و ديگري کلمه « شهنشه » بود که گفته شده بود : « شهنشه ما زنده بادا » که رضا شاه به « شاهنشه ما زنده بادا » تغيير داد و بدين طريق سرود ملي ايران تهيه گرديد. 

داستاني که در زير نقل مي گردد مربوط به دانشجويان ايراني است که در دوران سلطنت « احمد قاجار » براي تحصيلات به آلمان رفته بودند و آقاي « دکتر جلال گنجي » فرزند مرحوم « سالار معتمد گنجي نيشابوري » براي نگارنده نقل کرد :
ما هشت دانشجوي ايراني بوديم در آلمان که در عهد احمد شاه تحصيل مي کرديم . روزي رئيس دانشگاه به ما اعلام نمود که همه دانشجويان خارجي بايد از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند و سرود ملي کشور خودشان را بخوانند . ما بهانه آورديم که عده مان کم است . گفت : اهميت ندارد ، از برخي از کشور ها فقط يک دانشجو در اينجا تحصيل مي کند و همان يک نفر پرچم کشور خود را حمل خواهد کردو سرود ملي خود را خواهد خواند . چاره اي نداشتيم . همه ايراني ها دور هم جمع شديم و گفتيم ما که سرود ملي نداريم، و پس چه بايد کرد؟ وقت هم نيست که از نيشابور و پدرمان بپرسيم به راستي ازا گرفته بوديم که مشکلمان را چگونه حل کنيم . يکي از دوستان گفت اينها که فارسي نمي دانند . چه طور است شعر و آهنگي را سر هم بکنيم  و بخوانيم و بگوييم همين سرود ملي ماست. کسي نيست که سرود ملي ما را بداند و اعتراض کند. اشعار مختلفي را که از سعدي و حافظ مي دانستيم با هم تبادل کرديم . اما اين شعر ها آهنگين نبود و نمي شد به صورت سرود خواند. بالاخره من ( دکتر گنجي ) گفتم بچه ها عمو سبزي فروش را بلديد؟ گفتند بله . گفتم هم آهنگين است هم ساده و کوتاه . بچه ها گفتند آخه عمو سبزي فروش که سرود نمي شود . گفتم بچه ها گوش کنيد و خودم با صداي بلند و خيلي جدي شروع به خواندن کردم: « عمو سبزي فروش . . . بله. سبزي کم فروش . . . بله . سبزي خوب داري ؟ . . . بله » فرياد شادي از بچه ها برخاست و شروع به تمرين نموديم . بيشتر تکيه شعر روي کلمه « بله » بود که همه با صداي بم و زير مي خوانديم . همه شعر را مي دانستيم. با توافق همديگر سرود ملي به اين صورت تدوين شد:

عمو سبزي فروش ! . . . بله .

سبزي کم فروش ! . . . بله .

سبزي خوب داري؟ . . . بله .

خيلي خوب داري؟ . . . بله .

عمو سبزي فروش ! . . . بله .

سيب کالک داري ؟ . . . بله .

زالزالک داري ؟ . . . بله .

سبزيت باريکه ؟ . . . بله .

شبهات تاريکه ؟ . . . بله .

عمو سبزي فروش ! . . . بله .

 

اين را چند بار تمرين کرديم . روز رژه ، با يونيفرم يک شکل و يک رنگ از مقابل امپراطور آلمان ، « عمو سبزي فروش » خوانان رژه رفتيم . پشت سر ما دانشجويان ايرلندي در حرکت بودند از « بله » گفتن ما به هيجان آمدند و « بله » را با ما همصدا شدند به طوري که صداي « بله » در استاديوم طنين انداز شد و امپراطور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان به خير گذشت.

