تبليغاتX
هزاردستان

عید سعید باستانی نوروز

 

... در سفره‌هاي هفت سين معمولاً سه ظرف سبزه به عنوان كنايه از سه اصل ديني: انديشهء نيك، گفتار نيك و كردار نيك قرار مي‌دادند كه اغلب گندم و جو و ارزن بود روز نخست فروردين نوروز عامه يا نوروز كوچك است. روز ششم فروردين يا خرداد روز از ماه فروردين تولد زرتشت بوده و در آن روز بسا از حوادث بزرگ روي داده. در رساله‌اي از دوران ساساني موسوم به «روز خرداد - ماه فروردين» كه نوروز خاصه است آمده اغلب حوادث مهم ملي و ديني ايرانيان در چنين روزي روي داده است. مراسم نوروزي: هفت‌سين، خطبه‌خواني، بارعام و دادخواهي، اهداي هدايا و نوعي تاديهء مالياتي و ترتيب به حضور بار يافتن طبقات گوناگون و بسا امور ديگر بوده است كه كم و بيش در جشن مهرگان نيز انجام مي‌شده است. سفرهء هفت سين امروزي همان سفره‌اي بوده كه جهت ارواح درگذشتگان در هر خانه‌اي گسترده مي‌شد. حتمال در زمان‌هاي گذشته به جاي هفت سين، هفت شين نيز در سفرهء نوروزي معمول بوده است مثل شهد، شير، شراب، شكر، شمع، شمشاد، شايه (تخم‌مرغ.) هفت سين به موجب شمارش هفت امشاسپندان (فرشتگان) در خوان نوروزي قرار مي‌گيرد ...

نوروز بزرگ‌ترين جشن ملي ايرانيان است. كهن‌ترين جشني كه از آغاز سال را دربرمي‌گيرد. جشن رستاخيز طبيعت و تجديد زندگي است. جشن حركت و جنبش و تكاپو و كار است. جشن طبيعت است. عيد نوروز و گرامي بودن آن نزد ايرانيان بسيار قديمي و كهن است چنانچه پيدايش آن را به جمشيد نسبت داده‌اند. جشن آغاز سال و تجديد زمان و تجديد حيات و آفرينش است كه برگزار مي‌شود.

نخستين كسي كه نوروز را پديدار ساخت و برقرار كرد كياجم (جمشيد) بود. سبب آن‌كه وي در نوروز دنيا را به تصرف درآورد و ايرانشهر را به غايت آباداني رسانيد و پس از آن مقرر كرد تا مرتب نوروز را جشن سازند.

جمشيد يك‌هزار و پنجاه سال شاهنشاهي داشت. آنگاه به دست ضحاك (اژي‌دهاك) كشته شد. ضحاك نيز يك هزار سال فرمانروايي كرد تا زمان فريدون فرا رسيد. فريدون ضحاك را در كوه دماوند (به وسيلهء كاوه آهنگر) به زنجير كشيد و اين بند كردن واقع شد در نيمهء روز مهر ماه در مهر روز (شانزدهم مهر = مهر روز) و اين روز را مهرگان ناميدند و نوروز را جم (جمشيد) استوار كرد و مهرگان را آفريدون (فريدون) و نوروز دو هزار و پنجاه سال از مهرگان قديم‌تر است.

بار ديني و باورهاي اساطيري: ‌نوروز ايراني جشن ويژهء اهورامزداست. نخستين روز هر ماه اورمزد نام دارد و هم روزي است كه آفرينش جهان در آن روز واقع شده و پس از بعث و رستاخيز مردگان و از ميان رفتن بدان و اهريمن و ديوان جهان نو مي‌شود. در اين روز جهان آفريده شد و انسان خلق گشت و مقدرات براي هر ماه و هر روز تقسيم شد. بخت و سرنوشت مردم تعيين گشت و مردم به حوادثي كه در اين روز روي دهد تفال زده و خوبي و بدي آن را پيشگويي مي‌كنند چنانچه از سبز كردن انواع غلات نوع غله‌اي را كه در آن سال محصول بيش‌تري مي‌داد پيشگويي مي‌كردند.

از زمان ساسانيان جشن سال نو و نوروز در آغاز بهار برگزار مي‌شده است. همچنين سال به دو بخش تقسيم مي‌شد: آغاز تابستان (اول بهار) و آغاز زمستان (اول پاييز) كه جشن نوروز و جشن مهرگان هر دو با مراسمي تقريباً همسان رواج داشت.

آثاري كه در تخت‌جمشيد به شكل حجاري باقي است و نمايندگان تابعهء ملل گوناگون را نمايش مي‌دهد كه تحف و هدايايي آورده و در انتظارند كه به ترتيب به حضور شاهنشاه رسند كه برگردان و رسمي از رسوم آييني نوروزي مي‌دانند.

براي آغاز سال نو مردم شست‌وشو و غسل‌هاي ويژه و اعتراف به گناهان و_ طلب بخشش و آمرزش از دوستان و معاشران و خانه‌تكاني و نو كردن و سفره پهن كردن و مهماني دادن و سور برپا داشتن و به ياد مردگان بودن انجام مي‌دادند.

مراسم و آدابي كه روزهاي پيش از جشن نوروز و مهرگان و روزهاي پس از آن انجام مي‌گرديد افروختن آتش براي راندن ارواح خبيثه و شياطين و نيز دود كردن اسفند و كندور و صمغ و گياهان ويژه براي استمرار سلامتي و تندرستي بوده‌اند.

يكي از مراسم سال نو كه در آخرين روزهاي سال انجام مي‌شد يادكرد از مردگان و بزرگداشت ارواح درگذشتگان و اهداي نذور و صدقات و خيرات براي آنان است و بلافاصله در نخستين روز بهار مراسم سور و سرور و شادي و جشن آغاز مي‌شد.

مراسم ميرنوروزي: ميرنوروزي عبارت از فردي عامي و از توده و عوام‌الناس بوده كه او را تحت شرايطي برگزيده و براي چند روز زمام امور شهري را به عهده‌اش مي‌سپردند و تفريح مي‌كردند. در ايام نوروز محض تفريح عمومي و خنده و بازي ميرنوروزي را بر تخت شاهي مي‌نشاندند و پس از انقضاي ايام جشن سلطنت او نيز پايان مي‌يافت.

از دوران كهن يكي از آيين‌هاي نوروزي سبز كردن دانه‌ها و حبوبي است كه به ويژه زنان در ظروف گوناگوني به عمل آورده و روز سيزدهم نوروز و جشن بهاري دسته‌جمعي به بيرون شهر رفته و آن را به آب روان مي‌افكنند. اين سبزه‌ها گاه به گونهء هفت كه از اعداد مقدس است سبز مي‌شد. اقلامي كه از دانه‌ها سبز مي‌كردند عبارت بود از: گندم، جو، برنج، لوبيا، عدس، ارزن، نخود، كنجد، باقلا، كاجيله، ذرت و ماش. در سفره‌هاي هفت سين معمولاً سه ظرف سبزه به عنوان كنايه از سه اصل ديني: انديشهء نيك، گفتار نيك و كردار نيك قرار مي‌دادند كه اغلب گندم و جو و ارزن بود. امروزه نيز يكي از رسوم جشن سال نو در ايران سبز كردن سبزه در ظروف سفالي است كه در آغاز اعتدال بهاري انجام مي‌شود. چه‌بسا سبز كردن سبزه خود نمادي از تكرار آفرينش باشد و يادبود آفرينش ازلي و نخستين است. در جشن نوروز مردم به هم آب مي‌پاشيدند و اين سنت از آداب كهن ايراني است و در زمان ساسانيان معمول بوده است و هنوز در ميان ارمني‌ها و زرتشتي‌ها چنين رسمي باقي است.

در قديم در هنگام نوروز و مهرگان نمايندگان ملل تابعه و وزيران و بزرگان كشوري و لشگري و نمايندگان اصناف و برزيگران و غيره هدايايي را طي تشريفات به حضور شاه پيشكش كرده و شاهنشاه خود در اين مراسم حضور مي‌يافت.

روز نخست فروردين نوروز عامه يا نوروز كوچك است. روز ششم فروردين يا خرداد روز از ماه فروردين تولد زرتشت بوده و در آن روز بسا از حوادث بزرگ روي داده. در رساله‌اي از دوران ساساني موسوم به «روز خرداد - ماه فروردين» كه نوروز خاصه است آمده اغلب حوادث مهم ملي و ديني ايرانيان در چنين روزي روي داده است.

مراسم نوروزي: هفت‌سين، خطبه‌خواني، بارعام و دادخواهي، اهداي هدايا و نوعي تاديهء مالياتي و ترتيب به حضور بار يافتن طبقات گوناگون و بسا امور ديگر بوده است كه كم و بيش در جشن مهرگان نيز انجام مي‌شده است.

سفرهء هفت سين امروزي همان سفره‌اي بوده كه جهت ارواح درگذشتگان در هر خانه‌اي گسترده مي‌شد.

يكي از اقلام عمدهء سفرهء هفت سين آب است، كنايه از آن‌كه سراسر سال آبسالي باشد و آب در سفرهء نوروزي چون ساير چيزها، نشانهء باروري و بركت مي‌باشد. تخم‌مرغ نيز در سفرهء نوروزي، نشان نطفه و نژاد است. آيينه و سمنو كه از جوانه‌هاي تازه رسيدهء گندم پخته مي‌شود، سنجد كه نشان عشق و دلدادگي و زايش و تولد است و ماهي كه نشان برج حوت =( ماهي) يا اسفند كه سپري شده و سيب كه ميوه‌اي است با راز و رمز عشق و زايش و انار كه ميوهء درختي مقدس است نزد ايرانيان و سكه‌هاي تازه‌ضرب كه نشان بركت و ثروت و دارندگي است و گل بيدمشك كه نمايشگر امشاسپند سپندارمذ و گل ويژهء اسفند ماه است و نارنج كه گوي مانند چون زمين است در ظرفي از آب و دانه‌هايي مقدس اسپند كه بخوري بسيار جالب توجه است و شمع و لاله و بسياري چيزهاي ديگر در سفرهء هفت‌سين از لوازم است. در اغلب نقاط و شهرهاي ايران، هفت‌سين با كم و بيش اختلافي مرسوم است. در سفرهء ويژه: يك ظرف كوچك سمنو، يك يا چند عدد سكهء نو ضرب، يك ظرف كوچك چيني يا بلور از سركه، چند دانه سير، ظرف كوچكي سنجد، مقداري سماق، ظرفي سيب و مقداري سبزه قرار دارد. به احتمال در زمان‌هاي گذشته به جاي هفت سين، هفت شين نيز در سفرهء نوروزي معمول بوده است مثل شهد، شير، شراب، شكر، شمع، شمشاد، شايه (تخم‌مرغ.)

هفت سين به موجب شمارش هفت امشاسپندان (فرشتگان) در خوان نوروزي قرار مي‌گيرد.

به طور كلي كسي كه وارد خانه مي‌شود بايد خوشقدم باشد و بگويد: صد سال به اين سال‌ها برسيد. در صورتي كه خود صاحبخانه خوشقدم باشد، بايد از در خانه بيرون برود و برگردد. هر كسي در اين روز شادي و خرمي بكند تا سال ديگر به او خوش خواهد گذشت.

گردآوري: دكتر وحيد تاويلي

!! نوشته شده توسط آزاد | 12:35 | شنبه یکم فروردین 1388 •

اداره ارشاد و مرشد اعظم

سلام

بدون مقدمه نقطه سر خط.

این روزها وقتی  نیست که تا رادیو یا تلویزیون ملی رو باز میکنی همینطور قطار موفقیت های دولت نهم

در سایه تلاش مدیر یت مشعشع مدیران لایقش .از بغل گوشات یا جلو چشات زوزه کشان رژه نرن.

در این میان خب نقش مدیران وزارت ارشاد هم کم از بقیه نیست چه بسا که در پاره ای موارد گوی

سبقت از دیگر مدیران ربوده و یکه تاز میدان شده اند تا بر انبوه تشویقات افزوده و از مواهب برخوردار

گردیده و از خوان کرم  گسترده از جیب مردم فربه تر گردند.یکی از مدارج ترقی نیز همین تفکیک روزهای

حضور خانومها ببخشید خواهران از آقایون ..برادران در کلاسهای آموزشگا های موسیقی است.

خب البته نظر بجا و کاری حکیمانه است چون موسیقی بالفعل حرام است و طرب انگیز و طرب نیز شهوت

انگیز است و در محیط آکنده از طرب و شهوت حضور دو فرد متضاد که هیچ اراده و اختیاری از خود ندارند و

چشم و گوش بسته اسیر امیال شهوانی اند جایز نیست بلکه اقوی انست که حرام است .اصلا این پسر 

دخترا فقط دنبال جایی برای اطفای غریزه حیوانی اند پس چه جایی بهتر از آموزشگاها.اصلا کی گفته

موسیقی یعنی عصاره فرهنگ هر ملتی؟چه کسی گفته ردیف های موسیقی ایرانی پلی است به سوی

گذشته این مرزو بوم و روایت گر تاریخ و فرهنگ چند هزار ساله این کهن دیار است؟ مگه این سرزمین چند

 سالش است؟تا آنجا که از متون معتبر تاریخی بر میاد این سرزمین را گروهی عرب گم کرده راه که عازم

حجاز بودند ولی راه ترکستان را در پیش گرفته بودند کشف کردند تازه بعد از این که گرفتار کولاک و

یخبندان ارتفاعات کوه دماوند شدند فهمیدند اینجا حجاز نیست چون اینجا سرد است لکن حجاز گرم

است.پس این سرزمین خیلی هم مسن  نیست شاید هزارو چهار صد سال نوری.

کدام نادانی گفته باربدسیصد و شصت و پنج لحن ساخته بود برای سیصد و شصت و پنج روز سال

.تازه هر لحن شامل قطعاتی برای ساعات مختلف روز بوده که تناسب با روحیات آدمی داشته

باشه.؟گیریم که این خبر مجعول درست باشه خب که چی ساخته که ساخته.

اصلا برای کی ساخته ؟برای قشر مستضعف که نساخته برای پادشاه ظالمی ساخته که آن نامه را پاره

کرد.تازه خسرو پرویز تحت تاثیر مخرب موسیقی آن نامه فرستاده رسول خدا را پاره کرد.

