تبليغاتX
هزاردستان

آرش کمانگیر

آرش کمانگیر برف می بارد برف می بارد به روی خار و خاراسنگ کوهها خاموش دره ها دلتنگ راه ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ بر نمی شد گر ز بام کلبه ها دودی یا که سوسوی چراغی گر پیامی مان نمی آورد رد پا ها گر نمی افتاد روی جاده های لغزان ما چه می کردیم در کولاک دل آشفته دمسرد ؟ آنک آنک کلبه ای روشن روی تپه روبروی من در گشودندم مهربانی ها نمودندم زود دانستم که دور از داستان خشم برف و سوز در کنار شعله آتش قصه می گوید برای بچه های خود عمو نوروز گفته بودم زندگی زیباست گفته و ناگفته ای بس نکته ها کاینجاست آسمان باز آفتاب زر باغهای گل دشت های بی در و پیکر سر برون آوردن گل از درون برف تاب نرم رقص ماهی در بلور آب بوی خاک عطر باران خورده در کهسار خواب گندمزارها در چشمه مهتاب آمدن رفتن دویدن عشق ورزیدن در غم انسان نشستن پا به پای شادمانی های مردم پای کوبیدن کار کردن کار کردن آرمیدن چشم انداز بیابانهای خشک و تشنه را دیدن جرعه هایی از سبوی تازه آب پاک نوشیدن گوسفندان را سحرگاهان به سوی کوه راندن همنفس با بلبلان کوهی آواره خواندن در تله افتاده آهوبچگان را شیر دادن نیمروز خستگی را در پناه دره ماندن گاه گاهی زیر سقف این سفالین بامهای مه گرفته قصه های در هم غم را ز نم نم های باران شنیدن بی تکان گهواره رنگین کمان را در کنار بان ددین یا شب برفی پیش آتش ها نشستن دل به رویاهای دامنگیر و گرم شعله بستن آری آری زندگی زیباست زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست پیر مرد آرام و با لبخند کنده ای در کوره افسرده جان افکند چشم هایش در سیاهی های کومه جست و جو می کرد زیر لب آهسته با خود گفتگو می کرد زندگی را شعله باید برفروزنده شعله ها را هیمه سوزنده جنگلی هستی تو ای انسان جنگل ای روییده آزاده بی دریغ افکنده روی کوهها دامن آشیان ها بر سر انگشتان تو جاوید چشمهها در سایبان های تو جوشنده آفتاب و باد و باران بر سرت افشان جان تو خدمتگر آتش سر بلند و سبز باش ای جنگل انسان زندگانی شعله می خواهد صدا سر داد عمو نوروز شعله ها را هیمه باید روشنی افروز کودکانم داستان ما ز آرش بود او به جان خدمتگزار باغ آتش بود روزگاری بود روزگار تلخ و تاری بود بخت ما چون روی بدخواهان ما تیره دشمنان بر جان ما چیره شهر سیلی خورده هذیان داشت بر زبان بس داستانهای پریشان داشت زندگی سرد و سیه چون سنگ روز بدنامی روزگار ننگ غیرت اندر بندهای بندگی پیچان عشق در بیماری دلمردگی بیجان فصل ها فصل زمستان شد صحنه گلگشت ها گم شد نشستن در شبستان شد در شبستان های خاموشی می تراوید از گل اندیشه ها عطر فراموشی ترس بود و بالهای مرگ کس نمی جنبید چون بر شاخه برگ از برگ سنگر آزادگان خاموش خیمه گاه دشمنان پر جوش مرزهای ملک همچو سر حدات دامنگستر اندیشه بی سامان برجهای شهر همچو باروهای دل بشکسته و ویران دشمنان بگذشته از سر حد و از بارو هیچ سینه کینهای در بر نمی اندوخت هیچ دل مهری نمی ورزید هیچ کس دستی به سوی کس نمی آورد هیچ کس در روی دیگر کس نمی خندید باغهای آرزو بی برگ آسمان اشک ها پر بار گر مرو آزادگان دربند روسپی نامردان در کار انجمن ها کرد دشمن رایزن ها گرد هم آورد دشمن تا به تدبیری که در ناپاک دل دارند هم به دست ما شکست ما بر اندیشند نازک اندیشانشان بی شرم که مباداشان دگر روزبهی در چشم یافتند آخر فسونی را که می جستند چشم ها با وحشتی در چشمخانه هر طرف را جست و جو می کرد وین خبر را هر دهانی زیر گوشی بازگو می کرد آخرین فرمان آخرین تحقیر مرز را پرواز تیری می دهد سامان گر به نزدیکی فرود اید خانه هامان تنگ آرزومان کور ور بپرد دور تا کجا ؟ تا چند ؟ آه کو بازوی پولادین و کو سر پنجه ایمان ؟ هر دهانی این خبر را بازگو می کرد چشم ها بی گفت و گویی هر طرف را جست و جو می کرد پیر مرد اندوهگین دستی به دیگر دست می سایید از میان دره های دور گرگی خسته می نالید برف روی برف می بارید باد بالش را به پشت شیشه می مالید صبح می آمد پیر مرد آرام کرد آغاز پیش روی لشکر دشمن سپاه دوست دشت نه دریایی از سرباز آسمان الماس اخترهای خود را داده بود از دست بی نفس می شد سیاهی دردهان صبح باد پر می ریخت روی دشت باز دامن البرز لشکر ایرانیان در اضطرابی سخت درد آور دو دو و سه سه به پچ پچ گرد یکدیگر کودکان بر بام دختران بنشسته بر روزن مادران غمگین کنار در کم کمک در اوج آمد پچ پچ خفته خلق چون بحری بر آشفته به جوش آمد خروشان شد به موج افتاد برش بگرفت وم ردی چون صدف از سینه بیرون داد منم آرش چنین آغاز کرد آن مرد با دشمن منم آرش سپاهی مردی آزاده به تنها تیر ترکش آزمون تلختان را اینک آماده مجوییدم نسب فرزند رنج و کار گریزان چون شهاب از شب چو صبح آماده دیدار مبارک باد آن جامه که اندر رزم پوشندش گوارا باد آن باده که اندر فتح نوشندش شما را باده و جامه گوارا و مبارک باد دلم را در میان دست می گیرم و می افشارمش در چنگ دل این جام پر از کین پر از خون را دل این بی تاب خشم آهنگ که تا نوشم به نام فتحتان در بزم که تا کوبم به جام قلبتان در رزم که جام کینه از سنگ است به بزم ما و رزم ما سبو و سنگ را جنگ است در این پیکار در این کار دل خلقی است در مشتم امید مردمی خاموش هم پشتم کمان کهکشان در دست کمانداری کمانگیرم شهاب تیزرو تیرم ستیغ سر بلند کوه ماوایم به چشم آفتاب تازه رس جایم مرا نیر است آتش پر مرا باد است فرمانبر و لیکن چاره را امروز زور و پهلوانی نیست رهایی با تن پولاد و نیروی جوانی نیست در این میدان بر این پیکان هستی سوز سامان ساز پری از جان بباید تا فرو ننشیند از پرواز پس آنگه سر به سوی آٍمان بر کرد به آهنگی دگر گفتار دیگر کرد درود ای واپسین صبح ای سحر بدرود که با آرش ترا این آخرین دیداد خواهد بود به صبح راستین سوگند بهپنهان آفتاب مهربار پاک بین سوگند که آرش جان خود در تیر خواهد کرد پس آنگه بی درنگی خواهدش افکند زمین می داند این را آسمان ها نیز که تن بی عیب و جان پاک است نه نیرنگی به کار من نه افسونی نه ترسی در سرم نه در دلم باک است درنگ آورد و یک دم شد به لب خاموش نفس در سینه های بی تاب می زد جوش ز پیشم مرگ نقابی سهمگین بر چهره می اید به هر گام هراس افکن مرا با دیده خونبار می پاید به بال کرکسان گرد سرم پرواز می گیرد به راهم می نشیند راه می بندد به رویم سرد می خندد به کوه و دره می ریزد طنین زهرخندش را و بازش باز میگیرد دلم از مرگ بیزار است که مرگ اهرمن خو آدمی خوار است ولی آن دم که ز اندوهان روان زندگی تار است ولی آن دم که نیکی و بدی را گاه پیکاراست فرو رفتن به کام مرگ شیرین است همان بایسته آزادگی این است هزاران چشم گویا و لب خاموش مرا پیک امید خویش می داند هزاران دست لرزان و دل پر جوش گهی می گیردم گه پیش می