 

پانويس هاي مربوط به سرود ملي:

«  حسينعلي ملاح » استاد و از بزرگان موسيقي ايران در بخشي از خاطرات خود ، با عنوان « سرود ملي ايران و چگونگي ابداع آن » ، درباره چگونگي ساختن سرود ملي که به دستور رضا شاه انجام شد مي نويسد:

هنگام ساختن اين سرود ، ستوان « نجمي » با ساز قره ني ( کلارينت ( آهنگ را مي نواخت و شعر آن ساخته مي شد ، اشهار اين شود در سه قسمت ( سه بند يا پاره ) است . نخست سرود شاهنشاهي است که مرحوم « شيخ الرئيس افسر » ساخته . قسمت دوم آن « سرود پرچم » بوده که سراينده آن « پارسا تويسرکاني » است و قسمت سوم آن « سرود ملي » است که گوينده اين قسمت نيز « شيخ الرئيس افسر » است.

دو ماهي بعد از وقايع شهريور 1320 ، « روزنامه اطلاعات » به تاريخ 13 آبان ماه 1320 نامه اي از يکي از خوانندگان خود به نام « جهانگير افخمي » را به چاپ رساند . ايشان در نامه کوتاه خود خواستار سرود ملي شده و مي نويسد :

«  همه مي دانيم که سرود ملي براي هر ملت زنده لازم است تا به وسيله آن ، احساسات ملت تحريک و تهييج شود . بنده مدتي است که راجع به سرود ملي با عده زيادي صحبت کرده ام و همه را با خود هم عقيده ديدم . از اين جهت من به نام عده اي بي شمار که شايد تمامي اهالي کشور باشند از رياست  اداره موسيقي کشور خواستارم که براي ما سرود ملي بسازند. با اطلاعات کافي که آقاي « علينقي وزيري » در اين فن دارند ، با کمال بي صبري انتظار اعلام سرود ملي را در برنامه راديو تهران داريم.

اين پيشنهاد در حقيقت به معني اعتراض به سرود شاهنشاهي بود اما از آنجا که سياست متفقين اين بود که هيچ چيزي تغيير نکند ، سرود شاهنشاهي هم به عنوان سرود ملي تا سقوط سلسله ي پهلوي باقي ماند. ليکن سرود اي ايران در مدارس جزو درس موسيقي بود و توسط دانش آموزان خوانده مي شد.

راديو نبز از آن در برنامه هاي خود استفاده مي کرد، ولي سرود رسمي همان سرود شاهنشاهي بود که عصر پهلوي را «  صد ره بهتر از عهد باستان » توصيف مي کرد. « جهانگير افخمي » بعدها نماينده روزنامه اطلاعات در نيويورک شد .

پانويس هاي مربوط به سرود شاهنشاهي :

در دهه هاي آخر از حکومت سابق ، اجراي سرود شاهنشاهي امري معمول بود که در مناسبتهاي مختلف انجام مي شد. جا افتاده ترين آنها ، پخش اين سرود در شروع و پايان برنامه هاي روزانه راديو و تلويزيون آن زمان و نابه جا ترينشان ، پخش آن در شروع هر سانس فيلم در سينما هاي ايران بود . امري که بنا به دستور به استثناي زناني که در دو ماه آخر بارداري خود بودند ، همه از پير و جوان ، مرد و زن ، از خرد و کلان بايد که از صندلي هاي خود برخاسته و به حالت « ايست – خبردار » تا پايان سرود مي ايستادند. در تبصره آن بخشنامه آمده بو د، سربازان و افراد نظامي که با لباس و کلاه در سالن نمايش فيلم حضور دارند ، در زمان نواختن سرود شاهنشاهي ، موظف به اجراي سلام نظامي ( اشاره با انگشتان دست راست بر بالاي شقيقه ) هستند.

در کتابي که با عنوان « مظفر بقايي به روايت اسناد ساواک » منتشر شده ، سندي از « گزارش اطلاعات داخلي » به شماره 62د- 1 و تاريخ 29/11/1337 به چاپ رسيده که در قسمتي از آن ، خبر چين ساواک گزارش مي دهد:

 

«  هاشمي يزدي » به « سرهنگ رحيمي » اظهار داشت : شما حالا با اين دستگاه مخالف هستيد؟ « سرهنگ رحيمي » اظهار داشت : صد در صد با اين دستگاه امروز مملکت مخالفم و هر وقت هم به سينما مي روم اينقدر در بيرون سالن منتظر مي مانم تا سرود شاهنشاهي تمام شود و مجبور نشوم در سالن جلوي عکس قبله عالم بلند شوم و بغض من به اين دستگاه ظالم پرور به قدري زياد است که تا کار خود را انجام ندهم ، راحت نمي شوم .