خب از تمام این قراین و شواهد واین صغرا کبرا چیدن ها نتیجه می گیریم

۱-از دیروز ساعات حضور برادران ایمانی از خواهران  جدا گردید (به کوری چشم دشمنان)

۲-از امروز هر آموزشگاه متخلفی که از قانون سرپیچی کند به شدت با آن بر خورد خواهد شد حتی اگر آن

آموزشگاه نامش رودکی باشد و سابقه اش به بیست سال پیش برسد .هر چند سن دخترک متخلف نه

سال باشد چه در شرع مقدس نه سال برای دختر سن تکلیف است و در صدر اسلام دختر نه ساله دیگر

دخترک نبود بلکه کد بانویی باردار بود.شاید هم سوگلی زنان حرمسرا.......؟؟؟

۳-از فردا تمام مدرسان مجرد مرد فقط باید به مردان متاهل درس بدهند و حضور پسران مجرد نیز در کلاس

آنها ممنوع است .

۴-از بعد از ظهر فردا حضور کلیه خواهران ایمانی و دختران کم ایمان و دخترکان سست ایمان و دخترکان لوند و بی ایمان در آموزشگاه ....دانشگاه...دبیرستان...راهنمایی..تا سوم ابتدایی ممنوع است.

۵-از پس فردا حضور پسرکان ترگل ورگل نیز در آموزشگاه ممنوع است چون امکان فساد هست.

۶-از فردای پس فردا دیگر هیچ کلاسی بطور خصوصی برگزار نمی گردد بلکه همه بایددر صفوف بهم فشرده وحدت کلمه را حفظ نموده در کلاس یک استاد حضور یابند .البته تعیین استاد با اداره ارشاد میباشد.

راستی ظریفی گفت برای حل این قضیه راه کار جالبی بلدم گفتمش بوگو .گفت.................

یا تمام خانوم ها از فردا به موسسات گریم مراجعه کرده ریش و سبیل کت و کلفتی برای خودشان دست

و پا کنند و موهایشان رو هم افشان کنند و یک هیبت نتراشیده نخراشیده مردانه ای علم کنند تا هیچ

مدرسی در آموزشگاه موسیقی که هچ حتی معاونت آموزشی دانشگاه زنجان یا جناب رسولی پیش

نماز و مدرس قرآن در گورستان یا برادران آمران معروف و ناهی از  منکرات در سلول انفرادی بازداشتگاه یا

جناب حاج آقا گلستانی در خلوت هم متعرض آنان نگردند . 

یا این که تمام آقایون روم به دیوار روم به دیوار مثل برخی مردان دختر نما زیر ابرو برداشته گونه را سرخاب

سفیداب بمالند تا جمله خبیثان دردان ناموس فرق مرد و زن ندانند و در صورت تعرض. خود بدست همین

قلچماقان مورد تعرض واقع شوند.

خلاصه دیدم عجب ماجرایی شده این داستان فوری گوشی را برداشته به برادر بازجوی دویم تلفنی گفتم

آقا والله هفت قدم به حضرت عباس کل مردم ایران راضیند به بستن این اماکن  فاسده  باور ندارید رجوع

کنید به تیتر نخست روزنامه برادر حسین بازجوی شماره یک  یهو خط رو خط شد و صدایی از اونور خط فکر

کنم اونور آب بود که گفت مگه ریس جمهور در مصاحبه با سی ان ان نگفت ایران آزاد ترین کشور

دنیاست؟/

خوب شد بعد سی سال معنی آزادی رو هم فهمیدیم .گفتم آقا خواهش میکنم حرفای بودار نزنید که

صدای کوران و پارازیت و .........آخیش  همه چی ختم به خیر شد.

 

!! نوشته شده توسط آزاد | 1:0 | پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 •

به نام اهورا مزدا



[اهنود گات هات ۳۱ـ بند ۱۱ , ]




كورش تو ببین بی سر و سامانی ایران
بدبختی ایران و پریشانی ایران
از قبر برون آی و ببین ذلت ما را
این ذلت ایرانی و ویرانی ایران
آوخ که لحد ، جای تو شد تا بقیامت!
رفتی و ندیدی تو پریشانی ایران :
بگرفته دلم سخت زاوضاع کنونی
بیچارگی و محنت و حیرانی ایران

                                                        سر بلندباشیدو سر افراز در پناه اهورا مزدا.

نوشته شده توسط مهرداد راستی در  پنجشنبه 14 شهریور 1387 و ساعت 05:09 ق.ظ
ویرایش شده در پنجشنبه 14 شهریور 1387 و ساعت 06:09 ق.ظ

نقل از وبلاگ  اشو زرتشت

!! نوشته شده توسط آزاد | 10:20 | جمعه دوم اسفند 1387 •

محمد خاتمی ... حالت چطوره؟

سلام آقا محمد با ارادت
و عرض احترام از روی عادت

به رسم خوب ایام رفاقت
نوشتم نامه تا گیرم سراغت

نوشتم نامه ای با عشق و امید
اگر خطم بده لطفاً ببخشید

گمانم برده ای مارا ز یادت؟
منم ... «کبلا مرادو» از ولایت

چه ایام خوشی با هم سپردیم
چه بحث و گفتمان‌هایی که کردیم ...

حدوداً دوم خرداد بودا ...
دل مردم ز غم آزاد بودا ...

مث برق و مث توفان گذشت‌ها ...
به یادت هست که؟ هفتاد و هشت‌ها ...

کجایی مشتی؟ اینجا جات خالی‌ست
بدون تو ، تو ده صلح و صفا نیست

به این شدت که نه ... اما خدایی
محمد خاتمی! ... جداً کجایی؟

تو یاهو وقتی on هستم که نیستی
کلوب و سیصدوشصتم که نیستی ...

نه اخبار و نه بیست و سی میایی
هنوز چپ می‌زنی؟ یا با اونایی؟

دل مردم براتان تنگه تنگه ...
«حتی خاطرات تلختم واسه ما ... خیلی قشنگه!»

(زیادی شد اگر این مصرع فوق ولیکن
شد پر از احساس و از ذوق! (با تشکر از گروه سون)

همه اینجا سلامی می‌رسانند
اگرچه اکثراً چندی‌ست خوابند

ولی شکر خدا این کدخدائه
می‌گن قلبش طلاس ... دستش شفائه ...

اصن دست روی هر چی که می‌ذاره
طلا می‌شه ... سه سوت! ردخور نداره

خدا مرگم بده ...كافر شدم باز
چرا این‌گونه شد این نامه آغاز؟

به قول شاعر رند نظرباز(؟!)
بدون نام او کی نامه شد باز؟

«به نام حضرت باری تعالی»
( بدین صورت شروع شد نامه ... حالا!)

محمد خاتمی ... حالت چطوره؟
بگو دانم که احوالت چطوره؟

هنوز کیفیت به کوکه ... شاده جونت؟
هنوز سبزه سرت؟ سرخه زبونت؟

دماغت چاقه؟ اوضات خوبه سید؟
هنوز جنس عبات مرغوبه سید؟

هنوز هم بی‌جهت می‌خندی یا نه؟
به نافت گفتمان می‌بندی یا نه؟

(در صورت حذف بیت زیر جایگزین شود لطفاً)

هنوز دل به همه می‌بندی یا نه؟
به ریش جامعه می‌خندی یا نه؟

هنوزم طالب اصلاح هستی؟
به قول کدخدا ... گمراه هستی؟

اگر از حال ماها هم بخواهی
سلامت ... شادمانی ... روبه راهی

تمام مردم ده خوب خوبند
زنان مثل قدیم ... در رفت و روبند

و مردان مثل سابق گرم کارند
نه معتادند و نه دیگر خمارند ...

جوونای ده پایین و بالا ...
همه دنبال تحصیلن به مولا!

نه ماهواره نه علافی ... نه هیزی ...
نه کوکائین ... نه شیشه ... نه مریضی

از اون روزی که رفتی از ده ما
از این رو شد به اون رو کل اوضا(ع)

خلاصه از جلو ... پایین و بالا
به ما خوب می‌رسن ... الحمدللا

كريم اوقلي که گاوش شیر می‌داد!
همون که سهم آب و دیر می‌داد ...

درست شد وام تعمیرات خونه‌اش ...
جواد هم زن گرفته نوش جونش!

خودت دیدی که ده چی بود ... چی شد
زن اوستا غلام هم ساکشنی شد!

می‌گن جراحی کرد هفتاد و نه بار ...
حالا باید ببینيش ... روم به دیوار!

پس از یک دوره فعل و انفعالات ...
هزار الله اکبر ... از کمالات!

همه خوشحال و شاديم و غمي نيست
دگر بحث حضور خاتمي چيست؟

تمام گاوها ... گوساله‌ها خوب
عموها ... عمه‌ها و خاله‌ها خوب

مراتع سبز ... شالی‌ها به سامان
هوا عالی ... بهاری ... ناز ... مامان!

می‌گم راستی رضاتون چونه؟ سید؟
هنوزم درسشو می‌خونه سید؟

می‌خواست دکتر بشه از اون قدیما؟
تهش شد یا که زایید زیر درسا؟

نوشتی توی آن دستخط پیشی
می‌خواد دکتر شه ... می‌گفتی: «نمی‌شی!»

یه دانشگاه زده آکسفورد اینجا
که مدرک می‌ده مفتی ... ده تا ده تا!

به زیرک‌ها ... به دانشجوی باهوش ...
مگه کردان نیومد؟ خوب اونم روش!

رفیقت بود که یک ذره تپل بود ...
مشاور بود اگرچه، عقل کل بود!

دماغش چاقه؟ فوله گیگا بایتش؟
هنوز چیز می‌نویسه توی سایتش؟

فرامرز بچه مش اصغرآقا
براش کامنت می‌ذاره ... روزی صدتا

آخه پهنای باند ما زیاده ...
یه جورایی سر شیرش گشاده

خدا قوت بگو به این رئیسا ...
چه حالی داد به این وب‌لاگ نویسا ...

پروکسی و مروکسی ما نداریم
صدا داریم ولی سیما نداریم!

همه چی اینورا آزاد و مفته
اینو بی‌بی توی اخبار شنفته

رسیور این طرف‌ها هم حلاله
arab sat این وری ... سمت شماله!

می‌گن ارزونی بی‌سابقه است این
انیشتینه؟ خدایا! نابغه است این؟

اصن دنیا به یک هو زیر و رو شد
شنیدی بوش چطور بی‌آبرو شد؟

شنیدی چیزی از طرحای تازه؟
(قلندر خوابه و شب هم درازه؟)

جلو قاچاق خشخاشو گرفتن
شنیدی کل اوباشو گرفتن؟

خدا خیرش بده ما که رضاییم
نباشه، دسته جمعی کله پاییم

ز وضع قوت گر خواهی بدانی
پریم تا خرخره از شادمانی

اگر یک دو نفر هم شکوه دارند
از آن مزدورهای جیره خوارند

ملالی نیست اینجا طبق آمار
به جز دوری تو آن هم نه بسیار ...

برنج و نان و گندم هست کافی
می‌گم راستی توهم با قالیبافی؟!

ببینم توی دوری از ریاست ...
خبرهایی شنیدی از سیاست؟

شنیدی گنجی و آزاد کردن؟
به شدت مردم و ارشاد کردن؟

شنیدی توی دانشگاه زنجان ...
شنیدی چیزی از الهام و کردان؟

شنیدی برج میلاد و فروختن؟
شنیدی می‌شه چند تایی گرفت زن؟

خلاصه وضع ما که بی‌مثال است
گرانی؟ چی؟ تورم؟ نه ... محال است

«برنج آنجا کیلویی خون باباست؟»
برو سید، اینم از اون جواباست

برنج اینجا نهایت صد تومان است
مرامی، بهترین جای جهان است

خیار و سیب‌زمینی مفت مفت است
همان‌طوری که در آمار گفته است ...

تورم یک دو در صد «رشد» کرده ...
گرانی سوی مردم «پشت» کرده ...

تساهل معنی تازه گرفته ...
نمونه‌اش قافیه در مصرع فوق!!

تمام شد جیره کاغذ ولیکن
حکایت همچنان باقی‌ست عمراً

خلاصه می‌کنم ای خاتمی جان
ببین من چه خوشم: «آخ جانمی جان!!»

همه خوشحال و شادیم و غمی نیست
نیازی به حضور خاتمی نیست

به جان تو خوشیم بسیار سید!
حالا می‌خوای بیای چی کار سید؟

برو هر جا که حال کردی سفر کن
اصولاً فکر ده از سر به در کن ...

برو ایتالیا ... قسطنطنیه
ولایت را دودر کن کی به کیه؟

فقط رفتی اگر از این بیابان
سلامم را رسان لطفاً به باران ...

