تبليغاتX
هزاردستان

گزارش اختصاصی وبلاگ بیداد، یادمان استاد مشکاتیان در همدان با حضور بهدادبابایی



هنرمندان قدر شناس و سوگوار همدان، در 8/8/88 به یاد استاد مشکاتیان ، صبای زمانه ما ، یادمانی باشکوه برپاساختند. استقبال شمار فراوان علاقمندان و شهروندان، نشان از ارتقا سطح فرهنگی و هنری و علاقه مردم به استاد فقید بود . سالن ابن سینا، مملو از حضور مردم مشتاق بود، به طوری که تعداد زیادی از حاضرین مجبور شدند تا انتهای برنامه ایستاده نظاره گر باشند. حضور خواهر زاده استاد مشکاتیان، نوازنده متعالی سه تار کشور ،جناب بهداد بابایی برنامه را با جلوه ای مضاعف روبرو کرده بود.

این مراسم به کوشش جلال گودرزي سروش، مدير برنامه‌هاي گروه موسيقي سيناو کلیه اعضا و هنرمندان این گروه  برگزار گردید.

در ابتدای برنامه، محمد علايي از شاگردان استاد مشكاتيان به همراه عباس شریفی دونوازی سنتور و تنبک را به اجرا گذاردند. در بخش دوم ، کوروش بابایی و آرسام بابایی به دونوازی کمانچه و تنبک پرداختند. بخش اصلی و سوم  مراسم، سه نوازی بهدادبابایی، کوروش بابایی و آرسام بابایی در دستگاه شور بود که مطابق پیش بینی ها با استقبال بسیاری مواجه گردید.بهداد بابایی طبق معمول با پاساژهای بسیار سریع و ریتم بی نظیر، اجرایی  زیبا و در خور شان مراسم به نمایش گذارد.در ادامه فاروق آزادیان و فرهاد کریمی و جلال گودرزی سروش، در یک سه نوازی به ترتیب تار و سنتور و تنبک نواختند. وحید منطقی از شاگردان موفق بهداد بابایی ، در بخش چهارم برنامه به همراه تنبک گودرزی سروش در راست پنجگاه قطعاتی اجرا کرد که از ساخته های مرحوم مشکاتیان بود .قسمت انتهای برنامه برنامه گروه موسیقیایی سینا  به سرپرستی جمشید منطقی، از قانون نوازان پرکار همدان بود. در این برنامه نیزتصنیف مرا عاشق و خزان از ساخته های مشکاتیان به اجرا درآمد.

اعضا گروه موسيقي سينا به سرپرستي جمشيد منطقي و با همراهي هنرمندان حسين زندي (تار)، مهرداد خادمي (كمانچه)، فرهاد كريمي (سنتور)، ساسان سلاسلي (دف)، جلال سلاسلي (تمبك)، جمشيد منطقي (قانون) و كاظم طاهري (آواز) می باشند.

درحاشیه:

1-استقبال پرشور مردم باعث گردید که برنامه با  حدود نیم ساعت تاخیر برگزار گردد.

2-مجریان برنامه در خور مراسم موسیقیایی مزبور نبودند و نتوانستند به خوبی ضمن اجرای موفق، یاد و خاطره ای مناسب از استاد مشکاتیان در اذهان تداعی کنند. هر چند اصلا نیازی به دو مجری احساس نمی شد . متاسفانه مسئولین مراسم، معمولا دراینگونه موارد مجریان صدا و سیما را دعوت میکنند ، هر چند آنان چندان به موسیقی آشنا یی نداشته باشند. استفاده از یک هنرمند عرصه موسیقی بسیار مناسب تر می بود .

3-اجرای سریع برنامه  ها در ادامه و عدم معطلی میان برنامه ها از نکات قابل ذکر بود.

4- صدابرداری و کنترل سیستم صوتی در کل خوب بود. ولی  در برخی قسمتها همانند، اجرای سنتور نوازی بخش اول و تارنوازی گروه پایانی مناسب نبود .

4- بهداد بابایی پس از اجرای برنامه خود، به سرعت از سالن خارج  و همدان را به مقصد تهران ترک کرد .

5- کلیپ تصویری ابتدای برنامه، بسیار جذاب و گیرا تهیه شده بود و بسیاری از حاضرین تحت تاثیر آن اشک ریختند. این کلیپ ، تصاویری از استاد مشکایتان از کودکی تا دوره کنونی بود که بر روی آن پیش درآمد چهارگاه ساخته خود وی گذاشته شده بود و دلنشین و تاثر آور بود .

در پایان جا دارد از همه دست اندرکاران و هنرمندان  این برنامه ، مردم فهیم و قدر شناس همدان و  اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی این شهرستان که به پاسداشت فقدان اسطوره بی بدیل تاریخ موسیقی ایران زمین ، چنین مراسمی را برگزار کردند تشکر و قدردانی

!! نوشته شده توسط آزاد | 23:30 | شنبه شانزدهم آبان 1388 •

ماكت مجسمه پرويز مشكاتيان بر سر مزار اين هنرمند پرده‌برداري شد

ماكت مجسمه پرويز مشكاتيان بر سر مزار اين هنرمند پرده‌برداري شد.


عليرضا قدمياري، مجسمه‌ساز، گفت:از آنجايي كه ساخت اين مجسمه به من واگذار شده بود و بايد براي چهلمين روز درگذشت استاد سنتور ايران كار را به اتمام مي‌رساندم ، در حدود 20 روز توانستم ساخت اين ماكت را كه تركيبي از بال سيمرغ و پرتره استاد (نماد عرفان) است با ارتفاع 170 سانتي‌متر و طول و عرض 80 ،70 سانتي‌متر به اتمام برسانم البته كار براي مجسمه با تغييراتي همراه خواهد بود چرا كه قرار است پايه‌اي با نمادهاي موسيقي زير آن قرار بگيرد.



وي ادامه داد: هم‌زمان با چهلمين روز درگذشت مشكاتيان اين ماكت سر مزار آن مرحوم توسط خانواده استاد مشكاتيان و شجريان پرده‌برداري شد.



قدمياري در خاتمه خاطرنشان كرد: من از هم اكنون ساخت مجسمه اصلي را با يافتن مرغوب‌ترين سنگ آغاز و تا اسفندماه آن را تمام خواهم كرد.


 

!! نوشته شده توسط آزاد | 23:28 | شنبه شانزدهم آبان 1388 •



چهل روز از فراق اندوهباراستاد پرویز مشکاتیان سپری شد و سروده  استاد شفیعی کدکنی در این غم جگر سوز استاد بی بدیل تاریخ موسیقی ایران زمین، کمی دلهای سوخته را تسکین میدهد. همچنان مبهوت و سوگوار ، فراق این عزیز سفر کرده را باور نداریم.

ای دوست وقت خفتن و خاموشي ات نبود
وز اين ديار دور فرامـــــــوشـــي ات نبود

تو روشنا سرود وطن بــــــودي و چو آب
با خاک تيره روز هماغوشـــــي ات نبود

ميخانه ها ز نعــره تو مـــست مي شدند
رندي حريف مستي ومي نوشي ات نبود

دود چراغ موشـــي دزدان تــــــرا چنــــين
مدهوش کرد و موسم خاموشي ات نبود

سهراب اضطراب وطن بودي و کسي
زينان به فکر داروي بيهوشي ات نبود

در پـــــرده ماند نغـــــــــــــمه آزادي وطن
کانديشه جز به رفتن و چاوشي ات نبود

در چنگ تو ســرود رهايي نهفته ماند
زين نغمه هيچ گاه فراموشي ات نبود

اي سوگوار صبـــــــــح نشابور سرمه گون
عصري چنين سزاي سيه پوشي ات نبود

  (21سپتامبر 2009، پرينستون

!! نوشته شده توسط آزاد | 23:24 | شنبه شانزدهم آبان 1388 •

جشن ثبت رديف ايراني : سخنراني شجريان، عليزاده و سرير در خانه موسيقي



       اهالي موسيقي چهارشنبه يي که گذشت در خانه موسيقي دور هم جمع شدند تا ثبت رديف هاي موسيقي ايراني را به عنوان ميراث جهاني بعد از چند قرن همزمان با روز جهاني موسيقي و دهمين سال تاسيس خانه موسيقي جشن بگيرند. در اين مراسم که بسياري از اهالي موسيقي حضور داشتند.

      محمد سرير مديرعامل خانه موسيقي حرف هاي خود را چنين آغاز کرد؛ «سال 76 عده يي از ما تصميم گرفتيم مرکز صنفي براي موسيقيدانان فراهم کنيم و هيچ وقت فکر نمي کرديم که امروز چنين جمعي داشته باشيم.» او اضافه کرد؛ «با وجود تمام ممنوعيت ها و محدوديت هايي که آن سال ها براي تشکيل چنين مراکزي وجود داشت اما در سال 78 اين اتفاق افتاد و امسال دهمين سال تاسيس خانه موسيقي است.» سرير در ادامه يادي از هنرمندان درگذشته يي همچون پرويز مشکاتيان، حسن يوسف زماني، شهريار فريوسفي و گرگين زاده کرد. مديرعامل خانه موسيقي سپس به دهمين جشن اين مجموعه اشاره کرد؛ «از چهار سال پيش قرار بود سالروز تولد فارابي به عنوان روز موسيقي در تقويم رسمي کشور ثبت شود که با وجود تاييد اوليه شوراي فرهنگ عمومي با اين موضوع مخالفت شد، اما خانه موسيقي از همان سال تاسيس هرساله و همزمان با سالروز جهاني موسيقي جشني برپا مي کند که امسال و در دهمين دوره آن به دلايلي که ترجيح مي دهم در اين نشست از آن صحبت نکنم اين مراسم برگزار نخواهد شد.» سرير همچنين با اظهار خوشحالي از ثبت رديف هاي موسيقي ايراني در فهرست جهاني يونسکو عنوان کرد؛ «چهار سال قبل خانه موسيقي پروژه ثبت رديف ها را در کميته ملي يونسکو شروع کرد، اما به دليل هزينه هاي مالي اين پروژه آن را رها کرديم و همه چيز نيمه کاره باقي ماند، تا زماني که با پيگيري هاي آقاي وکيل در سازمان ميراث فرهنگي موفق شديم بار ديگر با حمايت آنها اين پروژه را احيا کنيم.» سرير در پايان گفت؛ «ثبت رديف هاي موسيقي ايراني به نام ايران يک اعتبار و افتخار براي کشور است زيرا امروز موسيقي ما در دنيا به عنوان ميراث جهاني بشريت ثبت شده است و ديگر هيچ تفکري نمي تواند آن را از صحنه ايران حذف کند. در عين حال ثبت اين پرونده وظيفه سنگيني را براي بخش هاي فرهنگي جهت حفاظت از اين ميراث ملي ايجاد مي کند تا از اين پس به بهترين شکل اين هويت ملي را حفظ کند.»

      حسين عليزاده نيز از ثبت اين پرونده به نام ايران اظهار خرسندي کرد؛ «همواره در تاريخ کشورمان رديف هاي موسيقي باعث جدايي و اختلاف نظر ميان استادان موسيقي مي شد، اما امروز جاي خوشحالي دارد که اين رديف ها همه ما را در کنار هم جمع کرده و باعث دوستي ما شده است.» عليزاده ادامه داد؛ «رديف موسيقي ايراني در يک جامعه بي فرهنگ معنا ندارد و جامعه بافرهنگ هم به اين معنا نيست که در گرداب رديف گير بيفتيم، بلکه جامعه بافرهنگ بايد با حسي خلاقانه نسبت به رديف برخورد کند و امروز که اين امنيت جهاني براي رديف هاي موسيقي ايراني ايجاد شده است، بهتر است در داخل هم براي آن نگران نباشيم، بلکه به اين فکر کنيم که از اين پس چگونه مي توانيم اين رديف را به درستي و با مفهوم واقعي آن به نسل بعد منتقل کنيم.» عضو سابق گروه عارف در بخش ديگري از صحبت هاي خود عنوان کرد؛ «ما همواره دچار اين نگراني هستيم که همه چيز را داريم از دست مي دهيم، اما در برابر اين نگراني هيچ کار منطقي انجام نمي دهيم. در واقع درست است که امروز رديف هاي موسيقي ثبت شده است، اما اين اتفاق هم خيلي دير حاصل شد چه بسا که در کشور ما که مهد موسيقي است، هميشه موسيقي آن زير سوال است و حتي در تقويم آن روزي به نام موسيقي ثبت نمي شود.»

        در ادامه اين مراسم محمدرضا شجريان در سخناني مطرح کرد؛ «کاش شرايطي فراهم شود تا ما حداقل سالي يک بار همديگر را ببينيم و سعي کنيم تا زنده هستيم قدر يکديگر را بدانيم و امروز در اين مراسم از تمام آنها که با جان و دل اين رديف ها و هويت ملي ما را ثبت کردند، سپاسگزارم.»

        در بخش بعدي اين مراسم لوح تقدير و هداياي خانه موسيقي به مصطفي شيري، بهروز وجداني، داريوش طلايي، حاتم عسگري، احمد ابراهيمي، حسين عليزاده، داود گنجه يي، مجيد کياني، محمد سرير، محمدرضا شجريان، داريوش پيرنياکان و ليلا صمدي که در جمع آوري اين اسناد کمک کرده بودند، اهدا شد و سپس قطعه يي از مجيد درخشاني که براي سازهاي ابداعي شجريان نوشته شده بود، پخش شد.(اعتماد)

!! نوشته شده توسط آزاد | 23:22 | شنبه شانزدهم آبان 1388 •

پرویز مشکاتیان


  • رادیو فردا:  آقای بابایی، پرسش نخست این است که این چه ویژگی و خصیصه‌ای بود که پرویز مشکاتیان را در چنین جایگاه و اهمیتی در فضای موسیقی معاصر قرار داد؟


  • در واقع آنچه که پرویز مشکاتیان را از سایر موزیسین‌ها متمایز می‌کرد ذوق سرشاری بود که او در ردیف‌پردازی به خرج می‌داد. او با اشعار و تصانیف ایرانی و ادبیات کهن و معاصر کاملا آشنا بود و بر اینها تسلط  داشت.

    کار او در شق بارز داشت. نخست نوازندگی و تبحر و خلاقیت‌هایی است که پیش از او استادان دیگر به این شکل اجرا نکرده بودند. نکته دوم تبحرش در تلفیق شعر و موسیقی و خلق موسیقی بی‌کلام بود. او توانست قطعات جاودانه‌ای را چه به صورت با کلام و چه بی‌کلام خلق کند.


     



    • نکته‌ای که در مورد آقای مشکاتیان وجود دارد این است که ایشان از شاگردان کسانی چون نورعلی خان برومند و دکتر داریوش صفوت بود. اساتیدی که بسیاری از کارشناسان معتقدند که مشوق موسیقی محافظه‌کار سنتی بوده‌اند. ولی مشکاتیان به عنوان یک موزیسین محافظه‌کار موسیقی اصیل و سنتی شناخته نشد. چرا؟


    اگر واقعیتش را بخواهید ایشان به چهارچوب موسیقی سنتی و آنچه که از استادانش آموخته بود پایبند بود. همان طور که می‌دانید و اگر آثارش را بررسی کنید حتماً روزنه‌هایی از ردیف موسیقی ایرانی در کارهایش به خوبی می‌توانید ببینید. این نشان می‌دهد که ایشان به موسیقی سنتی و آنچه اساتیدش به او آموخته بودند علاقه‌مند بود.

    ولی در عین حال یک روحیه شوریدگی و یک روحیه انقلابی از اوایل سال‌های ۵۷ در او ایجاد شده بود که به اعتقاد من ایشان را متحول کرد. روحیه جوانی او با دانش موسیقایی‌اش پیوند خورده بود. یک خیزش عمومی توانسته بود ایشان را از آن رخوت موجود در موسیقی ایرانی جدا کند و به یک شور خاص برساند.



    واقعاً به یک درجه از تعالی رسیده بود که در ارتباط با موسیقی با کلام، در آن سال‌های اولیه انقلاب که یک جریان فراگیر ایجاد شده بود، همه را تحت تأثیر خود قرار داده بود. او توانست آهنگ‌های جاودانه‌اش را از چند سال پیش از انقلاب و مدتی بعد از آن اجرا کند و این نتیجه پیوند روحیه شوریده و دانشش بود.




    • و این همان ویژگی خاصی است که شما از آن به عنوان شیوه متفاوت نوازندگی ایشان یاد می‌کنید؟ یعنی همان شیوه شورانگیزی که ایشان در نواختن سنتور به کار می‌بردند؟


    می‌شود گفت که چنین است. از نظر من آقای مشکاتیان دوره‌های مختلفی در زندگی موسیقایی خود داشتند. یک دوره که از آن حرف زدم همان دوره شورانگیز سال‌های پر جوش و خروش انقلاب بود که درآن سال‌ها ریتم‌های تند و هیجانی و حماسی را می‌شنویم.

    در یک دوره بعد از آن که من بیشتر با ایشان در این دوره همراه بودم، ایشان به یک نوع پختگی و آگاهی و بینش که همان دستیابی به سکان‌های وزین موسیقی بود دست یافته بود. به همان نسبت هم نوازندگی ایشان نسبت به آهنگسازیشان تغییر می‌کرد.




    • دوره‌ای که شما از آن نام می‌برید همان دوره‌ای بود که تصنیف‌های بسیار مشهوری مثل «شیدایی»، «ایرانی به سر کن خواب مستی» و «وطن» را با همکاری استاد شجریان خلق کرد. آیا جدا شدنشان از استاد شجریان به علت تفاوت سلیقه بود یا اینکه مسائل دیگری برای این فاصله وجود داشت؟


    اتفاقاً این سؤالی بود که من خودم از ایشان پرسیدم. دقیقاً در پاسخ به سؤال من گفتند که زمان بسیاری چیزها را تغییر می‌دهد. ایشان معتقد بود که جامعه ما به این نوع موسیقی احتیاج دارد. استاد به مسائل اجتماعی علاقه‌مند بود. من مطمئنم که بر اساس روند آنچه که در جامعه اتفاق می‌افتاد آهنگسازی می‌کرد.




    • شما ۱۰ سال با ایشان همکار بودید و لابد تصویری و یادی هست که شما را بیشتر به یاد استاد مشکاتیان می‌اندازد. این تصویر و یادبود چیست؟

     


    وقتی من وارد گروه عارف شدم فقط ۱۸ سال داشتم. تصور کنید اشخاصی که روزی آرزو داشتید که ملاقاتشان کنید حالا همکارشان می‌شوید. چقدر می‌توانید بهره ببرید؟ آنچه همیشه در ذهن من ماندگار شده است فرزانگی و بزرگی استاد بود. هر جا که لب به سخن می‌گشود همه را متحیر می‌کرد. آشنایی دقیقش به موسیقی و ادبیات و نگاهش به مسائل اجتماعی او را متمایز می‌کرد. او همیشه در مرکز توجه بود.

    بسیاری از اساتیدی که پیکر ایشان را تشیع می‌کردند اشاره کردند که استاد مشکاتیان به مرگ طبیعی نمرد. بلکه به نوعی احساس اینکه زمینه موسیقی و کار را مساعد نمی‌دید او را درون‌ریز و خانه‌نشین کرده بود تا زمانی که از دنیا رفت.

    ما در ایران با یک ماجرای رو به رشد مواجهیم که آن ماجرا، کم‌رنگ شدن فرهنگ و هنر است. متأسفانه این ماجرا گریبان همه هنرمندان را می‌گیرد. این سرنوشت نهایی موسیقی ایران زمین است که در جریان تشیع پیکر استاد مشکاتیان اغلب هنرمندان به آن اشاره کردند.

    بعضی از هنرمندان روحیه شکننده‌تری دارند. زودتر می‌شکنند و گوشه‌نشین می‌شوند. بعضی هم می‌توانند بیشتر خودشان را با شرایط وفق دهند. به اعتقاد من آقای مشکاتیان نخواست نزدیک به نیت دیگران بشود و راهی را که دیگران رفته بودند امتحان کند.

    خیلی از موزیسین‌های ما الان هم به این استرس دچارند. ولی ممکن است اثرات این استرس روی بعضی افراد ۱۰ سال دیگر خودش را نشان بدهد. ایشان را که در سال‌های اخیر می‌دیدم واقعاً غمزده بود و این خوب نیست.

    الان استاد پایور که من نزدیک به ۱۲ سال با ایشان همکاری کرده‌ام نزدیک به ۱۰ سال است که روی تخت خوابیده است. یعنی یکی از بزرگترین اساتید موسیقی ایرانی که الان هم در قید حیات است، بیشتری کتاب‌های حوزه موسیقی را نوشته و افتخار موسیقی ایرانی است، الان روی تخت خوابیده و در خانه‌اش حتی یک نظافت کار هم ندارد که به او رسیدگی کند.

    کسی اصلاً از او خبر ندارد. به محض اینکه ایشان دنیا را رها کند تمام مطبوعات و رسانه‌ها اسم پایور را متجلی می‌کنند. این صحیح نیست. باید در این مورد توجه بیشتری شود. همه هنرمندان به این توجه نیاز



    منبع : راديو فردا
    !! نوشته شده توسط آزاد | 20:38 | سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 •

    درگذشت استاد جلال دوستی

     

    روزی که برف سرخ ببارد ز آسمان ، بخت سیاه اهل  هنر سبز می شود

    استاد جلال دوستی در سال 1345 در همدان متولد شد. تار را نزد استادان مرحوم جمالی و ارشد طهماسبی و تنبک را نزد مرحوم استاد داریوش زرگری فراگرفت.
    وی از سال 1365 به بعد ، به تدریس موسیقی در همدان و اصفهان پرداخت . وی شاگردان بسیاری را در این دو استان پرورش و به جامعه موسیقی تحویل داد . از شاگردان مطرح وی در اصفهان میتوان ستار هوشیاری را نام برد. اکثر نوازندگان و معلمان تار و سه تار همدان نیز شاگرد او هستند.
    استاد سیاوش اکبری ویلن ساز بزرگ کشور که ساختن ویلن و تار را نزد استاد بزرگ ابراهیم قنبری مهر آموخته نیز، از شاگردان استاد جلال دوستی است.
    در واقع بخش عظیمی از موسیقی ایران و بخصوص شهر همدان وام دار این استاد بزرگ است.
    وی نه تنها در هنر، جایگاهی برتر از سایر نوازندگان همدان و غرب کشور و حتی ایران داشت، بلکه در اخلاق و انسانیت جایگاهی دست نیافتنی داشت

     

    چه فكر ميكني ؟

    بادبان شكسته.زورق به گل نشسته اي است زندگي

    در اين خراب ريخته كه رنگ عافيت ازو گريخته

    به بن بست رسيده راه بسته اي است زندگي

    چه سهمناك بود سيل حادثه.

    كه همچو ا‍ژدها دهان گشود

    زمين و آسمان زهم گسيخت

    ستاره خوشه خوشه ريخت

    و آفتاب در كبود دره هاي آب غرق شد

    آنجا كه عشق آغاز مي شود كلام از گفتن باز مي ماند وعشق از پرده پرده ساز تو شكل ميگرفت

    ونرم نرمك به وجد ميامد تا از فراخناي سينه هميشه تنگت زبانه بكشد ودر خشك و تر بيفتد و بر

    جان هاي سوخته آتش بزند .

    پيش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم

    كه زباني چو بيان تو ندارد سخنم

    ره مگردان و نگهدار همين پرده راست

    تا من از راز سپهرت گره ايي باز كنم

    شعر من با مدد ساز تو آوازي داشت

    كي بود باز كه شوري به جهان در فكنم

    همه مرغان هم آواز پراكنده شدند

    آه از اين باد بلا خيز كه زد در چمنم

    آري اين بار گلچين روزگارسرخ گل گلزار موسيقي همدان استاد بي بديل تار و سه تار شهر همدان

    را از گلستان هنر جدا كرد تا دل دوستداران و هنر جويان و هنردوستان را بار ديگر داغدار كند

    اين بار جامعه هنري همدان از سنگيني داغ استاد مشكاتيان كمر راست نكرده بود كه مصيبتي ديگر

    بر آن افزوده شد و آن داغ از دست رفتن استاد جلال دوستي بود .نازنين دوست داشتنيي كه در عين

    توانايي و تسلط بسيار متواضع و مردمي بود.الحق هنر دوستان و دوستداران جلال با شركت انبوه

    خويش در مراسم خاك سپاري آن مرحوم نشان دادند برغم مسئولين اداره ارشاد و برخلاف سياستهاي

    موجود قدر شناس هنرمندان خويشند و تابوت استاد دوستي سوار بر امواج اشكهاي دوستدارانش به سوي

    جايگاه ابديش پيش رفت.ضايعه در گذشت آن فقيد سعید  را به همه هنرمندان و هنردوستان تسليت عرض

    ميكنم.

    دلم بی وصل تو شادی مبیناد

    به غیر ازمحنت آزاری مبیناد

    خراب آباد دل دور از غم تو

    الهی هرگز آبادی مبیناد

    !! نوشته شده توسط آزاد | 19:59 | یکشنبه نوزدهم مهر 1388 •

    گزارشی از خاکسپاری زنده‌یاد پرویز مشکاتیان

    فصل در خاک‌ خفتن فیروزه

    سعید مهرپویا

    مریزید بر گورِ من جز شراب
    میارید در بزم من جز رباب

    به‌راستی که دیروز چنین بود. دست مریزاد ای مردم! مردمی که دیروز پرویز مشکاتیان را با دل‌هاشان بدرقه‌ کردند. مردمی که دیروز از هر سن و جنس و طبقه و سطحی، مردانه پیکر فرزندشان را باز به خاک‌سپردند. دیروز آن‌قدر عطر مردم فضا را پر کرده‌بود که هیچ‌کس غریبه‌ نبود، همه سوگوار مردی بودند که شیرین‌ترین لحظه‌ها را برای‌شان آفریده‌بود. سر پنجه‌ی مردی را می‌خواستند به دل خاک بسپارند که دل خاکی‌شان تا بی‌کرانگی معنا فراز آورده‌بود. و چه غم‌انگیزتر از این. همه حزن و ماتم بود و بزرگی.

    مردم پیاله‌پیاله اندوه را همراه خود از خیابان‌ها گذراندند و به‌جز رباب بر مزارش هیچ‌ نیاوردند. مگر می‌شد آخر. نغمه‌سازی رفته‌بود و نوایی جز خودش مگر ماتم مردم را می‌نمود.

    دست مریزاد ای مردم! مردم نشان‌دادند که شکوه و بزرگی را که به هنرمندان‌شان داده‌اند را نیک قدرمی‌دانند. آمدند و به‌راستی که شاهکارکردند. دیروز نیشابورِ سوگوارِ «فیروزه‌اش»، مردمان‌اش را به‌ خیابان فراخوانده‌بود، تا شهادت‌دهند بزرگ‌مردی «دستان‌سرا»شان را و شهادت‌دهند که او رسالت‌اش را نیکو به‌پایان رسانده‌است و اگر چه زود از میان‌شان رفته‌است، اما تا همیشه‌ی تاریخ، پیوسته در ذهن و گوش‌شان باقی‌خواهدماند.. و چه سعادتی از این بالاتر...

    دست‌مریزاد ای مردم! دست‌مریزادی دیگر بر مسوولان شهری که روسپید فزرند برومندشان شدند.


    نماز بر پیکر پرویز مشکاتیان

    دیروز مردم آنقدر خالصانه آمدند که حسین علیزاده و همایون شجریان و دیگران بارها به‌وجدآمده و منقلب شدند. به زبان‌آوردند که قدر مردم را می‌دانند و باوردارند که از مردم بزرگی می‌گیرند. مردم هم صادقانه بزرگی اینان را تصدیق‌می‌کنند. بیراه نیست اگر بگوی دیروز علیزاده و علیزاده‌ها خرسندبودند از این‌که هنرمند‌اند و اهل موسیقی، چرا که باوجود همه‌ی‌ سم‌پاشی‌ها، مردم سره را برمی‌گزینند و عزت‌مندانه همراه هنرمندان‌شان می‌مانند.

    این مردم اقلیتی که به کنسرت می‌آيند نبودند، جمع گلچین‌نشده‌ای بودند که در دل مشترک‌بودند و سعادت این است که همگان ترا دوست بدارند. اینان نه چشم‌داشتی داشتند و نه نیازی. فقط زلالی حس‌شان بود که بر سنگ‌فرش خیابان روان‌بود و بعد با همین حس نیکو، بر آفریننده‌ی آن حس نمازگزاردند و شهادت‌دادند که مشکاتیان پاک بود، خدایا پاکی‌اش را بپذیر و بهترین‌ها را به او بده. و خداوند صدای این همه را خواهد شنید...

    دیروز مردم بار دیگر ثابت‌کردند که هنرمندانشان را دوست دارند و آنان را نه با پای تن که با چشم جان به آستان جانان می‌برند. فریادبرآوردند که هنرمندان مردمی دل‌های مردم را نشانه می روند به دنبال خویش می‌کشند نه مانند دیکتاتورها که گزمگان را پی مردم می‌فرستند و آنان را به زنجیر می کشند...


    فصل در خاک‌خفتن فیروزه

    نیشابور ـ شنبه چهارم مهر ۱۳۸۸

    پنج روز گذشته‌است. خانواده‌ی داغدار پیشنهاد شهردار و شورای شهر نیشابور برای خاکسپاری پرویز در زادگاه‌اش را پذیرفته‌اند. نیشابور تقریبا تعطیل است. بامداد است اما مغازه‌ها کرکره‌ها را بالانداده‌اند. مدرسه‌ها هم نیمه‌باز است. مردم بسیار در خیابان‌اند. گروهی مارش عزا را می‌نوازند. جوانانی هم سازها را تشییع نمادین می‌کنند. گروهی هم نت سکوت را کوک‌کرده‌اند.

    شهر تقریبا در ماتم است. همه‌جا پوستر و آگهی چسبانده‌شده‌است.. در میان جمعیت، بزرگان هم هستند. حسین علیزاده، همایون شجریان، افسانه شجریان، آوا و آیین فرزندان پرویز، حمیدرضا نوربخش، کیوان ساکت، علی رستمیان، بهداد بابایی و...