 از ديگر خاطراتي که مربوط به اجراي سرود شاهنشاهي در سينما ها مي شود خاطره اي است از « صادق هدايت » نويسنده معاصر ، به اين شرح که : شبي همراه با چند تن از دوستانش  به سينما مي رود . نواختن سرود شاهنشاهي که شروع مي شود همه برپا مي شوند ولي او نه . همانطور که برجاي خود نشسته پاسبان ناظر در سالن سينما به سروقتش مي آيد که مگر نمي شنوي سرود شاهنشاهي مي زند؟ او هم با بي حوصلگي جواب مي دهد : نه سرکار من گوش موسيقي ندارم.

 

!! نوشته شده توسط آزاد | 17:26 | یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 •

شناسایی گوشه ها

اين پرسش بسياري از نو هنرآموزان است که چگونه مي توان گوشه ها را از همديگر باز شناخت ؟
اصولا مي توان گوشه را به سه دسته تقسيم کرد :

1- گوشه هاي اصلي
: که بر يک نت ويژه تاکيد مي کنند .
از آنجا که گام هر دستگاهي طبيعتا از هفت نت تشکيل مي شود هر دستگاهي مي تواند داراي هفت گوشه اصلي نيز باشد که هميشه اولين گوشه را که تاکيد بر اولين نت گام ميکند را " درآمد " مي نامند و گوشه هاي ديگر را گذشتگان بر اساسي که علت بسياري از آنها متاسفانه امروزه بر ما نامعلوم است نامگذاري کرده اند . براي مثال نت دوم گام ماهور گوشه " داد " ناميده شده است .
ولي البته جاي بعضي گوشه ها نيز مانند جدول تناوبي مندليف که نخست بسياري از خانه هاي آن خالي بود و سپس کشف شد اکنون خالي است براي نمونه استاد وزيري براي نت دوم گام چهارگاه گوشه اي اختراع کرده اند ( نقل قول و اجرا از آقاي کيوان ساکت در برنامه نيستان راديو فرهنگ )
وبژگي گوشه هاي اصلي اين است که خود داراي گوشه هاي فرعي مي باشند مثلا :
گوشه چکاوک در همايون شامل ني داوود، گوشه حجار در ابو عطا شامل چهار پاره .یاخود گوشه درآمد که معمولا در آن نغمه نیز خوانده می شود
2- گوشه هاي اصلی با ویژگی مرکب خوانی:
از اين گوشه ها براي گردش در آواز یادیگر دستگاهها استفاده ميشود ، مانند :
گوشه دلکش در ماهور براي رفتن به شور
گوشه شکسته در ماهور و بيات ترک براي رفتن به افشاري وبالعکس
گوشه راک در ماهور براي رفتن به بيات اصفهان
گوشه اوج در اصفهان براي رفتن به شور
3- گوشه هاي ريتميک یا دوری :
اين گوشه ها خود بر دو نوع هستند :
الف - گوشه هائي که داراي ساختار دور و ريتم هستند و مي توان آنها را در غالب بسياري از دستگاهها و گوشه هاي اصلي ديگر اجرا کرد مانند گوشه هاي : کرشمه و چهار پاره و زنگوله و  ساقي نامه و  ...
ب – گوشه هائي که داراي دور و ريتم هستند ولي فقط در يک دستگاه و گوشه خاص اجرا مي شوند ، مانند : رامکلي در ابوعطا ،  رازونیازدر همایون ، شهابي و مهرباني در بيات ترک و ...
1- گوشه كرشمه :
بطور ساده اين گوشه داراي وزن شعري " مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات " است
که مثلا اين اشعار را ميتوان براي آن در نظر گرفت :
کهن شود همه کس را به روزگار ارادت
مگر مرا که همان مهر اول است و زبادت

چو بشنوي سخن اهل دل مگو که خطاست
سخن شناس نئي دلبرا خطا اينجاست

ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی

جهان وهر چه دراوهست صورتند وتوجانی
که ميتوان آن را در همه دستگاه ها و همه گوشه ها اجرا کرد.نمونه های خوب کرشمه در ردیف استاد حاتم عسکری موجود است

!! نوشته شده توسط آزاد | 17:5 | یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 •

دستگاه سه گاه

         دستگاه سه گاه

 

قبل از پرداختن به كيفيت و چگونگي دستگاه سه گاه لازم است يادآوري مختصري در باب كلمه گاه و پيشوند آن كه از يك شروع و به پنج ختم مي شود بنماييم .