در آخر این تو و این وضع ایران ...
حالا می‌خوای بیا ... می‌خوای بپیچان!
!! نوشته شده توسط آزاد | 20:43 | دوشنبه هفتم بهمن 1387 •

کاش موسیقی هم برنامه نود داشت


مقدمه(طولانی تر از متن اصلی!!) :
       به احتمال زیاد برنامه نود را دیشب مشاهده کردید. اگر سری به سایتها و وبلاگها زده باشید از مدتها قبل و از لحظه  شروع برنامه و بلافاصله بعد و از آن تا کنون مطالب زیادی درباره آن نوشته اند.برنامه دیشب یک برنامه استثنایی و تاریخی در مدت بیش از ده سال پخش این برنامه بود . نود تنها برنامه آزاد اندیش تلویزیون به یمن وجود شخصی به نام  عادل فردوسی پور نماد عدالت و شجاعت است . اما عادل دیشب  در رسانه غیر ملی ، نخندید و زیاد صحبت نکرد و جمله " بسیار خوشحال هستیم که باز هم با برنامه نود در خدمت شماییم" را نگفت . این بار بنا به مصلحت نالایقان مسئول ، صدای عدالت را ساکت کرده بودند . جوان پاک و با صداقتی که حضورش در صدا و سیمای انحصاری یک اتفاق بوده است این بار سراسر مدت  برنامه را بغض کرده اجرا کرد و این بغض را به قلب میلیونها طرفدارش انتقال داد .  بدون شک  شخصی همانند او  در این رسانه ناپاک ، دلیرتر و متهورتر نیست .  اما عادل دیشب غمگین و افسرده برنامه را به سرعت تمام کرد و رفت و گفت : "اگر عمری باقی باشه و بشه روی این صندلی از حق و حقانیت دفاع کرد، هفته‌ی آینده هم در خدمتتون هستیم..." و همه مخاطبانش را میخکوب بر سر جای خود نشانید .
     به نظر من عادل فردوسی پور نه فقط در فوتبال بلکه در جامعه یک تحول گفتاری و نقادانه ایجاد کرده است . او از طریق نوع رفتار و سخنان مستدل با ارائه مستندات و سایر روشهای  نوین مصطلح در دنیا ، نحوه به چالش کشیدن مسئولین را آموزش داده است . عادل فردوسی پور می تواند برای مسئولان و بالا نشینان یک الگو و درس باشند . همه آنان باید در محضر وی شاگردی  کنند و یاد بگیرند که چگونه میتوان بی واهمه و هراس و بدون چاپلوسی حق و باطل را نشان مردم داد و بزرگان را به چالش کشید . هر چند این رویه باعث شد تا سرداران و نالایقان فدراسون فوتبال و رییس تربیت بدنی او را مزاحم کارهای نادرست خود بدانند و تحریمش کنند ولی چهره تزویر و نادرستی برای همه مردم عیان شد که چگونه حتی میتوان مخابرات را وادار به تحریم این برنامه نمود .
     همه ما و بخصوص سران بالای مملکتی  باید سخن گفتن ، ادب ، متانت ، سواد ، صداقت ، پاکی ، بی پروایی و .. را از فردوسی پور بیاموزیم و بیاموزند. فردوسی پور و برنامه محبوبش را در روزهای قبل بدلیل آنکه برخی سران ورزشی را در معرض دید عموم به قضاوت گذاشته بود تحریم کردند . مسئولان شبکه سه نیز او را ساکت کردند تا لب از لب باز نکند و مخابرات انحصاری نیزدر شبکه  Sms هایش برای این برنامه اختلال ایجاد کند تا خاموشی "عادل" به عنوان وجدان آگاه مردم تکمیل شود .
دیشب میلیونها نفر موبایل به دست آماده بودند از عدل طرفداری کنند وقرار بود بسیاری از دوستداران آزادی و عدالت ، دست کم  5 میلیون sms برای حمایت از یگانه برنامه خوب رسانه غیرملی ، به این برنامه ارسال کنند تا مشت محکمی بر دهان قلدر مابان باشد که سرداران و بلندپایگان اجازه آنرا ندادند. خوب که نگاه کنیم وضعیتمان از غزه بدتر است و بمب بارانهای فجیعتری و از نوع حکومتی بر سرمان می شود ولی ... . مثلا چرا باید دیشب این همه مشتاق برنامه نود به خاطر دستور برخی اینگونه تحمل دیر شروع شدن برنامه ، مدت زمان اندک آن ، مجری ناراحت و افسرده و .... بدهند .

...واما مطلب مرتبط :
        ای کاش در مورد وضعیت موسیقی هم برنامه ای به سیاق نود وجود داشت که ارکان و متولیان فرهنگی و هنری را در مورد موسیقی به چالش و تنگنا میکشید . ای کاش از این افراد و سیاستهایشان بازخواست می شد که  چگونه به سبب افکار متحجرانه و منجمد آنها موسیقی ملی و میهنی ما در سیمای حکومتی نمایش داده نمی شود و روز به روز منزوی تر شده و در اثر سیاستهای نابخردانه مسئولین ، پاپ و رپ و هوی و جاز و متال و ..... جای خود را در میان جوانان باز کردند ونوا و شمایل  تار و سه تار و کمانچه از ذهنها حذف شده است . ای کاش به جای  سهیل محمودی و محمد رضا جعفری که در برنامه های کلیشه هایشان  ، فقط به تمجید می پردازند  یک عادل فردوسی پور شجاع و بدون تملق هم برای موسیقی ، برنامه اجرا میکرد  و از این راه  اصلی ترین نهاد هنری موسوم به وزارت ارشاد را زیر سوال می برد که چرا وزیر مربوطه در یک کلام  نابخردانه ترویج موسیقی را جزو کارهای وزارت خانه اش به حساب نمی آورد .
امیدوارم این فایل تصویری به اندازه کافی گویا باشد

به نقل از وبلاگ بیداد

!! نوشته شده توسط آزاد | 19:15 | دوشنبه هفتم بهمن 1387 •

تفکیک هنر آموزان

بر اساس شنیده ها در جریان برگزاری کنسرت آقای اخشابی در همدان گویاعده ای تماشگر نما جو گیر شده بودندو به اجرای حرکات قبیحه ممنوعه موزون روی آورده بودند و این خبر را ارباب عمایم از مخبر صادقی شنیده بودند و بر اساس آن گزارش حسابی به مدیر کل ارشاد تاخته بودند و جنابش با خاطری آزرده مجوز اجرای تمام کنسرت ها را تا پایان سال لغو کرده اند تا خبر ارتباط نا مشروع حاج آقا گلستانی(امام جمعه تویسرکان) با اون خانم شوهر داره تحت شعاع این خبر قرار بگیره تازه به همین بسنده نکرده اند در جهت ارتقا فرهنگ اصیل عربی اسلامی طالبانیسم نیز روزهای حضور هنر جویان خانم و آقا را در آموزشگاه ها تفکیک کردند تا فعل حرامی صورت نگیرد چون به تازگی ایشان پی برده اند منشا ارتباطات نامشروع  دختر پسرا در همون چند دقیقه در انتظار  نششتن در دفتر آموزشگاه هاست نه در جند ساعت در خلوت با حاج آقایان.پس بنا بر این مجور کنسرت آقای کیوان ساکت هم لغو شده و به ایشان پیامکی ارسال شده بر این مضمون که آقای ساکت شما فعلا ساکت. خدا وند انشاللله عاقبت همه ما را ختم به خیر گرداند
!! نوشته شده توسط آزاد | 23:3 | سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 •

معرفی همدان

 

گزارش تصويري از جاذبه هاي گردشگري همدان






همدان
=========
همدان یکی از شهر های غربی و کوهستانی ایران می باشد که در استان همدان و در دامنه کوه الوندواقع شده است. همدان یکی از شهرهای تاریخی-فرهنگی و توریستی ایران به شمار می رود. این شهر در سیصد و شصت کیلومتری جنوب غربی تهران، در ارتفاع ۱۸۰۰ متری از سطح دریا قرار دارد.

میدان مرکزی (میدان امام خمینی ره) این شهر توسط مهندسان آلمانی طراحی شده و به نقشه شعاعی معروف است که ۶ خیابان اصلی بطور موازی به میدان اصلی شهر وصل شده و بلوارها بصورت رینگهای اول و دوم آنها را منقطع کرده که در نوع خود کم نظیر است و در ابتدای هر خیابان اصلی دو گنبد نقره‌ای رنگ به تعداد ۱۲ گنبد بنام هر یک از امامان شیعه تعبیه شده‌است

آرامگاه بو علی سینا در همدان




جایگاه تاریخی همدان
===========
لوح زرین به نام آریامنه ( یافت شده در تپه ی باستانی هگمتانه )




همدان، اولین پایتخت نخستین تشکیلات حکومتی در ایران بوده، که در آن دوره هگمتانه نامیده می‌شده‌است.

آثار مکشوفه از تپه باستانی هگمتانه و نیز کتیبه‌های گنج نامه آثاری از آن زمان می‌باشند. آثار تاریخی، فرهنگی متعدد موجود در همدان، موجب شد تا در جلسه مورخ ۱۳۷۰/۲/۲ شورای عالی شهرسازی و معماری کشور، همدان به عنوان یکی از شش شهر تاریخی، فرهنگی کشور شناخته شود.

همچنین کاوش‌های باستان‌شناسی انجام شده در تپه گیان نهاوند و وجود تپه باستانی باباکمال و مهاجرت حَبَقّوق پیامبر به تویسرکان، (حدود ۷۰۰ سال قبل از میلاد مسیح) نیز حاکی از قدمت این دو شهر می‌باشد.

مهاجرتهای اقوام آریایی نژاد ماد ازحدود ۳۵۰۰ سال پیش به منطقه غرب ایران و محدوده فعلی استان همدان واختلاط و سلوک آنان با اقوام مستقر در منطقه به تدریج منجر به شکل گیری نخستین حکومت فراگیربه مرکزیت هگمتانه (همدان) در فلات قاره ایران گشت و این حکومت در ۶۵۰ قبل از میلاد در اوج اقتدار خود ضمن غلبه بر بزرگ‌ترین قدرت سیاسی و نظامی آن عصر یعنی دولت آشور قلمرو خود ار از شرق به آسیای میانه و در غرب به قلب آسیای صغیر بسط داد. بر اساس نوشته‌های هرودوت ورخ یونانی بدستور دیااکو نخستین پادشاه ماد در هگمتانه (همدان) پایتخت آنان استحکامات عظیمی شامل قلاع تو در تو و قصرهای سلطنتی برپا گشت.

اکثریت محققین علوم تاریخ و باستان‌شناسی را عقیده بر این است که تپه امروزی هگمتانه در دل شهر همدان برجای مانده بقایای همین تأسیسات می‌باشد. این تپه طی چندین سال اخیر مورد کاوشهای باستانشناسی قرارگرفته وکارگاههای کاوش واشیا ﺀ بدست آمده در معرض دید علاقمندان قرار دارد.

همچنین انجام حفاریهای باستان‌شناسی در تپه‌های گودین نزدیک کنگاور در استان کرمانشاه و نوشیجان در ملایر گوشه‌هایی از فرهنگ و تمدن اقوام ماد را در این زمان بر ما آشکار ساخته که از جمله آنها می‌توان به نخستین اشکال خط ونگارش و سکه‌های اولیه و مظاهر فرهنگ دینی و معماری ایرانی اشاره نمود.

از دوره هخامنشیان علاوه بر سنگ نبشته‌های میخی گنجنامه همدان تعداد قابل توجهی اشیا ﺀ زرین و سیمین و نیز بقایای کاخهای سنگی بیادگار مانده‌است که علاقمندان می‌توانند از آنها در موزه ملی کشور و موزه تپه هگمتانه بازدید کنند از دوره‌های سلوکی واشکانی در همدان مجسمه شیر سنگی و گورستان پارتی و در نهاوند نشانه‌هایی از یک معبد برجای است.


شهر همدان در دوره ساسانی یکی از ضرابخانه‌های این حکومت بوده وسکه‌های متعددی از این دوره در دست می‌باشد. شهر نهاوند نیز در این زمان دارای اهمیت ویژه‌ای بود و دژ مستحکمی در آن قرارداشت ویکی از مراکز ایالات اسپهبد نشین هفتگانه این دوره بود.

اعراب در یورش به ایران فتح نهاوند را فتح الفتوح نامیدند و گشودن همدان را به سال ۶۴۵ میلادی پس از فتح نهاوند بزرگ‌ترین پیروزی خود بر ساسانیان شمرده‌اند. از آثار این دوره می‌توان به غار قلعه جوق در فامنین و بقایای قلعه‌ای در همان محل اشاره کرد.

نفوذ و گسترش اسلام درایران تغییرات وتکامل شگرفی را بر پایه تعالیم اسلام واصول هنرها و معماری قدیمی کشور سبب شد. ازاین دوره ۱۴۰۰ ساله در نقاط مختلف استان یادمانهای متعددی برجای مانده که اهم آنها عبارت‌اند از:بنای بسیار زیبا و ارزشمند گنبد علویان از دوره سلجوقی – برج قربان – بقعه استر ومردخای – بقعه خضر از قرون ۷تا۹ هجری در همدان امامزده ازناو از دوره سلجوقی در فامنین – امامزاده هود واظهر در رزن و بقعه حبقوق نبی در تویسرکان از قرن هشتم –امامزاده یحیی – امامزاده حسین و امامزاده اسماعیل د ر همدان و نیز کاروانسرای فرسفج و مدرسه علوم دینی شیخ علیخان زنگنه در تویسرکان – آب انبار وسنگ نبشته‌ای معروف به کتیبه آقاجان بلاغی مربوط به بنای یک سد در اسدآباد – یخچال می‌رفتاح در ملایر وحمام حاج آقا تراب در نهاوند ونیز تعدادی پل شامل پل شکسته (خسروآباد)در اسدآباد- پل کوریجان و آبشینه در همدان پل جهان آباد در فامنین – پل فرسفج ومجموعه بازار در تویسرکان و پل زرامین در نهاوند جملگی از دوره صفوی و بازار, مسجد جامع و میدان امام همدان و بازار ملایر از ابنیه مهم بعداز دوره صفوی.


آب و هوا و مشخصات جغرافیایی همدان
=====================

شهرستان همدان با وسعتی حدود ۴۱۱۸ کیلومتر مربع، از خط الراس رشته کوه الوند تا مرزهای شرقی استان کشیده شده‌است.

شرقی‌ترین نقطه این شهرستان ۴۹ درجه و ۲۷ دقیقه غربی‌ترین آن ۴۸ درجه و ۲۰ دقیقه از نصف النهار گروینچ فاصله دارد و در حد فاصل ۳۴ درجه و ۳۵ دقیقه، تا ۳۵ درجه عرض شمالی واقع شده‌است. شهرستان همدان، از شمال به شهرستان‌های رزن و کبودرآهنگ، از جنوب به تویسرکان و ملایر، از شرق به استان مرکزی و از غرب به شهرستان بهار محدود می‌شود.

در جنوب شهرستان همدان، ارتفاعات کوهستان الوند قرار دارد، که خط الراس این ارتفاعات مرز طبیعی شهرستان‌های همدان و تویسرکان را تشکیل می‌دهد و دشت‌های همدان، قهاوند، دشت نشر و قسمتی از دشت رزن - فامنین در حد فاصل این ارتفاعات قرار گرفته‌اند.

بلندترین نقطه شهرستان همدان در قله الوند با ارتفاع ۳۵۸۴ متر و پست‌ترین نقطه آن زمین‌های عمر آباد با ارتفاع ۱۶۰۰ متر است، که محل خروج رود قره چای می‌باشد. متوسط ارتفاع این شهرستان نیز از سطح دریا حدود ۱۸۵۰ متر است.

این شهرستان بر اساس سرشماری عمومی سال ۱۳۷۵ دارای ۵۶۳۴۶۶ نفر جمعیت و تراکم نسبی ۸/۱۳۶ در هر کیلومتر می‌باشد و از پنج شهر همدان، مریانج، فامنین، جورقان و قهاوند و ۳ بخش و ۱۲ دهستان تشکیل شده‌است و مردم ساکن در مراکز شهرهای آن به فارسی ودر روستاها، عمدتاً به ترکی، فارسی، لری و کردی سخن می‌گویند. آب و هوای همدان سرد است و در فصل زمستان زمین پوشیده از برف می‌شود.تابستان همدان معتدل و زمستان طولانی و سرد و برفی است.همچنین کمترین دمای ثبت شده در شهر همدان 43- درجه است که در زمستان سال 1342 ثبت گردیده و از این حیث در ایران رکورد دار است.