    به آیین دیرین، مردم همراه تن پاک روان‌می‌شوند. بر یگانگی خداوند شهادت‌می‌دهند و پیش‌می‌روند. جمعیت زیاد است، شاید ۱۰۰۰۰ نفر. مسیر هم طولانی. جسم خاکی‌اش را تا مسجد جامع می‌آورند. جمعیت موج‌می‌زند. مردم دسته‌دسته می‌پیوندند، عجب عظمتی ...

    سخنران چیزی می‌گوید و مردم به‌ نماز می‌ایستند. غوغاست این‌جا. تن باز بر شانه‌های مردم روان‌می‌شود. به آرامگاه ابدی اش هدایت می‌شوند. فوج جمعیت. خدایا این مرد چقدر بزرگ است.. شگفت عزتی ...

    خاک کنده‌می‌شود. فریاد بلندمی‌شود. مارش می‌نوازد. فیروزه در دل خاک می‌رود و آه و فغان بلندمی‌شود.


    به خاک‌سپاری پرویز مشکاتیان

    ظهر ـ همایون به همراه خواهر و خواهرزاده‌ها و بستگان بر سر مزارـاند. بیداد می‌خواند و جمعیت اشک‌می‌ریزد. به جز رباب هیچ در میان نیست.

    عصر ـ سالن آرام‌آرام پرمی‌شود. بزرگان باز می‌آیند. حسین علیزاده از بزرگی پرویز می‌گوید و از قدرشناسی مردم. به‌وجدآمده‌است. مردم می‌ایستند و یکپارچه او را تشویق‌می‌کنند. خانواده‌ی داغدار هم برمی‌خیزند و کف‌می‌زنند. شگفتا ! علی رستمیان آوازی برای پرویز سرمی‌دهد. همایون قاصدک را می‌خواند و باز تشویق‌های ممتد. کیوان ساکت از بزرگانی می‌گوید که آمدند تا رفیق را بدرقه‌کنند. از خاطره‌ها و دوستی‌ها می‌گوید. از قرمه‌سبزی آخری که قراربود بخورند و اجل مهلت نداد. آوا سخت می‌گرید.

    حمیدرضا نوربخش از زبان خانواده‌ی مشکاتیان مردم را سپاس‌می‌گوید. ویدیوی کوتاهی پخش‌می‌شود. صدای مشکاتیان می‌آید و چشم‌ها خیس می‌شود. او می‌نوازد و می‌گوید، همایون می‌گرید. پرویز از بی‌وفایی‌ها می‌گوید مرده‌پرستی‌ها. شانه‌های علیزاده آشکارا می‌لرزد. همه می‌گریند. تمام‌می‌شود. می‌آیند و از مردم تشکرمی‌کنند. اما تشکر چرا. ما فرزند خود را به خاک‌سپرده‌ایم. دل‌هامان ما را کشانده‌است نه پاهامان. به‌اندازه‌ی شما اندوهگینیم. ما شریک دردیم. درد مشترک

    هوا تاریک‌شده‌است. همه می‌روند. امشب پرویز تنها نیست. همه به یاد او هستیم. زمزمه می‌کنیم بیدادش را. دستان‌اش را و خزان را در آستانه‌ی خزان می‌شنویم. می‌رویم. چیزی می‌شود و همایون و حسین علیزاده و کیوان ساکت را در میان خود می‌یابیم. مردم از عشق‌شان می‌گویند و آنها فروتنانه می‌روند. خدا پشت پناهتان. دست مریزاد که در این دوران رفاقت را معنا کردید...

    !! نوشته شده توسط آزاد | 11:56 | یکشنبه نوزدهم مهر 1388 •

    بزرگش نخوانند اهل خرد

    بزرگش نخوانند اهل خرد
    كه نام بزرگان به زشتي برد
    استاد محمدرضا شجريان برايم هميشه عزيز و گرامي بوده‌اند، شايد بيش از سه‌دهه بود كه شب و روز من و اينك ساعات معْظم تحقيقات آوازي مرا صدا و روش موسيقايي‌اش پر مي‌كند. در مقاله‌اي كه در بزرگداشتش تحت عنوان عيب من نوشته بودم مبسوطا شرح اين آشنايي و به زباني شيدايي را بيان كردم حتي در صفحاتي از تز دكترايم. استاد شجريان بذر هنر موسيقي عميق، عرفاني، اسلامي و ايراني را در سرتاسر ايران براي حداقل دو نسل كاشته‌اند و الگوي هنري و فرهنگي بسياري از جويندگان اين راه پر بلا بوده‌اند. گرچه او خود به تواضع نجوا مي‌كند كه:
    بنده را نام خويشتن‌ نبود
    هرچه ما را لقب دهند آنيم
    اما او شهريار آواز ايراني در اين نيم‌قرن بوده و نامش بر فراز هنر موسيقي ايراني همواره خواهد تابيد اما... استاد شجريان با تو مي‌گويم كه تو خود از من بهتر مي‌داني كه صدها سال است كه در اين ملك اين شعر حافظ بر زبان‌هاست:
    «سخن‌داني و خوش‌خواني نمي‌ورزند در شيرازه‌»
    مقاله‌اي تحت عنوان «ما مثل او وطن‌فروش نيستيم» را در روزنامه‌اي خواندم به‌واقع‌ از هم پاشيدم كه اين چه نوع برخورد و رفتار با يك هنرمند توانا و گرامي كه اين همه براي فرهنگ ايراني زحمت كشيده است مي‌باشد ما به كجا مي‌رويم؟ چند سال پيش در فستيوالي به نام جشن خلقت celebration of creatien از من دعوت شده بود. كه اين فستيوال در حضور ملكه انگليس، همسر وي و چند نفر از سران كشورهاي مختلف در شهر لندن برگزار مي‌شود كه با پيشنهاد استاد راهنمايم پرفسور جان بيلي از دنياي اسلام من شركت كردم، در آن زمان دبير جشنواره در ملاقات اوليه‌اش با من گفت كه ما در اين فستيوال به آقاي توني‌بلر «نخست‌وقت كشور انگلستان» اجازه ورود نداديم چون كه او تمايل به جنگ دارد [حمله آمريكا به عراق هنوز شروع نشده بود] زيرا اين فستيوال تمايل دارد كه از سران كشورها و نيز رهبران مذهبي بخواهد كه زمين را به سمت صلح و آرامش هدايت كنند و نه جنگ و خونريزي‌هايي كه گفته بود كه از رئيس سازمان محيط زيست دولت آقاي دكتر خاتمي نيز دعوت كرده‌اند كه متاسفانه ايشان نتوانستند در اين فستيوال شركت كنند باري... هنوز دو روز مانده به اجراي برنامه‌‌ام روزنامه‌اي در صفحه اول خود مطلبي به نام «خيانت به اسلام و ايران» را به چاپ رسانده بود و نويسنده اصرار داشت كه اينجانب به‌خاطر شركت در اين برنامه مشغول فروش ايران و خيانت اسلام عزيز هستم و حال در روزنامه ديگر استاد محمدرضا شجريان به وطن‌فروشي متهم مي‌شود. سوال من از نويسنده محترم اين به اصطلاح خبر ويژه اين است كه «اين استاد خواننده برجسته ايران» «يك خواننده ديگر» كه در زمره برجستگان آواز ايراني محسوب مي‌شود «يكي ديگر از اساتيد موسيقي» «يك آهنگساز پيشكسوت» كه هستند كه جرات اظهار‌نظر اينگونه گرانسنگي را دارند اما از افشاي نام خود در هراسند؟ مگر آنها از شجريان مي‌ترسند؟ آيا شجريان باند و دسته‌اي دارد كه مخالفانش را سركوب كند؟ خطاب من بعد از سال‌ها «حدود هشت‌ سال» به مقاله‌نويس در مورد حقير و نيز مقاله‌نويس به اصطلاح خبر ويژه‌نويس روزنامه كيهان اين است: «عزيز برادر در طول قرن‌ها از سرگذشت اين «خاك بلاكش» مي‌گذرد هنرمندان و انديشمندانش حتي اختيار سقفي براي شب را به‌روز كردن نداشتند چه رسد به فروش وطن!
    و اين را به آساني از ناله‌هاي حافظ ناشنيده‌پند كه مي‌گويد آب و هواي فارس عجب سفله‌پروراست تا نعره شاملوي بزرگ: بگذار بر سرزمين‌ خود بايستم... بر خاكي از براده الماس و رعشه درد، چونان آيينه عبرتي بزرگ اما غمبار در برابر ما قد علم كرده است، مي‌توان به آساني ديد. اينك سوال من از بزرگان قوم و اهل معرف اين است كه واقعا ما را چه مي‌شود؟ چرا اسطوره‌هاي عظيم فرهنگي و هنري ما در تمامي اعصار بركناره مي‌روند. با هزار گونه سخن در دهان، لب‌خاموشند؟

    چرا ما به خود اجازت مي‌دهيم كه مقام استاد عزيزي كه محبوب هزاران انسان عاشق فرهنگ و هنر اصيل اين مملكتند، اينگونه پامال جفاهاي قلمي نابخرد و ناسنجيده شود؟ بياييد به اين سفله‌پروري و انديشه‌كشي پايان دهيم! و اما سخن پاياني من به استاد شجريان است؛ استادم شنيدم كه شما قصد شكايت از نويسنده‌اي را داريد كه به عمد يا به طعن نام بزرگي را به زشتي برد، شما را حوالت به اين شعر حافظ مي‌دهم؛
    عدو چو تيغ كشد من سپر ميندازم
    كه تيغ ما به‌جز از ناله‌اي و آهي نيست
    تو فقط بخوان براي ايران و براي فرداي اين مرز پرگهر. قطعا دادگاه وجدان بيدار نسل‌هاي آينده شكايتت را قضاوتي جانانه و عادلانه‌تر خواهد كرد و صداي رويش تو را خواهد شنيد. من هيچ‌گاه بر تو نمي‌پسندم كه اينگونه تهمت‌ها و رفتارهاي نابخردانه را پاسخي اين‌جهاني دهد. همه تو را مي‌شناسند و عشق سرشار تو را به خاك ايران عزيز، اين بهتان تنها به تو نبود. در طول تاريخ اين مرزوبوم همه بزرگان و انديشمندان به گناه وطن‌فروشي متهم بوده‌اند اما وجدان بيدار انسان‌ها از اين به اصطلاح خائنين مجسمه‌اي براي تمامي تاريخ برپا داشت و آن به اصطلاح وطن‌دوستان را به گرداب لعنت و فراموشي روانه نمود.
    گر بدي گفت حسودي و رفيقي رنجيد
    گو تو خوش باش كه ما گوش به احمق نكنيم
    و كلام آخرم به تو هنرمند فرزانه!
    دگر زمنزل جانان سفر مكن درويش
    كه سير معنوي كنج خانقاهت بس
    وگر كمين بگشايد غمي زگوشه دل
    حريم درگه پيرمغان پناهت بس
    به‌صدر مصطبه بنشين و ساغر مي ‌نوش
    كه‌اين قدر زجهان كسب مال و جاهت بس
    فلك به مردم نادان دهد زمام مراد
    تو اهل فضلي و دانش همين گناهت بس!


    سيدعبدالحسين مختاباد

    لينك مطلب:



    منبع : اعتماد ملي
    !! نوشته شده توسط آزاد | 1:18 | شنبه دهم مرداد 1388 •

    معاون صدا :صداي محمدرضاشجريان را حتي در ماه رمضان هم پخش نمي‌كنيم

    در پي اعتراض و شكايت استاد محمدرضا شجريان نسبت به پخش آواز و موسيقي آثارش از شبكه‌هاي صداوسيما در ماه گذشته و شكايت او از معاون صدا، محمدحسين صوفي گفت: از اين پس حتي در ماه رمضان صداي محمدرضا شجريان از شبكه‌هاي راديويي پخش نمي‌شود.


    معاون صدا كه رييس اسبق مركز موسيقي صداوسيما نيز بود در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) با اظهار اين كه « براي توليد برخي از آثار استاد شجريان سازمان صدا و سيما و بعضي ديگر خود ايشان، هزينه كرده‌ است» گفت: با اين حال از اين پس هيچ يك از اين دو دسته آثار از راديو پخش نمي‌شود.


    پنجم مرداد ماه 88 محمدحسين آقاسي- وكيل محمدرضا شجريان- با اشاره به شكايت موكلش از معاون راديو رييس سازمان صداوسيما و روزنامه‌ي كيهان گفته بود: بازپرس پرونده از صداوسيما مجوز پخش آثار استاد شجريان را درخواست كرده است. او با استناد به ماده 23 قانون حمايت حقوق مولفان و مصنفان به ايسنا گفته بود: صوفي را از جهت اين‌كه معاون رييس سازمان صداوسيما بوده و تمام موسيقي‌هاي قابل پخش در اين سازمان در زمان تصدي او با تاييد وي در اداره متبوعش پخش مي‌شده، شكايت كرديم و در شكواييه اعلام كرديم از ايشان و هر كسي كه تصميم به پخش آثار استاد شجريان گرفته، شكايت داريم.


    اين اقدام در پي نامه‌ي اعتراض آميز 25 خرداد ماه استاد آواز ايران به عزت‌الله ضرغامي-رييس سازمان صدا و سيما- صورت گرفت كه در بخش‌هايي از آن آمده بود:« اينجانب در سال 1374 نيز اعلام کردم راضي به پخش آثار خود از صدا و سيما نيستم. مجددا تقاضاي خود را تکرار کرده و تاکيد مي کنم آن سازمان هيچ نقشي در تهيه اين آثار نداشته و شايسته است به حکم شرع و قانون سريعا کليه واحدهاي آن سازمان از پخش صدا و آثار من خودداري کنند.»


    پيش از اين نيز شجريان در نامه‌يي به علي لاريجاني- رييس وقت سازمان صدا و سيما- از او خواسته بود به شبکه‌هاي مختلف راديو و تلويزيون دستور دهد به جز دعاي «ربنا» و مثنوي افشاري - که در ايام ماه رمضان و هنگام افطار از شبکه‌هاي مختلف روي آنتن مي‌رود، از پخش آثار ديگر او خودداري کنند.


    استاد آواز ايران در اين نامه‌ آورده بود: «سازمان صدا و سيما موظف است براي پخش آثار هنرمندان از آنان کسب اجازه کند و حقوق مادي آثارشان را هم براي هر نوبت پخش آثارشان رعايت کند.»


    اين در حاليست كه مهرماه سال 86 كرم رضا پيريايي- رييس سابق مركز موسيقي- در نشستي مطبوعاتي با بيان اين كه با استاد شجريان نيز مشكلي نداريم، گفته بود: استاد ناراضي نيستند و در طول شبانه روز، راديو پيام كارهاي استاد شجريان را پخش مي‌كند.


     


    لينك خبر‌:


    http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1378459



    منبع : ايسنا
    !! نوشته شده توسط آزاد | 1:12 | شنبه دهم مرداد 1388 •


    انتشار کتاب الکترونیکی «دروغ های کیهان»

    بیش از 200صفحه خبر و اطلاعات مستند درباره سوابق، روابط و شیوه‌های  روزنامه کیهان

    کتاب «دروغ‌های کیهان» که حاوی بیش از دویست صفحه اطلاعات مستند، مقالات، تحلیل‌ها و اظهارنظرهای مختلف درباره سوابق تیره‌ی روزنامه‌ی دولتی کیهان است، در اینترنت منتشر شد.

         این کتاب که در ده فصل و یک ضمیمه از سوی «انجمن حرفه‌ای متفکران و محققان» تهیه شده، در فصول مختلف خود به بررسی سابقه روزنامه کیهان، برخی نامه‌ها و شکایات مطرح شده علیه این روزنامه، موضوع دروغ پراکنی، مدل و روش خاص کیهان در دروغ پراکنی، پروژه‌های جعل و تخریب که در این روزنامه اجرا شده، بحران‌سازی‌ها و پرونده‌سازی‌های این روزنامه به خصوص در دو دهه‌ی هفتاد و هشتاد می‌پردازد و سپس ماموریت‌های کیهان، پیشینه و موقعیت حسین شریعتمداری، نیمه‌ی پنهان کیهان و در نهایت آسیب‌شناسی امنیتی و فرهنگی این روزنامه را مورد بحث قرار می‌دهد.

        در این کتاب، نیمه‌ی پنهان روزنامه کیهان بررسی می‌شود، همانطور که این روزنامه در طول سالیان گذشته اتهامات گزاف بسیاری را به نام «نیمه‌ی پنهان» علیه نخبگان و روشنفکران، فعالان سیاسی و مدنی، روزنامه‌نگاران و دیگر دلسوزان ایران منتشر کرده است.

       تنها تفاوت در اینجاست که کتاب «دروغ های کیهان» نیمه‌ی پنهان کیهان را نه به شیوه‌ی غیرانسانی و غیر حرفه‌ای کیهان و کیهانیان، بلکه به طور کاملا مستند و با ذکر منبع در خصوص هر نقل قول و ادعایی بررسی می‌کند.

       در مقدمه این کتاب آمده است:

       فرقه کیهانیسم و پدیده مافیای رسانه‌ای در ایران، با گردانندگی حسین شریعتمداری- نماینده ولی فقیه و از چهره‌های معروف دستگاه امنیتی ایران - یکی از چالش‌ها و عوامل بحران ساز در دوران پس از انقلاب اسلامی ایران به شمار می‌آید. بررسی و تحلیل موضع‌گیری های این روزنامه در جوسازی و بحران‌سازی‌های وقایع سال‌های اخیر از حضور قدرتی پشت پرده و سادرغگوی بزرگ قرنیه نشین در کنترل و راهبرد فکری اذهان عمومی خبر می‌دهد، چنانچه موضع گیری های اخیر این روزنامه در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران نیز خود گویای این واقعیت است.

        در حالی که متاسفانه سیستم رسانه ای و اطلاع رسانی در ایران به عنوان یکی از دروغگوترین و جعل کارترین ها در عرصه بین المللی شناخته شده است، آمار دروغ پردازی های این روزنامه به روشنی از نفوذ دروغ در نظام فرهنگی کشور، (مستقل از نظام اقتصادی، سیاسی، مذهبی و ...) پرده برمی دارد.

       دروغ پراکنی، تحریف و کاریکاتوریزه کردن حقایق، توهین و ترور شخصیت افراد بویژه طیف نخبگان و روشنفکران جامعه، پرونده سازی های امنیتی، توجیه و تحریک افکار عمومی و طیف مسئولین و تصمیم گیرندگان حکومتی، پشتیبانی پروژه های تواب سازی و اعترافات دروغین در برنامه روزانه کیهان بوفور دیده می شود. واقعیت این است که چیرگی دستگاه امنیتی در سیستم فکری و فرهنگی جامعه و تزریق خوراک فکری و کنترل اذهان عمومی با هدف راهبرد پروژه های امنیتی از جمله آسیب های فرهنگی و اجتماعی در سی سال گذشته صورت گرفته است.

        در این کتاب (که برگرفته از یک مجموعه تحقیقاتی چند جلدی است) سعی شده با کالبد شکافی پرونده سیاه کیهان و افشای گوشه مختصری از اسناد دروغپردازی های آن به عنوان سردمدار مافیای رسانه ای و تریبون دستگاه قدرت، در دفاع از حقوق پایمال شده روشنفکران ، دگراندیشان و ملت ایران، گامی هر چند کوچک به سمت حرکتی موثر برداشته شود

    این کتاب از این آدرس اینترنتی قابل دریافت است:    دروغ های کیهان

     
    !! نوشته شده توسط آزاد | 22:12 | شنبه سوم مرداد 1388 •

    ای "نوا"ی دل انگیزت" آرام جان



    ای "نوا"ی دل انگیزت" آرام جان" .

    در "آسمان عشق" توبه پرواز در می آییم و دل به "آستان جانان" می سپاریم که نغمه های تو دیری است با دل ما آشناست .

    "دلشدگان" صدایت از دیرباز قدر و منزلت "آهنگ وفا"ی تو را میدانند ، اما خفاشان عرصه زور و قدرت  طوفانی هستند بر "پیام نسیمت" و گستاخانه بر  "دل مجنون " ما می تازند .

    "سر عشق" ما با تو در فهم کج فهمان کور دل  نمی آید و  " در خیال " آنها نمی آید که این چه "راز دل" است میان ما با تو .

    "زمستان است " و گرگان  نعره بر می آورند و ما همچنان "چهره به چهره" آنان در حیرتیم ، که چگونه می شود بر بیش از نیم قرن "سرود مهر" ، چنین ابلهانه تاخته شود .

    "بیداد"ت را شنیدیم و حسرت خوردیم که چرا  دیو سیرتان با توهم عصرند که سزاوار چنین خوش الحانی چنین نیست .

    "فریاد" بر آوردی از  دست اندازی بر خون دلهایت که  بی هنران عرصه هنر ، بی محابا و گستاخانه همه را به سرقت می برند تا بنام خود به گوشها برسانند  و دیو سیرتان چگونه فهم کنند "بیاد عارف" را که "جام تهی" است ، سر هایشان .

    نشاید که "خزان " صدایت را ببینند و کور و کر شود چشم و گوششان .

    "گلبانگ" آشنای صدایت همچنان بر "گنبد مینا" ، "چشمه نوش " قلبهاست . با ربنایت "بوی باران" رمضان را استشمام می کنیم و افطار را با "دود عود"  معطر می سازیم و در "بهار دلکش " ، " به یاد پدر"  قرآن  تلاوت میکنیم.

    "جان عشاق" ما  پروانه وار بر گرد شمع وجودت میگردد  و"دستان" ما زخمه می زند بر "ساز قصه گو" یت و  آنچنان "فریاد"  بر می آوریم تا گوششان کر شود که "بی تو به

    !! نوشته شده توسط آزاد | 22:10 | شنبه سوم مرداد 1388 •


      من آنم که در پاي خوكان نريزم              مر اين قيمتي در لفظ دري را

              جناب آقای دکتر لاریجانی، شما به خوبی می دانید که موسیقی ایرانی چه فراز و نشیب پردردی را از سر گذرانده است و از پس چه بی شمار حوادث و درشتی های روزگار تا بدین مایه در دستان ماست .هم اکنون میراث دار هنری هستیم که به خون دل و عشق بی پایان هنرمندان آن به دست ما رسیده است . هنرمندانی که درشتی ها را تحمل کردند ، خواریها کشیدند تا امروز گنجینه ای از نواها ونغمه ها یی را داشته باشیم که بخشی از هویت ما را تشکیل می دهد . با وجود سختی روزگار ، مردم ما موسیقی خود را دوست داشتند و آن را پاسداری می کردند . پیشینیان ما ، هنرمند را ارج می گذاشتند و به مهر کارشان را قدر می نهادند و آن را گرامی می داشتند .سرگذشت موسیقی ایران ، سرگذشت غریبی هنرمندان این دیار است . در روزگاران گذشته ، جفاکارانی که از ذوق و سلیقه و مهر بهره ی اندکی برده بودند ، تاب موسیقی نمی آوردند و کردارشان آزار هنرمند و ستیز با هنر بود . هنر و هنرمندان ایمن نبودند تا آن روز که سازمان رادیو و تلویزیون ملی در ایران تاسیس شد و به کانون اصلی این جفاکاری تبدیل شد .جناب آقای دکتر لاریجانی ، روزی که در سال هزارو سیصد و پنجاه و پنج در اعتراض به آشفته بازار موسیقی و ابتذال حاکم بر موسیقی رادیو و تلویزیون، از این دستگاه کناره گرفتم ، رئیس وقت سازمان قول هرگونه حمایت از هنر اصیل را داد و از من خواست که همچنان در این سازمان باقی بمانم اما من که می دانستم سرشت این دستگاه با اصالت سازگار نیست ، به وی گفتم که این دستگاه از روز نخست ، با هدف ویرانی و نابودی هنر اصیل این سرزمین پا به عرصه ی وجود گذاشته است .جناب آقای دکتر لاریجانی ، تجربه ی سالهای بعد سبب شده است تامن هنوز هم بر رای خود مبنی بر کناره گیری خود از سازمان پابرجا بمانم . از همین روی ، از آن روز تا سال هزاروسیصدوهفتاد و دو از حضور در این رسانه پرهیز داشتم تا آنکه پس از هفده سال به درخواست مکرر جنابعالی دوباره در تلویزیون حضور یافتم.

    جناب آقای دکتر لاریجانی ، شما هم حتما به یاد می آورید که چه امیدهایی در مورد سیاستهای جدید موسیقی و حمایت از شرافت و اصالت داده شد. من به عنوان عاشق موسیقی این سرزمین ، تمایل داشتم در این خوش بینی با مسئولان وقت شریک باشم . اما تجربه ی طولانی در رادیو و تلویزیون ، مرا از این خوش بینی باز می داشت .اکنون سه سال بعد از آن ماجرا ، امیدوارم محک تجربه ، صدق آن رای را بر شما هم اثبات کرده باشد . سر آن ندارم که از وضعیت موسیقی در این رسانه سخن بگویم که سخن فراوان است و متاسفانه تکرار دیگر گونه ای از همان سرگذشت اندوهبار موسیقی است که به آن اشاره کردم . صدا و سیما در حال حاضر تسلیم گرایشهای سطحی در موسیقی شده است و ما شاهد تقلید ناشیانه و ابتدایی از خوانندگانی هستیم که از این رسانه کنار گذاشته شده اند. در حال حاضر ، از این رسانه انواعی از موسیقی پخش می شود که فاقد کمترین ارزش هنری است .درک و شعور موسیقی در این دستگاه عریض و طویل گاه تا بدان مایه نازل و اندک میشود که مبتذل ترین قطعات موسیقی را که ما نام موسیقی خال طوری ( موسیقی کافه های لاله زاری ) ، بر آن می گذاریم ، به عنوان آرم برنامه پخش می کنند .حتما شما هم در تجربه ی چند ساله ی خود در صدا و سیما ، دریافته اید که آرم برنامه ، پرچم و نشانه ی اصلی برنامه است و همیشه تلاش می شود تا زیباترین نوا برای آن انتخاب شود ، شگفتم از این همه بد سلیقگی وبی ذوقی و اندک مایگی در درک موسیقی ، آن هم در مهمترین دستگاه فرهنگی کشور .کاستی های سیاست موسیقی صدا و سیما محدود به پخش برخی آثار بی ارزش و تکرارهای تقلیدی نمیشود .مهمترین نکته در سیاست صدا و سیما ، نادیده گرفتن حقوق هنرمندان از سوی این رسانه است .جناب آقای دکتر لاریجانی ، در صدا و سیما به خود حق می دهند ، به هر نحو که خواستند رفتار کنند .آثار هنری را بدون اجازه پخش می کنند ، بدون اجازه و به سلیقه ی خود سانسور می کنند و ساده ترین و بدیهی ترین اصل یعنی رعایت حقوق هنرمند را زیر پا می گذارند . صدا و سیما به خود حق هرگونه تملک و دست اندازی در آثار هنری را داده است . اگر روزگاری فریاد ما از دست تولید کنندگان غیر مجاز نوار بالا بود ، امروز صدا و سیما خودغیر مجازترین کار را در عرضه ی آثار هنری انجام می دهد. سازمان صدا و سیما موظف است برای پخش آثار هنرمندان از آنان کسب اجازه کند و حقوق مادی آنان را هم برای هر نوبت پخش آثارشان رعایت کند .

    من نمیدانم صدا و سیما به چه حقی و بر اساس کدام مجوز روی آثار من تصویر می گذارد و آن را به نام ویدیو کلیپ پخش می کند ؟ این روال جاری رادیو و تلویزیون در همه ی کشورهای متمدن جهان است . از این گذشته من نمیدانم صدا و سیما به چه حقی و بر اساس کدام مجوز روی آثار من تصویر می گذارد و آن را به نام ویدیو کلیپ پخش می کند ؟ فرض کنید قانون رعایت حقوق مولفان ومصنفان وجود ندارد ، و باز هم فرض کنید اگر وجود دارد ، کسی به هر دلیلی مایل نیست از طریق دستگاه قضایی ، احقاق حق کند . آیا شما شرعا این مشکل را برای خود حل کرده اید ؟ چگونه است که بدیهی ترین حقوق مالکیت حقوقی که مورد تاکید قوانین جاری کشور است زیر پا گذاشته می شود ؟ در تحیرم که نادیده گرفتن حقوق هنرمند از سوی مهمترین و وسیع ترین رسانه ی کشور نشانه ی چیست ؟ مردم چه می گویند وقتی می بینند از صبح تا شام ، این رسانه پیامهای اخلاقی در رعایت حقوق دیگران پخش می کند ، اما خود به آن عمل نمی کند ؟جناب آقای دکتر لاریجانی ، من بارها ناخوشنودی خود را از کار صدا وسیما اعلام کرده ام . من تنها به دنبال حقوق خود نیستم ، هرچند اگر به دنبال این هم بودم ، باز خرده ای بر من وارد نبود .من فقط قصد دارم یک نکته را به این دستگاه عریض و طویل یادآوری کنم و آن رعایت حقوق دیگران است . صدا و سیما باید بیاموزد که حقوق آثار هنری و حتی بسیار گسترده تر از آن هر اثر فرهنگی متعلق به پدید آورندگان آن است و ملک طلق این دستگاه عظیم نیست .

    ای کاش دست اندازی به اثر هنری و بی اعتنایی به حقوق هنرمندان به همین ختم می شد . سالها پیش ، به هنگام جنگ عراق علیه ایران ، در دفاع از سرزمین مادری تصنیفی به نام " میهن ای میهن " اجرا کردم ، این تصنیف ستایش سرزمین مادری و مهرورزی بدان بود . بگذریم که آن تصنیف ، مدتها اجازه ی پخش نداشت . اما اکنون هم که اجازه ی پخش یافته است ، بخشی از آن حذف شده است .از شما می پرسم آیا عشق به سرزمین و میهن گناه نابخشودنی است که باید حذف شود ؟ اگر شما تصنیفی را نمی پسندید ، چرا آن را پخش می کنید و چرا آن را مطابق سلیقه خودتان مثله می کنید ؟

    به صراحت اعلام میکنم که مایل نیستم صدای من از صدا و سیمایی پخش شود که بی اعتنا به حقوق هنرمندان است .قاطعانه از جنابعالی می خواهم که دستور دهید هیچ اثری از من مطلقا از رادیو و تلویزیون پخش نشود . چون در ماه مبارک رمضان هستیم ، تنها به احترام این ماه مبارک و ادای دین به نیک سرشتی مردمی که در دامان آنها پرورش پیدا کرده ام ، پخش "مناجات" و " ربنا " را اجازه می دهم .