به نظر مي رسد در موسيقي قذيم ايران گاه مفهوم ويژه اي داشته امروزهم گوشه اي به نام دوگاه در بيات ترك همچنين دستگاههاي سه گاه ، چهارگاه ، راست پنج گاه و همين طور گوشه پنجگاه كه در دستگاه راست پنج گاه است موجود مي باشد . استنباط اهل موسيقي بر اين است كه چون اين گاهها از دو تا پنج در موسيقي امروزي ايران است حتماً مقام يك گاه آن در موسيقي قديم وجود داشته چون ما هر چه را شروع به شمارش مي كنيم از يك شروع مي كنيم نه از دو .

راجع به اين موضوع مرحوم مرتضي حنانه در كتاب گام هاي گمشده توضيح فراواني ابراز داشته اند  . حال به بررسي دستگاه سه گاه مي پردازيم . از نظر تئوري اين دستگاه را مي توان از روي دستگاه شور بوجود آورد ، به اين ترتيب كه هرگاه درجه پنجم دستگاه شور را ربع پرده (4/1 پرده ) كم كنيم  و تونيك را درجه دوم شور قرار دهيم دستگاه شور به سه گاه انتقال مي يابد .اين حالت به وسيله محور چنين مي شود ( چنانچه تونيك دستگاه شور را نت سل قرار دهيم . )

 

 

SOL(۱پرده)FA(۱پرده)(بمل) ME(۱/۲پرده)RE (۱ پرده)DO (1 پرده)(بمل)SI (۳/۴ پرده)(كرن)LA ۳/۴ پرده) SOL

 

SOL (۱پرده)FA (۱پرده)  (بمل) ME( ۳/۴پرده)(كرن)RE  (۳/۴ پرده)DO  (۱پرده) (بمل)SI (۳/۴ پرده) (كرن)LA

 

 

چنانچه از محور نوشته شده پيداست در دستگاه سه گاه فاصله نيم پرده وجود ندارد و همينطور دستگاه سه گاه به اصطلاح موسيقي دانها روي ربع پرده بسته مي شود يعني اينكه تونيك آن داراي علامت ربع پرده است و اين علامت به واسطه ي آن است كه تونيك سه گاه چون درجه دوم دستگاه شور است و اين درجه حتماً داراي علامت ربع پرده است و تونيك دستگاه  سه گاه قرار مي گيرد . خصوصيات اين دستگاه چنين است : داراي حزن و اندوه و همچنين در گوشه رجز حالتي حماسي به خود مي گيرد كه اين گوشه را معمولاً از اشعار شاهنامه انتخاب مي كنند از گوشه زابل اين دستگاه به راحتي مي توان به آواز افشاري و گوشه شهناز شور انتقال پيدا نمود . گوشه هاي اين دستگاه و چهارگاه اغلب مشترك بوده و حال و هواي يكساني دارند با اين تفاوت كه حالات حماسي چهارگاه و حالات حزن و اندوه سه گاه در ملودي ها كاملاً پيداست .