شخصیت های معروف همدان
==============

دانشمندان همدان
================
خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی- وزیر دانشمند و موسس دانشگاه ربع رشیدی- صاحب جامع التواریخ.
پرفسور توفیق موسیوند (نخست طراح و پیوندزن قلب مصنوعی).
پروفسور سعید شاملو بنیان گذار روانشناسی بالینی ایران، متولد سال ۱۳۰۸ ملایر
پرفسور هوشنگ راستان متولد ملایر و جراح قلب و عروق و مبتکر روش جراحی قلب کنو-راستان
استاد دکتر محمد علی طوسی متولد سال ۱۳۱۰ ملایر - مولف، مترجم، و استاد رشتهٔ مدیریت
دکتر هوشنگ طیبی متولد سال ۱۹۱۹ ملایر (نام دکتر طیبی و همکارانش روی ۳ سندرم گذاشته شده‌است)
دکتر احمد محمدی متولد ملایر و چهره برگزیده در نخستین همایش چهره‌های ماندگار
دکتر حسین غیور اولین مدرس علوم ریاضیات در دانشگاه تهران [متوفی در سال ۱۳۷۹شمسی]
پرفسور احسان ا.. حاجیلو جراح مغز و اعصاب
پرفسور محمد خانجانی پرفسور در رشته کشاورزی در سطح کشور ودکترای حشره شناسی
دکتر علی پذیرنده دکتری هسته‌ای از انگلستان
دکتر حجت ا.. قدیمی دکتری معماری از امریکا مدرس دانشگاههای تهران

شاعران
=========
قهرمان خان پاکبین ملایری (اهل روستای آورزمان ملایر)
فخرالدین اسعد کَرکانی (اهل روستای کَرکان ملایر و صاحب منظومه ویس و رامین)
باباطاهر.
رضی الدین آرتیمانی: صاحب معروف‌ترین و ارزنده‌ترین ساقی نامه‌ ادبیات فارسی.
کلیم کاشانی
مصطفی رحماندوست مانی- شاعر معاصر - مقیم آلمان
مسعود سعد سلمان
حبسیه سرای مشهور مفتون همدانی
غمام
ناهید همدانی


موسیقی دانان
===========
عاشیق حیدر محمودی خواننده و نوازنده ساز ترکی چوگور
استاد مرحوم مسعود جمالی (بداهه نواز بزرگ تار. خود آموخته)
عباس شریفی (تنبک نواز)
استاد مرحوم داریوش زرگری
سعید جلالیان (مدرس و نوازنده تنبک. از شاگردان مرحوم داریوش زرگری و استاد بهمن رجبی)
جلال دوستی (نوازنده تار و سه تار. از شاگردان مرحوم داریوش زرگری و ارشد تهماسبی)
حسين طاهرزاده تويسرکاني ( استاد مسلم آواز ايران )

عارفان همدانی
==========
شيخ محمد جواد انصاری همدانی از عرفا و سالكان نامدار معاصر
عین القضات همدانی شهید و عارف برداررفته، سوزانده و خاکستر بر باد رفته
ملا محمدتقی همدانی- عارف و سخنور روشندل.


هنرمندان همدان
================
عبدالله طالع همدانی - آهنگساز، ترانه سرا، خواننده و نوازندهٔ نامی هم‌عصر عارف
مسعود شیخ -متولد ۱۳۲۶ در منطقه کولانج همدان.نقاش- مجسمه ساز-مبتکر سبک نوین نقاشی ثبت شده(شیخیزم). از پیشکسوتان هنر معاصر ایران.
پرویز پرستویی -ستاره شهیر سینما متولد روستای چارلی از بخش رزن
مسعود جعفری جوزانی - کارگردان سینما و متولد روستای جوزان ملایر
محمودصفری روشن مجسمه ساز و مدرس رشته سفال و سرامیک متولد لالجین
قدیر فرهادی نوازنده زبردست تنبور متولد گنده جین
حاج عسگر عسگری استاد سفالساز لالجینی که با وجود کبر سن هنوز به کار خود ادمه می دهد.
سحر جعفری جوزانی
حسین یاری - بازیگر سینما و متولد ۱۳۴۶ ملایر
محمدرضا کریمی صارمی متولد سال ۱۳۴۳ ملایر - تهیه کننده سینما
عباس محبی - هنرمند رادیو و تلویزیون و اهل ملایر
ویگن - خواننده و آهنگ ساز متوفی
هانیه توسلی
سوزان روشن
استادداریوش زرگری استاد برجسته تنبک ایران
استاد احمد تیموریان از بزرگ‌ترین خوشنویسان ایران
احمد رضا درویش کارگردان اهل شهرستان تويسرکان
محمود بهرامي بازيگر پيشکسوت اهل شهرستان تويسرکان
امیر شهاب رضویان کارگردان


حقوق دانان
===========
شیرین عبادی - حقوقدان برجسته و برندهٔ جایزه صلح نوبل ۲۰۰۳


ورزشكاران نامی
==============
مسعود مصطفی جوکار
میثم مصطفی جوکار
جمال میرازیی
عباس بیگلربیگی
احمد جمشیدیان
امانوئل آغاسیان(پدر آندره آغاسی) بوکسور سابق تیم ملی ایران در مسابقات المپیک ۱۹۴۸ لندن.


آثار تاریخی
=========
كتیبه های میخی گنجنامه در همدان



آرامگاه بوعلی سینا دانشمند و طبیب نامی ایرانی - آرامگاه باباطاهر - گنبد علویان - بقعه استرومرخای- برج قربان - تپه هگمتانه - غار علی‌صدر-کتیبه‌های گنجنامه- مجسمه شیر سنگی - بازار همدان- قبر اسکندر -مسجدجامع همدان-کلیسای پروتستان-کلیسای رافاییل -خانه شهبازیان-میدان امام خمینی ره-قلعه دختر(قیزقلعه سی)-تپه پیسا-تپه مصلی-عمارت باغ نظر-گورستان پارتی- بقعه خضر-آرامگاه عارف قزوینی-سرای قلمدانی.


آثار و مكان های مذهبی
================
امامزاده عبدالله، امامزاده یحیی، امامزاده حسین، امامزاده اسماعیل، امامزاده محسن، امامزاده هادی ابن علی، امامزاده اسماعیل و امامزاده اهل بن علی.


سوغات همدان
==========
سفال و سرامیک، چرم و کالای چرمی، فرش، گلیم و جاجیم، انگشت پیچ، سیر تند، شیر شیره، قیسی، مویز، شیره انگور، کماج، حلوا زرده.


صنایع دستی
==========
صنایع دستی به ویژه از نظر صنایع چرمسازی , قالیبافی و گلیم بافی و به ویژه با توجه به وجود شهر لالجین به عنوان قطب سفال سازی و سرامیک کشور محسوب می‌شود.


دانشگاه ها
=========
دانشگاه بوعلی سینا
دانشگاه صنعتی همدان
دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی استان همدان
دانشگاه آزاد اسلامی همدان
دانشگاه تربیت معلم باهنر
دانشگاه تربیت معلم ابن سینا
دانشگاه پیام نور همدان
دانشگاه جامع علمی کاربردی همدان
دانشکده حضرت زینب کبری(س)
دانشکده فنی مفتح همدان
دانشگاه خوارزمی ملایر
دانشگاه توسعه و عمران
دانشگاه پیام نور لالجین



شهرستانها
===========
اسدآباد | بهار | تویسرکان | رزن | کبودرآهنگ | ملایر | نهاوند | همدان


شهرها
=============

گزارش تصويري از جاذبه هاي گردشگري همدان






همدان
=========
همدان یکی از شهر های غربی و کوهستانی ایران می باشد که در استان همدان و در دامنه کوه الوندواقع شده است. همدان یکی از شهرهای تاریخی-فرهنگی و توریستی ایران به شمار می رود. این شهر در سیصد و شصت کیلومتری جنوب غربی تهران، در ارتفاع ۱۸۰۰ متری از سطح دریا قرار دارد.

میدان مرکزی (میدان امام خمینی ره) این شهر توسط مهندسان آلمانی طراحی شده و به نقشه شعاعی معروف است که ۶ خیابان اصلی بطور موازی به میدان اصلی شهر وصل شده و بلوارها بصورت رینگهای اول و دوم آنها را منقطع کرده که در نوع خود کم نظیر است و در ابتدای هر خیابان اصلی دو گنبد نقره‌ای رنگ به تعداد ۱۲ گنبد بنام هر یک از امامان شیعه تعبیه شده‌است

آرامگاه بو علی سینا در همدان




جایگاه تاریخی همدان
===========
لوح زرین به نام آریامنه ( یافت شده در تپه ی باستانی هگمتانه )




همدان، اولین پایتخت نخستین تشکیلات حکومتی در ایران بوده، که در آن دوره هگمتانه نامیده می‌شده‌است.

آثار مکشوفه از تپه باستانی هگمتانه و نیز کتیبه‌های گنج نامه آثاری از آن زمان می‌باشند. آثار تاریخی، فرهنگی متعدد موجود در همدان، موجب شد تا در جلسه مورخ ۱۳۷۰/۲/۲ شورای عالی شهرسازی و معماری کشور، همدان به عنوان یکی از شش شهر تاریخی، فرهنگی کشور شناخته شود.

همچنین کاوش‌های باستان‌شناسی انجام شده در تپه گیان نهاوند و وجود تپه باستانی باباکمال و مهاجرت حَبَقّوق پیامبر به تویسرکان، (حدود ۷۰۰ سال قبل از میلاد مسیح) نیز حاکی از قدمت این دو شهر می‌باشد.

مهاجرتهای اقوام آریایی نژاد ماد ازحدود ۳۵۰۰ سال پیش به منطقه غرب ایران و محدوده فعلی استان همدان واختلاط و سلوک آنان با اقوام مستقر در منطقه به تدریج منجر به شکل گیری نخستین حکومت فراگیربه مرکزیت هگمتانه (همدان) در فلات قاره ایران گشت و این حکومت در ۶۵۰ قبل از میلاد در اوج اقتدار خود ضمن غلبه بر بزرگ‌ترین قدرت سیاسی و نظامی آن عصر یعنی دولت آشور قلمرو خود ار از شرق به آسیای میانه و در غرب به قلب آسیای صغیر بسط داد. بر اساس نوشته‌های هرودوت ورخ یونانی بدستور دیااکو نخستین پادشاه ماد در هگمتانه (همدان) پایتخت آنان استحکامات عظیمی شامل قلاع تو در تو و قصرهای سلطنتی برپا گشت.

اکثریت محققین علوم تاریخ و باستان‌شناسی را عقیده بر این است که تپه امروزی هگمتانه در دل شهر همدان برجای مانده بقایای همین تأسیسات می‌باشد. این تپه طی چندین سال اخیر مورد کاوشهای باستانشناسی قرارگرفته وکارگاههای کاوش واشیا ﺀ بدست آمده در معرض دید علاقمندان قرار دارد.

همچنین انجام حفاریهای باستان‌شناسی در تپه‌های گودین نزدیک کنگاور در استان کرمانشاه و نوشیجان در ملایر گوشه‌هایی از فرهنگ و تمدن اقوام ماد را در این زمان بر ما آشکار ساخته که از جمله آنها می‌توان به نخستین اشکال خط ونگارش و سکه‌های اولیه و مظاهر فرهنگ دینی و معماری ایرانی اشاره نمود.

از دوره هخامنشیان علاوه بر سنگ نبشته‌های میخی گنجنامه همدان تعداد قابل توجهی اشیا ﺀ زرین و سیمین و نیز بقایای کاخهای سنگی بیادگار مانده‌است که علاقمندان می‌توانند از آنها در موزه ملی کشور و موزه تپه هگمتانه بازدید کنند از دوره‌های سلوکی واشکانی در همدان مجسمه شیر سنگی و گورستان پارتی و در نهاوند نشانه‌هایی از یک معبد برجای است.


شهر همدان در دوره ساسانی یکی از ضرابخانه‌های این حکومت بوده وسکه‌های متعددی از این دوره در دست می‌باشد. شهر نهاوند نیز در این زمان دارای اهمیت ویژه‌ای بود و دژ مستحکمی در آن قرارداشت ویکی از مراکز ایالات اسپهبد نشین هفتگانه این دوره بود.

اعراب در یورش به ایران فتح نهاوند را فتح الفتوح نامیدند و گشودن همدان را به سال ۶۴۵ میلادی پس از فتح نهاوند بزرگ‌ترین پیروزی خود بر ساسانیان شمرده‌اند. از آثار این دوره می‌توان به غار قلعه جوق در فامنین و بقایای قلعه‌ای در همان محل اشاره کرد.

نفوذ و گسترش اسلام درایران تغییرات وتکامل شگرفی را بر پایه تعالیم اسلام واصول هنرها و معماری قدیمی کشور سبب شد. ازاین دوره ۱۴۰۰ ساله در نقاط مختلف استان یادمانهای متعددی برجای مانده که اهم آنها عبارت‌اند از:بنای بسیار زیبا و ارزشمند گنبد علویان از دوره سلجوقی – برج قربان – بقعه استر ومردخای – بقعه خضر از قرون ۷تا۹ هجری در همدان امامزده ازناو از دوره سلجوقی در فامنین – امامزاده هود واظهر در رزن و بقعه حبقوق نبی در تویسرکان از قرن هشتم –امامزاده یحیی – امامزاده حسین و امامزاده اسماعیل د ر همدان و نیز کاروانسرای فرسفج و مدرسه علوم دینی شیخ علیخان زنگنه در تویسرکان – آب انبار وسنگ نبشته‌ای معروف به کتیبه آقاجان بلاغی مربوط به بنای یک سد در اسدآباد – یخچال می‌رفتاح در ملایر وحمام حاج آقا تراب در نهاوند ونیز تعدادی پل شامل پل شکسته (خسروآباد)در اسدآباد- پل کوریجان و آبشینه در همدان پل جهان آباد در فامنین – پل فرسفج ومجموعه بازار در تویسرکان و پل زرامین در نهاوند جملگی از دوره صفوی و بازار, مسجد جامع و میدان امام همدان و بازار ملایر از ابنیه مهم بعداز دوره صفوی.


آب و هوا و مشخصات جغرافیایی همدان
=====================

شهرستان همدان با وسعتی حدود ۴۱۱۸ کیلومتر مربع، از خط الراس رشته کوه الوند تا مرزهای شرقی استان کشیده شده‌است.