    امیدوارم با این اقدام ، سنت حمایت از حقوق هنرمندان را در این دستگاه پایه گذاری کنید . حمایت از اصالت و شرافت هنر ، بدون رعایت حقوق هنرمند ممکن نیست .

     منبع:روزنامه "سلام" ۱۸/۱۱/۷۵

    !! نوشته شده توسط آزاد | 22:9 | شنبه سوم مرداد 1388 •

    قسم حضرت عباس يا دم خروس

    مي‌توان بدون ترديد يكي از عجيب‌ترين و تلخ‌ترين رويدادهاي حوزه موسيقي  را در چهار سال گذشته، لغو كنسرت‌هاي موسيقي با بهانه‌هاي سليقه‌اي به وسيله مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دانست. عجيب و در عين حال تلخ به اين دليل كه اين قيبل كنسرت‌ها هزينه‌هاي بسياري را به لحاظ اتلاف سرمايه و زمان به تهيه كنندگان تحميل مي‌كنند و به يقين به دليل پيش فروش كردن بليت‌هاي كنسرت، تماشاگران در چرايي برگزار نشدن كنسرت مي مانند و هيچوقت به پاسخ روشني نمي رسند.


    قسم حضرت عباس يا دم خروس


    به يقين  لغو كنسرت "دبو"  به فاصله  دو ساعت  مانده به  اجرا، يكي از مهم‌ترين و پرحاشيه‌ترين مواردي بود كه به دستور وزرات ارشاد دولت نهم انجام شد؛ حال آنكه دلايل لغو كنسرت از برگزاري آن جالب‌تر بود و وزرير فرهنگ و ارشاد اسلامي به صراحت اعلام كرد كه: «مشخصات ثانویه گروه دبو با مشخصات اولیه‌ای که داده شده بود، تطبیق نداشت.»
    ماجرا بسيار ساده و مضحك بود و از آنجايي آغاز مي شد كه اعضاي اين گروه در كشور آمريكا متولد شدند و مسئولان ارشاد با تحقيق و تجسس توانستند اصالت نوازنده‌هاي اين گروه را كشف كنند و راي به لغو كنسرت آنها بدهند. صفار هرندي در مصاحبه‌اي گفته بود: «مشخصات اولیه‌ای که داده بودند درباره یک گروه اندونزیايي بود، ولی هنگام اجرا بیشتر نوازندگان آمریکایی بودند و در کل مشخصات ثانویه با مشخصات اولیه‌ای که داده شده بود، تطبیق نداشت.»
    اما دفاع  وزير ارشاد دولت نهم از لغو كنسترت  در حالي صورت مي‌گرفت كه رئيس جمهور و مشاور هنريش اين اقدام را منجر به مخدوش شدن چهره فرهنگي ايران مي‌دانستند و با هدايايي از گروه "دبو" دلجويي و آن‌ها را به كشور خود  بدرقه كردند.


    كريس دي برگ نيامده رفت


    كريس‌دي‌برگ يكي ديگر از چهره‌هايي بود كه خبر كنسرت مشترك او با گروه آريان به تيتر داغ رسانه‌ها در سال گذشته تبديل شد. اين در حالي بود كه مقامات عالي‌رتبه در کشورهای آمریکا، کانادا و کشورهای اروپایی، کریس دی برگ را از آمدن به ایران منع کرده بودند، اما او با وجود این فشارها و توصیه‌ها به ایران آمد و كشور ما مي توانست اقدام اين خواننده صلح طلب را به فال نيك بگيرد و از حضور او بهترين بهره را براي تغيير ذهنيت جهانيان ببرند، اما نه تنها اين كار را نكردند بلكه از اهرم‌هاي مختلف براي برگزار نكردن كنسرت اواستفاده كردند. از جمله مهمترين دلايل  مخالفان اين بود كه وي  پیش از این به نفع یک گروه تروریستی به اجرای کنسرت پرداخته است.
    از جمله ویدیو‌هایی که از اجرای این خواننده ایرلندی در شبکه جهانی اینترنت موجود است، کنسرتی است که در پاریس برگزار شده است و در آن اعضای گروهک منافقین اقدام به حمل تصاویری از سران این گروهک تروریستی و پرچم‌های جعلی این گروهک می‌کنند.


    داركوب و ماجراي ميخكوب شدنش


     اجراي گروه داركوب به خوانندگي مهران مديري  در آذرماه سال گذشته و در آخرين روزهاى مانده به برگزارى كنسرت از ديگر كنسرت‌هاي مهم بود كه با وجود تبليغات فراوان و داشتن مجوز لغو شد؛ اين در حالي بود كه دو هفته پيش همين گروه با مهران مديري در همان تالار به اجراي برنامه پرداخته بود. اما مسئولان وزارت ارشاد پاسخ درستي به گروه ندادند و اجراي آنها متوقف شد. اين اتفاق براى نخستين‌بار رخ نمي دهد. اين سومين بارى است كه برنامه گروه داركوب لغو مي‌شود. يك بار در تالار انديشه حوزه هنرى، يك بار در تالار وزارت كشور و همين اواخر در سالن اريكه ايرانيان. محمدرضا گلزار در دو برنامه قبلى قرار بود گروه را يارى كند اما تكرار لغو كنسرت‌ها سبب شد تا او از خير همكارى با اين گروه بگذرد و در همان حاشيه امن سينما به فعاليت بپردازد.
    البته مسئولان وزارت ارشاد پاسخ روشني به اين گروه ندادند و آن‌ها با وجود چاپ بليت، تبليغات، هزينه برگشت برخي نوازندگان گروه كه مقيم خارج از كشور هستند و صرف ديگر هزينه‌ها نتوانستند بالاخره برنامه خود را اجرا كنند.


    گروه‌هاي پژوهشي هم بر لبه تيغ


    البته شمشير تيز وزارت ارشاد در دولت نهم فقط گردن گروه‌هاي پاپ را نزد؛ بلكه كنسرت‌هاي پژوهشي و تك‌نوازان خاص  نيز گردن‌شان از رد اين شمشير بي نصيب نماند. لي لي افشار يكي از گيتاريست‌هاي ايراني تبار است كه شهرت جهاني دارد و قرار بود تيرماه سال گذشته در تالار وحدت برنامه اجرا كند اما پس از حضور اين نوازنده در ايران مسئولان ارشاد دستور لغو كنسرت وي را به دليل نداشتن مجوز صادر كردند؛ اما اين نوازنده گيتار مي‌گويد: «چندی پیش با تالار قرارداد بستم و مسئولان تالار هم پی‌گیر کسب مجوز این کنسرت از دفتر موسیقی وزارت ارشاد شدند و طبق قولی که داده شده بود، تالار اقدام به فروش بلیت و تبلیغات کرد ولی متاسفانه گویا به دلیل تغییر مدیريت تالار وحدت و نبود هماهنگی با مدیریت جدید این کنسرت لغو شد.



    لغو كنسرت پژوهشي  داريوش صفوت و ژان دورينگ نيز از ديگر برنامه‌هايي بود كه در سال گذشته رخ داد؛ به يقين حضور چهره‌اي مانند ژان دورينگ در ايران نيازمند هماهنگي‌هاي طاقت فرسايي بود كه متاسفانه مسئولان تالار وحدت به دليل برگزاري يك همايش، اين كنسرت را لغو كردند. طبق قانون در صورت مصادف شدن كنسرت با جشن‌هاي ملي، تالار مي‌تواند كنسرت را يك‌طرفه لغو كند اما تالار در تاريخ مورد نظر هيچ برنامه ويژه‌اي نداشت.


    اين تنها مرور بخشي از كنسرت‌هاي لغو شده در دولت نهم بود و مي‌توان به صورت تيتروار برخي ديگر از موارد لغو كنسرت را اين‌گونه برشمرد: لغو كنسرت شهرام ناظري در يزد، گروه پارسيان در تهران، گروه بامداد در مشهد،  گروه بابك رياحی‌پوروآرش رادان در دانشگاه تهران، گروه راك ميرا، گروه آريان، قاسم افشار، كنسرت لي لي افشار در كرمان و مواردي كه فراتر از مجال اين نوشتار است.



    آيا در چنين شرايطي مي توان به بقاي گروه‌هاي موسيقي و نوازنده‌هاي موسيقي اميدوار بود؟ آن‌چه حيات گروه‌هاي موسيقي را تداوم مي‌بخشد چيزي جز ايجاد فضاي فعاليت و رونق اقتصادي اين صنف نيست. در شرايط حاضر برنامه‌ريزي براي برگزاري هرگونه كنسرتي براي برگزاركنندگان آن حكم ريسك بزرگي را دارد كه مي‌تواند سرمايه و نيروي انساني آن‌ها را به نابودي و يك بن‌بست محتوم هدايت كند. تداوم اين سياست در حال حاضر رغبت سرمايه‌گذاري بخش خصوصي براي برگزاري كنسرت‌ها را از بين برده و نتيجه‌اي ندارد جز اين كه تنها شرايط مهاجرت نسل نوپاي موسيقي ايران به خارج از كشور يا شكل‌گيري موسيقي زيرزمين را فراهم مي‌كند


    !! نوشته شده توسط آزاد | 20:55 | پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 •

    ما نیاز به سازهای جدید داریم

    مهر: ما نیاز به سازهای جدید داریم و این جوان هایی که سازهای جدید ساخته اند و من بسیاری از آثارشان را دیدم کار بسیار ارزشمندی کرده اند که قابل تقدیر است.


     محمدرضا شجریان روز گذشته با حضور در نشست تخصصی سازهای ابداعی در خانه هنرمندان به حمایت از نسل جوان فعال در این عرصه پرداخت و گفت : این انگیزه و نیاز، امروز در جوان های ما دیده می شود که قصد شنیدن صداهای جدید را دارند و ما نباید جلو آنها را بگیریم؛ وظیفه ما راهنمایی آنها در مسیر درست اصالت های موسیقی است.


     


    این نشست که به همت خانه موسیقی ایران وبا حضور اساتید دیگری چون جلال ذوالفنون، داریوش طلایی، محمود فرهمند و محمد سریر در سالن بتهون خانه هنرمندان برگزار می شد محمدرضا شجریان به عنوان یکی از سازندگان سازهای ابداعی گفت: ما امروز برای این در نمایشگاه سازهای ابداعی جمع شده ایم تا درباره سازهای جدیدمان صحبت کنیم و نه سازها گذشته؛ اگر هنوز می خواهید به صدای تکنوازان ما گوش بدهید ایرادی ندارد اما جوان امروز نمی خواهد به این تکنوازی ها گوش کند و کسی هم حق دیکته کردن خواسته اش را ندارد.


     


     استاد آواز ایران با اشاره به همکاری هایش با اساتید تکنوازی افزود: من بیشترعمرم را با اساتید تکنوازی گذارنده ام و به همه آنها ارادت دارم؛ من حدود 45 سال است به طور جدی در موسیقی فعالیت کرده ام و بیشتر از هرکس دیگری در روی صحنه و استودیوها کار کرده ام و فکر هم نمی کنم هیچ کس به اندازه من تا به این حد حس نیاز به صداهای جدید در را احساس نکرده باشد.


     


    وی همچنین تصریح کرد:  موسیقی ما دوجنبه مختلف دارد یکی تکنوازی است که ما همچنان پایبند و ارادتمند اساتید آن بوده ایم و هستیم و دوم  بحث گروه نوازی است که دو مقوله مجزا از یکدیگرهستند. متاسفانه در موسیقی ما در این سالها شاهد بوده ایم که تکنوازان و گروه نوازن همواره برای هم نسخه می پیچند ؛ به اعتقاد من باید بگذاریم هر کسی در حوزه تخصصی خودش حرکت کند و نظر بدهد اینقدر مانند ژاندارم ها یکدیگر را نفی نکنیم.
     



    محمدرضا شجریان ضمن تشویق ساز سازان جوان و حمایت از آنها ادامه داد: این جوان هایی که سازهای جدید ساخته اند و من بسیاری از آثارشان را امروز در اینجا دیدم کار بسیار ارزشمندی کرده اند که قابل تقدیر است. سازهای گذشته ما هم از آسمان نیامده بودند؛ ما هم نیاز به سازهای جدیدی داریم و باید ساز بسازیم؛ که البته باید جایگاهشان نسبت به گذشته بالاتر باشد.


     


    رئیس شورای عالی خانه موسیقی در ادامه تصریح کرد: امروز هر جا سر می چرخانیم فقط صدای تار و کمانچه را در همان فاصله صدایی 2 یا نهایت در 3 اکتاو می شنویم و مدام دست آوردهای غرب را در زمینه وسعت صدا نادیده می گیریم؛ ما نمی توانیم از میکروفنی که محصول غرب است استفاده کنیم بعد در زمینه موسیقی نیم نگاهی به آنها نداشته باشیم. چگونه می شود از هواپیما و خودرو و دست آوردهای علمی آنها استفاده کرد اما در مسئله وسعت صدا بسته عمل کنیم. ما نیاز به سازهایی با وسعت صدایی بیشتری داریم و باید بتوانیم از 7 اکتاو صدایی استفاده کنیم.


     


    شجریان همچنین گفت: من در طول زندگی آثار زیادی را کار کرده ام اما همیشه مردم از من درباره کار با ارکستر سوال کرده اند دوست دارند چنین موسیقی را هم بشنوند. مردم اینگونه دوست دارند موسیقی ایرانی ارکسترال نیز بشنوند و برای این کار ما نیاز مبرم به سازهایی با صداهای جدید داریم .


     


    استاد آواز ایران در ادامه گفت: قبول دارم ساز ابداعی دارای نقص هایی است؛ اما مگر قرار است نقص نداشته باشد؛ منتهی باید برای بهتر شدنش سعی و تلاش فراوانی کرد و این یک امر طبیعی است. زمانی که نیما رو به شعر نو آور آن همه مقاومت در مقابل او شد اما حالا شعر نیما فرا گیر شده و از دل آن بزرگانی چون اخوان ثالث بیرون آمدند. ساز جدید هم همین است؛ ما امروز جوان هایی داریم که فکرهای تازه ای دارند و نیاز به صداها ، ریتم ها و سازهای تازه ای دارند.


     زمانی که نیما رو به شعر نو آور آن همه مقاومت در مقابل او شد اما حالا شعر نیما فرا گیر شده و از دل آن بزرگانی چون اخوان ثالث بیرون آمدند
     


     


    وی گفت: این نیست که هر گاه ساز جدیدی ساخته شد ما احساس کنیم به تار و سه تار کمانچه توهین شده است؛ بگذاریم هر کس با سلیقه ای که دارد کار انجام دهد؛ اگر خوب بود می شنویم  اگر خوب نبود نمی شنویم. ما نباید توی ذوق جوان ها بزنیم اما در عوض می توانیم راهنمایشان کنیم.


     


    شجریان درباره حرکت به سمت تجربه های تازه تر در موسیقی افزود: یکی از بهترین کتاب هایی که من خوانده ام کتاب"از سیر تا پیاز" نجف دریابندری است. دریابندری در مقدمه این کتاب می گوید کمی ذائقه تان را آزاد بگذارید و غذاهای دیگر را هم امتحان کنید. اینقدر به قیمه و خورشت اکتفا نکنید شاید با امتحان غذاهای دیگر خورشت هم بیشتر به شما بچسپد. نترسید امتحان کنید، سازهای دیگر را هم بشنوید. در این شرایطی که هرکسی توی سر موسیقی و موسیقیدان می زند ما خودمان نباید به آن دامن بزنیم.


     


    وی همچنین با انتفاد از کم کاری در مسئله سازهای جدید گفت: در تمام این سال ها نیاز به سازی بم تر از عود داشتیم اما کسی چنین سازی نساخت. شما اساتیدی که تار و سه تار می سازید چرا یک ساز جدید نساختید؟ به نظر من دست استاد ژاله را که در همان کارگاه 30 متری اش با همه مشقاتش دست به ساخت جدید زد باید بوسید و از تقدیر و قدر دانی کرد.



    وی همچنین در پاسخ به سوالی درباره کنسرت هایش در سال جدید تصریح کرد: از ما برای کنسرت در تالار وزارت کشور شبی 30 میلیون تومان خواسته اند؛ چرا باید چنین چیزی را بپزیریم. در سالن های ورزشی هم که نمی شود کار غیر ورزشی کرد این است که با این شرایط مثل اینکه باید در خیابان کنسرت برگزار کنیم.  
     


    ساز و سازسازی در کنار و در سایه موسیقی و موسیقیدان حرکت می کند ، هر زمان که موسیقی متعالی شده و اوج بگیرد سازسازی هم به اوج می رود و با افول آن افول می کند.
    به گزارش خبرنگار مهر، محمود فرهمند ، ساز ساز پیشکسوت با بیان این مطلب دردومین و آخرین روز نمایشگاه سازهای ابداعی که روز دوشنبه 11 خرداد در خانه هنرمندان برگزار شد در میز گرد پژوهشی این همایش شرکت کرد.


     


    وی ضمن تاکید بر تاریخچه دار بودن موسیقی ایرانی افزود : موسیقی و ساز ایرانی دو خط موازی هستند که همواره با یکدیگر حرکت و رشد کرده اند. ساز همیشه یک پله پایین تر از موسیقی در حال تکامل بوده و هست.


     


    عضو سابق هیئت مدیره کانون سازسازان گفت : اگر در سال های اخیر ساز سازی ما نو آوری نداشته به خاطر این بوده که حرکتی در موسیقی به وجود نیامده است؛ اگر موسیقی ما حرکتی می کرد و احساس نیازی به وجود می آمد آن وقت در سازسازی هم این حرکت دنبال می شد.


     


    بازیگوشی سازسازان


     


    داریوش طلایی به عنوان یکی از سخنرانان این همایش در جمع ساز سازان حاضرشده و به طرح مبحثی پیرامون"تغییر و تحول در سازهای ایرانی" پرداخت .


     


    وی در آغاز گفت : من امروز با دیدن این نمایشگاه بدون اینکه بتوانم صدای سازهای ابداعی حاضر را بشنوم به نوعی بازیگوشی در ساخت آنها برخورد کردم که به نظرم جزو لاینفک هنر محسوب می شود؛ ما هرگز نمی توانیم  این روح  فانتزی را از هنر بگیریم، کما اینکه این موضوع حتی به لحاظ فرم نیز تجلی دارد و بسیار دیدنی است.


     


    این نوازنده تار در ادامه افزود: مردم دوست دارند بدانند چه سازی زودتر از دیگری ساخته شده است. اما سیر تاریخ بشر همواره با تغییر و تحول خود موجب تغییر در موسیقی و ابزار آن شده است؛ به همین دلیل هرگز نمی توان فهمید چه سازی زودتر از دیگری به وجود آمده است.


     


    طلایی همچنین گفت: برای اینکه بتوان جایگاه یک ساز را در جامعه بررسی کرد باید حتما به سه ویژگی مهم توجه کنیم. اول موضوع شکل و فرم نمادین ساز است که در طول تاریخ تکامل یافته است. ویژگی دوم به مهارت های ابزاری باز می گردد، و موضوع سوم به جایگاه کاربردی آن مربوط می شود؛ هر کدام از این عوامل در شکل امروزی سازها نقش موثری بازی می کنند.


     


    طلایی در ادامه هر یک از این موارد را به طور مفصل توضیح داد و به تشریح روند تاریخی آن پرداخت.


     


    نیاز جدید ساز جدید می خواهد


     


     جمال سماواتی در دومین روز همایش هم به روی صحنه رفت و به طرح مبحثی تحت عنوان"نوآوری در ساز ، تفنن شخصی یا ضرورت" پرداخت. سماواتی با اشاره به فلسفه هنر ، موسیقی را موضوعی انتزاعی خواند که با ابزاری همچون ساز تجسم عینی پیدا می کند.


     


    این نوازنده تارهمچنین ضمن اشاره به مسئله نیاز موسیقیدان به ابزارهای تازه برای عملی کردن ایده های جدید خود موضوع نوآوری را طبیعی دانست و گفت: البته این نوآوری باید مطابق با آن نیاز باشد و بدون توجه به ریشه ها نمی توان ساز قابل قبولی درست کرد.


     


    وی در ادامه به گلایه از برخی افراد پرداخت و افزود: برخی ها سازی را در ایران می سازند و در نیویورک به ثبت می رسانند که این کار بیشتر شبیه به شوخی است.


     


    سماواتی همچنین تصریح کرد: شاید مهمترین عاملی که موجب تغییر در شکل ساز و نوآوری در آن می شود موضوع نقص ساز برای بیان احساسات و تفکرات آهنگساز و نوازنده باشد؛ ساز با توجه به اینکه مرکزی ترین حلقه اتصال نوازنده، آهنگساز، خواننده و ساز ساز محسوب می شود در برخورد با روابط امروز زودتر از سایر چیزها در موسیقی رو به مدرن شدن آورد.


     


     


     



    توی ذوق جوان ها نزنیم


     


    بخش دیگر برنامه به نشست تخصصی سازهای ابداعی اختصاص داشت که با حضور محمد رضا شجریان، جلال ذوالفنون، داریوش طلایی، محمود فرهمند و محمد سریر برگزار می شد.


     


    محمدرضا شجریان به عنوان اولین سخنران با اشاره به سخنان سماواتی گفت : ما امروز برای این در نمایشگاه سازهای ابداعی جمع شده ایم تا درباره سازهای جدیدمان صحبت کنیم و نه سازهای قدیمی؛ سازهای تار و کمانچه و عود و...سر جای خودشان هستند ؛ اگر هنوز می خواهید به صدای تکنوازان ما گوش بدهید ایرادی ندارد اما جوان امروز نمی خواهد به این تکنوازی ها گوش کند و کسی هم حق دیکته کردن خواسته اش را ندارد.


     


    شجریان همچنین گفت: من در طول زندگی ام آثار زیادی را کار کرده ام اما همیشه مردم از من درباره کار با ارکستر سوال کرده اند و دوست دارند چنین موسیقی را بشنوند. مردم دوست دارند موسیقی ایرانی را در قالب  ارکستر نیز بشنوند و برای این کار ما نیاز مبرم به سازهایی با صداهای جدید داریم .


     


    استاد آواز ایران در ادامه گفت: قبول دارم ساز ابداعی دارای نقص هایی است؛ اما مگر قرار است نقص نداشته باشد؛ البته باید برای بهتر شدن سازهای جدید سعی و تلاش فراوانی کرد و این یک امر طبیعی است. زمانی که نیما رو به شعر نو آورد آن همه مقاومت در مقابل او شد؛ اما حالا شعر نیما فرا گیر شده و از دل آن بزرگانی چون اخوان ثالث بیرون آمدند. ساز جدید هم همین است؛ ما امروز جوان هایی داریم که فکرهای تازه ای دارند و نیاز به صداها ، ریتم ها و سازهای تازه ای دارند.


     


     وی گفت: این نیست که هر گاه ساز جدیدی ساخته شد ما احساس کنیم به تار و سه تار کمانچه توهین شده است؛ بگذاریم هر کس با سلیقه ای که دارد کار انجام دهد؛ اگر خوب بود می شنویم  اگر خوب نبود نمی شنویم. ما نباید توی ذوق جوان ها بزنیم اما در عوض می توانیم راهنمایشان کنیم.


     


    شجریان درباره حرکت به سمت تجربه های تازه تر در موسیقی افزود: یکی از بهترین کتاب هایی که من خوانده ام کتاب"از سیر تا پیاز" نجف دریابندری است. دریابندری در مقدمه این کتاب می گوید کمی ذائقه تان را آزاد بگذارید و غذاهای دیگر را هم امتحان کنید. اینقدر به قیمه و خورشت اکتفا نکنید شاید با امتحان غذاهای دیگر خورشت هم بیشتر به شما بچسپد. نترسید امتحان کنید، سازهای دیگر را هم بشنوید. در این شرایطی که هرکسی توی سر موسیقی و موسیقیدان می زند ما خودمان نباید به آن دامن بزنیم.


     


      اندیشه جدید ساز جدید


     


    جلال ذوالفنون در ادامه این برنامه گفت: من چند بحث دارم که اولین آن به آقای شجریان مربوط می شود. آقای شجریان از نوآوری صحبت کردند و از جوان ها اعلام حمایت می کنند؛ ما هم در این مورد با نوآوری مخالف نیستیم و با ایشان هم عقیده هستیم. اما در موسیقی در کنار ساز جدید نیاز به اندیشه جدید داریم؛ به دلیل اینکه ما هر چه داریم از اندیشه و ذهن متساعد می شود. پس هر چه ذهن ما به سمت تعالی حرکت کند فضای بیرونی ما نیز متعالی تر می شود.


     


    این نوازنده سه تار همچنین ضمن رد هنر بودن هر نوع موسیقی گفت : موسیقی ترکیبی از اصوات و نظم زمانی است که ریتم محسوب می شود. هر دو این عوامل فیزیکی هستند و زمانی تبدیل به هنر می شوند که پیامی روی این عوامل فیزیکی قرار بگیرد. امروزه یک تعریف واقعی از موسیقی به عنوان "موسیقی خوب و بد" ارائه می شود که حقیقی نیست. اگر بخواهیم تعریف جامع تری از موسیقی ارائه دهیم باید آن را به دو دسته "پولی فونی" و "بداهه پردازی" تقسیم بندی کنیم. غیر از این هر چه باشد پر کننده چاله چوله های زمانی است. از آنجا که ما در موسیقی مان از پولی فونی چیزی نداریم پس باید حتما به سراغ بداهه پردازی برویم.


     


    ذوالفنون در ادامه تصریح کرد: ما همچنان باید به تکنوازی بپردازیم چون بداهه پردازی در تکنوازی اتفاق می افتد. به هر حال موسیقی تکنوازیمان موفق تر بوده و دلیل اش هم همین بداهه است.


     


    موسیقی چند صدایی چشم انداز تازه موسیقی ما


     


    محمد سریر نیز با ورود به این بحث گفت: البته در بداهه نیز چهار چوب هایی وجود دارد و اینطور نیست که بی هیچ قیدی حرکت کنیم. برای یک بداهه پردازی شناخت، تسلت، خلاقیت و آهنگسازی باید وجود داشته باشد.


     


    مدیرعامل خانه موسیقی همچنین افزود: در مورد موسیقی پولی فونی نیز از زمان درویش خان تا به امروز تلاش هایی توسط افراد بسیاری صورت گرفته است. به هر حال کار کردن در چهار چوب موسیقی دستگاهی نیز سختی های خاص خودش را دارد و ما هنوز در ابتدای راه هستیم.


     


    سریر ادامه داد: ورود به موسیقی پلی فونی(چند صدایی) چشم انداز بسیار وسیعی را برای موسیقدان ایجاد می کند؛ امروز گوش مخاطب ایرانی با توجه به گستردتر شدن ارتباطات، به فضای موسیقی پلی فونی نزدیک شده است؛ و ما نمی توانیم آن را نفی کنیم. در موسیقی سنتی نیز باید دقت داشت که هنوز ملودی خط اصلی محسوب می شود و ما باید سازها را به مرور زمان تجربه کنیم تا با ذائقه ایرانی هماهنگ شود.



     


    لينك خبر‌:


    !! نوشته شده توسط آزاد | 19:33 | پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 •

    فاطمه معتمدآریا: به موسوی رای می‌دهم چون به آینده‌ روشن فرزندانم علاقمندم

    فاطمه معتمدآریا: به موسوی رای می‌دهم چون به آینده‌ روشن فرزندانم علاقمندم Print This Page!!!

    به موسوی رای می‌دهم برای آن که به صلح و دوستی و آرامش و به عقل و منطق می‌اندیشم.
    فاطمه معتمدآریا در گفتگو با قلم گفت: من به موسوی رای می‌دهم برای آن که به آینده‌ روشن فرزندانم علاقمندم.

    وی ادامه داد :به موسوی رای می‌دهم زیرا در جهان ریا کار امروز ملت فرهیخته‌ی ایران را شایسته داشتن رییس جمهوری با فرهنگ و پاک دل می‌دانم.

    این بازیگر مطرح سینما و تئاتر کشور تاکید کرد :به موسوی رای می‌دهم زیرا نگاه پر احترام فرهنگ غنی ایرانی را به مقام بلند پایه زنان ارج می‌نهم

    !! نوشته شده توسط آزاد | 19:31 | پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 •

    اعلام حمایت استاد حسین علیزاده و استاد کیهان کلهر از ميرحسين موسوي

    اعلام حمایت استاد حسین علیزاده و استاد کیهان کلهر از ميرحسين موسوي Print This Page!!!

    در ادامه‌ موج حمایت بسیاری از هنرمندان از میرحسین موسوی، روز یکشنبه حسین علیزاده و کیهان کلهر نیز حمایت خود را از مهندس موسوی اعلام کردند.

    به گزارش پایگاه خبری نوروز، روز یکشنبه حسین علیزاده و کیهان کلهر با حضور در خانه‌ی هنرمندان برگ تعرفه نمادین رای به میرحسین موسوی را دریافت کرده و آرای خود را به صندوق نمادین مهندس موسوی انداختند.

    حسین علیزاده در پشت برگ رای نمادین خود برای میرحسین موسوی نوشت: «با درود به جناب موسوی. موسیقی روح انسان است. انسان بی روح انسانی مرده است. لطفاْ به حرمتهای از دست رفته موسیقی توجه داشته باشید.»

    و کیهان کلهر نیز در مقابل درخواست مسئولان این صندوق سیار مبنی بر نوشتن خواسته‌هایش بر روی برگه‌ی تعرفه با لبخند فقط گفت: «من به میرحسین موسوی رای خواهم داد»

    صندوق آراي نمادين مير حسين موسوي طرحي است كه پس ازتصويب در شوراي مركزي ستاد مركزي مير حسين موسوي در حال اجرا است که صندوق ثابت آن در ساختمان شماره‌ی سه ستاد مرکزی میرحسین موسوی مستقر است.