 

!! نوشته شده توسط آزاد | 19:12 | جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 •

دستگاه همايون

                             دستگاه همايون 

 

يكي از هفت دستگاه اصلي موسيقي ايراني به روايت ميرزا عبدالله است . حالت عرفاني ويژه اي دارد . صلابت ، قدرت ، تفكر ، پند و اندرز و خلاصه ويژگي هاي يك انسان كامل در دستگاه همايون نهفته است . به نظر اينجانب روح موسيقي ايراني در دستگاه همايون است . بداهه نوازي كه اولين اصل موسيقي ايراني است در درآمدهاي اين دستگاه به خوبي قابل اجرا ست و نوازنده ي توانا و آگاه به موسيقي رديف و همچنين با تكنيك مي تواند به مدت زمان طولاني در درامدهاي دستگاه همايون بداهه نوازي كند بدون آنكه ملودي تكراري در نوازندگي او پيدا شود . بعضي از گوشه هاي محلي موسيقي نواحي ايران وارد اين دستگاه شده از جمله گوشه بختياري و گوشه دزفولي .

بعضي از نوازندگان كه به نظر اينجانب شايستگي لازم جهت تاثير گذاري مثبت بر هنرجويان موسيقي را ندارند ابراز مي دارند كه فواصل موسيقي ايران قديم غير از اكنون است . اين موضوع بحثي را مي طلبد كه در اين نوشته مجال آن نيست و نتيجه مي گيرند كه فواصل دستگاه همايون در قديم با فواصي امروز يكسان نبوده . بدعتي غلط است كه شايد در نوشتاري ديگر به غلط بودن آن از نظر علمي پرداخته شود .

چنانجه دستگاه همايون را از نت سل بنوازيم فواصل آن با زباني كه هنرجوي تازه رديف نواز آن را درك كند چنين است .

 

SOL (1 پرده) FA (1 پرده)  (بمل) ME( )  2/1 پرده)RE   (1 پرده)DO  (2/1 پرده) (بكار)SI  (4/5 پرده) (كرن)LA )4/3 پرده)  SOL  

 

اين آقايان فواصل را اينگونه تعيين مي كنند .

 

 

SOL (1 پرده) FA (1 پرده)  (بمل) ME( )  2/1 پرده)RE   (1 پرده)DO  (4/3 پرده) (كرن)SI  (1 پرده) (كرن)LA )4/3 پرده)  SOL 

 

چنانچه مشاهده مي شود اختلاف در درجه سوم ( نت سي ) است كه فاصله ي دوم 4/5 و فاصله سوم 2/1 پرده مي باشد . حال آقايان فاصله دوم را 1 پرده و فاصله سوم را 4/3 پرده مي دانند . سوال اين است : با اين فاصله چه فرقي است ميان همايون و مخالف سه گاه از mi)  كرن)؟  كه گوشه مخالف آن با همين فواصل اجرا مي شود . ملودي ارائه شده با فواصل گفته شده آقايان تحقيقا" مخالف سه گاه است كه در دستگاه همايون نواخته مي شود . شنيدن ساز نوازندگان محلي پيش كسوت مؤيد نظريه همايون اولي است نه دومي .

بيات اصفهان به روايت ميرزا عبدالله آواز دستگاه همايون است كه شاهد آن درجه چهارم همايون مي شود ( مثال : همايون سل – اصفهان دو ).

نكته اي كه در دستگاه همايون بسيار جالب است اين كه دستگاه همايون را با دو تونيك پشت سر هم مي توان اجرا كرد. با اين تفاوت كه درجه سوم زير تونيك آن تغيير مي كند  . چنانچه فاصله دوم زير تونيك را 2/1 پرده فرض كنيم تونيك، درجه دوم زير تونيك است و چنانچه فاصله دوم زير تونيك را 4/3 پرده فرض كنيم تونيك همايون هماني است كه تونيك شور است.

 

 ( نت شروع هر گام يا مايه را تونيك مي گويند.)

 

SOL (1 پرده) FA (1 پرده)  (بمل) ME( )  2/1 پرده)RE   (1 پرده)DO  (2/1 پرده) (بكار)SI  (4/5 پرده) (كرن)LA )4/3 پرده)  SOL

 

 

SOL (1 پرده) FA (1 پرده)  (بمل) ME( 2/1 پرده)RE   (1 پرده)DO  (2/1 پرده) (بكار)SI  (4/5 پرده) (كرن)LA )4/3 پرده)  SOL (1 پرده) FA (تونيك) ( 2/1 پرده) (بكار) ME

 

 