راند پیش می ایم دل و جان را به زیور های انسانی می آرایم به نیرویی که دارد زندگی در چشم و در لبخند نقاب از چهره ترس آفرین مرگ خواهم کند نیایش را دو زانو بر زمین بنهاد به سوی قله ها دستان ز هم بگشاد برآ ای آفتاب ای توشه امید برآ ای خوشه خورشید تو جوشان چشمه ای من تشنه ای بی تاب برآ سر ریز کن تا جان شود سیراب چو پا در کام مرگی تند خو دارم چو در دل جنگ با اهریمنی پرخاش جو دارم به موج روشنایی شست و شو خواهم ز گلبرگ تو ای زرینه گل من رنگ و بو خواهم شما ای قله های سرکش خاموش که پیشانی به تندرهای سهم انگیز می سایید که بر ایوان شب دارید چشم انداز رویایی که سیمین پایه های روز زرین را به روی شانه می کوبید که ابر ‌آتشین را در پناه خویش می گیرید غرور و سربلندی هم شما را باد امدیم را برافرازید چو پرچم ها که از باد سحرگاهان به سر دارید غرورم را نگه دارید به سان آن پلنگانی که در کوه و کمر دارید زمین خاموش بود و آسمان خاموش تو گویی این جهان را بود با گفتار آرش گوش به یال کوه ها لغزید کم کم پنجه خورشید هزاران نیزه زرین به چشم آسمان پاشید نظر افکند آرش سوی شهر آرام کودکان بر بام دختران بنشسته بر روزن مادران غمگین کنار در مردها در راه سرود بی کلامی با غمی جانکاه ز چشمان برهمی شد با نسیم صبحدم همراه کدامین نغمه می ریزد کدام آهنگ ایا می تواند ساخت طنین گام های استواری را که سوی نیستی مردانه می رفتند ؟ طنین گامهایی را که آگاهانه می رفتند ؟ دشمنانش در سکوتی ریشخند آمیز راه وا کردند کودکان از بامها او را صدا کردند مادران او را دعا کردند پیر مردان چشم گرداندند دختران بفشرده گردن بندها در مشت همره او قدرت عشق و وفا کردند آرش اما همچنان خاموش از شکاف دامن البرز بالا رفت وز پی او پرده های اشک پی در پی فرود آمد بست یک دم چشم هایش را عمو نوروز خنده بر لب غرقه در رویا کودکان با دیدگان خسته وپی جو در شگفت از پهلوانی ها شعله های کوره در پرواز باد غوغا شامگاهان راه جویانی که می جستند آرش را به روی قله ها پی گیر باز گردیدند بی نشان از پیکر آرش با کمان و ترکشی بی تیر آری آری جان خود در تیر کرد آرش کار صد ها صد هزاران تیغه شمشیر کرد آرش تیر آرش را سوارانی که می راندند بر جیحون به دیگر نیمروزی از پی آن روز نشسته بر تناور ساق گردویی فرو دیدند و آنجا را از آن پس مرز ایرانشهر و توران بازنامیدند آفتاب درگریز بی شتاب خویش سالها بر بام دنیا پاکشان سر زد ماهتاب بی نصیب از شبروی هایش همه خاموش در دل هر کوی و هر برزن سر به هر ایوان و هر در زد آفتاب و ماه را در گشت سالها بگذشت سالها و باز در تمام پهنه البرز وین سراسر قله مغموم و خاموشی که می بینید وندرون دره های برف آلودی که می دانید رهگذرهایی که شب در راه می مانند نام آرش را پیاپی در دل کهسار می خوانند و نیاز خویش می خواهند با دهان سنگهای کوه آرش می دهد پاسخ می کندشان از فراز و از نشیب جادهها آگاه می دهد امید می نماید راه در برون کلبه می بارد برف می بارد به روی خار و خارا سنگ کوه ها خاموش دره ها دلتنگ راهها چشم انتظاری کاروانی با صدای زنگ کودکان دیری است در خوابند در خوابست عمو نوروز می گذارم کنده ای هیزم در آتشدان شعله بالا می رود پر سوز شنبه 23 اسفند 1337 زنده یاد سیاووش کسرایی
!! نوشته شده توسط آزاد | 0:0 | پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 •