       پايان خبر
    !! نوشته شده توسط آزاد | 19:7 | پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 •

    استاد جلال ذوالفنون: رای من باید میرحسین باشد

    استاد جلال ذوالفنون: رای من باید میرحسین باشد Print This Page!!!

    امیدوارم در دولت مهندس موسوی برخی موانع برطرف شود تا موسیقی مسیر رو به تعالی‌اش را طی کند.
    جلال ذوالفنون گفت : گرایش افرادی چون من که به فعالیت هنری مشغول هستیم، مشخص است که باید مهندس میرحسین موسوی باشد.

    استاد برجسته سه تار و آهنگساز شاخص موسیقی ایرانی در گفت و گوی اختصاصی با قلم نیوز ضمن بیان این مطلب تصریح کرد : ‌آشنایی من با مهندس موسوی به شناختی باز می‌گردد که از دوران نخست وزیری‌شان دارم. به هر حال ایشان تحصیل کرده رشته هنر در دانشگاه هستند و به دلیل فضای فرهنگی دولت ایشان، من به مهندس موسوی رای می‌دهم .

    وی در تحلیل خود از وضعیت حوزه موسیقی طی 4 سال گذشته گفت: حمایت موسیقی توسط جریان‌های دولتی طی مدت مورد اشاره چندان تعریفی ندارد و بیشتر دلخوشی‌های موزیسین‌هاٰ، بیش از هرچیز پایگاه‌های مردمی‌شان است . طی 4 سال گذشته تیراژ آثار موسیقی اصیل ایرانی؛ موسیقی‌ای که ضامن تعالی شعور و اندیشه مخاطب است، بسیار پایین بوده و از سوی دیگر گرفتن مجوزها تعریف و معیار مشخصی نداشته است. برخی از آثار که باید مجوز می گرفتند در محاق ماندند و برخی دیگر که به نظر می رسیده امکان انتشار نباید پیدا کنند، بسیار سریع مراحل اخذ مجوز را طی کرده‌اند .

    استاد ذوالفنون در پایان صحبت‌های خود گفت: وقتی که درباره مسایل مختلف حوزه موسیقی حرف می‌زنیم، مدیریت صدا و سیما به ما اینگونه پاسخ می‌دهد که برخی از مسایل به ما مربوط نیست و خط قرمزهایی ترسیم می‌شود که جایز نیست. امیدوارم در دولت مهندس موسوی برخی از موانع برطرف شود تا موسیقی مسیر رو به تعالی‌اش را طی کند.

       پايان خبر
    !! نوشته شده توسط آزاد | 18:47 | پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 •

    تبریک نوروزی

     جهان است شادان به پندار نیک

                                                ز پندار نیک است گفتار نیک

     چو پندار و گفتار تو نیک شد

                                                      نیاید زتو غیر کردار نیک

    فرا رسيدن عيد سعيد باستاني ياد واره شكوه آرياييان اهورايي بر شما و تمام ايرانيان نيك پندار و راست گفتار و نيك كردار خجسته و مبارك باد.

    !! نوشته شده توسط آزاد | 12:39 | شنبه یکم فروردین 1388 •

    عید سعید باستانی نوروز

     

    ... در سفره‌هاي هفت سين معمولاً سه ظرف سبزه به عنوان كنايه از سه اصل ديني: انديشهء نيك، گفتار نيك و كردار نيك قرار مي‌دادند كه اغلب گندم و جو و ارزن بود روز نخست فروردين نوروز عامه يا نوروز كوچك است. روز ششم فروردين يا خرداد روز از ماه فروردين تولد زرتشت بوده و در آن روز بسا از حوادث بزرگ روي داده. در رساله‌اي از دوران ساساني موسوم به «روز خرداد - ماه فروردين» كه نوروز خاصه است آمده اغلب حوادث مهم ملي و ديني ايرانيان در چنين روزي روي داده است. مراسم نوروزي: هفت‌سين، خطبه‌خواني، بارعام و دادخواهي، اهداي هدايا و نوعي تاديهء مالياتي و ترتيب به حضور بار يافتن طبقات گوناگون و بسا امور ديگر بوده است كه كم و بيش در جشن مهرگان نيز انجام مي‌شده است. سفرهء هفت سين امروزي همان سفره‌اي بوده كه جهت ارواح درگذشتگان در هر خانه‌اي گسترده مي‌شد. حتمال در زمان‌هاي گذشته به جاي هفت سين، هفت شين نيز در سفرهء نوروزي معمول بوده است مثل شهد، شير، شراب، شكر، شمع، شمشاد، شايه (تخم‌مرغ.) هفت سين به موجب شمارش هفت امشاسپندان (فرشتگان) در خوان نوروزي قرار مي‌گيرد ...

    نوروز بزرگ‌ترين جشن ملي ايرانيان است. كهن‌ترين جشني كه از آغاز سال را دربرمي‌گيرد. جشن رستاخيز طبيعت و تجديد زندگي است. جشن حركت و جنبش و تكاپو و كار است. جشن طبيعت است. عيد نوروز و گرامي بودن آن نزد ايرانيان بسيار قديمي و كهن است چنانچه پيدايش آن را به جمشيد نسبت داده‌اند. جشن آغاز سال و تجديد زمان و تجديد حيات و آفرينش است كه برگزار مي‌شود.

    نخستين كسي كه نوروز را پديدار ساخت و برقرار كرد كياجم (جمشيد) بود. سبب آن‌كه وي در نوروز دنيا را به تصرف درآورد و ايرانشهر را به غايت آباداني رسانيد و پس از آن مقرر كرد تا مرتب نوروز را جشن سازند.

    جمشيد يك‌هزار و پنجاه سال شاهنشاهي داشت. آنگاه به دست ضحاك (اژي‌دهاك) كشته شد. ضحاك نيز يك هزار سال فرمانروايي كرد تا زمان فريدون فرا رسيد. فريدون ضحاك را در كوه دماوند (به وسيلهء كاوه آهنگر) به زنجير كشيد و اين بند كردن واقع شد در نيمهء روز مهر ماه در مهر روز (شانزدهم مهر = مهر روز) و اين روز را مهرگان ناميدند و نوروز را جم (جمشيد) استوار كرد و مهرگان را آفريدون (فريدون) و نوروز دو هزار و پنجاه سال از مهرگان قديم‌تر است.

    بار ديني و باورهاي اساطيري: ‌نوروز ايراني جشن ويژهء اهورامزداست. نخستين روز هر ماه اورمزد نام دارد و هم روزي است كه آفرينش جهان در آن روز واقع شده و پس از بعث و رستاخيز مردگان و از ميان رفتن بدان و اهريمن و ديوان جهان نو مي‌شود. در اين روز جهان آفريده شد و انسان خلق گشت و مقدرات براي هر ماه و هر روز تقسيم شد. بخت و سرنوشت مردم تعيين گشت و مردم به حوادثي كه در اين روز روي دهد تفال زده و خوبي و بدي آن را پيشگويي مي‌كنند چنانچه از سبز كردن انواع غلات نوع غله‌اي را كه در آن سال محصول بيش‌تري مي‌داد پيشگويي مي‌كردند.

    از زمان ساسانيان جشن سال نو و نوروز در آغاز بهار برگزار مي‌شده است. همچنين سال به دو بخش تقسيم مي‌شد: آغاز تابستان (اول بهار) و آغاز زمستان (اول پاييز) كه جشن نوروز و جشن مهرگان هر دو با مراسمي تقريباً همسان رواج داشت.

    آثاري كه در تخت‌جمشيد به شكل حجاري باقي است و نمايندگان تابعهء ملل گوناگون را نمايش مي‌دهد كه تحف و هدايايي آورده و در انتظارند كه به ترتيب به حضور شاهنشاه رسند كه برگردان و رسمي از رسوم آييني نوروزي مي‌دانند.

    براي آغاز سال نو مردم شست‌وشو و غسل‌هاي ويژه و اعتراف به گناهان و_ طلب بخشش و آمرزش از دوستان و معاشران و خانه‌تكاني و نو كردن و سفره پهن كردن و مهماني دادن و سور برپا داشتن و به ياد مردگان بودن انجام مي‌دادند.

    مراسم و آدابي كه روزهاي پيش از جشن نوروز و مهرگان و روزهاي پس از آن انجام مي‌گرديد افروختن آتش براي راندن ارواح خبيثه و شياطين و نيز دود كردن اسفند و كندور و صمغ و گياهان ويژه براي استمرار سلامتي و تندرستي بوده‌اند.

    يكي از مراسم سال نو كه در آخرين روزهاي سال انجام مي‌شد يادكرد از مردگان و بزرگداشت ارواح درگذشتگان و اهداي نذور و صدقات و خيرات براي آنان است و بلافاصله در نخستين روز بهار مراسم سور و سرور و شادي و جشن آغاز مي‌شد.

    مراسم ميرنوروزي: ميرنوروزي عبارت از فردي عامي و از توده و عوام‌الناس بوده كه او را تحت شرايطي برگزيده و براي چند روز زمام امور شهري را به عهده‌اش مي‌سپردند و تفريح مي‌كردند. در ايام نوروز محض تفريح عمومي و خنده و بازي ميرنوروزي را بر تخت شاهي مي‌نشاندند و پس از انقضاي ايام جشن سلطنت او نيز پايان مي‌يافت.

    از دوران كهن يكي از آيين‌هاي نوروزي سبز كردن دانه‌ها و حبوبي است كه به ويژه زنان در ظروف گوناگوني به عمل آورده و روز سيزدهم نوروز و جشن بهاري دسته‌جمعي به بيرون شهر رفته و آن را به آب روان مي‌افكنند. اين سبزه‌ها گاه به گونهء هفت كه از اعداد مقدس است سبز مي‌شد. اقلامي كه از دانه‌ها سبز مي‌كردند عبارت بود از: گندم، جو، برنج، لوبيا، عدس، ارزن، نخود، كنجد، باقلا، كاجيله، ذرت و ماش. در سفره‌هاي هفت سين معمولاً سه ظرف سبزه به عنوان كنايه از سه اصل ديني: انديشهء نيك، گفتار نيك و كردار نيك قرار مي‌دادند كه اغلب گندم و جو و ارزن بود. امروزه نيز يكي از رسوم جشن سال نو در ايران سبز كردن سبزه در ظروف سفالي است كه در آغاز اعتدال بهاري انجام مي‌شود. چه‌بسا سبز كردن سبزه خود نمادي از تكرار آفرينش باشد و يادبود آفرينش ازلي و نخستين است. در جشن نوروز مردم به هم آب مي‌پاشيدند و اين سنت از آداب كهن ايراني است و در زمان ساسانيان معمول بوده است و هنوز در ميان ارمني‌ها و زرتشتي‌ها چنين رسمي باقي است.

    در قديم در هنگام نوروز و مهرگان نمايندگان ملل تابعه و وزيران و بزرگان كشوري و لشگري و نمايندگان اصناف و برزيگران و غيره هدايايي را طي تشريفات به حضور شاه پيشكش كرده و شاهنشاه خود در اين مراسم حضور مي‌يافت.

    روز نخست فروردين نوروز عامه يا نوروز كوچك است. روز ششم فروردين يا خرداد روز از ماه فروردين تولد زرتشت بوده و در آن روز بسا از حوادث بزرگ روي داده. در رساله‌اي از دوران ساساني موسوم به «روز خرداد - ماه فروردين» كه نوروز خاصه است آمده اغلب حوادث مهم ملي و ديني ايرانيان در چنين روزي روي داده است.

    مراسم نوروزي: هفت‌سين، خطبه‌خواني، بارعام و دادخواهي، اهداي هدايا و نوعي تاديهء مالياتي و ترتيب به حضور بار يافتن طبقات گوناگون و بسا امور ديگر بوده است كه كم و بيش در جشن مهرگان نيز انجام مي‌شده است.

    سفرهء هفت سين امروزي همان سفره‌اي بوده كه جهت ارواح درگذشتگان در هر خانه‌اي گسترده مي‌شد.

    يكي از اقلام عمدهء سفرهء هفت سين آب است، كنايه از آن‌كه سراسر سال آبسالي باشد و آب در سفرهء نوروزي چون ساير چيزها، نشانهء باروري و بركت مي‌باشد. تخم‌مرغ نيز در سفرهء نوروزي، نشان نطفه و نژاد است. آيينه و سمنو كه از جوانه‌هاي تازه رسيدهء گندم پخته مي‌شود، سنجد كه نشان عشق و دلدادگي و زايش و تولد است و ماهي كه نشان برج حوت =( ماهي) يا اسفند كه سپري شده و سيب كه ميوه‌اي است با راز و رمز عشق و زايش و انار كه ميوهء درختي مقدس است نزد ايرانيان و سكه‌هاي تازه‌ضرب كه نشان بركت و ثروت و دارندگي است و گل بيدمشك كه نمايشگر امشاسپند سپندارمذ و گل ويژهء اسفند ماه است و نارنج كه گوي مانند چون زمين است در ظرفي از آب و دانه‌هايي مقدس اسپند كه بخوري بسيار جالب توجه است و شمع و لاله و بسياري چيزهاي ديگر در سفرهء هفت‌سين از لوازم است. در اغلب نقاط و شهرهاي ايران، هفت‌سين با كم و بيش اختلافي مرسوم است. در سفرهء ويژه: يك ظرف كوچك سمنو، يك يا چند عدد سكهء نو ضرب، يك ظرف كوچك چيني يا بلور از سركه، چند دانه سير، ظرف كوچكي سنجد، مقداري سماق، ظرفي سيب و مقداري سبزه قرار دارد. به احتمال در زمان‌هاي گذشته به جاي هفت سين، هفت شين نيز در سفرهء نوروزي معمول بوده است مثل شهد، شير، شراب، شكر، شمع، شمشاد، شايه (تخم‌مرغ.)

    هفت سين به موجب شمارش هفت امشاسپندان (فرشتگان) در خوان نوروزي قرار مي‌گيرد.

    به طور كلي كسي كه وارد خانه مي‌شود بايد خوشقدم باشد و بگويد: صد سال به اين سال‌ها برسيد. در صورتي كه خود صاحبخانه خوشقدم باشد، بايد از در خانه بيرون برود و برگردد. هر كسي در اين روز شادي و خرمي بكند تا سال ديگر به او خوش خواهد گذشت.

    گردآوري: دكتر وحيد تاويلي

    !! نوشته شده توسط آزاد | 12:35 | شنبه یکم فروردین 1388 •

    کنسرت پژوهشی ساز چنگ

    رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی منطقه کرج (غرب استان تهران) از برپایی کنسرت پژوهشی ساز چنگ در کرج خبر داد.


    رحمان مخاطب  در کرج اظهار داشت: کنسرت پژوهشی ساز چنگ در زمینه بررسی شش هزار سال تاریخ چنگ در ایران از سوی استاد عبدالعلی باقری نژاد برگزار می شود.


    وی افزود: این کنسرت پژوهشی به مدت سه روز از 21 اسفندماه امسال در فرهنگسرای کوثر برگزار می شود و علاقمندان به این ساز می توانند در روز های یاد شده در این فرهنگسرا حضور بهم برسانند.


    این مسئول خاطرنشان کرد: باید با برپایی این کنسرت ها و نشست ها سازهای قدیمی و ایرانی را پاس داشت و زنده کرد.
     


    لينك خبر‌:


    http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=843033



    منبع : مهر
    !! نوشته شده توسط آزاد | 0:22 | شنبه هفدهم اسفند 1387 •

    شجريان، ساقي‌نامه را در تهران اجرا مي‌كند

    «محمدرضا شجريان» به همراه گروه شهناز« ساقي‌نامه» را در كنسرت تهران اجرا مي‌كند.


    مجيد درخشاني آهنگساز و نوازنده تار گروه شهناز گفت:به دنبال برنامه‌ريزي‌هاي صورت گرفته گروه قرار بود ارديبهشت ماه در تهران كنسرت خود را برگزار كند اما به خاطر تقارن با برخي اتفاقات اين اجرا به تيرماه موكول شد.
    وي در خصوص چگونگي اين اجرا افزود: اين كنسرت در دو بخش خواهد بود به طوري كه در بخش اول قطعاتي از ساخته‌هاي من را به همراه چند تصنيف از آقاي شجريان و همچنين چند قطعه از ساخته‌هاي اعضاي گروه در بيات اصفهان اجرا مي‌كنيم.
    اين نوازنده تار با اشاره به بخش دوم اين كنسرت بيان داشت: در قسمت دوم اين كنسرت «ساقي‌نامه» را كه استاد شجريان سال‌ها پيش در ماهور اجرا كرده بودند را در سه‌گاه مي نوازيم.
    وي ادامه داد: براي اين اجرا آقاي شجريان ساقي‌نامه را با همان ساختار قبلي در سه‌گاه تنظيم كرده‌اند و بنده نيز براي آن مقدمه نوشته‌ام و آن را در اين كنسرت در كنار چهار قطعه ديگر از جمله چهار مضراب از ساخته‌هاي شجريان و ضربي از ساخته‌هاي من را اجرا مي‌كنيم.
    اين نوازنده تار ادامه داد: در حال حاضر بخش اول را تمرين خواهيم
    درخشاني در خاتمه خاطرنشان كرد: بعد از اجرا در تهران قصد داريم در برخي شهرستان‌ها از جمله شيراز نيز كنسرت‌هايي را برگزار كنيم.


    !! نوشته شده توسط آزاد | 0:19 | شنبه هفدهم اسفند 1387 •

    اداره ارشاد و مرشد اعظم

    سلام

    بدون مقدمه نقطه سر خط.

    این روزها وقتی  نیست که تا رادیو یا تلویزیون ملی رو باز میکنی همینطور قطار موفقیت های دولت نهم

    در سایه تلاش مدیر یت مشعشع مدیران لایقش .از بغل گوشات یا جلو چشات زوزه کشان رژه نرن.

    در این میان خب نقش مدیران وزارت ارشاد هم کم از بقیه نیست چه بسا که در پاره ای موارد گوی

    سبقت از دیگر مدیران ربوده و یکه تاز میدان شده اند تا بر انبوه تشویقات افزوده و از مواهب برخوردار

    گردیده و از خوان کرم  گسترده از جیب مردم فربه تر گردند.یکی از مدارج ترقی نیز همین تفکیک روزهای

    حضور خانومها ببخشید خواهران از آقایون ..برادران در کلاسهای آموزشگا های موسیقی است.

    خب البته نظر بجا و کاری حکیمانه است چون موسیقی بالفعل حرام است و طرب انگیز و طرب نیز شهوت

    انگیز است و در محیط آکنده از طرب و شهوت حضور دو فرد متضاد که هیچ اراده و اختیاری از خود ندارند و

    چشم و گوش بسته اسیر امیال شهوانی اند جایز نیست بلکه اقوی انست که حرام است .اصلا این پسر 

    دخترا فقط دنبال جایی برای اطفای غریزه حیوانی اند پس چه جایی بهتر از آموزشگاها.اصلا کی گفته

    موسیقی یعنی عصاره فرهنگ هر ملتی؟چه کسی گفته ردیف های موسیقی ایرانی پلی است به سوی

    گذشته این مرزو بوم و روایت گر تاریخ و فرهنگ چند هزار ساله این کهن دیار است؟ مگه این سرزمین چند

     سالش است؟تا آنجا که از متون معتبر تاریخی بر میاد این سرزمین را گروهی عرب گم کرده راه که عازم

    حجاز بودند ولی راه ترکستان را در پیش گرفته بودند کشف کردند تازه بعد از این که گرفتار کولاک و

    یخبندان ارتفاعات کوه دماوند شدند فهمیدند اینجا حجاز نیست چون اینجا سرد است لکن حجاز گرم

    است.پس این سرزمین خیلی هم مسن  نیست شاید هزارو چهار صد سال نوری.

    کدام نادانی گفته باربدسیصد و شصت و پنج لحن ساخته بود برای سیصد و شصت و پنج روز سال

    .تازه هر لحن شامل قطعاتی برای ساعات مختلف روز بوده که تناسب با روحیات آدمی داشته

    باشه.؟گیریم که این خبر مجعول درست باشه خب که چی ساخته که ساخته.

    اصلا برای کی ساخته ؟برای قشر مستضعف که نساخته برای پادشاه ظالمی ساخته که آن نامه را پاره

    کرد.تازه خسرو پرویز تحت تاثیر مخرب موسیقی آن نامه فرستاده رسول خدا را پاره کرد.

    خب از تمام این قراین و شواهد واین صغرا کبرا چیدن ها نتیجه می گیریم

    ۱-از دیروز ساعات حضور برادران ایمانی از خواهران  جدا گردید (به کوری چشم دشمنان)

    ۲-از امروز هر آموزشگاه متخلفی که از قانون سرپیچی کند به شدت با آن بر خورد خواهد شد حتی اگر آن

    آموزشگاه نامش رودکی باشد و سابقه اش به بیست سال پیش برسد .هر چند سن دخترک متخلف نه

    سال باشد چه در شرع مقدس نه سال برای دختر سن تکلیف است و در صدر اسلام دختر نه ساله دیگر

    دخترک نبود بلکه کد بانویی باردار بود.شاید هم سوگلی زنان حرمسرا.......؟؟؟

    ۳-از فردا تمام مدرسان مجرد مرد فقط باید به مردان متاهل درس بدهند و حضور پسران مجرد نیز در کلاس

    آنها ممنوع است .

    ۴-از بعد از ظهر فردا حضور کلیه خواهران ایمانی و دختران کم ایمان و دخترکان سست ایمان و دخترکان لوند و بی ایمان در آموزشگاه ....دانشگاه...دبیرستان...راهنمایی..تا سوم ابتدایی ممنوع است.

    ۵-از پس فردا حضور پسرکان ترگل ورگل نیز در آموزشگاه ممنوع است چون امکان فساد هست.

    ۶-از فردای پس فردا دیگر هیچ کلاسی بطور خصوصی برگزار نمی گردد بلکه همه بایددر صفوف بهم فشرده وحدت کلمه را حفظ نموده در کلاس یک استاد حضور یابند .البته تعیین استاد با اداره ارشاد میباشد.

    راستی ظریفی گفت برای حل این قضیه راه کار جالبی بلدم گفتمش بوگو .گفت.................

    یا تمام خانوم ها از فردا به موسسات گریم مراجعه کرده ریش و سبیل کت و کلفتی برای خودشان دست

    و پا کنند و موهایشان رو هم افشان کنند و یک هیبت نتراشیده نخراشیده مردانه ای علم کنند تا هیچ

    مدرسی در آموزشگاه موسیقی که هچ حتی معاونت آموزشی دانشگاه زنجان یا جناب رسولی پیش

    نماز و مدرس قرآن در گورستان یا برادران آمران معروف و ناهی از  منکرات در سلول انفرادی بازداشتگاه یا

    جناب حاج آقا گلستانی در خلوت هم متعرض آنان نگردند . 

    یا این که تمام آقایون روم به دیوار روم به دیوار مثل برخی مردان دختر نما زیر ابرو برداشته گونه را سرخاب

    سفیداب بمالند تا جمله خبیثان دردان ناموس فرق مرد و زن ندانند و در صورت تعرض. خود بدست همین

    قلچماقان مورد تعرض واقع شوند.

    خلاصه دیدم عجب ماجرایی شده این داستان فوری گوشی را برداشته به برادر بازجوی دویم تلفنی گفتم

    آقا والله هفت قدم به حضرت عباس کل مردم ایران راضیند به بستن این اماکن  فاسده  باور ندارید رجوع

    کنید به تیتر نخست روزنامه برادر حسین بازجوی شماره یک  یهو خط رو خط شد و صدایی از اونور خط فکر

    کنم اونور آب بود که گفت مگه ریس جمهور در مصاحبه با سی ان ان نگفت ایران آزاد ترین کشور

    دنیاست؟/

    خوب شد بعد سی سال معنی آزادی رو هم فهمیدیم .گفتم آقا خواهش میکنم حرفای بودار نزنید که

    صدای کوران و پارازیت و .........آخیش  همه چی ختم به خیر شد.

     

    !! نوشته شده توسط آزاد | 1:0 | پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 •

    نواي تار كيوان ساكت در كازرون و شيراز

    كيوان ساكت نوازنده تار شنبه 17 اسفند در كازرون و شيراز به اجراي برنامه مي‌پردازد.


    كيوان ساكت گفت: به دنبال برگزاري مستر كلاس‌هايم در شهرهاي مختلف شنبه صبح در دانشگاه شيراز مستر كلاس‌ تار و سه تار را برگزار مي‌كنم و بعد از ظهر همان روز در كازرون براي اجراي برنامه به روي صحنه مي‌روم.
    وي ادامه داد: در اجراي كازرون پسرم نيز مرا براي نواختن قطعاتي از آلبوم‌هاي منتشر شده‌ام همراهي مي‌كند.
    اين آهنگساز در خاتمه خاطر نشان كرد: آخرين اجراي من در سال جاري در اروپا خواهد بود به طوري كه با گروه وزيري كوچك در دانمارك، سوئد و آلمان به روي صحنه خواهم رفت.


    !! نوشته شده توسط آزاد | 23:29 | چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 •

    دومين شب از کنسرت «شب‌هاي طلايي

    دومين شب از کنسرت «شب‌هاي طلايي» با اجراي متفاوت «گروه آوازي تهران» و دو هنرمند پيانيست آلماني در تالار وحدت سپري شد.



     کنسرت «شبهاي طلايي» که کار مشترک ايران و آلمان محسوب مي‌شود، شامگاه سه شنبه – سيزدهم اسفند ماه ـ با يک ساعت تاخير به دليل دير تمام شدن نمايش «شکار روباه» به کارگرداني علي رفيعي آغاز و با اجراي متفاوت «گروه آوازي تهران» به سرپرستي ميلاد عمرانلو ادامه يافت.



     اين گروه 17 نفره که در سال 84 به سرپرستي عمرانلو کار خود را آغاز کرده است، علاوه بر توجه به موسيقي آوازي و اجراي قطعات ارکسترال ، ايده‌هاي جديدي دارد، به طوريکه در اجراهاي اين گروه که در جشنواره امسال موسيقي فجر نيز در بخش کرال برگزيده شد، هريک از خوانندگان در نقش سازهاي مختلف ظاهر مي‌شود و افه‌هاي صوتي را توليد مي‌کند که اين نکته باعث متفاوت و جديد بودن اين اجرا براي تماشاگران مي‌شود.



     شب گذشته نيز اين گروه در اجراي موفق خود قطعات متعددي را از موسيقي کلاسيک غربي تا ايراني و موسيقي فولکلور ايراني اجرا کرد.



     در اين برنامه قطعاتي همچون «اورتور آرايشگر شهر سويل» با آهنگسازي «جاکومو روسيني»، «اورگان فوگ» از ساخته‌هاي باخ ، «آواز عاشقانه» با آهنگسازي لوريس چکناواريان ،«ديروز» ساخته مک کارتني لنن ، «پالاديو – قسمت اول» با آهنگسازي کارل جنکينز ، «سرگرم کننده» ساخته اسکات جاپلين، «کارناوال از سوئيت ليريک» ساخته علي اکبر قهرماني «زرد مليجه» ساخته ابوالسن صبا ، «ساري گلين» از آهنگ‌هاي آذري ، «درنه جان و عزيز جون» از آهنگ‌هاي محلي گيلکي ، «پرواز زنبور عسل» از ساخته‌هاي ريمسکي کرساکف و «رقص شمشير از سوئيت گايانه» از ساخته‌هاي آرام ايليچ خاچاطوريان را اجرا کردند.



     البته اجراي شب گذشته اين گروه در حالي سپري شد که سيستم‌هاي صوتي تالار وحدت چند بار دچار مشکل شد. به طوريکه گروه اجرايي در شروع دو قطعه، به علت قطع وجود صداي بلند سيستم‌هاي صوتي مجبور به مکث شد.



    در اجراي يکي از قطعات اين گروه نيز صداي ميکروفون‌هاي گروه فيلمبرداري به قدري بلند بود که مجددا گروه براي کوتاه شدن اين صدا اجراي خود را متوقف کرد. اما با تمام مشکلات، اجراي گروه با استقبال تماشاگران همراه بود و با وجود فرصت محدود اجرايي و تاخير به وجود آمده، گروه آوازي تهران براي بارديگر يک قطعه متفاوت و ترکيبي را اجرا کردند. با اتمام اين اجرا، گروه دو نفره‌ي آلماني شامل «استفان وه» و «مارسل دورن» به سالن آمدند.



    اين دو هنرمند آلماني که از سال 1996 با يکديگر آشنا شده و کار مي‌کنند، گروه معتبر «پيانو تيمنت» را، راه‌اندازي کرده‌اند و در اجراهاي خود با چهار دست بر روي يک پيانو و به شکلي نمايشي، نوازندگي مي‌کنند.



    شب گذشته نيز در دومين شب از اجراي اين دو هنرمند در کنسرت «شبهاي طلايي» اجرايي متفاوت براي دوستداران پيانو حاصل شد. اجراي آنها بعد از خير مقدمشان به حاضران و اظهار خشنودي از حضور در ايران براي اجراي کنسرت، در فضايي تاريک که با يک چراغ مطالعه روشن شده بود، آغاز شد و تصوير نزديک آن در تلويزيون مداربسته‌اي پخش شد.



    آنها ابتدا هريک با يکي از دستانشان که با دستکشي سفيد پوشيده شده بود، نواختن را آغاز کردند و در ادامه دستهاي ديگر آنها با دست‌کش‌هاي قرمز و سبز، اجرا را ادامه داد.



     اجراي اين دو هنرمند علاوه بر نوازندگي، نوعي تئاتر نيز محسوب مي‌شد. چه بسا که آنها خودشان معتقد بودند که اين تنها يک پيانو نيست و با اجراي متفاوت آنها و ايده‌هاي جديدي که داشتند کاري نمايشي را به تماشا مي‌گذارند.