SOL (1 پرده) FA (1 پرده)  (بمل) ME( 2/1 پرده)RE   (1 پرده)DO  (2/1 پرده) (بكار)SI  (4/5 پرده) (كرن)LA )4/3 پرده) (تونيك)  SOL (1 پرده) FA ( 2/1 پرده) (كرن) ME

 

حالات اصفهان غم است اما غم عشق و غم فراق . غمي كه بسيار شيرين است . بعضي از موسيقي دانان گوشه شوشتري را يك آواز مستقل در دستگاه همايون مي دانند اما اكثريت موسيقي دانان شوشتري را يك گوشه در اين دستگاه مي دانند .

 

!! نوشته شده توسط آزاد | 19:9 | جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 •

دستگاه چهارگاه

       دستگاه چهارگاه

 

طبق نظر ميرزا عبدالله چهارگاه يكي از هفت دستگاه اصلي رديف موسيقي ايران است. چهارگاه دستگاهي است منحصر به فرد از اين نظر كه مي توان گفت روح فرهنگ ايراني در چهارگاه متجلي است .

از آنجا كه ايرانيان باستان مردماني بودند سخت كوش در زندگي و اين سخت كوشي و عدم راحت طلبي در تمام شئونات زندگي آنها رسوخ پيدا كرده بود روح سلحشوري و جنگاوري با دشمن از ويژگي هاي ايرانيان باستان بوده . موسيقي اين حالات در چهارگاه متجلي است. گوشه هاي درآمد،حصار،رجز(ارجوزه) مؤيد اين نظر است كه گوشه هايي هستند كاملا حماسي اما در كنار اين خصلت عشق هم در اين دستگاه جاي پايي دارد . گوشه ي زابل تمنايي است از عاشق به معشوق و گوشه ي منصوري شايد گلايه ي عاشق است از معشوق .  به هر جهت روح ايراني در دستگاه چهارگاه كاملا هويدا است .

 من به جرات ميگويم اگر كسي ايران را ميخواهد بشناسد بايد موسيقي آن و به خصوص دستگاه چهارگاه را بشناسد . از نظر تئوري و علمي هم هرگاه درجات دوم و ششم گام بزرگ ( ماهور ) ربع پرده كم شود ماهور به چهارگاه تغيير ملودي ميدهد . درجات تونيك آنها يكي است و جالب اين كه چهارگاه هم مانند ماهور از دو دانگ مساوي و يك پرده ميان دانگ تشكيل شده است .

 

 

دو (2/1 پرده) سي (4/5 پرده) (كرن) لا(4/3 پرده) سل (1 پرده) فا (2/1 پرده) مي (4/5 پرده) (كرن)ر ) ۳/۴پرده) دو

 

                 دانگ دوم                    ميان دانگ                     دانگ اول

 

 

بعضي از گوشه هاي دستگاه ماهور‌( راك ها ) حالت چهارگاه را در ابتداي ملودي خود تداعي مي كنند . موسيقي دان هاي قديم معتقد بودند كه گرفتن پرده هاي نوا ،‌راست پنجگاه و چهارگاه براي خوانندگان مشكل است صحيح هم مي باشد چون دستگاه چهارگاه نزديكي ملوديك به دستگاه سه گاه دارد و گوشه هاي آنها در بيشتر موارد اسامي مشترك دارند مانند: زابل،مويه،مخالف،هدي،پهلوي،رجز،حصار .

 


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط آزاد | 19:7 | جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 •

دستگاه ماهور

دستگاه ماهور

يكي از هفت دستكاه اصلي به روايت ميرزا عبدالله ميباشد كه فواصل آن با گام بزرگ ( ماژور) موسيقي معروف به كلاسيك يكي است ، البته اين فواصل تا گوشه شكسته يكي است و از گوشه شكسته بايد علامات عرضي وارد دستگاه ماهور كنيم تا بتوانيم گوشه هاي مختلف اين دستگاه را اجرا نماييم ، گوشه ي دلكش دستگاه ماهور چنان با گوشه شهناز شور نزديك است كه گاهي اوقاات براي موسيقي دانها تشخيص آنها مشكل است . جمله معروفي مرحوم تاج اصفهاني دارند كه مي فرمايند :