شرقی‌ترین نقطه این شهرستان ۴۹ درجه و ۲۷ دقیقه غربی‌ترین آن ۴۸ درجه و ۲۰ دقیقه از نصف النهار گروینچ فاصله دارد و در حد فاصل ۳۴ درجه و ۳۵ دقیقه، تا ۳۵ درجه عرض شمالی واقع شده‌است. شهرستان همدان، از شمال به شهرستان‌های رزن و کبودرآهنگ، از جنوب به تویسرکان و ملایر، از شرق به استان مرکزی و از غرب به شهرستان بهار محدود می‌شود.

در جنوب شهرستان همدان، ارتفاعات کوهستان الوند قرار دارد، که خط الراس این ارتفاعات مرز طبیعی شهرستان‌های همدان و تویسرکان را تشکیل می‌دهد و دشت‌های همدان، قهاوند، دشت نشر و قسمتی از دشت رزن - فامنین در حد فاصل این ارتفاعات قرار گرفته‌اند.

بلندترین نقطه شهرستان همدان در قله الوند با ارتفاع ۳۵۸۴ متر و پست‌ترین نقطه آن زمین‌های عمر آباد با ارتفاع ۱۶۰۰ متر است، که محل خروج رود قره چای می‌باشد. متوسط ارتفاع این شهرستان نیز از سطح دریا حدود ۱۸۵۰ متر است.

این شهرستان بر اساس سرشماری عمومی سال ۱۳۷۵ دارای ۵۶۳۴۶۶ نفر جمعیت و تراکم نسبی ۸/۱۳۶ در هر کیلومتر می‌باشد و از پنج شهر همدان، مریانج، فامنین، جورقان و قهاوند و ۳ بخش و ۱۲ دهستان تشکیل شده‌است و مردم ساکن در مراکز شهرهای آن به فارسی ودر روستاها، عمدتاً به ترکی، فارسی، لری و کردی سخن می‌گویند. آب و هوای همدان سرد است و در فصل زمستان زمین پوشیده از برف می‌شود.تابستان همدان معتدل و زمستان طولانی و سرد و برفی است.همچنین کمترین دمای ثبت شده در شهر همدان 43- درجه است که در زمستان سال 1342 ثبت گردیده و از این حیث در ایران رکورد دار است.


شخصیت های معروف همدان
==============

دانشمندان همدان
================
خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی- وزیر دانشمند و موسس دانشگاه ربع رشیدی- صاحب جامع التواریخ.
پرفسور توفیق موسیوند (نخست طراح و پیوندزن قلب مصنوعی).
پروفسور سعید شاملو بنیان گذار روانشناسی بالینی ایران، متولد سال ۱۳۰۸ ملایر
پرفسور هوشنگ راستان متولد ملایر و جراح قلب و عروق و مبتکر روش جراحی قلب کنو-راستان
استاد دکتر محمد علی طوسی متولد سال ۱۳۱۰ ملایر - مولف، مترجم، و استاد رشتهٔ مدیریت
دکتر هوشنگ طیبی متولد سال ۱۹۱۹ ملایر (نام دکتر طیبی و همکارانش روی ۳ سندرم گذاشته شده‌است)
دکتر احمد محمدی متولد ملایر و چهره برگزیده در نخستین همایش چهره‌های ماندگار
دکتر حسین غیور اولین مدرس علوم ریاضیات در دانشگاه تهران [متوفی در سال ۱۳۷۹شمسی]
پرفسور احسان ا.. حاجیلو جراح مغز و اعصاب
پرفسور محمد خانجانی پرفسور در رشته کشاورزی در سطح کشور ودکترای حشره شناسی
دکتر علی پذیرنده دکتری هسته‌ای از انگلستان
دکتر حجت ا.. قدیمی دکتری معماری از امریکا مدرس دانشگاههای تهران

شاعران
=========
قهرمان خان پاکبین ملایری (اهل روستای آورزمان ملایر)
فخرالدین اسعد کَرکانی (اهل روستای کَرکان ملایر و صاحب منظومه ویس و رامین)
باباطاهر.
رضی الدین آرتیمانی: صاحب معروف‌ترین و ارزنده‌ترین ساقی نامه‌ ادبیات فارسی.
کلیم کاشانی
مصطفی رحماندوست مانی- شاعر معاصر - مقیم آلمان
مسعود سعد سلمان
حبسیه سرای مشهور مفتون همدانی
غمام
ناهید همدانی


موسیقی دانان
===========
عاشیق حیدر محمودی خواننده و نوازنده ساز ترکی چوگور
استاد مرحوم مسعود جمالی (بداهه نواز بزرگ تار. خود آموخته)
عباس شریفی (تنبک نواز)
استاد مرحوم داریوش زرگری
سعید جلالیان (مدرس و نوازنده تنبک. از شاگردان مرحوم داریوش زرگری و استاد بهمن رجبی)
جلال دوستی (نوازنده تار و سه تار. از شاگردان مرحوم داریوش زرگری و ارشد تهماسبی)
حسين طاهرزاده تويسرکاني ( استاد مسلم آواز ايران )

عارفان همدانی
==========
شيخ محمد جواد انصاری همدانی از عرفا و سالكان نامدار معاصر
عین القضات همدانی شهید و عارف برداررفته، سوزانده و خاکستر بر باد رفته
ملا محمدتقی همدانی- عارف و سخنور روشندل.


هنرمندان همدان
================
عبدالله طالع همدانی - آهنگساز، ترانه سرا، خواننده و نوازندهٔ نامی هم‌عصر عارف
مسعود شیخ -متولد ۱۳۲۶ در منطقه کولانج همدان.نقاش- مجسمه ساز-مبتکر سبک نوین نقاشی ثبت شده(شیخیزم). از پیشکسوتان هنر معاصر ایران.
پرویز پرستویی -ستاره شهیر سینما متولد روستای چارلی از بخش رزن
مسعود جعفری جوزانی - کارگردان سینما و متولد روستای جوزان ملایر
محمودصفری روشن مجسمه ساز و مدرس رشته سفال و سرامیک متولد لالجین
قدیر فرهادی نوازنده زبردست تنبور متولد گنده جین
حاج عسگر عسگری استاد سفالساز لالجینی که با وجود کبر سن هنوز به کار خود ادمه می دهد.
سحر جعفری جوزانی
حسین یاری - بازیگر سینما و متولد ۱۳۴۶ ملایر
محمدرضا کریمی صارمی متولد سال ۱۳۴۳ ملایر - تهیه کننده سینما
عباس محبی - هنرمند رادیو و تلویزیون و اهل ملایر
ویگن - خواننده و آهنگ ساز متوفی
هانیه توسلی
سوزان روشن
استادداریوش زرگری استاد برجسته تنبک ایران
استاد احمد تیموریان از بزرگ‌ترین خوشنویسان ایران
احمد رضا درویش کارگردان اهل شهرستان تويسرکان
محمود بهرامي بازيگر پيشکسوت اهل شهرستان تويسرکان
امیر شهاب رضویان کارگردان


حقوق دانان
===========
شیرین عبادی - حقوقدان برجسته و برندهٔ جایزه صلح نوبل ۲۰۰۳


ورزشكاران نامی
==============
مسعود مصطفی جوکار
میثم مصطفی جوکار
جمال میرازیی
عباس بیگلربیگی
احمد جمشیدیان
امانوئل آغاسیان(پدر آندره آغاسی) بوکسور سابق تیم ملی ایران در مسابقات المپیک ۱۹۴۸ لندن.


آثار تاریخی
=========
كتیبه های میخی گنجنامه در همدان



آرامگاه بوعلی سینا دانشمند و طبیب نامی ایرانی - آرامگاه باباطاهر - گنبد علویان - بقعه استرومرخای- برج قربان - تپه هگمتانه - غار علی‌صدر-کتیبه‌های گنجنامه- مجسمه شیر سنگی - بازار همدان- قبر اسکندر -مسجدجامع همدان-کلیسای پروتستان-کلیسای رافاییل -خانه شهبازیان-میدان امام خمینی ره-قلعه دختر(قیزقلعه سی)-تپه پیسا-تپه مصلی-عمارت باغ نظر-گورستان پارتی- بقعه خضر-آرامگاه عارف قزوینی-سرای قلمدانی.


آثار و مكان های مذهبی
================
امامزاده عبدالله، امامزاده یحیی، امامزاده حسین، امامزاده اسماعیل، امامزاده محسن، امامزاده هادی ابن علی، امامزاده اسماعیل و امامزاده اهل بن علی.


سوغات همدان
==========
سفال و سرامیک، چرم و کالای چرمی، فرش، گلیم و جاجیم، انگشت پیچ، سیر تند، شیر شیره، قیسی، مویز، شیره انگور، کماج، حلوا زرده.


صنایع دستی
==========
صنایع دستی به ویژه از نظر صنایع چرمسازی , قالیبافی و گلیم بافی و به ویژه با توجه به وجود شهر لالجین به عنوان قطب سفال سازی و سرامیک کشور محسوب می‌شود.


دانشگاه ها
=========
دانشگاه بوعلی سینا
دانشگاه صنعتی همدان
دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی استان همدان
دانشگاه آزاد اسلامی همدان
دانشگاه تربیت معلم باهنر
دانشگاه تربیت معلم ابن سینا
دانشگاه پیام نور همدان
دانشگاه جامع علمی کاربردی همدان
دانشکده حضرت زینب کبری(س)
دانشکده فنی مفتح همدان
دانشگاه خوارزمی ملایر
دانشگاه توسعه و عمران
دانشگاه پیام نور لالجین



شهرستانها
===========
اسدآباد | بهار | تویسرکان | رزن | کبودرآهنگ | ملایر | نهاوند | همدان


شهرها
=============
ازندریان | اسدآباد | برزول | بهار | تویسرکان | جورقان | جوکار | دمق | رزن | زنگنه | سامن | سرکان | شیرین‌سو | صالح‌آباد | فامنین | فرسفج | فیروزان | قروه درجزین | قهاوند | کبودرآهنگ | گل‌تپه | گیان | لالجین | مریانج | ملایر | نهاوند | همدان


نقاط دیدنی
===========
آبشار گنجنامه | آتشکده نوشیجان | آرامگاه باباطاهر | آرامگاه بوعلی‌سینا | امامزاده یحیی | پیست اسکی الوند | تالاب پیرسلیمان | تپه باستانی هگمتانه | سد اکباتان | سرآب گیان | غار علیصدر | گنبد حیقوق نبی | مجسمه شیر سنگی | مقبره باباپیره | موزه تاریخ طبیعی همدان

ازندریان | اسدآباد | برزول | بهار | تویسرکان | جورقان | جوکار | دمق | رزن | زنگنه | سامن | سرکان | شیرین‌سو | صالح‌آباد | فامنین | فرسفج | فیروزان | قروه درجزین | قهاوند | کبودرآهنگ | گل‌تپه | گیان | لالجین | مریانج | ملایر | نهاوند | همدان


نقاط دیدنی
===========
آبشار گنجنامه | آتشکده نوشیجان | آرامگاه باباطاهر | آرامگاه بوعلی‌سینا | امامزاده یحیی | پیست اسکی الوند | تالاب پیرسلیمان | تپه باستانی هگمتانه | سد اکباتان | سرآب گیان | غار علیصدر | گنبد حیقوق نبی | مجسمه شیر سنگی | مقبره باباپیره | موزه تاریخ طبیعی همدان
!! نوشته شده توسط آزاد | 12:12 | جمعه پنجم مهر 1387 •