    «استفان وه» و «مارسل دورن» که در ابتداي هر يک از قطعات، توضيحاتي به مخاطبان مي‌دادند، قطعاتي همچون «پرواز زنبور عسل» از ساخته‌هاي ريمسکي کرساکف، «هري آهکي» از ساخته‌هاي آنتون کاراس، «سزارداس» با آهنگسازي ويتوريو مونتي ،«بازي تنيس» از ساخته‌هاي خودشان،«لحظه‌هاي کودکي » با آهنگسازي روبرت شومان ، «آستورياس» از ساخته‌هاي ايزاک آلبينز، «پالاديو» از ساخته‌هاي کارل جنکينز، «هومورسک» از ساخته‌هاي آنتونين دورژاک ، «چمنزار» و «سيمپسون‌ها» از ساخته‌هاي خودشان را اجرا کردند.



     آنها در هر قطعه از ابزار کمکي ديگري مثل جعبه موسيقي، تنيس و... بهره مي‌گرفتند و آن را با صداي پيانو ترکيب مي‌کردند.



     حتي در اين اجرا، آنها در پيانو را برداشته و در برخي از قطعات، يکي از آنها نوازندگي مي‌کرد و ديگري صداي سيم‌هاي پيانو را به شکلي ملوديک به صدا درمي‌آورد.



     به گزارش ايسنا، آخرين و سومين شب از اجراي اين کنسرت، امشب با نوازندگي ويلن علي جعفري پويان و محمدرضا ظريف و اجراي دوباره اين دو هنرمند آلماني در تالار وحدت برپا مي‌شود.


     


    لينك خبر‌:


    http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1300059

    !! نوشته شده توسط آزاد | 23:28 | چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 •

    به نام اهورا مزدا



    [اهنود گات هات ۳۱ـ بند ۱۱ , ]




    كورش تو ببین بی سر و سامانی ایران
    بدبختی ایران و پریشانی ایران
    از قبر برون آی و ببین ذلت ما را
    این ذلت ایرانی و ویرانی ایران
    آوخ که لحد ، جای تو شد تا بقیامت!
    رفتی و ندیدی تو پریشانی ایران :
    بگرفته دلم سخت زاوضاع کنونی
    بیچارگی و محنت و حیرانی ایران

                                                            سر بلندباشیدو سر افراز در پناه اهورا مزدا.

    نوشته شده توسط مهرداد راستی در  پنجشنبه 14 شهریور 1387 و ساعت 05:09 ق.ظ
    ویرایش شده در پنجشنبه 14 شهریور 1387 و ساعت 06:09 ق.ظ

    نقل از وبلاگ  اشو زرتشت

    !! نوشته شده توسط آزاد | 10:20 | جمعه دوم اسفند 1387 •

    آرش کمانگیر

    آرش کمانگیر برف می بارد برف می بارد به روی خار و خاراسنگ کوهها خاموش دره ها دلتنگ راه ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ بر نمی شد گر ز بام کلبه ها دودی یا که سوسوی چراغی گر پیامی مان نمی آورد رد پا ها گر نمی افتاد روی جاده های لغزان ما چه می کردیم در کولاک دل آشفته دمسرد ؟ آنک آنک کلبه ای روشن روی تپه روبروی من در گشودندم مهربانی ها نمودندم زود دانستم که دور از داستان خشم برف و سوز در کنار شعله آتش قصه می گوید برای بچه های خود عمو نوروز گفته بودم زندگی زیباست گفته و ناگفته ای بس نکته ها کاینجاست آسمان باز آفتاب زر باغهای گل دشت های بی در و پیکر سر برون آوردن گل از درون برف تاب نرم رقص ماهی در بلور آب بوی خاک عطر باران خورده در کهسار خواب گندمزارها در چشمه مهتاب آمدن رفتن دویدن عشق ورزیدن در غم انسان نشستن پا به پای شادمانی های مردم پای کوبیدن کار کردن کار کردن آرمیدن چشم انداز بیابانهای خشک و تشنه را دیدن جرعه هایی از سبوی تازه آب پاک نوشیدن گوسفندان را سحرگاهان به سوی کوه راندن همنفس با بلبلان کوهی آواره خواندن در تله افتاده آهوبچگان را شیر دادن نیمروز خستگی را در پناه دره ماندن گاه گاهی زیر سقف این سفالین بامهای مه گرفته قصه های در هم غم را ز نم نم های باران شنیدن بی تکان گهواره رنگین کمان را در کنار بان ددین یا شب برفی پیش آتش ها نشستن دل به رویاهای دامنگیر و گرم شعله بستن آری آری زندگی زیباست زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست پیر مرد آرام و با لبخند کنده ای در کوره افسرده جان افکند چشم هایش در سیاهی های کومه جست و جو می کرد زیر لب آهسته با خود گفتگو می کرد زندگی را شعله باید برفروزنده شعله ها را هیمه سوزنده جنگلی هستی تو ای انسان جنگل ای روییده آزاده بی دریغ افکنده روی کوهها دامن آشیان ها بر سر انگشتان تو جاوید چشمهها در سایبان های تو جوشنده آفتاب و باد و باران بر سرت افشان جان تو خدمتگر آتش سر بلند و سبز باش ای جنگل انسان زندگانی شعله می خواهد صدا سر داد عمو نوروز شعله ها را هیمه باید روشنی افروز کودکانم داستان ما ز آرش بود او به جان خدمتگزار باغ آتش بود روزگاری بود روزگار تلخ و تاری بود بخت ما چون روی بدخواهان ما تیره دشمنان بر جان ما چیره شهر سیلی خورده هذیان داشت بر زبان بس داستانهای پریشان داشت زندگی سرد و سیه چون سنگ روز بدنامی روزگار ننگ غیرت اندر بندهای بندگی پیچان عشق در بیماری دلمردگی بیجان فصل ها فصل زمستان شد صحنه گلگشت ها گم شد نشستن در شبستان شد در شبستان های خاموشی می تراوید از گل اندیشه ها عطر فراموشی ترس بود و بالهای مرگ کس نمی جنبید چون بر شاخه برگ از برگ سنگر آزادگان خاموش خیمه گاه دشمنان پر جوش مرزهای ملک همچو سر حدات دامنگستر اندیشه بی سامان برجهای شهر همچو باروهای دل بشکسته و ویران دشمنان بگذشته از سر حد و از بارو هیچ سینه کینهای در بر نمی اندوخت هیچ دل مهری نمی ورزید هیچ کس دستی به سوی کس نمی آورد هیچ کس در روی دیگر کس نمی خندید باغهای آرزو بی برگ آسمان اشک ها پر بار گر مرو آزادگان دربند روسپی نامردان در کار انجمن ها کرد دشمن رایزن ها گرد هم آورد دشمن تا به تدبیری که در ناپاک دل دارند هم به دست ما شکست ما بر اندیشند نازک اندیشانشان بی شرم که مباداشان دگر روزبهی در چشم یافتند آخر فسونی را که می جستند چشم ها با وحشتی در چشمخانه هر طرف را جست و جو می کرد وین خبر را هر دهانی زیر گوشی بازگو می کرد آخرین فرمان آخرین تحقیر مرز را پرواز تیری می دهد سامان گر به نزدیکی فرود اید خانه هامان تنگ آرزومان کور ور بپرد دور تا کجا ؟ تا چند ؟ آه کو بازوی پولادین و کو سر پنجه ایمان ؟ هر دهانی این خبر را بازگو می کرد چشم ها بی گفت و گویی هر طرف را جست و جو می کرد پیر مرد اندوهگین دستی به دیگر دست می سایید از میان دره های دور گرگی خسته می نالید برف روی برف می بارید باد بالش را به پشت شیشه می مالید صبح می آمد پیر مرد آرام کرد آغاز پیش روی لشکر دشمن سپاه دوست دشت نه دریایی از سرباز آسمان الماس اخترهای خود را داده بود از دست بی نفس می شد سیاهی دردهان صبح باد پر می ریخت روی دشت باز دامن البرز لشکر ایرانیان در اضطرابی سخت درد آور دو دو و سه سه به پچ پچ گرد یکدیگر کودکان بر بام دختران بنشسته بر روزن مادران غمگین کنار در کم کمک در اوج آمد پچ پچ خفته خلق چون بحری بر آشفته به جوش آمد خروشان شد به موج افتاد برش بگرفت وم ردی چون صدف از سینه بیرون داد منم آرش چنین آغاز کرد آن مرد با دشمن منم آرش سپاهی مردی آزاده به تنها تیر ترکش آزمون تلختان را اینک آماده مجوییدم نسب فرزند رنج و کار گریزان چون شهاب از شب چو صبح آماده دیدار مبارک باد آن جامه که اندر رزم پوشندش گوارا باد آن باده که اندر فتح نوشندش شما را باده و جامه گوارا و مبارک باد دلم را در میان دست می گیرم و می افشارمش در چنگ دل این جام پر از کین پر از خون را دل این بی تاب خشم آهنگ که تا نوشم به نام فتحتان در بزم که تا کوبم به جام قلبتان در رزم که جام کینه از سنگ است به بزم ما و رزم ما سبو و سنگ را جنگ است در این پیکار در این کار دل خلقی است در مشتم امید مردمی خاموش هم پشتم کمان کهکشان در دست کمانداری کمانگیرم شهاب تیزرو تیرم ستیغ سر بلند کوه ماوایم به چشم آفتاب تازه رس جایم مرا نیر است آتش پر مرا باد است فرمانبر و لیکن چاره را امروز زور و پهلوانی نیست رهایی با تن پولاد و نیروی جوانی نیست در این میدان بر این پیکان هستی سوز سامان ساز پری از جان بباید تا فرو ننشیند از پرواز پس آنگه سر به سوی آٍمان بر کرد به آهنگی دگر گفتار دیگر کرد درود ای واپسین صبح ای سحر بدرود که با آرش ترا این آخرین دیداد خواهد بود به صبح راستین سوگند بهپنهان آفتاب مهربار پاک بین سوگند که آرش جان خود در تیر خواهد کرد پس آنگه بی درنگی خواهدش افکند زمین می داند این را آسمان ها نیز که تن بی عیب و جان پاک است نه نیرنگی به کار من نه افسونی نه ترسی در سرم نه در دلم باک است درنگ آورد و یک دم شد به لب خاموش نفس در سینه های بی تاب می زد جوش ز پیشم مرگ نقابی سهمگین بر چهره می اید به هر گام هراس افکن مرا با دیده خونبار می پاید به بال کرکسان گرد سرم پرواز می گیرد به راهم می نشیند راه می بندد به رویم سرد می خندد به کوه و دره می ریزد طنین زهرخندش را و بازش باز میگیرد دلم از مرگ بیزار است که مرگ اهرمن خو آدمی خوار است ولی آن دم که ز اندوهان روان زندگی تار است ولی آن دم که نیکی و بدی را گاه پیکاراست فرو رفتن به کام مرگ شیرین است همان بایسته آزادگی این است هزاران چشم گویا و لب خاموش مرا پیک امید خویش می داند هزاران دست لرزان و دل پر جوش گهی می گیردم گه پیش می راند پیش می ایم دل و جان را به زیور های انسانی می آرایم به نیرویی که دارد زندگی در چشم و در لبخند نقاب از چهره ترس آفرین مرگ خواهم کند نیایش را دو زانو بر زمین بنهاد به سوی قله ها دستان ز هم بگشاد برآ ای آفتاب ای توشه امید برآ ای خوشه خورشید تو جوشان چشمه ای من تشنه ای بی تاب برآ سر ریز کن تا جان شود سیراب چو پا در کام مرگی تند خو دارم چو در دل جنگ با اهریمنی پرخاش جو دارم به موج روشنایی شست و شو خواهم ز گلبرگ تو ای زرینه گل من رنگ و بو خواهم شما ای قله های سرکش خاموش که پیشانی به تندرهای سهم انگیز می سایید که بر ایوان شب دارید چشم انداز رویایی که سیمین پایه های روز زرین را به روی شانه می کوبید که ابر ‌آتشین را در پناه خویش می گیرید غرور و سربلندی هم شما را باد امدیم را برافرازید چو پرچم ها که از باد سحرگاهان به سر دارید غرورم را نگه دارید به سان آن پلنگانی که در کوه و کمر دارید زمین خاموش بود و آسمان خاموش تو گویی این جهان را بود با گفتار آرش گوش به یال کوه ها لغزید کم کم پنجه خورشید هزاران نیزه زرین به چشم آسمان پاشید نظر افکند آرش سوی شهر آرام کودکان بر بام دختران بنشسته بر روزن مادران غمگین کنار در مردها در راه سرود بی کلامی با غمی جانکاه ز چشمان برهمی شد با نسیم صبحدم همراه کدامین نغمه می ریزد کدام آهنگ ایا می تواند ساخت طنین گام های استواری را که سوی نیستی مردانه می رفتند ؟ طنین گامهایی را که آگاهانه می رفتند ؟ دشمنانش در سکوتی ریشخند آمیز راه وا کردند کودکان از بامها او را صدا کردند مادران او را دعا کردند پیر مردان چشم گرداندند دختران بفشرده گردن بندها در مشت همره او قدرت عشق و وفا کردند آرش اما همچنان خاموش از شکاف دامن البرز بالا رفت وز پی او پرده های اشک پی در پی فرود آمد بست یک دم چشم هایش را عمو نوروز خنده بر لب غرقه در رویا کودکان با دیدگان خسته وپی جو در شگفت از پهلوانی ها شعله های کوره در پرواز باد غوغا شامگاهان راه جویانی که می جستند آرش را به روی قله ها پی گیر باز گردیدند بی نشان از پیکر آرش با کمان و ترکشی بی تیر آری آری جان خود در تیر کرد آرش کار صد ها صد هزاران تیغه شمشیر کرد آرش تیر آرش را سوارانی که می راندند بر جیحون به دیگر نیمروزی از پی آن روز نشسته بر تناور ساق گردویی فرو دیدند و آنجا را از آن پس مرز ایرانشهر و توران بازنامیدند آفتاب درگریز بی شتاب خویش سالها بر بام دنیا پاکشان سر زد ماهتاب بی نصیب از شبروی هایش همه خاموش در دل هر کوی و هر برزن سر به هر ایوان و هر در زد آفتاب و ماه را در گشت سالها بگذشت سالها و باز در تمام پهنه البرز وین سراسر قله مغموم و خاموشی که می بینید وندرون دره های برف آلودی که می دانید رهگذرهایی که شب در راه می مانند نام آرش را پیاپی در دل کهسار می خوانند و نیاز خویش می خواهند با دهان سنگهای کوه آرش می دهد پاسخ می کندشان از فراز و از نشیب جادهها آگاه می دهد امید می نماید راه در برون کلبه می بارد برف می بارد به روی خار و خارا سنگ کوه ها خاموش دره ها دلتنگ راهها چشم انتظاری کاروانی با صدای زنگ کودکان دیری است در خوابند در خوابست عمو نوروز می گذارم کنده ای هیزم در آتشدان شعله بالا می رود پر سوز شنبه 23 اسفند 1337 زنده یاد سیاووش کسرایی
    !! نوشته شده توسط آزاد | 0:0 | پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 •

    پيشنهاد شجريان براي برگزاري جشنواره سازهاي ابداعي

    در جلسه شوراي عالي خانه موسيقي، محمدرضا شجريان رئيس اين شورا، برگزاري جشنواره‌اي براي معرفي سازهاي ابداعي را پيشنهاد كرد.


    در جلسه شوراي عالي خانه موسيقي كه با حضور اعضاي شورا برگزار شد، محمدرضا شجريان، رئيس اين شورا با پيشنهاد برگزاري جشنواره‌اي براي معرفي سازهاي ابداعي گفت: براي حمايت از نوآوري و فعاليت در زمينه‌هاي تحقيقاتي و پژوهشي، خانه موسيقي مي‌تواند جشنواره‌اي براي سازهاي جديد و ابداعي برگزار كند.
    وي با اشاره به چگونگي برگزاري اين جشنواره ادامه داد: در اين جشنواره مي‌توانيم به تلاش‌هايي كه در سال‌هاي اخير براي بهبود بكارگيري سازها و رفع نواقص آنها در تكنوازي و به خصوص گروه نوازي شده، حمايت كنيم.


    * لزوم تشكيل دفتري براي مصوبات شوراي عالي
    --------------------------------------------------------
    در ادامه اين جلسه كامبيز روشن روان، دبير شوراي عالي خانه موسيقي با تاكيد بر لزوم تشكيل دفتري براي پيگيري مصوبات شوراي عالي گفت: ما بايد دفتري در خانه موسيقي تشكيل دهيم تا مصوبات شوراي عالي خانه موسيقي را مورد بررسي و پيگيري قرار دهد. ضمن اينكه بايد از سوي شوراي عالي خانه موسيقي فردي را به عنوان نماينده شورا مسئول اين دفتر و پيگيري هاي مصوبات شورا كنيم تا مصوبات را به اجرا درآوريم.


    *خانه هنرمندان در اختيار موزيسين‌ها قرار مي‌گيرد
    ------------------------------------------------------------
    محمد سرير مديرعامل خانه موسيقي گفت: ما با مسئولين سالن‌هاي سطح تهران مذاكره كرديم تا فضاهايي را در اختيار خانه قرار دهند. به اين ترتيب اعضاي كانون‌ها مي‌توانند فعاليت‌هايي از قبيل گردهمايي، نشست هاي پژوهشي، كنسرت‌هاي كوچك و يا كارگاه‌هاي آموزشي داشته باشند.
    يكي از اين سالن‌ها سالن اجتماعات خانه هنرمندان است كه قرار است هر ماه دو شب در اختيار خانه قرار گيرد.


    *ظريف خواستار رسيدگي به وضعيت هنرستانهاي موسيقي شد
    -------------------------------------------------------------------------------
    هوشنگ ظريف يكي از اعضاي شوراي عالي خانه موسيقي در اين جلسه گفت: من از وضعيت هنرستان‌هاي موسيقي ناراضي‌ام و از شورا مي‌خواهم به وضعيت آنها رسيدگي شود.
    وي ادامه داد: معلمان از وضعيت هنرستان‌هاي موسيقي ابراز نارضايتي مي‌كنند. ضمن اين كه نزديك به 5 ماه است حق‌الزحمه خود را دريافت نكرده‌اند. به نظرم شورا بايد اهميت و جايگاه معلمان در اين حوزه را مورد توجه قرار دهد تا معلمان هنرستان‌ها نيز به كار و فعاليت دلگرم‌تر باشند


    لينك خبر‌:


    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8711120448



    منبع : فارس
    !! نوشته شده توسط آزاد | 0:38 | یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 •

    بزرگان هنر مهمان آخرين شب كنسرت عليزاده و درويشي

    آخرين شب از كنسرت مشترك حسين عليزاده و محمدرضا درويشي با حضور جمعي از هنرمندان و اهالي موسيقي در تالار بزرگ كشور برگزار شد.


    در آخرين اجراي مشترك اركستر سمفونيك ناسيونال اكراين با حسين عليزاده و محمدرضا درويشي ـ شامگاه گذشته ـ هنرمنداني چون شهرام ناظري، همايون و محمدرضا شجريان، داريوش طلايي، داود گنجه‌اي، سالار عقيلي، هادي منتظري، محمدرضا اصلاني، سعيد پورصميمي، ليلي گلستان، پيمان يزدانيان، مجيد انتظامي و ... حضور داشتند.


    در بخش نخست اين كنسرت سوئيت سمفوني «كليدر» در هشت بخش و در بخش دوم قطعاتي همچون «شيشه رنگي» ساخته هوشيار خيام، «عصيان»، «ني‌نوا» و «تركمن» ساخته‌ي حسين عليزاده با تك‌نوازي هوشيار خيام، پاشا هنجني، وفا مصباحي، بهداد بابايي، مسعود شعاري و حسين عليزاده با رهبري ولاديمير سيرنكو و همراهي اركستر سمفونيك ناسيونال اوكراين اجرا شد.


    لينك خبر:


    http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1261399



    منبع : ايسنا
    !! نوشته شده توسط آزاد | 0:37 | یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 •

    تور موسيقي كيوان ساكت در اروپا برگزار مي‌شود

    كيوان ساكت از برگزاري تور موسيقايي خود در كشورهاي اروپايي خبر داد.


    كيوان ساكت آهنگساز و نوازنده تار  گفت: در اين تور كه اواسط اسفندماه برگزار مي‌شود به همراه بخشي از گروه وزيري به اجرا خواهيم پرداخت.
    وي ادامه داد: در اين كنسرت‌ها كه در كشورهاي اروپايي چون آلمان، دانمارك، سوئد و .... برگزار خواهد شد گزيده‌اي از آثار سالهاي اخيرم را به صحنه خواهيم برد.
    اين نوازنده تار با اشاره به ديگر برنامه‌هاي خود بيان داشت: طي سفري كه به كرمان داشتم فعاليت‌هاي اركستر كرمان را دوباره آغاز كردم به طوري كه اين اركستر وارد مرحله ديگري از كار خود شدند.
    ساكت در خاتمه خاطر نشان كرد: هم اكنون مشغول جمع‌آوري آلبومي بر اساس اشعار فردوسي هستم.


     


    لينك خبر‌:


    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8709110721



    منبع : فارس
    !! نوشته شده توسط آزاد | 0:36 | یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 •

    محمد خاتمی ... حالت چطوره؟

    سلام آقا محمد با ارادت
    و عرض احترام از روی عادت

    به رسم خوب ایام رفاقت
    نوشتم نامه تا گیرم سراغت

    نوشتم نامه ای با عشق و امید
    اگر خطم بده لطفاً ببخشید

    گمانم برده ای مارا ز یادت؟
    منم ... «کبلا مرادو» از ولایت

    چه ایام خوشی با هم سپردیم
    چه بحث و گفتمان‌هایی که کردیم ...

    حدوداً دوم خرداد بودا ...
    دل مردم ز غم آزاد بودا ...

    مث برق و مث توفان گذشت‌ها ...
    به یادت هست که؟ هفتاد و هشت‌ها ...

    کجایی مشتی؟ اینجا جات خالی‌ست
    بدون تو ، تو ده صلح و صفا نیست

    به این شدت که نه ... اما خدایی
    محمد خاتمی! ... جداً کجایی؟

    تو یاهو وقتی on هستم که نیستی
    کلوب و سیصدوشصتم که نیستی ...

    نه اخبار و نه بیست و سی میایی
    هنوز چپ می‌زنی؟ یا با اونایی؟

    دل مردم براتان تنگه تنگه ...
    «حتی خاطرات تلختم واسه ما ... خیلی قشنگه!»

    (زیادی شد اگر این مصرع فوق ولیکن
    شد پر از احساس و از ذوق! (با تشکر از گروه سون)

    همه اینجا سلامی می‌رسانند
    اگرچه اکثراً چندی‌ست خوابند

    ولی شکر خدا این کدخدائه
    می‌گن قلبش طلاس ... دستش شفائه ...

    اصن دست روی هر چی که می‌ذاره
    طلا می‌شه ... سه سوت! ردخور نداره

    خدا مرگم بده ...كافر شدم باز
    چرا این‌گونه شد این نامه آغاز؟

    به قول شاعر رند نظرباز(؟!)
    بدون نام او کی نامه شد باز؟

    «به نام حضرت باری تعالی»
    ( بدین صورت شروع شد نامه ... حالا!)

    محمد خاتمی ... حالت چطوره؟
    بگو دانم که احوالت چطوره؟

    هنوز کیفیت به کوکه ... شاده جونت؟
    هنوز سبزه سرت؟ سرخه زبونت؟

    دماغت چاقه؟ اوضات خوبه سید؟
    هنوز جنس عبات مرغوبه سید؟

    هنوز هم بی‌جهت می‌خندی یا نه؟
    به نافت گفتمان می‌بندی یا نه؟

    (در صورت حذف بیت زیر جایگزین شود لطفاً)

    هنوز دل به همه می‌بندی یا نه؟
    به ریش جامعه می‌خندی یا نه؟

    هنوزم طالب اصلاح هستی؟
    به قول کدخدا ... گمراه هستی؟

    اگر از حال ماها هم بخواهی
    سلامت ... شادمانی ... روبه راهی

    تمام مردم ده خوب خوبند
    زنان مثل قدیم ... در رفت و روبند

    و مردان مثل سابق گرم کارند
    نه معتادند و نه دیگر خمارند ...

    جوونای ده پایین و بالا ...
    همه دنبال تحصیلن به مولا!

    نه ماهواره نه علافی ... نه هیزی ...
    نه کوکائین ... نه شیشه ... نه مریضی

    از اون روزی که رفتی از ده ما
    از این رو شد به اون رو کل اوضا(ع)

    خلاصه از جلو ... پایین و بالا
    به ما خوب می‌رسن ... الحمدللا

    كريم اوقلي که گاوش شیر می‌داد!
    همون که سهم آب و دیر می‌داد ...

    درست شد وام تعمیرات خونه‌اش ...
    جواد هم زن گرفته نوش جونش!

    خودت دیدی که ده چی بود ... چی شد
    زن اوستا غلام هم ساکشنی شد!

    می‌گن جراحی کرد هفتاد و نه بار ...
    حالا باید ببینيش ... روم به دیوار!

    پس از یک دوره فعل و انفعالات ...
    هزار الله اکبر ... از کمالات!

    همه خوشحال و شاديم و غمي نيست
    دگر بحث حضور خاتمي چيست؟

    تمام گاوها ... گوساله‌ها خوب
    عموها ... عمه‌ها و خاله‌ها خوب

    مراتع سبز ... شالی‌ها به سامان
    هوا عالی ... بهاری ... ناز ... مامان!

    می‌گم راستی رضاتون چونه؟ سید؟
    هنوزم درسشو می‌خونه سید؟

    می‌خواست دکتر بشه از اون قدیما؟
    تهش شد یا که زایید زیر درسا؟

    نوشتی توی آن دستخط پیشی
    می‌خواد دکتر شه ... می‌گفتی: «نمی‌شی!»

    یه دانشگاه زده آکسفورد اینجا
    که مدرک می‌ده مفتی ... ده تا ده تا!

    به زیرک‌ها ... به دانشجوی باهوش ...
    مگه کردان نیومد؟ خوب اونم روش!

    رفیقت بود که یک ذره تپل بود ...
    مشاور بود اگرچه، عقل کل بود!

    دماغش چاقه؟ فوله گیگا بایتش؟
    هنوز چیز می‌نویسه توی سایتش؟

    فرامرز بچه مش اصغرآقا
    براش کامنت می‌ذاره ... روزی صدتا

    آخه پهنای باند ما زیاده ...
    یه جورایی سر شیرش گشاده

    خدا قوت بگو به این رئیسا ...
    چه حالی داد به این وب‌لاگ نویسا ...

    پروکسی و مروکسی ما نداریم
    صدا داریم ولی سیما نداریم!

    همه چی اینورا آزاد و مفته
    اینو بی‌بی توی اخبار شنفته

    رسیور این طرف‌ها هم حلاله
    arab sat این وری ... سمت شماله!

    می‌گن ارزونی بی‌سابقه است این
    انیشتینه؟ خدایا! نابغه است این؟

    اصن دنیا به یک هو زیر و رو شد
    شنیدی بوش چطور بی‌آبرو شد؟

    شنیدی چیزی از طرحای تازه؟
    (قلندر خوابه و شب هم درازه؟)

    جلو قاچاق خشخاشو گرفتن
    شنیدی کل اوباشو گرفتن؟

    خدا خیرش بده ما که رضاییم
    نباشه، دسته جمعی کله پاییم

    ز وضع قوت گر خواهی بدانی
    پریم تا خرخره از شادمانی

    اگر یک دو نفر هم شکوه دارند
    از آن مزدورهای جیره خوارند

    ملالی نیست اینجا طبق آمار
    به جز دوری تو آن هم نه بسیار ...

    برنج و نان و گندم هست کافی
    می‌گم راستی توهم با قالیبافی؟!

    ببینم توی دوری از ریاست ...
    خبرهایی شنیدی از سیاست؟

    شنیدی گنجی و آزاد کردن؟
    به شدت مردم و ارشاد کردن؟

    شنیدی توی دانشگاه زنجان ...
    شنیدی چیزی از الهام و کردان؟

    شنیدی برج میلاد و فروختن؟
    شنیدی می‌شه چند تایی گرفت زن؟

    خلاصه وضع ما که بی‌مثال است
    گرانی؟ چی؟ تورم؟ نه ... محال است

    «برنج آنجا کیلویی خون باباست؟»
    برو سید، اینم از اون جواباست

    برنج اینجا نهایت صد تومان است
    مرامی، بهترین جای جهان است

    خیار و سیب‌زمینی مفت مفت است
    همان‌طوری که در آمار گفته است ...

    تورم یک دو در صد «رشد» کرده ...
    گرانی سوی مردم «پشت» کرده ...

    تساهل معنی تازه گرفته ...
    نمونه‌اش قافیه در مصرع فوق!!

    تمام شد جیره کاغذ ولیکن
    حکایت همچنان باقی‌ست عمراً

    خلاصه می‌کنم ای خاتمی جان
    ببین من چه خوشم: «آخ جانمی جان!!»

    همه خوشحال و شادیم و غمی نیست
    نیازی به حضور خاتمی نیست

    به جان تو خوشیم بسیار سید!
    حالا می‌خوای بیای چی کار سید؟

    برو هر جا که حال کردی سفر کن
    اصولاً فکر ده از سر به در کن ...

    برو ایتالیا ... قسطنطنیه
    ولایت را دودر کن کی به کیه؟

    فقط رفتی اگر از این بیابان
    سلامم را رسان لطفاً به باران ...