پيشنهاد شجريان براي برگزاري جشنواره سازهاي ابداعي

در جلسه شوراي عالي خانه موسيقي، محمدرضا شجريان رئيس اين شورا، برگزاري جشنواره‌اي براي معرفي سازهاي ابداعي را پيشنهاد كرد.


در جلسه شوراي عالي خانه موسيقي كه با حضور اعضاي شورا برگزار شد، محمدرضا شجريان، رئيس اين شورا با پيشنهاد برگزاري جشنواره‌اي براي معرفي سازهاي ابداعي گفت: براي حمايت از نوآوري و فعاليت در زمينه‌هاي تحقيقاتي و پژوهشي، خانه موسيقي مي‌تواند جشنواره‌اي براي سازهاي جديد و ابداعي برگزار كند.
وي با اشاره به چگونگي برگزاري اين جشنواره ادامه داد: در اين جشنواره مي‌توانيم به تلاش‌هايي كه در سال‌هاي اخير براي بهبود بكارگيري سازها و رفع نواقص آنها در تكنوازي و به خصوص گروه نوازي شده، حمايت كنيم.


* لزوم تشكيل دفتري براي مصوبات شوراي عالي
--------------------------------------------------------
در ادامه اين جلسه كامبيز روشن روان، دبير شوراي عالي خانه موسيقي با تاكيد بر لزوم تشكيل دفتري براي پيگيري مصوبات شوراي عالي گفت: ما بايد دفتري در خانه موسيقي تشكيل دهيم تا مصوبات شوراي عالي خانه موسيقي را مورد بررسي و پيگيري قرار دهد. ضمن اينكه بايد از سوي شوراي عالي خانه موسيقي فردي را به عنوان نماينده شورا مسئول اين دفتر و پيگيري هاي مصوبات شورا كنيم تا مصوبات را به اجرا درآوريم.


*خانه هنرمندان در اختيار موزيسين‌ها قرار مي‌گيرد
------------------------------------------------------------
محمد سرير مديرعامل خانه موسيقي گفت: ما با مسئولين سالن‌هاي سطح تهران مذاكره كرديم تا فضاهايي را در اختيار خانه قرار دهند. به اين ترتيب اعضاي كانون‌ها مي‌توانند فعاليت‌هايي از قبيل گردهمايي، نشست هاي پژوهشي، كنسرت‌هاي كوچك و يا كارگاه‌هاي آموزشي داشته باشند.
يكي از اين سالن‌ها سالن اجتماعات خانه هنرمندان است كه قرار است هر ماه دو شب در اختيار خانه قرار گيرد.


*ظريف خواستار رسيدگي به وضعيت هنرستانهاي موسيقي شد
-------------------------------------------------------------------------------
هوشنگ ظريف يكي از اعضاي شوراي عالي خانه موسيقي در اين جلسه گفت: من از وضعيت هنرستان‌هاي موسيقي ناراضي‌ام و از شورا مي‌خواهم به وضعيت آنها رسيدگي شود.
وي ادامه داد: معلمان از وضعيت هنرستان‌هاي موسيقي ابراز نارضايتي مي‌كنند. ضمن اين كه نزديك به 5 ماه است حق‌الزحمه خود را دريافت نكرده‌اند. به نظرم شورا بايد اهميت و جايگاه معلمان در اين حوزه را مورد توجه قرار دهد تا معلمان هنرستان‌ها نيز به كار و فعاليت دلگرم‌تر باشند


لينك خبر‌:


http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8711120448



منبع : فارس
!! نوشته شده توسط آزاد | 0:38 | یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 •

بزرگان هنر مهمان آخرين شب كنسرت عليزاده و درويشي

آخرين شب از كنسرت مشترك حسين عليزاده و محمدرضا درويشي با حضور جمعي از هنرمندان و اهالي موسيقي در تالار بزرگ كشور برگزار شد.


در آخرين اجراي مشترك اركستر سمفونيك ناسيونال اكراين با حسين عليزاده و محمدرضا درويشي ـ شامگاه گذشته ـ هنرمنداني چون شهرام ناظري، همايون و محمدرضا شجريان، داريوش طلايي، داود گنجه‌اي، سالار عقيلي، هادي منتظري، محمدرضا اصلاني، سعيد پورصميمي، ليلي گلستان، پيمان يزدانيان، مجيد انتظامي و ... حضور داشتند.


در بخش نخست اين كنسرت سوئيت سمفوني «كليدر» در هشت بخش و در بخش دوم قطعاتي همچون «شيشه رنگي» ساخته هوشيار خيام، «عصيان»، «ني‌نوا» و «تركمن» ساخته‌ي حسين عليزاده با تك‌نوازي هوشيار خيام، پاشا هنجني، وفا مصباحي، بهداد بابايي، مسعود شعاري و حسين عليزاده با رهبري ولاديمير سيرنكو و همراهي اركستر سمفونيك ناسيونال اوكراين اجرا شد.