نوشتاري به قلم «محمدرضا لطفي» درباره مقوله بازسازي در موسيقي موسيقي ايراني عتيقه نيست شايد بتوان گفت اجراي گروه بازسازي شيدا يکي از رمز آلودترين کنسرت هاي امسال خواهد بود؛ گروهي که پس از يک سال پژوهش و تمرين روي آثار قدما بخشي از روايت هاي تاريخي موسيقي ما را بازگو خواهند کرد. در اين نوشتار «محمدرضا لطفي» خود از تاريخچه و اهميت هنري و فرهنگي امر بازسازي موسيقي قدما سخن به ميان آورده است. هنگامي که ما از بازسازي صحبت مي کنيم، يعني پديده يي مادي به وسيله هنرمند يا صنعتکاري ساخته شده و در اثر تاثيرات روزگار و کارکرد آن يا علل ديگر به آن آسيب رسيده يا در اثر استفاده، عملکرد خود را از دست داده است. آثاري که به صورت مادي مانند ابنيه تاريخي وجود عيني دارد را بايد مرمت کرد و تلاش کرد تا با استفاده از مکتب دوره يي که اين عمارت تاريخي به وجود آمده با موادي مشابه که فرم و کيفيت هنري و تاريخي اثر را خراب نکند، دوباره سازي کرد تا اين اثر در مرور زمان و مسائل ديگر، بيشتر از بين نرود و مورد استفاده قرار گيرد. براي مثال در گذشته هاي دور براي مرمت آثار باستاني قبل از مسيح گروهي در يونان که معمار بودند دور هم جمع شدند و شروع به مرمت آثار قديمي کردند که به آنها «ماسون» يا معمار مي گفتند. اين گروه هزاران سال به مرمت کليساها نيز پرداختند تا از بين نروند و فنون اين حرفه را حفظ و حراست کردند. در ايران نيز همواره افرادي بوده و هستند که کارشان و وقتشان را صرف بازسازي يا مرمت آثار تاريخي کرده اند. براي مثال «آيدين آغداشلو» يکي از کساني است که دستي توانمند در مرمت مينياتورها داشته و دارد. بيشتر اين افراد خود در رشته مورد نظر از توانايي هاي بي نظيري برخوردارند، چرا که بدون اين توانايي اين امر محال است. کسي که به بازسازي و مرمت کاري اقدام مي کند، علاوه بر آنکه خود بايد در آن رشته تبحر داشته باشد، بايد به حواشي و تکنيک هاي مختلف دوره هاي گوناگون آن رشته تسلط داشته و مکتب کارهايي را که مي خواهد بازسازي کند، بشناسد. در موسيقي کار بسيار سخت تر مي شود، چرا که ماده توليدکننده موسيقي «آوا» است که از قوانين موج تبعيت مي کند. ثبت موسيقي مانند يک ساختمان ساخته شده در قرن دهم نيست که هم اکنون وجود دارد يا مينياتور رضا عباسي يا خط تبريزي نيست که شما بتوانيد آن را ديده و لمس کنيد. ضبط موسيقي به عنوان يک سند شنيداري و مادي حدود صد سال است که به وجود آمده. در اروپا خط ثبت موسيقي به وجود آمده که ظاهراً معادل خط در زبان بايد کاربرد مشابه داشته باشد اما اين طور نشد، چرا که نه خط و نه خط موسيقي قادر نيستند پستي و بلندي ترکيب کلمات را نشان دهند. اينکه ما قادر هستيم روزنامه يي را به سرعت با توجه به فونتيک زبان بخوانيم، به اين دليل است که ابتدا زبان مادري مان را از راه گوش فرا گرفته و سپس به مدرسه مي رويم و خط را مي آموزيم. در موسيقي اين خط به خاطر نداشتن همان فونتيک باعث مي شود که نتوانيم به درستي فونتيک آن را رعايت کنيم. هنر بازسازي و فراگيري از راه گوش تنها راه حل آموزش موسيقي است. بخش عمده يي از موسيقي دنيا از هزاران سال پيش وجود خارجي ندارد و در درون فرهنگ ها به صورت شفاهي از استاد به شاگرد در سينه ها ضبط شده است. يکي از کشورهايي که به خوبي توانسته موسيقي خودش را نسل به نسل منتقل کند، بخش هايي از هندوستان است. در ديگر کشورها بعد از قرن نوزدهم ميلادي که شکل و محتواي فرهنگي اين کشورها به فرماسيون نيمه اروپايي تبديل شد، خدشه بزرگي به روند رشد اين هنر وارد کرد. هنر بازسازي در اروپا مدت هاست به وسيله اهل موسيقي شروع شده و آنها حتي سازهاي دوران قرون وسطي را بازسازي کرده اند و با تحقيقات گسترده توانسته اند آثاري را دوباره بازسازي کنند که هنوز در ابتداي اين کار هستند. در ايران بازسازي ها در کلاس هاي سنتي از طريق استاد و شاگردي حفظ مي شد و نسل به نسل از طريق موسيقي نوازان به مردم انتقال مي يافت. هنوز کليه فرهنگ هاي بومي استان ها از اين تکنيک استفاده مي کنند. آمدن خط موسيقي اين جريان را کمي ضعيف کرد چرا که خط موسيقي، خود به صورت يک ماده قادر به رعايت اکسنت هاي زبان موسيقي نيست همانند خط که هنوز قادر نيست اکسنت هاي زبان را که به آن «لهجه» گفته مي شود رعايت کند. به همين دليل بايد موسسه يي با بودجه کافي براي بازسازي موسيقي تاريخي ايران اقدام کند. اين اقدام بايد از روي نوارها، صفحات و فتوگراف ها همراه با استاداني که در اين راه کوشش کرده و از قدرت شنوايي فوق العاده يي برخوردارند، همراه شده و از راه هاي گوناگون اين گنجينه را مانند معماري حفظ و حراست کرد. در معماري کسي نمي آيد دوباره يک عالي قاپو درست کند، اما در ذات موسيقي بارها و بارها مي شود کنسرتو هاي ويوالدي يا درويش خان را که در صفحه سنگي نواخته بازسازي کرده و به اجرا درآورد و آن را به يک پديده فرهنگي روز درآورد. اولين بازسازي ها در ايران اولين قدم بازسازي هنگامي شروع مي شود که شاگردي به استادي رسيده به آموزش مي پردازد. چرا مي گوييم بازسازي، به خاطر اينکه شاگرد تلاش مي کند تا صداي ساز استادش و کليه احساسات و دريافت ها را دوباره بازسازي کند. براي مثال هنگامي که شنونده به ساز درويش خان گوش مي دهد، متوجه مي شود که ساز درويش خان مشابه ساز استادش «ميرزا حسينقلي» است. اين شباهت در مکتب و فن در ساليان دراز رخ مي دهد و چون هنر موسيقي شفاهي منتقل مي شود، شاگرد کليه رموز و ظرافت ها را فرا مي گيرد و تلاش مي کند نحوه اجراي استادش را «بازسازي» کند. اين پايه يي است براي زماني که شاگرد خود بيان خودش را مي يابد. پس از آموزش او اين امکان را مي يابد که در صورت نياز، آثار گذشتگان را «بازسازي» کند. گاهي شاگردي رسيده تر، تکه هايي جدا و فراگرفته شده از چند تن از استادان را با مهارت بازسازي کرده و با توجه به مکتب آن دوران کنار هم چيده و به شنوندگان ارائه مي کند. در کارهاي استاد صبا به اين نمونه کارها برمي خوريم مانند بازسازي چهارمضراب دشتي «رضا محجوبي» که «مرتضي خان» برادرش و استاد صبا با اضافه کردن فرازهايي متکي به شيوه رضا، اين چهارمضراب را از خطر مرگ رهانيد و دوباره به بستر فرهنگ ايران زمين افزود که تاکنون کاربرد داشته و سلولي زنده است. نکته قابل توجه اين است که امروزه ديگر حتي متخصصان نمي توانند متوجه شوند که کدام فرازها و نغمه ها بازسازي شده است. اين نمونه را در کار زيباي درويش خان «چهارمضراب ماهور» مي شنويد که باز استاد صبا آن را بازسازي و مرمت هنري دوباره کرده که امروز حتي اين چهارمضراب به نام صبا معروف شده است. اضافه کردن بعضي از گوشه ها به رديف موسيقي ايراني نيز از همين نوع است مانند گوشه هاي محمدصادق خاني، گريلي، ديلمان و شهابي. بازسازي پس از ضبط موسيقي در ايران با توجه به آثاري که از اواخر دوران قاجار به ما رسيده فن بازسازي مطرح شده است. استوانه هاي مومي و سنگي با توجه به خط خوردگي ها و صدماتي که طي زمان ديده، احتياج به اجراي دوباره دارد. تا موقعي که استادان و نوازندگاني بودند که مستقيم آثار گذشته را مي نواختند، ضرورت بازسازي اين گونه از روي صفحات قديمي نبود و تنها عده معدودي که نمي توانستند يا در شهرستان بودند، اقدام به بازسازي از روي صفحات قديمي مي کردند. هنگامي که راديو در ايران تاسيس شد نيز تعدادي صاحب ذوق تلاش کردند که در همان لحظه پخش تکنوازي استاد را در لحظه بازسازي کنند که هنرمند گرامي «ورزنده» جزء اين گروه بود که ساز حبيب سماعي را از طريق راديو فراگرفت و به بازسازي آن پرداخت. با روي کار آمدن دولت هاي جديد - با توجه به الگوهاي اروپايي- کليه صفحات سنگي کنار گذاشته شد و مدرسين آن نيز رفته رفته خانه نشين شدند. پس از مدت ها بعضي از موسيقي دانان بر آن شدند که تعادلي بين موسيقي قديمي و جديد ترسيم کنند که متاسفانه کار با دشواري جلو رفت. از سال 1350 هجري، تعداد اندکي جوان که بيشترشان از شاگردان شهنازي بودند، تحت توجهات استاد کامل نورعلي برومند قرار گرفتند و اين استاد ارزنده بر آن بود که در دوره فوق ليسانس، شاگردان، کل ضربي ها، پيش درآمدها، رنگ ها و مجموعه متن و حاشيه رديف را فراگرفته و متخصص در امر موسيقي جدي و هنري شوند. اين کار ابتدا قرار بود در تداوم دوره ليسانس دانشکده به وسيله دکتر برومند، در بخش دانشکده ادبيات رخ دهد که آقاي دکتر نصر رياست اين دانشکده را داشت و چند جلسه نيز در اين باب سخن گفتند که به نتيجه نرسيد. در همان زمان و شايد پيش تر، مرکز حفظ و اشاعه به وسيله آقاي «داريوش صفوت» تاسيس شده بود و او علاقه داشت که اين کار در مرکز ايشان به وقوع بپيوندد. در همين دوره است که استاد کامل نورعلي برومند به عنوان مدير هنري و آموزشي مرکز از طرف رئيس وقت تلويزيون دعوت به کار شد. استاد برومند قبل از قبول مسووليت تقاضا کرده بود که «من به شرطي کارم را شروع مي کنم که راديو و تلويزيون از ما تقاضاي توليد نکند و هرگاه من تشخيص دادم شاگردانم زير نظر من به اين کار اقدام خواهند کرد.» در همان سال دکتر صفوت مسووليت سنگيني را بر دوش استاد کامل نورعلي برومند گذاشت و اين گونه دو گروه در مرکز ايجاد شد؛ گروه قديمي ها و گروه جوان ترها. بايد در هر بازسازي احساس دوران از طريق مجريان به قطعات قديمي دميده شود. به هر حال گروه بازسازي شيدا تلاش دارد با نظارت اينجانب راه اجتماعي تر شدن اين روش را هموار کند اين گونه کار بازسازي موسيقي دوران قاجار با همان کيفيت، مکتب و تکنيک شروع شد. تمام قطعات، آوازهاي طاهرزاده، مضراب ها و حتي ناله ها را ايشان با ما کار کرد. خوانندگاني که با ما همکاري مي کردند، «رضوي سروستاني» و «محمدرضا شجريان» بودند. ما دو برنامه در آن سال در جشن هنر شيراز به اجرا درآورديم، اولي ماهور بود که من سرپرستي مي کردم و ديگري سه گاه که «ذوالفنون» آن را سرپرستي مي کرد. اين بازسازي آخرين کار اين استاد ارزنده در مرکز بود چرا که بنا به دلايلي پس از چند سال به خاطر تغيير اهداف مرکز حفظ و اشاعه موسيقي و بي توجهي به رياست هنري برومند، اين مرد بزرگ مجبور به استعفا شد. متن اين استعفا به مديرعامل راديو و تلويزيون، بسيار قوي و تکان دهنده است. اين متن به وسيله محمودعلي خان برادر نورعلي خان برومند براي من خوانده شد که اميد است اين سند باقي مانده باشد. تاريخ بازسازي معاصر اولين بازسازي را استاد برومند در مرکز حفظ و اشاعه ايجاد کردند که مستقيماً خود ايشان ماخذ محسوب مي شدند. دومين بازسازي در گروه گردآوري و شناخت موسيقي بومي شروع شد که باز زيرنظر استاد برومند بود که به صورت غيرمستقيم به اين واحد کمک مي کرد. سرپرستي تمرين گروهي با اينجانب بود که منزل آقاي کماليان انجام مي شد. اعضاي گروه جناب کياني، «ناصرخان فرهنگ فر» و اينجانب بوديم. اين برنامه در کارگاه نمايش به اجرا درآمد که خود استاد برومند، «مهدي کماليان»، «هرمزي» و تني چند از هنرمندان معروف حضور داشتند. جريان بعدي بازسازي هنگامي شروع شد که اينجانب به راديو رفتم که کارهاي اوليه بازسازي به شيوه استادم صورت مي گرفت يعني ماخذ بازسازي خود من بودم و اندوخته هايم را که با استادانم کار کرده بودم ياد داده و نظارت و سرپرستي مي کردم که گروه شيدا آن را به اجرا در مي آورد. اينجانب با نوازندگي خود به امر بازسازي نيز مي پرداختم که بازسازي کارهاي «قمر» که از روي صفحات انجام مي گرفت، از اين دست محسوب مي شود. بازسازي هاي قمر، تاثير زيادي بر علاقه مندان گذاشت و جريان جديدي را به وجود آورد. در کنار امر بازسازي گروه شيدا در راديو، گروه سماعي به سرپرستي ناصري و با کمک فني «محمود ذوالفنون» (برادر جلال ذوالفنون) شکل گرفت. اولين اجراي اين گروه قطعه يي بود که «پروانه» همراه با «حبيب سماعي» يک تصنيف قديمي يا ضربي را خوانده بود که در آن استادان «جليل شهناز» و «اصغر بهاري» تکنوازي آن را عهده دار بودند که با صداي «پوران» از راديو پخش شد. به دنبال آن چندين قطعه بسيار زيبا مانند رنگ «حسين خان اسماعيل زاده» و چند تصنيف از «حسام السلطنه مراد» توسط اين گروه اجرا شد. متاسفانه اين گروه با کناره گيري ذوالفنون تقريباً متوقف شده و به اجراي کارهاي جديدي اکتفا کرد. نگارنده نيز گاهي به يافتن قطعاتي که براي گروه مناسب باشد کمک مي کردم. کنسرت اين گروه در جشن هنر طوس که سرپرستي آن را هنرمند گرامي حسن ناهيد عهده دار بود، به وسيله اينجانب طراحي شده و تصنيفي از نگارنده نيز به اجرا درآمد که هنرمند گرامي آقاي ناظري آن را خوانده اند. پس از فوت برومند در دي ماه 56 شرايط همه ما براي مدتي متلاشي شد. ازدست دادن پدري دلسوز در عرصه هنر مظلوم و شريف موسيقي، عرصه را براي تعدادي از شاگردان ايشان سخت کرد. در شب چهلم استاد که در مدرسه رازي برگزار شد، گروه شيدا به سرپرستي اينجانب با خوانندگي هنرمند گرامي شجريان همراه با تکنوازي مهندس حسين عمومي (ني) و ناصر فرهنگ فر(تنبک) همان ماهور جشن هنر که استاد در مرکز بازسازي کرده بود، دوباره سازي کرد. در ابتداي اين کنسرت شادروان کماليان چند کلمه سخن گفتند و کنسرت با درد و اندوه به اتمام رسيد، اما راه استاد برومند، شهنازي، فروتن، هرمزي و حبيب سماعي در دل همه ما به انواع گوناگون زندگي کرده و همچنان در حرکت است. بازسازي پس از انقلاب مساله بازسازي پس از انقلاب به خاطر ذاتش متوقف شد. تا چند سال موج اجتماعي انقلاب چنان قوي بود که حتي اجراي موسيقي صرف ايراني را دچار بحران کرده بود. اين نگراني باعث شد نگارنده با ساخت قطعاتي مانند «شب نورد» و «آزادي» و «ايران اي سراي اميد» و ساخت موسيقي مناسب با جريانات اجتماعي، تلاش کردم که فرم آوازي و موسيقي دستگاهي را در لا به لاي قطعات نو قرار دهم. علت اين امر در درجه اول حفظ موسيقي دستگاهي، متن خواني، متن نوازي و متصل کردن فرم هاي نو به قديم بود. اين فکر در کار شوشتري در مجموعه چاووش 8 با خوانندگي شهرام ناظري نيز اتفاق افتاد که مورد توجه مردم انقلابي به خصوص جوانان قرار گرفت. پس از چند سال متوجه شدم که حال مي شود دوباره به بازسازي موسيقي ايراني اقدام و نوازندگان چاووش را به کار قبلي نزديک کرد. اين بار گروه عارف را نيز که هيچ گاه به امر بازسازي نپرداخته بود، به گروه شيدا اضافه کردم و حاصل آن «به ياد طاهرزاده» است که هنرمند گرامي «تعريف» زير نظر من، به آموزش سه گاه اين استاد ارزنده پرداخت. در همين دوره است که من «به ياد درويش خان» را به وجود آوردم که روي اول نوار کاملاً بازسازي شده است و تلاش شده شيوه درويش زنده تر نشان داده شود. به دنبال آن قرار بود يک آلبوم «به ياد استاد وزيري» به بازار آيد که گروه شيدا به بازسازي آن پرداخت و به مرحله ضبط رسيد اما متاسفانه به خاطر منع صداي زن اين کار متوقف شد و بالاخره به بوته فراموشي سپرده شد. روي ديگر کار اجراي کل قطعات وزيري بود که من قبلاً آنها را نواخته بودم و بعضي از آنها را از روي صفحات قديمي به نت درآورده بودم که تمرين هاي آن انجام شد و کل پروژه متوقف شد. در نوازندگي اينجانب در «به ياد طاهرزاده» به خوبي مي شود تمرين هاي مکتب وزيري را شنيد؛ مضراب کوچک، ريزهاي تند و شتاب زياد. آقاي کياني و بازسازي استاد ارزنده «مجيد کياني» همواره به امر بازسازي و تقليد از قدما علاقه مند بود و اين مشخصه به او کمک کرد در راهش يگانه شود. علاقه او به رديف و بازسازي کارهاي حبيب از همان اوايل تاسيس مرکز حفظ و اشاعه که مي توان گفت اولين کارمند رسمي اين اداره محسوب مي شد در او جان گرفت. تاثير دکتر صفوت در تغيير روش او نقش بسيار مهمي داشت چرا که قبلاً در مکتب وزيري، «پايور» ساز مي زد. اين تغيير بنيادي همراه با آموزش نزد برومند به او کمک زيادي کرد. به خصوص هنگامي که به تصدي مرکز حفظ و اشاعه موسيقي درآمد، به اين امر به صورت رسمي پرداخت. در اين مرکز کارهايي زير نظر او ضبط شده که متاسفانه به عرصه بازار هنري ارائه نشده. اين امر چند سالي دوام آورد اما ايشان در سازمان فرهنگي و هنري خود هنوز به اين قبيل کارها مي پردازد و در فرهنگستان هنر نيز تلاش مي کند همين راه تداوم يابد. بعضي از افراد گروه بازسازي شيدا، اين افتخار را داشته اند که با ايشان نيز به امر بازسازي بپردازند. گروه بازسازي شيدا اين گروه پس از تشکيل گروه بانوان شيدا و گروه همنوازان شيدا (گروه بزرگ) تاسيس شد. هدف از تشکيل آن تداوم کار بازسازي و مرمت آثار گذشته است. با توجه به مکتبي که شاگردان به آموزش پرداخته اند افراد اين گروه به جز دو نفر که به صورت موقت در گروه هستند، از قبل با هم کار مي کردند. نگرش آنها در همان چارچوبي است که استاد ارزنده کياني مي شناسد و دوست دارد. من عقيده دارم امر بازسازي از گذشته، بايد طوري به اجرا درآيد که مورد توجه مردم يا حداقل شاگردان موسيقي قرار گيرد. اگر اين امر بدون داشتن ذوق و سليقه هنري بالا رود، ما مي توانيم مدعي شويم که به هدف اصلي رسيده ايم. به همين خاطر است که کارهايي اين گونه، بازار نمي يابد (حتي در ميان خواص و هنرمندان) بايد امر بازسازي قابل زيست براي مردم باشد. اگر امروزه مسجدي از دوران شاه عباس مانده، قابل استفاده است. ما نمي توانيم بازسازي کنيم که تنها در موزه حفظ شود. اين نوع مرمت نيز بايد باشد اما تنها جنبه حفظ آثار عتيقه دارد. هنر موسيقي ايراني اگر چه قديمي است اما عتيقه نيست. شعر حافظ و مولانا هنر عتيقه نيست و بعد از 700 سال کاربرد فرهنگي و اجتماعي دارد. در بازسازي بايد به کاربرد آن نيز توجه کرد. بايد در هر بازسازي احساس دوران از طريق مجريان به قطعات قديمي دميده شود. به هر حال گروه بازسازي شيدا تلاش دارد با نظارت اينجانب راه اجتماعي تر شدن اين روش را هموار کند. نوازندگان آن اگر چه کاملاً رسيده نيستند، اما عشق، تلاش و تعهد آنها باعث موفقيت شان خواهد شد و در کنسرت 26، 27 و 28 ارديبهشت شنوندگان شاهد اجرايي پراحساس و اصيل خواهند بود که اميد است اين سرفصل دوباره زنده تر و پوياتر شود.
!! نوشته شده توسط آزاد | 16:15 | پنجشنبه دوم خرداد 1387 •