    در آخر این تو و این وضع ایران ...
    حالا می‌خوای بیا ... می‌خوای بپیچان!
    !! نوشته شده توسط آزاد | 20:43 | دوشنبه هفتم بهمن 1387 •

    عادل فردوسي پور

     

     عادل فردوسي پور

    حمايتت مي كنيم

     

    محل جمع اوری امضا برای حمایت از عادل فردوسی پور

    برای دیدن در سایز اصلی روی آن کلیک کنید

    برای دیدن در سایز اصلی روی آن کلیک کنید



    !! نوشته شده توسط آزاد | 19:18 | دوشنبه هفتم بهمن 1387 •

    کاش موسیقی هم برنامه نود داشت


    مقدمه(طولانی تر از متن اصلی!!) :
           به احتمال زیاد برنامه نود را دیشب مشاهده کردید. اگر سری به سایتها و وبلاگها زده باشید از مدتها قبل و از لحظه  شروع برنامه و بلافاصله بعد و از آن تا کنون مطالب زیادی درباره آن نوشته اند.برنامه دیشب یک برنامه استثنایی و تاریخی در مدت بیش از ده سال پخش این برنامه بود . نود تنها برنامه آزاد اندیش تلویزیون به یمن وجود شخصی به نام  عادل فردوسی پور نماد عدالت و شجاعت است . اما عادل دیشب  در رسانه غیر ملی ، نخندید و زیاد صحبت نکرد و جمله " بسیار خوشحال هستیم که باز هم با برنامه نود در خدمت شماییم" را نگفت . این بار بنا به مصلحت نالایقان مسئول ، صدای عدالت را ساکت کرده بودند . جوان پاک و با صداقتی که حضورش در صدا و سیمای انحصاری یک اتفاق بوده است این بار سراسر مدت  برنامه را بغض کرده اجرا کرد و این بغض را به قلب میلیونها طرفدارش انتقال داد .  بدون شک  شخصی همانند او  در این رسانه ناپاک ، دلیرتر و متهورتر نیست .  اما عادل دیشب غمگین و افسرده برنامه را به سرعت تمام کرد و رفت و گفت : "اگر عمری باقی باشه و بشه روی این صندلی از حق و حقانیت دفاع کرد، هفته‌ی آینده هم در خدمتتون هستیم..." و همه مخاطبانش را میخکوب بر سر جای خود نشانید .
         به نظر من عادل فردوسی پور نه فقط در فوتبال بلکه در جامعه یک تحول گفتاری و نقادانه ایجاد کرده است . او از طریق نوع رفتار و سخنان مستدل با ارائه مستندات و سایر روشهای  نوین مصطلح در دنیا ، نحوه به چالش کشیدن مسئولین را آموزش داده است . عادل فردوسی پور می تواند برای مسئولان و بالا نشینان یک الگو و درس باشند . همه آنان باید در محضر وی شاگردی  کنند و یاد بگیرند که چگونه میتوان بی واهمه و هراس و بدون چاپلوسی حق و باطل را نشان مردم داد و بزرگان را به چالش کشید . هر چند این رویه باعث شد تا سرداران و نالایقان فدراسون فوتبال و رییس تربیت بدنی او را مزاحم کارهای نادرست خود بدانند و تحریمش کنند ولی چهره تزویر و نادرستی برای همه مردم عیان شد که چگونه حتی میتوان مخابرات را وادار به تحریم این برنامه نمود .
         همه ما و بخصوص سران بالای مملکتی  باید سخن گفتن ، ادب ، متانت ، سواد ، صداقت ، پاکی ، بی پروایی و .. را از فردوسی پور بیاموزیم و بیاموزند. فردوسی پور و برنامه محبوبش را در روزهای قبل بدلیل آنکه برخی سران ورزشی را در معرض دید عموم به قضاوت گذاشته بود تحریم کردند . مسئولان شبکه سه نیز او را ساکت کردند تا لب از لب باز نکند و مخابرات انحصاری نیزدر شبکه  Sms هایش برای این برنامه اختلال ایجاد کند تا خاموشی "عادل" به عنوان وجدان آگاه مردم تکمیل شود .
    دیشب میلیونها نفر موبایل به دست آماده بودند از عدل طرفداری کنند وقرار بود بسیاری از دوستداران آزادی و عدالت ، دست کم  5 میلیون sms برای حمایت از یگانه برنامه خوب رسانه غیرملی ، به این برنامه ارسال کنند تا مشت محکمی بر دهان قلدر مابان باشد که سرداران و بلندپایگان اجازه آنرا ندادند. خوب که نگاه کنیم وضعیتمان از غزه بدتر است و بمب بارانهای فجیعتری و از نوع حکومتی بر سرمان می شود ولی ... . مثلا چرا باید دیشب این همه مشتاق برنامه نود به خاطر دستور برخی اینگونه تحمل دیر شروع شدن برنامه ، مدت زمان اندک آن ، مجری ناراحت و افسرده و .... بدهند .

    ...واما مطلب مرتبط :
            ای کاش در مورد وضعیت موسیقی هم برنامه ای به سیاق نود وجود داشت که ارکان و متولیان فرهنگی و هنری را در مورد موسیقی به چالش و تنگنا میکشید . ای کاش از این افراد و سیاستهایشان بازخواست می شد که  چگونه به سبب افکار متحجرانه و منجمد آنها موسیقی ملی و میهنی ما در سیمای حکومتی نمایش داده نمی شود و روز به روز منزوی تر شده و در اثر سیاستهای نابخردانه مسئولین ، پاپ و رپ و هوی و جاز و متال و ..... جای خود را در میان جوانان باز کردند ونوا و شمایل  تار و سه تار و کمانچه از ذهنها حذف شده است . ای کاش به جای  سهیل محمودی و محمد رضا جعفری که در برنامه های کلیشه هایشان  ، فقط به تمجید می پردازند  یک عادل فردوسی پور شجاع و بدون تملق هم برای موسیقی ، برنامه اجرا میکرد  و از این راه  اصلی ترین نهاد هنری موسوم به وزارت ارشاد را زیر سوال می برد که چرا وزیر مربوطه در یک کلام  نابخردانه ترویج موسیقی را جزو کارهای وزارت خانه اش به حساب نمی آورد .
    امیدوارم این فایل تصویری به اندازه کافی گویا باشد

    به نقل از وبلاگ بیداد

    !! نوشته شده توسط آزاد | 19:15 | دوشنبه هفتم بهمن 1387 •

    اجرای حسین علیزاده

    کنسرت گروه موسیقی "ضربانگ" با همراهی حسین علیزاده مرداد سال آینده در تهران برگزار می شود.


    بهنام سامانی نوازنده دف و دمام گروه موسیقی "ضربانگ" با اعلام این خبر گفت : پس از حضور آقای علیزاده درتور کنسرت گروه موسیقی "ضربانگ" که پاییزامسال در 12 شهر اروپا برگزار شد، اعضای گروه به اتفاق استاد علیزاده برای اجرای مشترک خود درتابستان آینده در تهران به توافق رسیدند وقرار شد در این اجرا برخی از ساخته های گروه "ضربانگ" و آقای علیزاده در دو بخش به روی صحنه رود. 


    وی در ادامه به بخش های مختلف این اجرا اشاره کرد و گفت : دونوازی تنبک پژمان حدادی با دف ودمام و همچنین برخی از قطعات گروه ضربانگ توسط مرشد مهرگان با استفاده از اشعار باستانی در بخش اول اجرا می شود ، بخش دوم با تکنوازی سنتور جاوید افسری در چهارگاه آغاز می شود و پس از استاد علیزاده با شور انگیز خود قطعه "پرکن پیاله را" اجرا خواهد کرد.


    این نوازنده دف به برنامه های این گروه موسیقی در آینده اشاره کرد وگفت : گروه "ضربانگ" از تاریخ 4 اسفند ماه در دو جشنواره در شهرهای آلمان کنسرت می دهد.


    لازم به ذکر است پژمان حدادی نوزانده تنبک ، بهنام و رضاسامانی نوزانده دف و دمام ، حکیم لودین (نوازنده افغان مقیم آلمان)، جاوید افسری نوزانده سنتور و همچنین مرشد مهرگان از اعضای این گروه موسیقی هستند .


    گروه موسیقی "ضربانگ" مشتق از گروه "دستان" است که 8 سال پیش فعالیت خود را رسما آغاز کرده و بیش از هرعنوانی درصدد معرفی سازهای کوبه ای ایران و ریتم های متنوع آن است.
     



    لينك خبر :


    http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=819613



    منبع : مهر
    !! نوشته شده توسط آزاد | 18:42 | دوشنبه هفتم بهمن 1387 •

    تکنوازی سه تار ذوالفنون در استرالیا

    جلال ذوالفنون تکنوازی سه تار همراه با مدیتیشن (ذهن ورزی ) را از تاریخ 23 بهمن در استرالیا تجربه می کند.


    جلال ذوالفنون نوازنده سه تار با اعلام این خبر گفت : مدتی است که در محافل خصوصی همراه با یکی از اساتید "یوگا" تمرین آرامش و رفع خستگی ذهن را با تکنوازی سه تار در برخی از دستگاههای موسیقی ایران آغاز کرده که خوشبختانه به نتایج خوبی دست یافته ام و باید بگویم که موسیقی ایران به لحاظ تکنیکی به شدت توانایی همراهی مدیتیشن (ذهن ورزی) به واسطه یوگا را دارد.


    وی درادامه خاطرنشان کرد: برهمین اساس تصمیم گرفتم این تجربه را برای نخستین بار در تور کنسرت 20 روزه ای که در استرالیا دارم به طور رسمی آغاز کنم و پس از آن درنظر دارم در چند برنامه مجزا کارکرد اینچنینی موسیقی ایران را با ارائه نمونه های عینی به بحث و بررسی بگذارم.


    این نوازنده سه تار در ادامه افزود : جدا از تکنوازی سه تار همراه با مدیتیشن برخی قطعات را به شکل گروه نوازی و تکنوازی موسیقی ایرانی در این تور کنسرت اجرا می کنم.


    لازم به ذکر است تور کنسرت ذوالفنون از 23 بهمن به مدت 20 روز در شهرهای ملبورن،سیدنی و ... از استرالیا برگزار می شود، سهیل و گلنوش ذوالفنون و آرش زنگنه از جمله نوزانده هایی هستند که در این کنسرت ذوالفنون را همراهی می کنند.


     
    لينك خبر :


    http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=822380

    !! نوشته شده توسط آزاد | 18:40 | دوشنبه هفتم بهمن 1387 •

    انتشار آلبوم جدید استاد شجریان



          آلبوم «رندان مست›› با صدای استاد محمد رضا شجریان تا پایان سال منتشر می شود، مجید درخشانی آهنگساز و نوازنده تار گروه شهناز با اعلام این خبر افزود: آلبوم «رندان مست» شامل قطعات بخش اول كنسرت مهرماه گروه شهناز در تهران است كه استاد شجریان در آن سازهای جدید خود را با اجرای قطعات این كنسرت معرفی كرد.

          او ادامه داد: این كنسرت در دو بخش «رندان مست» و «مرغ خوشخوان» برگزار شد و قرار است تا پایان سال بخش اول این اجرا با عنوان «رندان مست» منتشر شود.همچنین بخش دوم نیز در حال آماده شدن برای انتشار است كه آن نیز در آینده در بازار موسیقی منتشر خواهد شد.

           این نوازنده تار بیان داشت: «رندان مست» شامل قطعاتی چون زنگ شتر برگرفته از ردیف میرزا عبدا...، ساز و آواز، تصنیف چشم یاری از ساخته‌های شجریان با تنظیم بنده بر روی غزلی از حافظ، ساز و آواز، تصنیف باد صبا ساخته حسام‌السلطنه مراد با تنظیم من و با شعری از ملك الشعرای بهار، آواز شوشتری، چهارمضراب بیداد و تصنیف رندان مست از ساخته‌هایم به روی غزلی از مولانا در دستگاه همایون است.

    منبع:پایگاه خبری تحلیلی فرارو

    !! نوشته شده توسط آزاد | 18:38 | دوشنبه هفتم بهمن 1387 •

    لوح فشرده تارنوازي لطفي با شعرخواني ابتهاج منتشر شد

    دي‌وي‌دي تار نوازي «لطفي» با شعر خواني «هوشنگ ابتهاج» با عنوان «بال در بال» در بازار موسيقي منتشر شد.


    بهراد توكلي مدير برنامه‌هاي لطفي  گفت: در اين اثر كه به مناسبت هشتادمين سالروز تولد م.الف.سايه منتشر شده در بخش اول تكنوازي سه‌تار لطفي در چهارگاه و در بخش دوم شعرخواني ابتهاج با تارنوازي لطفي در دستگاه دشتي به چشم مي‌خورد.
    وي افزود: محمد قوي حلم نوازنده تنبك در هر دو بخش لطفي را در اجراي قطعات همراهي كرده است.
    توكلي ادامه داد: اين دي‌وي‌دي كنسرت لطفي، ابتهاج و محمد قوي حلم در كلن آلمان است كه در سال 98 برگزار گرديد و امسال براي اولين بار در تهران منتشر شد.
    به گزارش فارس، «بال در بال» از طريق موسسه آواي شيدا در بازار موسيقي منتشر شده است

    !! نوشته شده توسط آزاد | 18:37 | دوشنبه هفتم بهمن 1387 •

    حسين عليزاده و تكنوازان كنسرت امروز به تهران بازگشتند

    روزگذشته آخرين جلسه تمرين قطعات ني‌نوا، عصيان و تركمن با حضور و نظارت حسين عليزاده به همراه بخش ساز‌هاي زهي اركستر سمفونيك ناسيونال اكراين به رهبري ولاديمير سيرنكو در شهر كيف اين كشور برگزار شد.


    به نقل از پايگاه خبري فرهنگ و آهنگ، روزها‌ي گذشته حسين عليزاده به همراه هوشيار خيام، مسعود شعاري، بهداد بابايي و پاشا هنجني براي انجام تمرين قطعات حسين عليزاده در كنسرت مشترك او با محمدرضا درويشي در اكراين به سر مي‌بردند. از مدت‌ها قبل پارتيتور اين قطعات در اختيار ولاديمير سيرنكو رهبر اركستر سمفونيك ناسيونال اكراين قرار گرفته و روز‌هاي گذشته تمرينات نهايي با حضور تكنوزان اين كنسرت و نظارت آهنگساز اين قطعات برگزار شد.
    جلسات تمرين هنرمندان ايراني با اركستر سمفونيك ناسيونال اكراين در سالن تمرين فيلارمونياي شهر كيف برگزار شد. در اين تمرينات ابتدا اركستر به اجراي قطعات پرداخت و پس از آن رهبر اركستر در مورد هر قطعه با آهنگساز، تكنوازان و هوشيار خيام تنظيم كننده دو قطعه تركمن و عصيان به مشورت نشست تا با حالت‌هاي اجرايي موسيقي ايراني و خصوصيات اجرايي سازها هرچه بيشتر آشنا شود. ديروز (جمعه 29 آذر) نيز آخرين جلسه تمرين هنرمندان ايراني با اين اركستر برگزار شد و گروه هنرمندان ايراني امروز صبح به تهران بازگشتند.
    ولادمير سيرنكو در گفت‌وگو با فرهنگ و آهنگ گفت: آشنا بودن مردم ايران با اين قطعات كار هر رهبر و اركستري را دشوار مي‌كند. اين اجرا يكي از دشوارترين اجراهاي اركستر ما خواهد بود.
    او ضمن ابراز شگفتي از ساز‌هاي ايراني به خصوص ساز ني‌ گفت: مواجه با موسيقي ايراني، قطعاتي با اين كيفيت و هنرمندان توانمند ايراني باعث شد كه احساس كنم هنوز چيز‌هايي زيادي در موسيقي وجود دارد كه از آن‌ها اطلاعي ندارم.
    بعد از پايان تمرين قطعات حسين عليزاده از روز‌هاي آينده تمرين قطعه كليدر با حضور و نظارت محمد رضا درويشي برگزار خواهد شد. البته با توجه به اينكه اين قطعه نخستين بار با اجرا اين اركستر ضبط شده است، رهبر و اعضاي اركستر از شناخت بيشتري نسبت به اين قطعه بر خوردارند.
    كنسرت مشترك حسين عليزاده و محمدرضا درويشي در روز‌هاي ششم (دو اجرا) و هفتم (يك اجرا) دي ماه در تالار بزرگ كشور برگزار خواهد شد. در بخش اول اين كنسرت قطعه كليدر بر اساس رمان محمود دولت آبادي از ساخته‌هاي محمدرضا درويشي و در بخش دوم قطعات ني‌نوا، عصيان و تركمن از ساخته‌هاي حسين عليزاده اجرا خواهد مي‌شود. عليزاده خود نيز در اجراي قطعه تركمن به عنوان يكي از تكنوازان روي صحنه خواهد رفت.
    علاقه‌مندان مي‌توانند بليت‌هاي اين كنسرت را از مراكز فروش سياه و سفيد، ققنوس ، دارينوش و نشر موسيقي هرمس تهيه كنند.


    لينك خبر ‌:


    http://www1.farsnews.com/newstext.php?nn=8709260839



    منبع : فارس
    !! نوشته شده توسط آزاد | 0:16 | سه شنبه سوم دی 1387 •

    پيشكسوتان موسيقي، سرمايه‌هاي معنوي

    يكي از ويژگي‌هاي جشنواره موسيقي امسال، حضور پيشكسوتان موسيقي در بخش جنبي جشنواره بود كه با عنوان تكنوازي استادان موسيقي ايران، در دوشب اجرا شد و مورد استقبال هم قرار گرفت.


    اين دو برنامه در تالار 650نفري وحدت به اجرا در آمد. در برنامه اول، منصور نريمان، هادي منتظري و فرهنگ شريف هر كدام جداگانه به‌ترتيب با سازهاي عود، كمانچه و تار، قطعاتي را به شكل بداهه در موسيقي رديف-دستگاهي ايران اجرا كردند و برنامه روز دوم هم به محمد اسماعيلي، جلال ذوالفنون و مجيد كياني اختصاص داشت كه با سازهاي تمبك، سه تار و سنتور روي صحنه رفتند. استاداني كه نمي‌توان عنوان بزرگان موسيقي را به تنهايي براي آنها به كار برد آنها مهم‌تر از همه استادان موسيقي ايران هستند  چون در دوره‌اي به تربيت كساني پرداختند كه امروز بزرگان موسيقي لقب گرفته اند!


    به هر حال اين دو كنسرت كه بر اعتبار جشنواره موسيقي فجر صحه گذاشت، نشان داد كه هنوز هم اين نوع موسيقي و سبك نوازندگي استادان مورد توجه مردم است و تعداد جمعيت جوان حاضر هم نشان‌دهنده آن بود كه حتي آنها هم دريافته‌اند كه براي متفاوت بودن، بايد ابتدا اصل را آموخت.


    مهمتر از همه اينكه حضور اين موسيقيدانان مي‌تواند الگويي براي ساير استادان موسيقي كه اغلب در جشنواره بين‌المللي موسيقي فجر، غايب هستند، هم باشد.
    از طرفي نبايد فراموش كرد كه موسيقي اصيل ايراني و جشنواره موسيقي هنوز آن قدر جوان هست كه به حمايت استادان موسيقي كشور نياز داشته باشد. چرا كه حضور كساني مانند فرهنگ شريف، منصور نريمان، هادي منتظري، محمد اسماعيلي، جلال ذوالفنون و مجيد كياني، مي‌تواند به پرشور برگزار شدن جشنواره كمك كند.


    همانطور كه اشاره شد، جمعيت حاضر در اين 2 كنسرت نشانگر اين بود كه هنوز مخاطبان واقعي موسيقي اصيل ايران اميدشان را از دست نداده‌اند و از برنامه‌هاي استادان موسيقي، غافل نمي‌شوند. مسئولان برپايي جشنواره بين‌المللي موسيقي فجر مي‌توانند توانايي‌هاي بالقوه استادان موسيقي براي شركت در جشنواره‌ها و كنسرت‌ها را بالفعل درآورده و با فراهم كردن زمينه‌هاي لازم براي اجراي كنسرت‌ها، علاوه بر كشاندن مخاطبان موسيقي به سالن‌ها و علاقه‌مند ساختن ساير مردم، چرخه ناقص برپايي كنسرت‌ها را بهبود بخشند.


    از سوي ديگر مي‌توان حضور استادان موسيقي در جشنواره‌ها را به‌عنوان سرمايه‌گذاري در موسيقي ايران در نظر گرفت كه بازده مادي و معنوي بالايي را در پي خواهد داشت. فروش قابل توجه بليت كنسرت‌هاي استادان حداقل بازده مادي براي دست‌اندركاران موسيقي است و نفس حضور دوباره آنها روي صحنه را نيز مي‌توان حداقل بازده معنوي اين قبيل برنامه‌ها دانست.


    البته در برپايي چنين برنامه‌هايي مي‌توان تنوع بيشتري نيز ايجاد كرد. به‌عنوان مثال كنسرت‌هاي دو نوازي بين استاداني ترتيب داد كه هنوز نواختن با يكديگر را غنيمت شمرده و آن را كسر شأن نمي‌دانند. به‌نظر مي‌رسد كساني كه دراين 2برنامه امسال حضور داشتند، چنين روحيه‌اي داشته باشند و بتوانند از اين پس كنار هم قرار گرفته و نقش بيشتر و بهتري در مسير رو به جلوي موسيقي ايران ايفا كنند.



       
     


    لينك خبر ‌:


    http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=75504



    منبع : همشهري
    !! نوشته شده توسط آزاد | 0:11 | سه شنبه سوم دی 1387 •

    شجريان : 50 سال روی ساز تحقیق کردم

    سخنرانی محمدرضا شجریان درباره نقش پوست در ساز که در جشن موسیقی انجام شد واکنشهای بعضا توام با انتقاد برخی از سازسازها را در پی داشت. استاد  ضمن توضیح بیشتر درباره نقش اجزا مختلف ساز، ویژگیهای یک سازساز خوب را نیز مطرح کرده است.


    محمدرضا شجریان در پاسخ به این شبهه که از قول ایشان مطرح شده است که کاسه تار مهم نیست و یک ساز خوب یعنی یک پوست خوب ،گفت : من نگفتم کاسه مهم نیست. من در آن جلسه گفتم آنها که فکر می کنند همه چیز در کاسه ساز خلاصه می شود اینگونه نیست. کاسه مثل یک آمپلی فایر است.در واقع سیمهای یک ساز تارهای صوتی هستند و بعد پوست و... . در سنتور هم به جای پوست صفحه است که بسیار اهمیت دارد.


    وی در ادامه گفت : من از سال 1340تا کنون دارم تحقیق می کنم هیچکس به انداره من در زمینه ساخت سنتور دقیق نشده است حتی به استاد قنبری مهر که مدتها پیشش ساز سازی کار کرده ام نکاتی را می گفتم که ایشان تعجب می کرد و می گفت شما در این باره خیلی اطلاعات دارید.


    فقط خواننده نیستم


    استاد شجریان افزود: در طول این چهل پنجاه سالی که در کار موسیقی هستم فقط خواننده نبودم. همواره سازهای مختلف را با دقت نگاه و نکات مثبت، منفی و مشکلات آنها را مرور کرده ام. سالها است هر جای دنیا که می روم دو جا را حتما سر می زنم یکی گل فروشیها و یکی هم ساز فروشیها....سازهای مختلف را از نزدیک می بینم و صدایش را در می آورم و ویژگیهایش را پیدا می کنم.



     


    این خواننده برجسته ادامه داد: من ارتباط صدا را با سیم با پوست و با چوب می دانم چیست و حجم صدا را می شناسم. ممکن است بعضی ها بگویند فلانی بهتر است برود خوانندگی اش را بکند، خیر من فقط خواننده نبودم. من روی ساز کار کردم. هر سازی را دست نوازندگان می بینم در باره اش صحبت می کنم و بعد در خلوت خودم در باره اش فکر می کنم. همین جمعه گذشته من از صبح تا نیمه شب در حال طراحی ساز جدیدی بودم تا گرفتاری و مشکلات سازهای فعلی را نداشته باشد.


     نقش مهم پوست و صفحه  ساز


    شحریان با تاکید دوباره بر اهمیت نسبی همه اجزا ساز گفت : طور دیگری شرح بدهم. فرض کنید که نمره یک ساز خوب 100 است. من می گویم این نمره صد که همه اش کاسه نیست، همه اش پوست نیست و همه اش هم سیم نیست. هر کدام نقشی دارند اما نقش پوست و صفحه ساز بسیار مهمتر از آن چیزی است که انگاشته می شود. چرا بعضی وقتها تار یحیی که بهترین تار شناخته شده است آن صدای مناسب را ندارد و به اصطلاح جواب نمی دهد؟ در خوبی و بی نقصی کاسه تار یحیی که دیگر حرفی نیست. اما وقتی پوست آن را عوض می کنیم همان تار با همان کاسه صدای دلخواه ما را تولید می کند. پس همانطور که گفتم این کاسه در حد یک دستگاه تقویت کننده صدا و رنگ دهنده است و البته که آنهم مهم است و باید نقش رزنانس صدا را خوب ایفا کند اما بسیاری از همین سازسازها فکر می کنند که ساز همه اش کاسه است و من می خواستم این توجه را به این دسته بدهم که نقش مهم پوست و صفحه ساز را نباید فراموش کنند.


    نزدیک به پنجاه سال است که ساز می سازم


    استاد شجریان در پاسخ به انتقاد برخی از سازسازها که گفته اند ایشان خواننده است و نباید در کار سازسازی نظر بدهد گفت : به این آقایان بگویید اگر شما حالا دارید ساز می سازید من نزدیک به پنجاه سال است که ساز می سازم .البته من تحقیق می کنم. من ساز فروش نیستم، من به دنبال صدا هستم و صدای بهتر ساز یعنی صدا نه شکل. یک سازساز خبره در وهله اول باید به صدا اهمیت بدهد. بعضی از سازسازها می گویند حالا ساز را به این فرم می سازیم ببینیم صدایش چه می شود. من می گویم خیر نباید این کار را کرد. اول ما باید ببینیم چه صدایی می خواهیم؟ صدای باس می خواهیم، سوپرانو می خواهیم، رنگ خاصی مد نظرمان استو ... . اول باید هدف مشخص شود و بعد بر اساس آن ساز را طراحی بکنیم.


     


    اکثر سازسازها فقط نجارهای خوبی هستند


    رئیس شورای عالی خانه موسیقی گفت : قطعا ساز سازی که می خواهد برای رسیدن به صدای مورد نیاز ابتدا طراحی کند و دست به ساخت ساز بزند باید ارتباط اجزا ساز را با یکدیگر بداند. فیزیک صوت را بشناسد، با نقش و کارکرد اجزای ساز آشنا باشد و.... اما متاسفانه اکثراین سازسازها فقط نجارهای خوبی هستند چرا که شناخت صدا یک تخصص است وسازنده باید تشخیص داشته باشد که چه نوع صدایی را می خواهد والبته راهش را هم بداند. از سوی دیگر یک ساز ساز خوب باید در حوزه موسیقی کار کرده باشد، نوازندگی بداند، استودیو رفته و حتی کنسرت داده باشد تا مشکلات نوازنده را بشناسد و گرنه فقط ساختن ساز بدون درک این مسائل می شود نجاری که فقط ظریف کاری می کند.



     


    " ساغر" و "باربد" سازهای جدید شجریان


    شجریان در پایان در پاسخ به این پرسش مهرکه بعد از سازهای صراحی و بمساز چه سازهایی را ساخته است گفت : دو ساز جدید ساخته ام.  یکی به نام "ساغر" که کاسه اش یک تیکه و از کاسه تار بزرگتر است و برای صدای بم با رنگ آمیزی خاصی طراحی شده و دیگری سازی شبیه به گلابی و به نام "باربد"است.
     
    لينك خبر‌ ‌:


    http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=795415



    منبع : مهر
    !! نوشته شده توسط آزاد | 23:42 | دوشنبه دوم دی 1387 •

    حسين عليزاده و تكنوازان كنسرت امروز به تهران بازگشتند

    روزگذشته آخرين جلسه تمرين قطعات ني‌نوا، عصيان و تركمن با حضور و نظارت حسين عليزاده به همراه بخش ساز‌هاي زهي اركستر سمفونيك ناسيونال اكراين به رهبري ولاديمير سيرنكو در شهر كيف اين كشور برگزار شد.


    به نقل از پايگاه خبري فرهنگ و آهنگ، روزها‌ي گذشته حسين عليزاده به همراه هوشيار خيام، مسعود شعاري، بهداد بابايي و پاشا هنجني براي انجام تمرين قطعات حسين عليزاده در كنسرت مشترك او با محمدرضا درويشي در اكراين به سر مي‌بردند. از مدت‌ها قبل پارتيتور اين قطعات در اختيار ولاديمير سيرنكو رهبر اركستر سمفونيك ناسيونال اكراين قرار گرفته و روز‌هاي گذشته تمرينات نهايي با حضور تكنوزان اين كنسرت و نظارت آهنگساز اين قطعات برگزار شد.
    جلسات تمرين هنرمندان ايراني با اركستر سمفونيك ناسيونال اكراين در سالن تمرين فيلارمونياي شهر كيف برگزار شد. در اين تمرينات ابتدا اركستر به اجراي قطعات پرداخت و پس از آن رهبر اركستر در مورد هر قطعه با آهنگساز، تكنوازان و هوشيار خيام تنظيم كننده دو قطعه تركمن و عصيان به مشورت نشست تا با حالت‌هاي اجرايي موسيقي ايراني و خصوصيات اجرايي سازها هرچه بيشتر آشنا شود. ديروز (جمعه 29 آذر) نيز آخرين جلسه تمرين هنرمندان ايراني با اين اركستر برگزار شد و گروه هنرمندان ايراني امروز صبح به تهران بازگشتند.
    ولادمير سيرنكو در گفت‌وگو با فرهنگ و آهنگ گفت: آشنا بودن مردم ايران با اين قطعات كار هر رهبر و اركستري را دشوار مي‌كند. اين اجرا يكي از دشوارترين اجراهاي اركستر ما خواهد بود.
    او ضمن ابراز شگفتي از ساز‌هاي ايراني به خصوص ساز ني‌ گفت: مواجه با موسيقي ايراني، قطعاتي با اين كيفيت و هنرمندان توانمند ايراني باعث شد كه احساس كنم هنوز چيز‌هايي زيادي در موسيقي وجود دارد كه از آن‌ها اطلاعي ندارم.
    بعد از پايان تمرين قطعات حسين عليزاده از روز‌هاي آينده تمرين قطعه كليدر با حضور و نظارت محمد رضا درويشي برگزار خواهد شد. البته با توجه به اينكه اين قطعه نخستين بار با اجرا اين اركستر ضبط شده است، رهبر و اعضاي اركستر از شناخت بيشتري نسبت به اين قطعه بر خوردارند.
    كنسرت مشترك حسين عليزاده و محمدرضا درويشي در روز‌هاي ششم (دو اجرا) و هفتم (يك اجرا) دي ماه در تالار بزرگ كشور برگزار خواهد شد. در بخش اول اين كنسرت قطعه كليدر بر اساس رمان محمود دولت آبادي از ساخته‌هاي محمدرضا درويشي و در بخش دوم قطعات ني‌نوا، عصيان و تركمن از ساخته‌هاي حسين عليزاده اجرا خواهد مي‌شود. عليزاده خود نيز در اجراي قطعه تركمن به عنوان يكي از تكنوازان روي صحنه خواهد رفت.
    علاقه‌مندان مي‌توانند بليت‌هاي اين كنسرت را از مراكز فروش سياه و سفيد، ققنوس ، دارينوش و نشر موسيقي هرمس تهيه كنند.