دلكشي خوانديم كه شهناز نشود

پس مي شود از گوشه دلكش ماهور به دستگاه شور رفت و گوشه هاي بعد از شهناز شور مانند قرچه ، حسيني ، عزال و ..... را اجرا نمود . همچنين گوشه هاي مختلف راك هم با دستگاه چهارگاه و هم با آواز بيات اصفهان تشابهاتي دارد . اين دستگاه كاملاٌ مفرح و نشاط آور مي باشد ، هم گوشه هاي آوازي آن با نشاط است و هم گوشه هاي غير آوازي آن . از نظر تعداد گوشه ها ، دستگاه ماهور بيشترين گوشه ها را دارا مي باشد . البته به رغم تعدادي از موسيقي دانها كه دستگاه شور را وسيع ترين دستگاه از نظر تعداد گوشه مي دانند بايد توجه داشت كه دستگاه شور و ملحقات آن كه شامل آوازهاي دشتي ، افشاري ، بيات ترك و ابوعطا است وسيع ترين مي باشد ولي خود دستگاه شور به تنهايي وسيع ترين دستگاه ايراني نيست .

كلنل وزيري موسيقي دان برجسته دهه هاي اخير معتقد بودند كه دستگاه راست پنج گاه از ملحقات دستگاه ماهور مي توند باشد . دلايل ايشان مجالي در اين نوشتار ندارد چون بحث مفصلي را در پي دارد از حوصله اينن نوشتار خارج است .

به نقل از استاد ابراهيم حسيني

 


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط آزاد | 19:4 | جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 •

دستگاه راست پنجگاه

 

دستگاه راست پنجگاه

 

فواصل دستگاه راست پنجگاه و ماهور كاملا بر هم منطبق هستند. گوشه هاي مشترك هم در اين دو دستگاه زياد است، مانند خسرواني،نغمه،دلكش،قرچه (gharache) ً ، راكها، زنگوله و ......

تونيك ماهور و راست پنجگاه يكي است.

 

 سوال اينجاست!!؟ با يكي بودن فواصل و تونيك پس همسان نبودن ملودي چگونه است؟

اگر درآمد را بررسي كنيم، درآمد ماهور از تونيك سير پايين رونده دارد و چهار درجه(چهار نت) پايين تر از تونيك ايست درآمد است و از اينجا به نت تونيك با يك سير صعودي درآمد خود را نمايان مي سازد، در صورتي كه درآمد راست پنجگاه حالت بالارونده نسبت به تونيك دارد و درجه دوم محلي است كه درآمد خود را در آن متجلي مي بيند.

اما دستگاه راست پنجگاه جمع همه ي رديف موسيقي سنتي ايران است. درآمد آن حالت ماهور، قرچه و عزال به شور، ليلي و مجنون و نوروزها در همايون، راكها حالت چهارگاه و البته گوشه هاي پنجگاه، سپهر، بيات عجم، مبرقع حالت خاص راست پنجگاه را در خود دارند.

به دليل مشكل بودن گرفتن پرده هاي اين دستگاه براي خوانندگان رديف آواز ايراني و از آنجا كه نوازندگان هم بايد تابع خواننده باشند، كارهاي اجرايي در اين دستگاه بسيار كم است. البته براي نوازندگان هم احساس در نوازندگي و صحيح نواختن و پرهيز از ابتذال در نوازندگي كه شرط صحيح نواختن ساز است باعث مي شود نوازندگان كمتري ميل به آموزش اين دستگاه از خود نشان مي دهند.

به اميد روزي كه در دستگاه  راست پنجگاه نيز مانند دستگاه شور هر نوازنده، آهنگساز و خواننده تجربه اي داشته باشد. اين تجربه به راست پنجگاه نيز منتقل شود و زيباييهاي منحصر به فرد اين دستگاه نيز به گوش خواستاران موسيقي سنتي ايران برسد.

به اميد آن روز.

 

به نقل از سيد ابراهيم حسيني


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط آزاد | 19:3 | جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 •

RSS