یک سالگی وبلاگ

یک سال پیش در چنین روزهایی با هدف شناسایی و ترویج موسیقی علمی ایران که همان موسیقی ریشه دار اصیل ایرانی میباشد اقدام به راه اندازی این وبلاگ نمودم تا شاید بدین وسیله به سهم خودم در جهت ارتقا فرهنگ و دانش موسیقی خدمت ناچیزی به جامعه  کرده باشم.و شاید هم در نظر داشته ام که بدین وسله دردم را فریاد بزنم تا بدانند کسانی که کمر به نابودی فرهنگ ایرانی بسته اند این سرزمین امثال من بسیار دارد که دغدغه پاسداری از میراث گذشتگان را دارند.صادقانه بگم که در این راه از هر وسیله ای استفاده برده ام که گاها باعث گله مندی دوستان و مدیران دیگر وبلاگها شده ولی چون هدف انتشار آخرین اخبار و تازه ترین مطالب و گردش اطلاعات بوده از این کار ابایی نداشته ام مهم این است که هدف را گم نکنیم.
!! نوشته شده توسط آزاد | 23:30 | یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 •

سوسول زدگي در آواز ايراني

سوسول زدگي در آواز ايراني يا به عبارتي بهتر،آواز ايراني آوازي كامپيوتري و فانتزي

با تبريك خجسته ميلاد منجي عالم بشريت و حامي مظلومان حضرت اباصالح المهدي به همه شيعيان و دوستداران آنحضرت.

دوستان ، هدف من از نوشتن اين مطلب ، توهين - تحقير ويا نفي و انكار ارزشهاي كسي نيست ،سعي من در اين راستا اينست كه موسيقي آوازي گذشتگان را با موسيقي آوازيي كه فعلا" درجامعه موسيقي حكمفرماست را مقايسه كرده باشيم ، باشد كه علل ضعف و افت شديد موسيقي ايران نسبت به گذشته را بشناسيم.

مسئله قابل توجه كه دانستن آن براي همه الزامي است اينست كه آوازخوانان طراز اول و مطرح كشور در چه سطحي آواز ارائه ميدهند و اينكه در چند سال اخير چه اندازه تازگي و نوآوري در آواز صورت گرفته ...؟

1- واقعيت امر اينست كه امروزه ديگر از ابداعات _ تكنيك ها و خلاقيت هاي سالهاي دور اساتيد موسيقي ايراني خبري نيست و جالب تر اينكه ما داريم آثار و اجراهاي بزرگان موسيقي ايران را با كيفيتي نازل ارائه ميدهيم و ارزش كار آنها را هم از بين مي بريم و اين خود فاجعه ايست جبران ناپذير و تخريب گر براي موسيقي ايران. آنهمه رياضت ها و تمرين ها و پشتكارها كه هريك از ماها كه از زبان اساتيد قديمي نقل شده را شنيده ايم ديگر معني خود را از دست داده اند و انگيزه ي آنچناني براي آوازخوانان نمانده است( البته با وجود اينهمه بي توجهي ها و ارزش ندادن دولتمردان به موسيقي و كلا" هنر بوجود آمدن اين وضعيت نا بسامان هنر چندان هم به دور از انتظار نيست )

2- شفافيت تحريرها از بين رفته و تحريرهاي محكم و پيوسته و سلسله وار ( اينگونه تحريرها در آوازهاي اقبال السلطان ، ظلي ، دردشتي بيشتر به چشم مي خورند.)، در اكثر موارد رنگ خود را باخته اند و جاي خود را به تحريرهاي دهني كليشه اي مدل استاد شجريان داده اند.

3- سبك ها و شيوه هاي آوازي ايران تا حدي از بين رفته اند و يا بهتر بگوييم كنار گذاشته شده اند و سبك آوازي تك قطبي ( سبك استاد شجريان ) شده يا به عبارتي موسيقي آوازي بصورت شجريان محوري در آمده است. البته سبك استاد شجريان براي همه قابل احترام است و ايشان همين شيوه را به زيبايي اشباع كرده اند و در حقيقت قلّه اين شيوه به حساب مي آيند ، ولي تقليد كوركورانه از استاد بدان حد كه رنگ صدا نيز در برخي حالات قابل تشخيص نيست ، ديگر قضيه اي لوث شده است.

4- بيان ضعيف شعر و عدم مناسبت شعر انتخاب شده با آواز موردنظر در بيشتر موارد.

5- گذاشتن ملوديهاي ضعيف و فاقد ارزش هنري بر روي غزليات حافظ و سعدي و مولانا و ... و خواندن تصانيف تكراري تا حدي بصورت كليشه اي درآمده حاكي از اين است كه گويي موسيقي ما به بن بست رسيده و اشباع شده ؟

6- اجراي آوازها به شكل فانتزي و مدل كامپيوتري و يا اصطلاحا" سوسول زدگي آواز ايراني و از بين رفتن صلابت و محكمي آواز كه اين مورد در مقايسه با آوازهاي قديمي ( اقبال السلطان - ظلي - قمرالملوك وزيري - تاج اصفهاني - دردشتي و..) به وضوح ديده مي شود.

7- موضوع مهم ديگر اينكه ما در يك دايره اي تكراري از آواز قرار گرفته ايم و مرتبا" به دور خودمون مي چرخيم كه براي مخاطبان بسياركسل كننده و خستگي آور شده است. اين مطلب در اساتيد بزرگ آواز همچون استاد شجريان هم صدق مي كند كه اجراهاي جديد ايشان حاكي از همين مقوله است، و آقاي شجريان خودشان هم به اين مسئله پي بردند و با تغيير اكيپ نوازندگان سعي كردند كه از اين دايره تكرار خود را بيرون بكشند كه ظاهر" اين امر صورت گرفته و در اصل شيوه همان شيوه و اساس گروه قبلي است، البته براي كساني كه شيفته خود استاد هستند اين تكرارها هميشه تازگي دارد و ...

اثبات اين مطالب را در پست هاي بعدي همراه با مثالها و نمونه ها عرض خواهم كرد.

نویسنده : [ محمـــــود مونسي ســـــردرود ]
!! نوشته شده توسط آزاد | 15:30 | یکشنبه پانزدهم مهر 1386 •

موسیقی درمانی

تمامی صداها، چه صدای یک ساز وچه صدای برخورد دو شیء، هم به صورت امواج ،نوساناتی را منتقل می کنند.تعداد این ارتعاشات متغیرهستند.و کیفیت خاصی را به هر صدا می دهند. از جمله این متغیرها می توان به سرعت بسامد (تعداد امواج در ثانیه) و شدت (بلندی صدا) اشاره کرد.
گیرنده حساس صدا در بدن انسان گوش است. پوست، استخوانها، اعصاب ومایع درون گوش به جمع آوری امواج صوتی و ارسال تکانه ها به مغز کمک می کنند. مغزبه این تکانه ها پاسخ داده ودستوراتی برای کنترل کار قلب، تنفس وکارهای دیگر صادر می کند.
در بدن ما ضربان های بسیاری وجود دارد مشهورترین آن ، ضربان قلب و ضربان تنفسی است. این ضربان ها اهمیت زیادی دارند ما انسانها موجوداتی آهنگین و ریتمیک هستیم واز این رو با آهنگ هایی که می شنویم هماهنگ می شویم.
ضربان قلب وچرخه تنفسی هم با آهنگ هماهنگ می شوند ودر نهایت امواج مغزی ما نیز باریتمی که می شنویم هماهنگ خواهند شد. میزان ضربان معمولی قلب در هر دقیقه، معیار خوبی برای انتخاب موسیقی جهت یافتن آرامش است. اصوات بر تنفس ، فشار خون وکشش ماهیچه ای تاثیر دارند وشاید باعث ترشح ضد دردهای طبیعی بدن(آندروفین ها) شوند.
بنا به نظر آوا درمانگران، با ایجاد ارتعاشات وامواج صوتی خاصی می توان ترشحات غدد درون ریز وچرخه های انرژی مرتبط با آنها را تحریک و کنترل نمود.
قسمت های مختلف بدن با فرکانس های خاص تحریک و مرتعش می شوند که هماهنگ با گام های موسیقی است، مانند موسیقی آرام هنگام صرف غذا کمک به گوارش و دستگاه های گوارشی مرتبط است. یا وقتی تنش، بیماری یا عوامل دیگر، می تواند عاملی مختل کننده در کارکرد وفعالیت غدد باشند که غدد درون ریز مرتبط کم یا زیاد می شود که پیامد آن اختلال در کارکرد سطح فیزیولوژیکی و ایجاد حالات مختلف روانی است.    