    لينك خبر ‌:


    http://www1.farsnews.com/newstext.php?nn=8709260839



    منبع : فارس
    !! نوشته شده توسط آزاد | 23:38 | دوشنبه دوم دی 1387 •

    اعتراض شهرام ناظری به شرایط غیر فرهنگی قونیه

    شهرام ناظری در اعتراض به وضعیت نامطلوب و غیر فرهنگی "قونیه" از برگزاری کنسرت در این شهر خودداری کرد.


    شهرام ناظری با اعلام این خبر  گفت : متاسفانه وضعیت اجرای موسیقی و برگزاری کنسرت ها در این شهر آنقدر درهم و برهم است که من ترجیح دادم در این شرایط و به احترام فرهنگ و ادبیات غنی ایران و بویژه مولانای بزرگ تا به سامان شدن این وضعیت از هم گسیخته دیگر در این شهر کنسرت ندهم.


    مسئول خانه مولانا در ایران افزود : اجرای موسیقی و نوازندگی برای مولانا و در این شهر روحانی ویژگی ها و شرایط خاصی را می طلبد و باید با نهایت دقت و ظرافت برنامه های موسیقی طراحی و اجرا شود اما امسال من شاهد بودم که در هرجا و لابی هر هتلی و حتی روی "بار" برخی هنرمندنماها سازی به دست گرفته و با خواندن غلط اشعار مولانا برنامه اجرا می کنند که به عقیده من اهانت به ساحت مولانا است و علی رغم اینکه من با هزینه خودم وبه اتفاق گروه به قونیه رفته بودیم از مخاطبان عذرخواهی کردم وگفتم که گاهی اوقات سکوت و دوری از صحنه بهترین کار است.


    ناظری که سالهای متمادی در مهمترین تالار این شهر کنسرت برگزار کرده است در پاسخ به این سوال که آیا مسئولان شهر قونیه عامل این بی نظمی هستند یا نه گفت : به نظر من آنها تقصیری ندارند ؛ متاسفانه معضل به بی توجهی خود ما و بی مسئولیتی برخی به اصطلاح هنرمندان برمی گردد؛باید نهاد و ارگانی مثل خانه موسیقی یا ارشاد قدم پیش بگذارد و برنامه های موسیقی ایرانیان در ایام ویژه مولانا که در نیمه دوم آذر ماه در قونیه برگزار می شود را نظارت بکنند تا این وضع اصلاح شود.
     


    لينك خبر :


    http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=803975



    منبع : مهر
    !! نوشته شده توسط آزاد | 23:15 | دوشنبه دوم دی 1387 •

    کنسرت موسیقی محمدرضا لطفی"

    کنسرت موسیقی گروه همنوازان شیدا با سرپرستی " محمدرضا لطفی" استاد موسیقی سنتی ایران کشورمان پنجشنبه شب در تالار فخرالدین اسعد گرگانی، زادگاه استاد آغاز شد.


    این کنسرت موسیقی سنتی از 28 آذرماه تا پنجم دی ماه در گرگان ادامه دارد.


    در این کنسرت موسیقی، استاد لطفی آهنگسازی، تکنوازی و با خوانندگی "محمد معتمدی" قطعاتی از موسیقی سنتی را برای علاقه‌مندان به هنر موسیقی اجرا می‌کند.


    فروش بلیت این کنسرت که با همکاری اداره ‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی گلستان، شهرداری و شورای اسلامی شهر گرگان برگزار می‌شود، از چند روز گذشته آغاز شده است.


    محمدرضا لطفی یکی از نوادر ارزشمند در عرصه موسیقی فاخر، حماسی وانقلابی ایران است. تنظیم، تدوین و ساخت آهنگ‌های حماسی و پرشور وحال در قبل و بعد از انقلاب از وی چهره‌ای تاثیر‌گذار در جهت ‌دهی به موسیقی ایران اسلامی ساخته است.


    پرداختن به موسیقی سنتی و اصیل ایرانی و اجرای کنسرت‌های متعدد و تکنوازی‌ها و بداهه‌نوازی‌های لطفی در داخل و خارج کشور، از موارد درخشان کارنامه این هنرمند برجسته موسیقی ملی ایران است.


    آراستگی ایرانی استاد نشان می‌دهد که سالها اقامت در دیار غرب این قامت بلند را به میهن وابسته تر کرده است.


     


    استاد محمد رضا لطفی در سال 1325 در گرگان متولد شد، در اوایل دهه 1340 موسیقی و نوازندگی تار را نزد اساتیدی همچون علی اکبر شهنازی، نورعلی برومند آموخت و همزمان با تحصیل در هنرستان، مکتب وزیری را زیر نظر حبیب الله صالحی دنبال کرد و سه تار نوازی را نزد استاد سعید هرمزی فرا گرفت که این کلاس ها در حال و هوای درونی او تاثیر به سزایی داشت.


    لطفی مدت 10 سال نیز از محضر استاد برجسته موسیقی و آواز ایرانی "استاد عبدالله دوامی " سود جست.


    سپیده، به یاد عارف، چشمه نوش، قافله سالار، گریه بید، همیشه در میان، به یاد طاهر زاده، به یاد درویش خان، عشق داند، خموشانه، بال در بال، گروه همنوازان و راست پنجگاه از جمله آثار وی است.
     
    لينك خبر ‌:


    http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=8

    !! نوشته شده توسط آزاد | 23:9 | دوشنبه دوم دی 1387 •

    لطفي با سپيده و چاووش خاطرات انقلاب را زنده كرد(مجموعه گزارش ها)

    ايسنا :تالار بزرگ وزارت كشور شامگاه گذشته ـ 24 آذرماه ـ ميزبان استاد محمدرضا لطفي و گروه موسيقي «شيدا» بود.


     برنامه اين گروه كه در بخش اساتيد بيست‌وچهارمين جشنواره بين‌المللي موسيقي فجر اجرا مي‌شود، در بخش نخست با تك‌نوازي تار استاد لطفي آغاز شد و پس از دقايقي، ساز تنبك هم همراه آن شد.


    لطفي بخش نخست اين كنسرت را با غزلي از حافظ با مطلع «گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآيد»... آغاز كرد و پس از آن نيز قطعه‌اي ديگر را اجرا كرد.


    بخش نخست اين كنسرت كه حدود 40 دقيقه به‌طول انجاميد با غزل ديگري از حافظ با مطلع «گل بي‌رخ يار خوش نباشد /// بي‌باده بهار خوش نباشد» و با آواي «يا دوست يا دوست»،«الله مدد الله‌ مدد» به پايان رسيد.


    پس از 15 دقيقه آنتراكت بخش دوم برنامه با همراهي جواناني از گروه موسيقي «شيدا» اجرا شد.


    در اين بخش استاد لطفي كه در وسط اين گروه جاي گرفته بود به نواختن ساز اكتفا كرد و مسووليت اجرايي آواز را برعهده اعضاي جوان گروه خود قرار داد.


    دراين بخش گروه همنوازان «شيدا» قطعه‌ «چاووش6» را كه توسط استاد لطفي بازسازي شده است، به اجرا درآوردند.


    برنامه اين بخش نيز با اجراي قطعه «ايران اي سراي اميد» سروده هوشنگ ابتهاج به پايان رسيد.


    لطفي در يادداشتي آورده است: «اجراي دوقطعه «چاووش 6» و «چاووش 8» براي من بسيار سخت بود، چرا كه روح مرا به آن روزها مي‌كشانيد كه همه با هم براي رهايي اين كشور از زورمداري و تحميل حكومت فردي تلاش مي‌كرديم و آرزو مي‌داشتيم تا خرد جمعي و شوراي فرهيختگان ما را به زنجير تمدن جهاني وصل نمايند.


    واين‌گونه تضادهاي شكل‌يافته كهن ما با صلح و دوستي و آيين مهر ايراني و اسلامي باعث افتخار ايرانيان گردد. اگرچه تا آن روز راه دراز است اما ما هنرمندان و ملت ايران اميد خود را از دست نخواهيم داد و تلاش مي‌كنيم كه هرروز كيفيت كارهايمان را بالا برده و راه دشوار امروز را به فردايي مطمئن تبديل نماييم.


    با اين اجرا ما اعضاي شيدا ياد و خاطره‌ي تمامي شهيدان قبل و دوران جنگ تحميلي و همه‌كساني كه جانشان را در راه آرمان ملت ايران گذرانده‌اند، گرامي داشته و براي همه آنها طلب آمرزش كرده و دعا مي‌كنيم تا روح همه آنها قرين رحمت و محبت دوست گردد.


    از خون جوانان وطن لاله دميده /// از ماتم سرو‌قدشان سرو خميده»


     اعضاي گروه شيدا كه در بخش دوم محمدرضا لطفي را همراهي مي‌كردند عبارتند از: محمد معتمدي آواز، عليرضا شاه‌محمدي آواز، فرخ مظهري تارابريشم، حميدرضا خبازي تار، پويان بيگلر: تار، مازيار شاهي:تار، بهاره فياضي: تار، هنگامه مشهدي‌الاصل: تار، حميد سكوتي: سه‌تار ابريشم، سپيده مشكي:سه‌تار، هادي آذرپيرا:عود، نيره فخري: عود، آريا محافظ: سنتور، نسترن هاشمي:سنتور، حميدرضا خلعتبري: كمانچه، بهنوش بهنام‌نيا: كمانچه، گوهرناز مسائلي:تنبك، احمد مستنبط: تنبك، عيسي شكري: دف، الميرا نصيري: دف، آزاده شمس: قيچك، هوشمند عبادي: ني، نفيسه طباطبايي: ني.


    محمدرضا لطفي امشب «چاووش 8 » را در دومين شب اجرا خواهد كرد.


    لينك خبر ‌:


    http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1254060

    !! نوشته شده توسط آزاد | 19:40 | دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 •

    فروش اينترنتي بليت‌هاي كنسرت مشترك حسين عليزاده و محمدرضا درويشي،

    فروش اينترنتي بليت‌هاي كنسرت مشترك حسين عليزاده و محمدرضا درويشي، ساعت 20 روز دوشنبه 25 آذرماه به پايان خواهد رسيد اما فروش گيشه‌اي تا زمان برگزاري كنسرت ادامه خواهد داشت.


    طبق برنامه از پيش اعلام شده فروش اينترنتي بليت‌هاي اين كنسرت شامگاه فردا در سايت sigozar.com به پايان مي‌رسد، اما به منظور ايجاد تسهيل براي كليه علاقه‌مندان فروش گيشه‌اي تا زمان آغاز كنسرت ادامه خواهد داشت.
    بنا بر اين گزارش، علاقه‌مندان مي‌توانند بليت‌هاي اين كنسرت را از مراكز فروش سياه و سفيد ، ققنوس و نشر موسيقي هرمس تهيه كنند.
    خريداران اينترنتي بليت‌هاي اين كنسرت مي‌توانند از تاريخ 27 آذر تا 4 دي در ساعت‌هاي 14 تا 19 با مراجعه به دفتر نشريه فرهنگ وآهنگ واقع در انتهاي خيابان طالقاني، بعد از چهار‌راه بهار، نرسيده به خيابان شريعتي، نبش كوچه نراقي، پلاك 26 (619 قديم) واحد 3، بليت‌هاي خود را دريافت كنند. بليت‌هاي خريداران شهرستاني هم در همان روز برگزاري كنسرت از ساعت 13 در گيشه تالار بزرگ كشور تحويل داده خواهد شد. براي آن‌دسته از علاقمنداني كه گزينه تحويل بليت در محل (با پيك) را انتخاب كرده‌اند پس از هماهنگي با آنها بليت ارسال مي‌شود.
    با توجه به اينكه بليت‌ها بر اساس شماره ملي خريداران صادر شده به همراه داشتن كارت ملي هنگام تحويل بليت ضروري است .
    كنسرت مشترك حسين عليزاده و محمدرضا درويشي در روز‌هاي 6 (دو اجرا) و 7 (يك اجرا) دي‌ماه در تالار بزرگ كشور برگزار خواهد شد.


    !! نوشته شده توسط آزاد | 23:47 | یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 •

    محمدرضا لطفي: انقلاب در همه عرصه‌ها خلاقيت آفريد ( مجموع گزارشها

    ايسنا:محمدرضا لطفي معتقد است: اهالي موسيقي بايد با حضور در جشنواره موسيقي فجر، آن را به مرز حرفه‌اي شدن نزديک کنند و هم پاي جشنواره‌هاي سينما و تئاتر در عرصه‌هاي ملي و بين‌المللي قدم بردارند. در نشست خبري که صبح روز پنج شنبه-هفتم آذر ماه در موسسه «آواي شيدا» برگزار شده بود، محمدرضا لطفي با اشاره به حضور خود در جشنواره بين‌المللي موسيقي فجر، در جمع خبرنگاران گفت: وقتي جريان جشنواره موسيقي را طي اين سال‌ها بررسي کردم متوجه شدم که اين جشنواره در قياس با جشنواره‌هاي تئاتر و سينما ضعيف‌تر عمل کرده است. او اضافه کرد: اهالي موسيقي و به خصوص حرفه‌اي‌هاي اين حوزه‌ حضور چشم‌گير و جدي در اين عرصه نداشته و ندارند و با وجود حجم کاري که در طول سال دارند اما در اين جشنواره مشارکت نمي‌کنند و اين مسئله باعث ضعيف شدن اين حرکت ملي و بين‌المللي مي‌شود. لطفي تصريح کرد: در طول سال برنامه‌هاي موفق موسيقي درسالن‌ها مختلف به صحنه مي‌رود، پس چه بهتر که طي اين ده روز نيز همگي در جهت پيشبرد موسيقي و تعالي جشنواره قدم برداريم و اين جريان را مانند جشنواره‌هاي فيلم و تئاتر در عرصه‌هاي بين‌المللي مطرح کنيم. اين آهنگساز در ادامه سخنانش تذکر داد: وقتي به جريان فيلم و تئاتر نگاه مي‌کنيم، همواره بزرگان اين حوزه‌ها را در کنار جوان‌ترها مي‌بينيم، در حاليکه در عرصه‌ي موسيقي کمتر شاهد حضور حرفه‌اي در کنار جوانان هستيم و همين مسئله باعث مي‌شود تا اين جشنواره به مرز حرفه‌اي بودن نرسد. او با اشاره به حضورش در اين جشنواره توضيح داد: کسي به ما سفارش کار نداد و خودم تصميمي گرفتم تا اثر را که در خاطره‌ي مردم ثبت شده دوباره اجرا کنم، تا شايد با اين حرکت ديگر حرفه‌اي‌هاي موسيقي نيز در سال‌هاي آينده به جمع ما بپيوندند و اين تعادل را براي جريان موسيقي ايجاد کنند. لطفي آرزو کرد تا در سال‌هاي بعد ديگر هنرمندان بزرگ موسيقي نيز با آثاري پربار در اين حرکت حضور داشته باشند و ادامه داد: امسال در يک فرصت کوتاه خود را آماده اين جريان کرديم، ولي قطعا براي سال‌هاي بعد با آهنگ و برنامه‌اي جديد در اين جشنواره حضور پيدا خواهيم کرد تا در کنار يکديگر اين جشنواره را به عظمتي که شايسته آن است برسانيم. او با اشاره به فعاليت‌هاي موسسه «آواي شيدا» گفت: تلاش دارد تا هر سال به همراه گروه‌هاي سه‌گانه‌اش برنامه‌ي جديدي براي موسيقي داشته باشد، به همين دليل تلاش کرديم تا تعداد برنامه‌هاي موسيقي ايراني را بيشتر کنيم و با اين حرکت خواننده‌هاي جديدي را که توانايي‌هاي شايسته‌اي دارند به جامعه موسيقي معرفي نماييم. اين نوازنده‌ي چيره دست با اشاره به برنامه‌هاي گروه در اجراي دو روزه‌ي فستيوال موسيقي فجر، توضيح داد: اين کنسرت در بخش ويژه جشنواره و در دو بخش اجرا مي‌شود. در بخش نخست قطعه «سپيده» يا همان «بشارت» را که به چاوش 6 معروف است با همراهي گروه همنوازان شيدا با خوانندگي آقاي معتمدي در روز 24 آذر اجرا مي‌کنيم. گروه شيدا نخستين‌بار اين قطعه را با خوانندگي محمدرضا شجريان در سال‌هاي اول انقلاب در دانشگاه ملي اجرا کرد که قطعه‌اي سرشار از احساسات و حرکات اجتماعي آن روزها بود. او اضافه کرد: در بخش دوم برنامه قطعه دوم «بانگ ني» يا «چاوش هشت» را با صداي عليرضا شاه‌محمدي توسط گروه بانوان شيدا اجرا مي‌کنم که بر پايه اشعار سايه و در مايه شوشتري است و در همان فضاي «سپيده» طراحي شده است و اميدواريم با بازسازي دوباره اين قطعات اين‌بار بتوانيم مجموعه تصويري آن را نيز آماده کنيم تا به عنوان يک سند موسيقيايي از آن روزها و تجربه‌هاي ما باقي بماند. البته در ابتداي هر دو بخش بداهه نوازي هم خواهم داشت و تلاش دارم تا در اين بخش نيز آثار انقلابي را در ملودي‌هايم به کار بگيرم و در بخش‌هايي از اين تک نوازي و بداهه نوازي، اشعاري را به صورت دکلمه يا آواز ارائه مي‌دهم تا سير تاريخي احساسات قبل از انقلاب را براي تماشاگران مرور کنم. لطفي در بخش ديگري از اين نشست درباره دلايل عدم اجراي اين برنامه با گروه قبلي آواي شيدا توضيح داد: اجراي اين آثار با همان گروه قبلي کاري سخت و دشوار است.بخشي از آن گروه همان اعضايي فعلي گروه کارمکارها هستند که خودشان به صورت حرفه‌اي کار مي‌کنند. بعضي ديگر هم مثل درخشاني و يا شجريان در گروه‌هاي ديگري فعال هستند، پس از آن گروه هفت نفره ديگر کسي باقي نمي‌ماند که دوباره آن گروه را شکل دهيم. او اضافه کرد: براي اجراي دوباره اين آثار برخلاف عادت هميشگي‌ام دوباره قطعات را گوش دادم تا بتوانم به بهترين شکل اين گروه جوان را هدايت کنم و براي بارديگر اين احساسات را براي مردم آن روزها و به خصوص نسل جوان يادآوري کنم و مطمئنم که اين گروه و نوزاندگان و خوانندگان آن با شکلي متفاوت و زيبا اين قطعات را اجرا خواهند کرد. زيرا همگي آنها قوي و در عين حال پرشور هستند و به جرات مي‌توانم بگويم که اين اجرا از نظر قدرت نوازندگان بهتر از اجراي آن سال‌هاست. اين آهنگساز تصريح کرد: من همچنان آرزو دارم تا دوباره گروه شيداي آن سال‌ها دور هم جمع شوند و با همراهي افراد جوان‌تر بتوانيم ترکيبي از چند نسل با تجربه را در کنار خود داشته باشيم و گلستان زيبايي را به مردم نشان دهيم، ولي در شرايط فعلي تحقق اين آرزو امکان ندارد. او اضافه کرد: طي اين سال‌ها اين قطعات بارها توسط گروه‌هاي ديگر اجرا شده و به گوش مردم رسيده ،اما اين بار خودم به عنوان آهنگساز آنها با يک بازنگري دوباره قصد اجراي آنها را دارم و مي‌خواهم به همان حس و حال قديمي آن را نزديک کنم و همان حس پرشور روزهاي انقلاب را در آن بازآفريني کنم، به همين دليل اين اجرا را به فال نيک مي‌گيرم و اميدوارم که در کنار اين آثار ديگر ساخته‌هاي برجسته آهنگسازان ايراني مثل مشکاتيان، عليزاده و ... در اين فستيوال‌ها اجرا و بازسازي شود تا نسل جديد آن تجربه‌هاي را از نزديک لمس کند. لطفي در بخش ديگري از اين نشست درباره دلايل انتخاب و اجراي اين قطعات انقلابي، گفت: اين آثار در شرايطي خاص و با احساستي پرشور ساخته شدند که سرشار از جريان و حرکات اجتماعي آن روزهاست. در واقع من افتخار مي‌کنم که چنين روزهايي را در اوج يک انقلاب بزرگ تجربه کردم و موفق شدم تا نتيجه آن را در قالب يک اثر موسيقيايي ثبت کنم. اين اتفاق براي من يک شانس بزرگ بود تا تجربه‌اي متفاوت را در عرصه موسيقي داشته باشم و بتوان آن لحظه‌ها را براي بار ديگر به اين نسل بازگو کنم. اين آهنگساز در بخش ديگري از اين نشست درباره اجراي اين برنامه در شهرستان‌ها توضيح داد: پيشنهاد مي‌دهم تا برگزارکنندگان اين جشنواره‌ها براي سال‌هاي بعد کمي زودتر کار خود را آغاز کنند تا گروه‌ها با فراغ بال بيشتري دست به توليد آثار بزنند. در حالي که ما هميشه با کمبود زمان مواجه هستيم و قطعا در اين مسير ضعف‌هايي پيدا خواهيم کرد. او ادامه داد: با اين برنامه‌ي زماني فشرده امکان هماهنگي براي اجراي اين کنسرت را در ساير شهرها پيدا نکرده‌ايم در حاليکه مي‌توانستيم اجراهايي را طرح‌ريزي کنيم ، اما خارج از اين برنامه طي روزهاي 28 و 29 آذر ، 2 و 3 دي و 5 و 6 دي ماه در تالار استاد فخرالدين اسعد گرگاني استان گلستان برنامه ديگري به صورت بداهه‌نوازي طرح ريزي کرده‌ايم. لطفي تصريح كرد: 43 سال است که در عرصه موسيقي فعاليت دارم و هنر تک‌نوازي از عمده کارهايم بوده ولي همواره عقيده دارم که يک موسيقيدان بايد در کنار تک‌نوازي از حضور گروه نيز بهره ببرد و از امکان ، شهرت و علاقه‌مندي مردمش به خود براي معرفي جوان‌ترها استفاده کند، به همين دليل هم نسبت به گروه و کار گروهي تعهد دارم و مي‌خواهم جوان‌ها مستعد در اين عرصه را به جامعه موسيقي ايران معرفي کنم، همان طور که سال‌ها پيش براي معرفي افرادي همچون ناظري، گلريز،اخوان،سروستاني،ايزدي و ... تلاش کردم و معتقدم که توفيق ما مساوي با رفع کمبودهاست. لطفي در بخش ديگري از سخنانش با شاره به حضور موسيقي پاپ در جامعه و ديدگاهش نسبت به اين حوزه گفت: بعضي از طرفداران موسيقي پاپ فکر مي‌کنند که اهالي موسيقي سنتي با اين حوزه کاملا مخالف هستند و موسيقي پاپ را مقابل موسيقي سنتي مي‌دانند، در صورتي که چنين چيزي وجود ندارد و هر جامعه‌اي نياز به اشکال مختلف موسيقي دارد و مردم بايد در برابر آن تصميم بگيرند، اما نبايد فراموش کرد که براي فرهنگ موسيقي در هر جامعه‌اي بايد يک استراتژي تعيين کرد تا در راستاي آن مشخص شود که از هر موسيقي چقدر بايد در يک جامعه استفاده شود. او خاطر نشان کرد: تعادل در موسيقي واجب است، نه اينکه در جشنواره‌اي هزينه‌ي گزافي براي توليد تعداد زيادي موسيقي پاپ صرف شود و در کنار آن موسيقي سنتي جايگاه واقعي خود را از دست دهد. يعني نبايد به دليل نارسايي‌هاي شغلي در عرصه موسيقي جهت‌گيري نيز در اين زمينه تغيير کند. اين تنوع موسيقيايي لازم است ولي بايد ملزومات آن شناخته و در جهت درست هدايت شود. لطفي در پايان اين نشست گفت: گروه «آواي شيدا» با تمام استانداردهاي کيفي خود اين کنسرت دو روزه را برپا مي‌کند و بليت‌هاي آن در سايت‌هاي اينترنتي که اعلام شده به فروش مي‌رسد.از همين جا هم بايد اعلام کنم که ما تنها از امکانات جشنواره استفاده کرده‌ايم و براي ساير هزينه‌هاي گروه بايد از فروش اين بليت‌ها درآمدزايي کنيم، پس قيمت بليت‌هاي اين اجرا رقم بالايي محسوب نمي‌شود. گفتني است: محمدرضا لطفي روز پنج شنبه- 21 آذر ماه سال جاري ساعت 11 صبح با موضوع «موسيقي و تحولات اجتماعي آن» همزمان با جشنواره موسيقي فجر در تالار وحدت سخنراني مي کند. لينك خبر: http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1243722 انتقاد لطفی از عدم حضور بزرگان در جشنواره موسیقی فجر مهر:در جشنواره های تئاتر و سینما بزرگانی چون انتظامی و نصیریان همانند جوانان در فستیوال شرکت می‌کنند اما من نمی‌دانم چرا موسیقیدانان برجسته در جشنواره موسیقی شرکت نمی‌کنند. محمد رضا لطفی با بیان این مطلب در نشست خبری دیروزگفت:با توجه به بررسی هایی که انجام دادم به این نتیجه رسیدم که جشنواره موسیقی فجر در قیاس با جشنواره فیلم و تئاترفجربسیار ضعیف است و اهل موسیقی به خصوص موسیقیدان های حرفه ای در آن شرکت نمی کنند. وی افزود: ما باید ازاین فرصت که در طول سال به هنر موسیقی داده می شود برای پیشبرد این هنر استفاده لازم را ببریم تا جشنواره موسیقی فجرنیز به عظمت جشنواره فیلم برگزار شود. لطفی که برای نخستین بار در این دوره جشنواره حضور خواهد داشت درتوضیح جزئیات کنسرت هایش که 24 و 25 آذر ماه در تالار بزرگ کشور برگزار می شود گفت: گروه موسیقی همنوازان شیدا در شب اول اجرای خود قطعات سپیده و چاوش 6 (ایران سرای امید) را با آواز محمد معتمدی اجرا می کند وهمچنین گروه موسیقی بانوان شیدا در شب دوم اجرای خود قطعات بانگ نی و چاووش 8 را به روی صحنه می برند و خود من در بخش اول این دو اجرا قطعاتی را بر پایه ملودی های دوران انقلاب اجرا می کنم. سرپرست گروه شیدا در ادامه به چگونگی انتخاب این ملودی ها اشاره کرد و گفت: ملودی های این اجرا را بر اساس آثار دوران انقلاب انتخاب کرده ام که با یک خط سیر مشخص و به صورت تک نوازی ارائه می کنم. همچنین برخی از این ملودی ها را با شعرهایی از خودم به صورت دکلمه و یا قطغات آوازی به روی صحنه می برم. وی ادامه داد: دلیل انتخاب این قطعات زنده کردن خاطرات مردم از دوران پر شور انقلاب با صلابت ایران است که امیدوارم با بازسازی این ملودی ها شبی خوش از خاطرات انقلاب را برای مردم به جا بگذارم. لطفی در پاسخ به این سئوال که چرا قطعات چاووش 6 و 8 را با گروه موسیقی شیدای سابق اجرا نمی کند، گفت: اجرا با همان گروه در حال حاضر کار دشواری است بر همین اساس قصد دارم کاری ارائه دهم که باب پسند جوانان باشد و این اجرا را من به فال نیک می گیرم وامیدوارم در جشنواره سال آینده فرصتی پیش آید که آثار هنرمندانی چون حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان و همچنین شعارهایی که مردم در راهپیمایی ها سر می دادند در جشنواره سال آینده اجرا شود. سرپرست گروه شیدا افزود: البته در طول تمرینات با گروه شیدای جوان به این نتیجه رسیدم که اجرای آنها بسیار پر قدرت تر از اجرای نوازندگان شیدای دوران انقلاب است چرا که گروه موسیقی شیدا در گذشته بر اساس شرایط آن دوران قطعات شیدا را اجرا کردند در حالیکه نوازندگان جوان امروز با وجود ندیدن شرایط آن دوران این قطعات را به خوبی اجرا می کنند و من آرزو داشتم که اعضای گروه عارف و شیدا برای این اجرا در سی امین سال پیروزی انقلاب همراه با گروه های جوان به روی صحنه می آمدند و خاطرات آن روزها را با هم زنده می کردیم اما شرایط این اجازه را نمی دهد و این کار، کار سختی است. آهنگ ساز ایران ای سرای امید، در خصوص نگاه شخصی خود به آثارش گفت: هر هنرمندی آثارش را مانند فرزندانش دوست دارد و همه کارهایی که من ساخته ام بر اساس حوادث اجتماعی دورانی بوده که در آن زیسته ام. به عنوان مثال قطعه شب نورد و آزادی را بعد از شهادت استاد نجات الهی آهنگسازی و اجرا کردم و افتخار می کنم در واقعه بزرگی مثل انقلاب حضور داشتم و در کنار مردم برای پیروزی این رویداد تلاش کردم و این اتفاق را برای خودم شانس بزرگی می دانم. وی در پایان درباره حضور گروه های پاپ در جشنواره موسیقی فجر گفت: بسیاری از طرفداران موسیقی پاپ گمان می کنند که هنرمندان موسیقی سنتی با موسیقی پاپ عناد و دشمنی دارند این در حالی است که من به انواع موسیقی جاز، کلاسیک و غیره گوش می دهم اما از حاکمیت می خواهم برای فرهنگ کلی موسیقی در ایران یک استراتژی خاصی را در نظر بگیرند ضمن اینکه حضور جوانان در این دوره از جشنواره بسیار پر رنگ است. لازم به ذکر است محمدرضا لطفی 25 آذر ماه ساعت 11 صبح با موضوع موسیقی و تحولات اجتماعی در 30 سال اخیر سخنرانی خواهد کرد. لينك مطلب: http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=791052 لطفي: آثار انقلابي بزرگان موسيقي بايد به‌گوش نسل آينده برسد محمدرضا لطفي گفت:اميدوارم با برنامه‌ريزي مناسب آثار انقلابي بزرگاني چون عليزاده و مشكاتيان و نيز شعارهاي مردم در راهپيمايي‌هاي دوران انقلاب سال آينده توسط گروههاي مختلف در جشنواره موسيقي فجر اجر شود. در نشست خبري كه صبح امروز با حضور محمدرضا لطفي و بهراد توكلي مدير برنامه‌هاي كنسرت لطفي در موسسه آواي شيدا برگزار شد؛ لطفي در خصوص كنسرت خود در جشنواره موسيقي فجر گفت:كنسرت ما بيست و چهارم و بيست و پنجم آذر در بخش ويژه جشنواره اجرا خواهد شد كه در آن قطعات آثار اوايل انقلاب از جمله سپيده كه بعدها به بشارت معروف شد و بانگ ني براساس شعري از سايه را اجرا خواهيم كرد. وي ادامه داد:انتخاب اين قطعات به منظور زنده كردن خاطرات مردم است بر اين اساس ترجيح دادم با بازسازي آنها را خوانندگان جوان اجرا كنم .به طوري كه در اين كنسرت محمد معتمدي قطعه سپيده و عليرضا شاه‌محمدي بانگ ني را خواهد خواند و اميدوارم با اين بازسازي بتوانيم براي اولين بار اجراي آنها را بصورت تصويري نيز منتشر كنيم چرا كه اينها بخشي از خاطره مردم ايران است كه نسل‌هاي جديد بايد با شنيدن آنها در حال و هواي زمان انقلاب قرار بگيرند. بهراد توكلي نيز درخصوص اين كنسرت گفت: 24 آذر همنوازان شيدا، سپيده و چاوش 6 و 25 آذر نيز بانوان شيدا بانگ ني و چاوش 8 را اجرا خواهند كرد كه در هر دو كنسرت استاد لطفي در بخش اول به بداهه نوازي برپايه ملودي‌هاي دوران انقلاب مي‌پردازد. د ادامه لطفي در خصوص ملوديهاي دوران انقلاب افزود: تلاش من بر اين است كه تم‌هايي را كه برگرفته از حضورمان در شرايط انقلاب است را با يك خط سير مشخص بصورت تك‌نوازي ارائه كنم كه البته در اين كنسرت برخي از اين تم‌ها را با شعرهايي از خودم بصورت دكلمه و يا آوازي اجرا خواهم كرد. *درخواست لطفي از اجراي آثار انقلابي بزرگان موسيقي به گزارش فارس،در ادامه اين نشست لطفي در خصوص عدم اجراي اين قطعات با گروه شيداي سابق گفت:اجرا با همان خوانندگان و نوازندگان كار دشواري است براين اساس كاري كه ما هم‌اكنون ارائه مي‌دهيم برخورد جديدي است كه احساسات جوانان امروز را تحريك مي‌كند. وي با بيان اينكه من اين اجرا را به فال نيك مي‌گيرم، اظهار داشت:اميدوارم آثار ديگر آهنگسازان از جمله عليزاده و مشكاتيان و شعارهايي كه مردم در راهپيمايي‌ها سرمي‌دادند با توجه به برنامه‌ريزي مناسب در جشنواره موسيقي سال آينده توسط گروههاي مختلف اجرا و بصورت صوتي و تصويري در قالب يك مجموعه كامل منتشر شود تا به گوش نسل‌هاي آينده برسد. *يكي از آرزوهاي من حضور گروه عارف و شيدا در كنار جوانان است لطفي درباره اجراي آثار دهه انقلاب با خوانندگان جوان گفت: در طول تمريناتي كه داشتم به اين نتيجه رسيدم اجرا و قدرت اين نوازندگان بيشتر از آن‌چيزي است كه در آن سالها اجرا شده است و تفاوتش در اين است كه آنها در شرايط آن زمان اين قطعات را اجرا كرده‌‌اند درحاليكه نوازندگان جوان من با وجود اينكه در آن شرايط حضور نداشتند اين قطعات را اجرا خواهند كرد. وي ادامه دا:من يكي از آرزوهايم اين بود كه تمام بچه‌هاي عارف و شيدا حضور داشتند و گروههاي جوان نيز در كنار آنها قرار مي‌گرفتند و اين قطعات را اجرا مي‌نمودند اما شرايط اجازه نمي‌دهد و جمع كردن آن شيداي سابق كار سختي است. *شب نورد و آزادي را بعد از تشييع جنازه شهيد نجات‌الهي ساختم وي با اشاره به نگاه شخصي خود به آثارش بيان داشت: هر هنرمندي آثارش همانند فرزندانش مي‌ماند و كارهايي كه من ساختم همه با حوادث اجتماعي آن زمان كه در حال رخ دادن بود ،توام شده بود بطوريكه شب‌نورد و آزادي را بعد از تشييع جنازه شهيد نجات‌الهي ساختم. *به حضورم در دوران انقلاب افتخار مي‌كنم وي با اشاره به دوران انقلاب اسلامي گفت:من افتخار مي‌كنم در يك واقعه به اين عظمت به نام انقلاب حضور داشتم و در خيابانها بودم .انقلاب چيزي نيست كه هر روز در دنيا اتفاق بيفتد و من به اين واسطه اين را براي خودم شانس مي‌بينم كه تجربه انقلاب را شخصي لمس كرده‌ام. *انقلاب در همه عرصه‌ها خلاقيت آفريد در ادامه اين نشست لطفي با اشاره به افزايش خلاقيت هنرمندان در دوران انقلاب گفت: در آن زمان گرافيك، موسيقي ، شعر و ادبيات به پيشرفت بالايي رسيد به طوري كه در زمينه موسيقي در من، عليزاده، مشكاتيان، شجريان و ديگران خلاقيت‌هاي زيادي ايجاد شد و من معتقدم انقلاب باعث ايجاد اين همه خلاقيت در بين هنرمندان و شاخه‌هاي هنري شد. *جشنواره موسيقي از فيلم و تئاتر ضعيف‌تر است اين نوازنده تار درخصوص اجرا در جشنواره موسيقي فجر بيان داشت :با توجه به بررسي‌هايي كه در اين مدت انجام دادم به اين نتيجه رسيدم كه جشنواره موسيقي در قياس با جشنواره سينما و تئاتر فجر بسيار ضعيف‌تر است و اهل موسيقي بخصوص موسيقدانان حرفه‌اي در آن مشاركت نداشته‌اند در حاليكه ما بايد از اين ده روز براي پيشبرد موسيقي بخوبي استفاده كنيم . وي ادامه داد:مشكل ما اين است كه در جشنواره هاي تئاتر و سينما بزرگاني چون انتظامي و نصيريان همانند جوانان در فستيوال شركت مي‌كنند اما من نمي‌دانم چرا موسيقيدانان برجسته در چنين جشنواره موسيقي شركت نمي‌كنند. لطفي بيان داشت:من از تمام برگزار كنندگان جشنواره و تمام وزارتخانه‌هاي فرهنگي مي‌خواهم كه جشنواره موسيقي فجر را به عظمت جشنواره فيلم برسانند.همچنين از موسيقدانان هم مي‌خواهم از چنين امكاني براي معرفي موسيقي و بازتاب آن در ايران و جهان تلاش كنيم و فضايي فراهم نماييم كه هنرمندان كشورهاي ديگر كه اشتياق اجرا در ايران را دارند در اين جشنواره حضور يابند .به عقيده من با كنار كشيدن حرفه‌اي‌هاي موسيقي هيچ اتفاقي در اين زمينه نمي‌افتد. لطفي با اشاره به جشنواره سال گذشته اظهار داشت: سال گذشته تالار بزرگ كشور در طول ده شب تنها به كنسرتهاي پاپ اختصاص داشت البته من مخالف پاپ نيستم اما وقتي حرفه‌ها كنار مي‌كشند كل برنامه‌ها مختص پاپ مي‌شود در حاليكه بايد با برنامه‌ريزي مناسب و سفارش دادن از ماهها قبل گروههاي مختلف در هر ژانري به اجرا بپردازند. سرپرست گروههاي شيدا افزود:اميدوارم همه موسيقيدان حرفه‌اي سال آينده اثرهاي جديدي بسازند و در اين ده روز اجراهايي را به صحنه ببرند. *درخواست لطفي براي تعيين استراتژي در موسيقي اين نوازنده تار با اشاره به حضور موسيقي‌هاي پاپ در كشور گفت: بعضي از طرفداران پاپ و هنرمندان اين عرصه فكر مي‌كنند موسيقيدان‌هاي ايراني با فعاليت‌هاي پاپ در ايران مخالفند و يا فكر مي‌كنند موسيقي ايراني مقابل پاپ قرار گرفته و يا برعكس در حاليكه چنين نيست و اين مردم هستند كه تصميم مي‌گيرند چه نوع موسيقي‌هايي گوش كنند. اما من از حاكميت جمهوري اسلامي عاجزانه تقاضا مي‌كنم براي فرهنگ كلي موسيقي ايران زمين يك استراتژي تعيين شده داشته باشد كه به يك ميزان موسيقي پاپ، ايراني، كلاسيك و نواحي فعاليت داشته باشند چرا كه تعادل مهمترين دستاورد انسان است. وي ادامه داد:به عقيده من جامعه‌اي كه متنوع است موسيقي‌هاي متنوع نير نياز دارد .من خودم به شخصه حاضر نيستم مدام سه‌تار و موسيقي ايراني گوش كنم بلكه در كنار آنها موسيقي پاپ، جاز، كلاسيك نيز گوش مي‌كنم چرا كه بعنوان يك موسيقي‌دان بايد در جريان تمام اتفاقات موسيقي كشور قرار بگيرم. *اجراي چاووش در شهرستانها در ادامه لطفي درخصوص اجراي اين برنامه در شهرستان‌ها گفت:اگر زودتر براي اجرا در جشنواره برنامه‌ريزي مي‌كردم قطعا ابتدا در شهرهايي كه حركت‌هاي اجتماعي دوران انقلاب از آنجاها زودتر شروع شد اين كنسرت را برگزار كردم چرا كه فرهنگ بايد در همه شهرها در گردش باشد و اين عادلانه نيست كه ما تمام برنامه‌ها را در تهران برگزار كنيم. *سهراب نامه را اجرا خواهم كرد لطفي در ادامه اين نشست به جنب و جوش جوانان بعد از حضورش در ايران گفت:بواسطه اجراهاي من با جوانان در اين عرصه هم جنب‌وجوشهايي صورت گرفته چرا كه بعد از كنسرتهايم ارسال سي دي و آثار جديد از سوي جوانان براي من يك دفعه افزايش يافت بطوريكه در حال حاضر اثري از يك آهنگساز جوان به دست من رسيده كه بعد از اين كنسرت مي‌خواهم آن را اجرا بكنم. وي با اشاره به نام اثر گفت: سهراب‌نامه براساس اشعاري از سهراب سپهري نام اين اثر است كه گروه در اجراي بعدي با تنظيم و نگاه آن جوان آن را اجرا خواهد كرد. همچنين دو هفته پيش مظفر شفيعي يكي از كارهايش را براي بازشنوي به من ارائه داد.به نظر من اينها اتفاقات خوبي است. *گروههاي سه‌گانه شيدا هر سال به روي صحنه مي‌رود اين نوازنده تار درخصوص برنامه‌هاي گروههاي سه‌گانه شيدا گفت:ما تمام تلاشمان اين است كه با گروههاي سه‌گانه شيدا هر ساله برنامه‌هايي را براي موسيقي جدي ايراني داشته باشيم.براين اساس گروهها به سختي تمرين مي‌كنند. وي ادامه داد: ما هميشه در اين تلاش بوده‌ايم كه تعداد برنامه‌ها را زيادتر كنيم و در اين برنامه‌هاي زياد خواننده‌هاي جديدي كه توانايي كار هنري را دارند را در طول سال به گروه اضافه كنيم.همچنين در كنار برنامه‌هايمان انتشار كارهاي تصويري را افزايش داده‌ايم بطوريكه تا اواخر اين ماه آلبوم كنسرت گروههاي سه‌گانه شيدا منتشر خواهد شد. *لطفي در جشنواره موسيقي فجر سخنراني خواهد كرد در ادامه اين نشست بهراد توكلي با اشاره به ديگر برنامه‌هاي لطفي گفت:ايشان 25 آذر ساعت 11 در تالار وحدت در خصوص موسيقي و تحولات اجتماعي سخنراني خواهد كرد .همچنين 28 و 29 آذر 2 و 3 دي‌ماه در در تالار فخرالدين اسعد گرگاني شهر گرگان نيز به همراه گروههاي شيدا اجرايي خواهد داشت كه البته يك بخش به بداهه نوازي و يك بخش هم به گروه‌نوازي اختصاص دارد. توكلي در پايان با بيان اينكه كنسرت لطفي به صورت مستقل در جشنواره موسيقي فجر برگزار مي‌شود، گفت: اين برنامه نيز همانند برنامه‌هاي قبلي با استانداردهاي كيفي موسسه آواي شيدا كه هميشه برگزار كننده كنسرتهاي استاد لطفي بوده برگزار خواهد شد و بليت‌هاي اين كنسرت نيز در سايت‌هاي فروش جشنواره در اختيار مخاطبان قرار خواهد گرفت منبع : ايسنا
    !! نوشته شده توسط آزاد | 16:32 | یکشنبه دهم آذر 1387 •