کارکردهای موسیقی
از نظر اجتماعی و مسائل جامعه شناسی موسیقی دارای کارکردهای فردی واجتماعی حساسی است زیرا هر احساسی در درون خود یک نوع خاص از اثرات موسیقی را دارد(ترس، غم، حسادت، غرور، شادی، خجالت و...) یعنی شدت وحدت هر حسی بوجود آورنده نوعی موسیقی یا ریتم وملودی است که عکس العمل هایی مانند تغییر در ارتعاش صدا وصوت،حرکات وعضلات، تغییر رنگ چهره زمان ترس وخشم، تپش قلب، گریه و ... که هر کدام یا ریشه بیولوژیکی دارند یا ریشه اجتماعی، که ساخت بیولوژیکی در پی تحریک سیستم اعصاب (سمپاتیک وپاراسمپاتیک ) رابطه محرک، پاسخ در کنترل وبروز احساسات وکنش ها و... ومسائل اجتماعی ، خواست ها ونیازهای انسان هاست.( لالایی مادر، ایجاد آرامش در کودک گریان)
افلاطون: روح انسان از راه موسیقی، تناسب و هماهنگی را یاد می گیرد (حتی استعداد پذیرایی عدالت) زیرا نظم به سهولت به اعماق روح راه پیدا می کند ودر حرکت وجنبش خود لطف وظرافت را همراه آورده و نفوس لطیف را ایجاد می کند.
موسیقی خلق را نرم و در نتیجه در سیاست اجتماع موثر است، یعنی از راه موسیقی می توان حتی نظام حکومتی را تغییرداد.
داروین: صداها در حیوانات در درجه اول به منظور خطاب ، جذب وتهییج جنس مخالف بوده ودر انسان ها نیز به هنگام بروز حسادت ، رقابت، پیروزی، وتمایلات و...
داروین نتیجه می گیرد که حالا می توانیم بفهمیم که چرا موسیقی ، رقص، آواز وشعر از هنرهای بسیار قدیمی هستند.
گارنی: موسیقی می تواند انواع احساس ها را در حالات مختلف در انسان بوجود آورد، و مایه آرامش روحی است.
هانسلیک: موسیقی بوجود آورنده وتحریک کننده احساسات است (مانند تریاک،
سیگار، مشروب و...) و یا برای فرار از احساساتی مورد استفاده قرار می گیرد. به طوری که این تهییج احساسات ازطریق موسیقی عموماً دارای اهمیت استیتیک ( زیبا شناسانه نیست.(significant  aesthetic)
موسیقی همچون هنرهای دیگر با احساس (حواس وخصلت های بشری) در ارتباط مستقیم است. هر چند مهمترین حس از حواس انسان برای درک موسیقی ، همان شنوایی است و از دیدگاه یک  اجرا کننده موسیقی ،حس بینایی نیز در کنار شنوایی نقش تقریباً یکسانی ایفا می کند(نت) در این میان قوای ذهنی نیز دائم به پردازش اطلاعات ( ورودی وخروجی) می پردازد، پس سه عامل بینایی ، شنوایی، ذهنی مهمترین اثر را در حاصل کار یک هنرمند موسیقی نواز دارد.
در این میان دیدن نت های موسیقی با شیوه صحیح به معنای ایجاد امکان وجود تصاویر، الگوهای گوناگون ریتم ووضعیت های متنوع اصوات آن (فواصل) در مغز و در نهایت سپردن آگاهانه آنها به محفوظات (حافظه) است.
تمرین ممارست در راه شناخت ریتم وفواصل موسیقایی وامکان اجرای فی البداهه این عوامل در کنار هم واختلاط آنها می تواند، در ذهن یک مجری خوب، به صورت بسیار مطلوبی جای بگیرد. بنابر این روش بداهه خوانی نت ها از طریق دیدن ، پردازش نت های دیده شده وشناخت آگاهانه ای که در ذهن مجری نسبت به قطعیت و اعتماد به ایده ها و پردازش اطلاعات پدید آمده، راه را برای درک شنوایی بهتر مهیا می کند.با این روال امکان فعالیت ذهنی (بداهه پردازی) مامرهون پشتکار به هنگام تمرینات از راه بینایی، درک بهتر شنوایی وتمرینات لازمه ذهنی است.  هنر برای بتهودن رب النواعی بود تا با آن رقت قلب وخشنودی هایش را ابراز دارد. تا آن با حمایت خود انجام دهد. پناهگاهی در هنگام  ناامیدهایش بود تنها عامل بازدارنده ی وی از قطع رشته ی حیاتش بوده است. تنها همدم و شریک تنهایی هایش (ناشی از ناشنوایی) و بزرگترین مفهوم هستی  وطبیعت برایش بود. هنر، زندگی پر از رنج وتعب بتهوون را شیرین وسرشار از شادی ها می کرد برای او موسیقی تنها جلوه آکنده از زیبایی های یک هنر نیست، بلکه جذبه ای به مانند مذهب است او خود را پیام آورو یک ناجی می دانست.
به راه خود به سوی بهشت هنر ادامه دهید، در آن جا بی هیچ عدالتی مواجه خواهید شد. بهترین شادی ها در آنجا در انتظار است، به پیش برو، هنر را بطور مجزا تجربه نکن بلکه سعی کن تا با قلبت در آن رسوخ کنی . (بتهوون)
شو پهناور: موسیقی همواره ارضای کامل آرزوهای ما را سبب می شود و قلب ما را نوازش وتسخیر می کند (البته هرگز آرامش کامل فکری نخواهیم داشت) یعنی نوعی آرام بخش و مسکن موقتی است.
حتی در شیر دهی پستانداران از جمله گاو وگوسفند فوق العاده موثر است در رشد گیاهان اثر بخشی قابل ملاحظه ای دارد ، و...
زیمل: موسیقی محصول روابط اجتماعی و عامل ارتباطی در حفظ وبرقراری روابط اجتماعی وساختار دادن به آن وهمچنین در تغییر ساختار موثر است. 
مولانا:
آن شنیدستی که عهد عمر               بود چنگی مطربی با کروفر
بلبل از آواز او بی خود شدی           یک طرب ز آواز خویش صد شدی
مجلس و مجمع دمش آراستی           وز نوای او قیامت خاستی
همچو اسرافیل که آوازش به فن        مردگان را جان در آرد در بدن
مطربی گزوی جهان شد پر طرب     رسته ز آوازش خیالات عجب
چون بر آمد روزگار و پیر شد         با از جانش از عجز پشه گیر شد
مدرسان موسیقی بر این باورند که فراگیری موسیقی اثر مثبتی در پیشرفت دانش آموزان دارد ، آنها معتقدند که شرکت در کلاس های موسیقی باعث پیشرفت در انضباط ، تیز هوشی ، عزت نفس ، مهارت های فکری ، مهارت های شنیداری و توانایی های سازنده افراد می شود . طبق تحقیقات انجام شده موسیقی اثرات تعلیم و تر بیتی فراوانی دارد و جنبه های آموزشی آن خیلی بیشتر از کلاس های فوق برنامه دیگر است .
در یک پژوهش با چهار گروه مصاحبه انجام شد . این گروه ها شامل :
1- والدینی که فرزندانشان در گروه های موسیقی شرکت نداشتند.
2- والدینی که فرزاندانشان از این گروه ها بیرون آمده بودند.
3- دانش آموزنی که درگروه های موسیقی نبودند.
4- دانش آموزانی که دیگر در گروه های موسیقی دیگر شرکت نداشتند.
در این مصاحبه هر چهار گروه اعلام کرده ند که شرکت در گروه های موسیقی باعث افزایش اعتماد به نفس ، عزت نفس و موفقیت می شود . شواهد دیگر این مطلب بیانگرآن است که موسیقی برای تمام افراد مفید است صدا و موسیقی روح را جلا می دهد و با شیوه ی بر خورد انسان با زندگی و دیگر موجودات زنده تاثیر مستقیم دارد ( رشد گیاهان – تولید عسل زنبوران).
پژوهش انجام شده نشان می دهد که دانش آموزان فعال در زمینه موسیقی بیشتر از سایردانش آموزان امتیازکسب می کنند و قادر به کسب صفات ومهارت های خوب هستند .
مدیر سابق بخش پذیرش دانشگاه استنفورد اعلام کرد : تمام تلاش ما جذب دانش آموزانی است که در سنفونی و ارکسترهای و گروه های کر و دسته جمعی فعالیت دارند . شرکت دانش آموزان در این گونه برنامه ها او فعالیت ها بیانگر توانایی آنهاست و نشان می دهد که قادرند وقت خود را برای یادگیری موارد دیگر تنظیم کنند ( اینترت ژوئیه 2002).
موسیقی تاثیر مثبتی در خواندن دارد به طوری که در تحقیقی در نیویورک، زمانی که موسیقی و هنر در برنامه درسی جای گرفت نمرات دانش آموزان به طور چشم گیری بهبود یافت. موسیقی باعث توانایی های فراگیران در خواندن، گوش دادن، حدس زدن، تربیت حافظه، به خاطر آوردن وتکنیک های تمرکز وسریع خوانی می شود(اینترنت ژوئیه 2002).
کوفلر، اذعان می دارد که با موسیقی می توان قوه درک وشناخت دانش آموزان (حتی ساختار فکری) را در درس خواندن افزایش داد. دانش آموزان آشنا به موسیقی نسبت به دانش آموزان دیگر در درس ریاضی نمرات بالاتری کسب می کنند. تحقیقاتی که در مدارس نیومکزیکو انجام شد، این نتیجه به دست آمد که دانش آموزان فعال درزمینه موسیقی نمرات بسیار بالاتری نسبت به دانش آموزان دیگر می گیرند. یک مدرس موسیقی :که موسیقی باعث می شود دانش آموزان فرمول های ریاضی را بسیار ساده تر بیاموزند.
طبق تحقیقی در بین مدرسان یک مرکز آموزشی  درایران مدرسین موفق در تدریس آنهایی بودند که در دوره جوانی و قبل از تدریس وحتی حین تدریس دستی در موسیقی داشتند یا به نوعی با آهنگ وریتم آشنایی داشتند.از جمله ، 2 تن قاری قرآن وحافظ قرآن ، نوازنده نی وپیانو وفلوت بودند (ایران1381).
نتایج مطالعات انجمن تحقیقاتی در نروژ، نشان داده است. دانش آموزانی که در محیط های مو سیقی قرار می گیرند به تمرکز بالایی دست می یابند ودر انجام فعالیت های خود به خصوص در آینده موفق ترند.(عده ای از معلمین و مدیران مراکز، پزشکان) همچنین موسیقی خود باوری ونگرش مثبت در فرد ایجاد می کند که این خود باوری حتی باعث تمرکز در یادگیری دروس دانشگاهی در بین دانشجویان می شود.( گروه تواشیح در ایران81)
از طریق ، اجرای فعالیت های گروهی در سطح دبیرستان ها، دانش آموزان یاد می گیرند که چگونه یکدیگر را حمایت کنند. واین مساله از اهمیت بالایی در ایجاد اعتماد به نفس برخوردار است.
طی پژوهش های مختلف ، می توان تاثیر موسیقی وکارکرد آن را چنین بیان کرد:
1- موسیقی نگرش مثبت در افراد ایجاد می کند.
2- فرد به یک درک مثبت از خود می رسد.
3- باعث تمایل به انجام کارها به طور دقیق ودرست می شود.
4- حس همکاری فرد را بالا می بردو باعث موفقیت در کارها و مشاغل می شود.
5-  باعث ایجاد همبستگی در فعالیت های از پیش طرح ریزی شده بالا می شود.
دکتر ویلسون استادیار دانشگاه اعصاب وروان در کالیفرنیا طی مطالعاتی به این نتیجه رسیده است که موسیقی باعث افزایش تمرکز وحافظه شده ودیدن وشنیدن را تقویت می کند.
در سال 1989 در انجمن مربیان موسیقی  کالیفرنیا، دکتر ویلسون اظهار داشت که افراد فعال در زمینه موسیقی در فعالیتهای فیزیکی خود پر تحرک تر ظاهر می شوند. تحقیقات وی نشان داده که این گونه افراد قادرند.سریع تر از افراد دیگر جایگاه خود را در اجتماع بیابند. وی هم چنین اظهار می دارد که موسیقی فعال شدن هر چه بیشتر نیم کره های مغز می شود.مطالعات وی از اهمیت بالایی برخوردار است. زیرا این تصور را به دنبال دارد که لازمه پیشرفت مغزی، فعالیت در زمینه های هنری است.
مطالعات دیگر نشان می دهد که فعالیت در زمینه موسیقی، ضریب هوشی را بالا می برد.
یک پژوهشگر در این زمینه می گوید: اگر فردی درباره موسیقی صحبت می کند، در واقع از سمت چپ مغز خود استفاده کرده است، ما زمانی که در زمینه فعالیت می کنیم (نواختن) از نیم کره راست خود،به اعتقاد او، موسیقی مستقل از هوش است. فرمی از شناخت که از طریق آن فرد می تواند به طور مستقیم تا درون خود ارتباط برقرار کند. وی همچنین می گوید، یک انسان کامل باید توانایی دسترسی به هر دو نیم کره مغز را به طور یکسان داشته باشد که این امکان تنها از طریق فعالیت های سازنده مانند موسیقی حاصل می شود. شرکت در موسیقی وگروه های جمعی باعث می شود، دو نیم کره مغز با یکدیگر برقرار سازند.(اینترنت 2002)
ترویج فرهنگ استفاده از هنر موسیقی نقش مهمی در پیشرفت دانش آموزان در سیستم آموزشی دارد.

!! نوشته شده توسط آزاد | 17:19 | یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 •

آتش در نیستان

  
آتشی در نيستان

 

اثری از :

شهرام ناظری ، جلال ذوالفنون

 

دهه شصت ، فصل يکه تازی موسيقی سنتی بود . دورانی که محمدرضا شجريان با شعرهايی رندانه و آوايی رعنا ، در فاصله ای دور از ديگران ميدان داری می کرد و گوش های مشتاق همه حجم صدايش را عاشقانه می بلعيدند. در بازار البته بی رقيب آن سالها، فراوان بودند کسانی که صدايی از " جنس ديگر" می خواستند، شايد شادمانه تر، شايد آهنگين تر... و ضرباهنگی را که می جستند در صدای شفاف و جوان شهرام ناظری يافتند .

 

ناظری با توشه " چاووش " و سروده هايش که طيفی از غمگنانه های "سايه" تا شور آفرينی فرخی يزدی را در بر می گرفت پا به دهه شصت گذاشت و نماد نوعی موسيقی با گرايش عارفانه شد .

 

حالا در زمانه ای که آتشفشانی موسیقی ملودیک و افکتیو وطنی و فرنگی با شدت هر چه تمام تر در حال فوران است، شاید گوش سپردن دوباره به تعداد تصنیف و قطعات آوازی نیازمند حوصله باشد، ولی نمی توان منکر شد که بخش خاطره انگیز حافظه موسیقایی نسل ما با همان نغمه ها شکل گرفته است.

 

دهه شصت دوران تنوع و تجمل نبود٬ کاست هایی چون "آتش در نیستان" و "کیش مهر" هفته ها و ماه ها در در پخش قدیمی پیکان وطنی پشت و رو می شد و مارا به جایی می برد که حالا شاید حسرت سفر به حوالی آن را داشته باشیم.

!! نوشته شده توسط آزاد | 18:53 | جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386

RSS