    تفکیک هنر آموزان

    بر اساس شنیده ها در جریان برگزاری کنسرت آقای اخشابی در همدان گویاعده ای تماشگر نما جو گیر شده بودندو به اجرای حرکات قبیحه ممنوعه موزون روی آورده بودند و این خبر را ارباب عمایم از مخبر صادقی شنیده بودند و بر اساس آن گزارش حسابی به مدیر کل ارشاد تاخته بودند و جنابش با خاطری آزرده مجوز اجرای تمام کنسرت ها را تا پایان سال لغو کرده اند تا خبر ارتباط نا مشروع حاج آقا گلستانی(امام جمعه تویسرکان) با اون خانم شوهر داره تحت شعاع این خبر قرار بگیره تازه به همین بسنده نکرده اند در جهت ارتقا فرهنگ اصیل عربی اسلامی طالبانیسم نیز روزهای حضور هنر جویان خانم و آقا را در آموزشگاه ها تفکیک کردند تا فعل حرامی صورت نگیرد چون به تازگی ایشان پی برده اند منشا ارتباطات نامشروع  دختر پسرا در همون چند دقیقه در انتظار  نششتن در دفتر آموزشگاه هاست نه در جند ساعت در خلوت با حاج آقایان.پس بنا بر این مجور کنسرت آقای کیوان ساکت هم لغو شده و به ایشان پیامکی ارسال شده بر این مضمون که آقای ساکت شما فعلا ساکت. خدا وند انشاللله عاقبت همه ما را ختم به خیر گرداند
    !! نوشته شده توسط آزاد | 23:3 | سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 •

    حسين عليزاده به جشنواره موسيقي فجر نمي‌آيد

    حسين عليزاده» نوازنده برجسته تار در بيست‌وچهارمين جشنواره بين‌المللي موسيقي فجر اجرايي نخواهد داشت. 
      

    «عليزاده» كه قصد دارد به همراه «محمدرضا درويشي» 6 و 7 دي‌ماه در تالار بزرگ كشور كنسرتي را برگزار كند، در جشنواره بيست و چهارم موسيقي فجر اجرايي نخواهد داشت.
    بنا بر اين گزارش، عليزاده تاكنون در هيچ دوره‌اي از جشنواره موسيقي فجر به روي صحنه نرفته است و اين بار نيز به‌واسطه اجراي مستقل خود در اين جشنواره حضور ندارد.
    او سال گذشته در گفت‌وگويي در خصوص جشنواره موسيقي فجر گفته بود: وجود هنرمندان صاحب سبك و جريان‌ساز موسيقي ايران در جشنواره موسيقي فجر لازم و ضروري است و براي اين كه اين اتفاق بيفتد بايد زير ساخت‌هاي اين جشنواره از اساس تغيير كند. متأسفانه عملكرد مسئولان در برگزاري اين جشنواره در طول دو دهه گذشته به گونه‌اي بوده كه ميل و رغبت براي حضور در جشنواره را از هنرمندان صاحب نام گرفته است.
    به گزارش فارس،كنسرت مشترك «عليزاده» و «درويشي» در دو بخش برگزار مي‌شود به طوري كه در بخش اول اين برنامه قطعه «كليدر» از ساخته‌هاي «محمدرضا درويشي» براساس رمان«محمود دولت‌آبادي»توسط بخش زهي اركستر سمفونيك ناسيونال اكراين به رهبري «ولادمير سيرنكو» اجرا مي‌شود.
    بخش دوم برنامه هم شامل اجراي سه اثر «ني‌نوا»،«عصيان» و«تركمن» از ساخته‌هاي «حسين عليزاده»خواهد بود. كه در اجراي قطعه تركمن، «حسين عليزاده»، «مسعود شعاري» و «بهداد بابايي» به عنوان نوازندگان شورانگيز و سه‌تار در كنار نوازندگان زهي اركستر سمفونيك ناسيونال اوكراين قرار خواهند گرفت.

    !! نوشته شده توسط آزاد | 22:35 | سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 •

    شهرام ناظری و هوشنگ کامکار در بیست و چهارمین جشنواره موسیقی فجر حضور ندارند.

    شهرام ناظری و هوشنگ کامکار در بیست و چهارمین جشنواره موسیقی فجر حضور ندارند.


    شهرام ناظری استاد آواز با اعلام این خبر در خصوص چرایی عدم حضور خود در این دوره از جشنواره موسیقی فجر گفت : طبق صحبت هایی که انجام شده بود قرار بود به پیشنهاد فرزندم"حافظ" با ترکیب جدیدی از نوازنده های کشورهای مختلف در بیست و چهارمین دوره جشنواره موسیقی فجر حضور داشته باشیم اما امکان حضور این نوازنده ها و چیدمان گروه جدید دراین فرصت اندک میسر نشد و به همین دلیل در این دوره از جشنواره موسیقی فجر حضور نداریم.


    این خواننده موسیقی ایرانی در ادامه درباره اجرای کنسرت در استان مازندران گفت : صحبت هایی برای برگزاری کنسرت هایی در طی شش شب به مناسبت یکصدویازدهمین سال تولد نیما یوشیج در شهرهای نور ،آمل و چالوس انجام داده ایم اما هنوز به قطعیت نرسیده است.


    هوشنگ کامکار نیز با اعلام اینکه برای حضور در جشنواره هیچ مذاکره ای نداشته است گفت در آینده نزدیک و خارج از جشنواره کنسرت هایی را در تهران و برخی شهرها برگزار خواهند کرد.
     

    !! نوشته شده توسط آزاد | 22:34 | سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 •

    21 گروه موسيقي سنتي در جشنواره فجر به رقابت مي پردازند

    اسامي گروههاي موسيقي سنتي در بخش رقابتي بيست و چهارمين جشنواره موسيقي فجر اعلام شد. 
       
     
    به نقل از روابط عمومي بيست و چهارمين جشنواره موسيقي فجر؛ ارفع اطرايي ، هوشنگ ظريف و مهدي آذر سينا مسئوليت انتخاب شاخه موسيقي سنتي را عهده دار بوده‌اند كه از ميان گروههاي متقاضي 21 گروه براي اجرا در اين دوره از جشنواره برگزيده شدند.
    در اين دوره گروههاي چون گروه سپهر به سرپرستي احمد رضا خواه،گروه ترنج به سرپرستي مريم نيك‌بين،
    گروه ترنج به سرپرستي برزو اميري،گروه آئينه به سرپرستي مجيد كوليوند،گروه اميدنو به سرپرستي اميد داورزني ،گروه حوسيان به سرپرستي بهنام جاويد،گروه باشا به سرپرستي پيمان خازني،گروه مشكاتيان به سرپرستي سيد مهدي ميرترابي،گروه زوان نو به سرپرستي رهام سبحاني،گروه نغمه پرواز به سرپرستي پروانه حاجي غلامحسين،گروه آبيدر به سرپرستي بهرام ساعد،گروه آلان از سنندج و به سرپرستي حميد حاصلي،گروه صباي سمنان از سمنان به سرپرستي امير رحمانيان،گروه فارابي همدان به سرپرستي علي آقا محمدي ،گروه خسروان به سرپرستي احسان انوريان از تربت حيدريه،گروه مهر آفاق به سرپرستي ياسر فاطمي از مشهد ،گروه مهوش به سرپرستي حسين سليماني ،گروه اشراق زنجان به سرپرستي اصغر محمدي از زنجان،گروه نواي هم آوازان به سرپرستي نادر يونسي سينكي و گروه نواي مخالف به سرپرستي مسعود نجفي به اجراي برنامه مي پردازند.
    بيست و چهارمين جشنواره موسيقي فجر از 19 تا 29 آذرماه بين اعياد قربان و غدير برگزار خواهد شد.
    برنامه هاي اين جشنواره در سالنهاي وحدت، رودكي، تالار بزرگ كشور، فرهنگسراي نياوران، فرهنگسراي هنر (ارسباران) ، مجموعه انقلاب اسلامي (برج آزادي) و خانه هنرمندان به اجرا درخواهد آمد.
     


    !! نوشته شده توسط آزاد | 22:33 | سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 •

    کنسرت گروه قمر


     

         گروه قمر طی روزهای 28 و 29 مهرماه سال 1387 برای  دومین سال پیاپی ، کنسرت خود را در سالن مجتمع فرهنگی هنری ابن سینا شهر همدان برگزار کرد. این کنسرت در ادامه تور این گروه به شهرهای ایران بود . من در شب دوم برگزاری کنسرت در سالن حضور داشتم و این گزارش ماحصل این شب است .
    برنامه طبق معمول همه برنامه های موجود در کشور با تاخیر 35 دقیقه ای آغاز گردید . امر نامبارکی که موجب اتلاف وقت بیمورد و کشیده شدن بی جهت برنامه تا ساعات آخر شب و خرد شدن اعصاب حضار میگردد . 
        طبق روال و عادات ذهنی و باورهایی که در اکثر شهرهای کشور دیده می شود  با وجود گرانی بیش از اندازه بهای بلیط نسبت به سال قبل یا کنسرتهای دیگر ، تنها به سبب غیر بومی بودن و شاید مشهور بودن یک یا دونفر از اعضا گروه استقبال چشمگیری از این کنسرت به عمل آمد . هر چند این امر از زوایایی نیکو و جای خرسندی دارد ولی اینکه کنسرتهای بومی  همیشه نگران عدم استقبال بوده و بعضا با متضرر شدن اعضا همراه می شود واقعه ای نگران کننده بوده و باعث عدم پیشرفت گروههای موسیقی در شهرها می شود . حتی دیده شده است که گروههای بومی بسیار بهتر و با کیفیت تر برنامه اجرا میکنند ولی بدلایل زیادی  از جمله رقابتهای ناسالم ، مردم به دیدن برنامه  آنان نمی روند .

        در هر صورت گروه قمر امسال با  تغییرات عمده ای دیده شد. وجود ساز قیچک با نوازندگی رضا آبایی ، جایگزینی بهزاد رواقی به جای علی خشتی نژاد و کامران منتظری به جای سحاب تربتی و حضور آرمان سیگارچی به عنوان نوازنده عود ، حذف دو خانم نوازنده کمانچه و عود از جمله این تغییرات بود . آهنگساز و سرپرست گروه نوید دهقان و خواننده نیز سالار عقیلی بود . برنامه طی دو قسمت انجام گرفت. در قسمت اول  که دارای هفت بخش بود به ترتیب یک تصنیف و یک ساز وآوازدر دستگاه ماهور و آواز اصفهان ارائه  گردید . قسمت دوم برنامه نیز تماما به آواز دشتی وکمی نیز به دستگاه شور اختصاص یافت .  نوید دهقان-سرپرست و آهنگساز گروه قمر     آهنگسازی قوی و نوازندگی های خوب گروه همچنان نقطه قوت نوید دهقان و همکارانش بود . با این وجود  کلیت کارهای نوید دهقان مشابهت زیادی به هم دارد و تنوع کمتری در آنها دیده میشود . به خصوص ریتم تصانیف  با وجود جذابیت و زیبایی هر یک ، بدلیل آنکه یکی پس از دیگری اجرا می شد و شباهتهایی نیز در آن وجود داشت دارای یکنواختی بود . نکته مثبت دیگر استفاده فراوان و قابل توجه از شعر نو در آوازها و تصانیف بود که به طرز ماهرانه ای ساخته شده بود و باعث نشد که شنونده نقصی در شعر نو و موسیقی ایرانی مشاهده کند . تصنیف هوای آفتاب نیز بسیار زیبا اجرا گردید و با تکرکرارمورد توجه قرار گرفت . تصنیف انتهایی برنامه نیز جزو همان کارهایی بود که سال گذشته نیز اجرا شد . این تصنیف نیز بسیار زیبا و خوب اجرا گردید . سالار عقیلی نیز به خوبی از عهده خواندن تصانیف بر آمد و صدایش همچنان او را یاری کرد . هرچند معتقدم تحریرهای وی کمی با تحریرهای واقعی یک خواننده موسیقی اصیل تفاوت دارد و آن تحریرهای ناشی از لرزش فک است .
        نکته مهمی که باید متذکر شوم طولانی بودن بیش از حد برنامه بود که واقعا باعث خستگی شرکت کنندگان گردید و باعث شد برخی ها در اواسط قسمت دوم سالن را ترک کنند . هر چند زحمات زیادی برای همه بخشهای کنسرت صورت گرفته بود و لی به مصداق "کم گوی و گزیده گوی" شایسته بود تعداد کارها که پانزده بخش بود به نصف تقلیل می یافت و در این صورت قطعا خستگی بر چهره حضار نمی نشست .

    *حاشیه های کنسرت :
       1 - بنا توضیحات  نوید دهقان در ابتدای برنامه ، نوازنده بم تار بدلیل اتمام مرخصی سربازی و لزوم حضور در محل خدمت گروه را ترک گفته بود  .
        2- در اواسط  قسمت اول برنامه ، سالار عقیلی به یکباره نوازندگی گروه را متوقف کرد و به صدا بردار سالن اعتراض کرد که صدای خواننده پایین آمده و صدای مونیتور مقابل وی نیز قطع میباشد . این اقدام نادرکه کمتر در کنسرتهای مشاهده می شود در نوع خود جالب نبود و تا آخر اجرای کنسرت سایه ای بر آن افکند و اذهان حضار را به خود مشغول کرد . چرا که صدای خواننده آنقدر پایین نبود که وی کنسرت را قطع کند و ثانیا در صورتی که عقیلی کمی تحمل میکرد قطعا مشکل حل میشد و قطع ناگهانی کنسرت اصلا قابل قبول نبود .
        3- استقبال خوب وارتقاء سطح شنیداری مردم و حفظ نظم سالن  در طول برنامه و صدا برداری مناسب از جمله نکات قابل ذکر کنسرت بود .
        4- نوید دهقان در سخنان ابتدایی خود به فروش سی دی آلبوم بیگاه در انتهای کنسرت (در سالن انتظار) که اخیر منتشر شده است با سی درصد تخفیف اشاره کرد. ولی این سی دی به قیمت سه هزار تومان به فروش میرفت. با توجه به اینکه سی دی های موسیقی معمولا به قیمت 3500 تومان فروش دارند با اعمال سی درصد تخفیف می بایست قیمت نهایی 2450 تومان میگردید. من از فروشنده قیمت بدون تخفیف این آلبوم را پرسیدم که وی بدون اطمینان گفت احتمالا 4000 تا 4200 که اگر این قیمت هم صحیح باشد که قطعا نیست باز هم فروش 3000 تومان ناعادلانه می نماید .در هر صورت اینگونه اعمال نادرست بوده و سوء استفاده از حضور علاقمندانی است که برای دیدن کنسرت آمده اند . این در حالی است که سی دی آلبوم راه و ماه که سال قبل تولید شد به قیمت 2000 تومان در دسترس قرار گرفت و همگان از قیمت و محتوای آلبوم راضی بودند .
         5- بروشور انتشار یافته ، در حد و اندازه گروه  نبود . در یک ورق A4  اسامی گروه و بخشهای اجرایی کپی شده بود و شناسنامه اعضا ، آواز ها و دستگاههای برنامه های اجراشده در آن وجود نداشت. همچنین  در قسمت معرفی اعضا نام سالار عقیلی نیز ذکر نشده  بود .
         6- از سوی اسپانسر گروه ، پذیرایی مناسبی از همه حاضرین کنسرت به عمل آمد .
         7- در پایان کنسرت به سی نفر به قید قرعه  مبلغ ده هزار تومان هزینه پذیرایی از سوی اسپانسر اهدا گردید.

    اسامی گروه قمر :
    رضا آبایی(قیچک) – نسیم اربابی(کمانچه)-علیرضا گرانفر(سنتور)-بهزاد رواقی(تار)-شاهین صفایی(تار)-آرش توکلی(بم تار)-آرمان سیگارچی(عود)-کامران منتظری(عود) – شهریار نظری(دف) – نوید دهقان(کمانچه)-سالار عقیلی(خواننده)

    در انتها لینک دانلود اولین تصنیف اجرا شده را در کنسرت میگذارم .

    دانلود تصنیف غلام قمر - دستگاه ماهور

    به نقل از وبلاگ بیداد

    !! نوشته شده توسط آزاد | 21:40 | یکشنبه پنجم آبان 1387 •

    RSS