لينك خبر:


http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1261399



منبع : ايسنا
!! نوشته شده توسط آزاد | 0:37 | یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 •

تور موسيقي كيوان ساكت در اروپا برگزار مي‌شود

كيوان ساكت از برگزاري تور موسيقايي خود در كشورهاي اروپايي خبر داد.


كيوان ساكت آهنگساز و نوازنده تار  گفت: در اين تور كه اواسط اسفندماه برگزار مي‌شود به همراه بخشي از گروه وزيري به اجرا خواهيم پرداخت.
وي ادامه داد: در اين كنسرت‌ها كه در كشورهاي اروپايي چون آلمان، دانمارك، سوئد و .... برگزار خواهد شد گزيده‌اي از آثار سالهاي اخيرم را به صحنه خواهيم برد.
اين نوازنده تار با اشاره به ديگر برنامه‌هاي خود بيان داشت: طي سفري كه به كرمان داشتم فعاليت‌هاي اركستر كرمان را دوباره آغاز كردم به طوري كه اين اركستر وارد مرحله ديگري از كار خود شدند.
ساكت در خاتمه خاطر نشان كرد: هم اكنون مشغول جمع‌آوري آلبومي بر اساس اشعار فردوسي هستم.


 


لينك خبر‌:


http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8709110721



منبع : فارس
!! نوشته شده توسط آزاد | 0:36 | یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 •

محمد خاتمی ... حالت چطوره؟

سلام آقا محمد با ارادت
و عرض احترام از روی عادت

به رسم خوب ایام رفاقت
نوشتم نامه تا گیرم سراغت

نوشتم نامه ای با عشق و امید
اگر خطم بده لطفاً ببخشید

گمانم برده ای مارا ز یادت؟
منم ... «کبلا مرادو» از ولایت

چه ایام خوشی با هم سپردیم
چه بحث و گفتمان‌هایی که کردیم ...

حدوداً دوم خرداد بودا ...
دل مردم ز غم آزاد بودا ...

مث برق و مث توفان گذشت‌ها ...
به یادت هست که؟ هفتاد و هشت‌ها ...

کجایی مشتی؟ اینجا جات خالی‌ست
بدون تو ، تو ده صلح و صفا نیست

به این شدت که نه ... اما خدایی
محمد خاتمی! ... جداً کجایی؟

تو یاهو وقتی on هستم که نیستی
کلوب و سیصدوشصتم که نیستی ...

نه اخبار و نه بیست و سی میایی
هنوز چپ می‌زنی؟ یا با اونایی؟

دل مردم براتان تنگه تنگه ...
«حتی خاطرات تلختم واسه ما ... خیلی قشنگه!»

(زیادی شد اگر این مصرع فوق ولیکن
شد پر از احساس و از ذوق! (با تشکر از گروه سون)

همه اینجا سلامی می‌رسانند
اگرچه اکثراً چندی‌ست خوابند

ولی شکر خدا این کدخدائه
می‌گن قلبش طلاس ... دستش شفائه ...

اصن دست روی هر چی که می‌ذاره
طلا می‌شه ... سه سوت! ردخور نداره

خدا مرگم بده ...كافر شدم باز
چرا این‌گونه شد این نامه آغاز؟

به قول شاعر رند نظرباز(؟!)
بدون نام او کی نامه شد باز؟

«به نام حضرت باری تعالی»
( بدین صورت شروع شد نامه ... حالا!)

محمد خاتمی ... حالت چطوره؟
بگو دانم که احوالت چطوره؟

هنوز کیفیت به کوکه ... شاده جونت؟
هنوز سبزه سرت؟ سرخه زبونت؟

دماغت چاقه؟ اوضات خوبه سید؟
هنوز جنس عبات مرغوبه سید؟

هنوز هم بی‌جهت می‌خندی یا نه؟
به نافت گفتمان می‌بندی یا نه؟

(در صورت حذف بیت زیر جایگزین شود لطفاً)

هنوز دل به همه می‌بندی یا نه؟
به ریش جامعه می‌خندی یا نه؟

هنوزم طالب اصلاح هستی؟
به قول کدخدا ... گمراه هستی؟

اگر از حال ماها هم بخواهی
سلامت ... شادمانی ... روبه راهی

تمام مردم ده خوب خوبند
زنان مثل قدیم ... در رفت و روبند

و مردان مثل سابق گرم کارند
نه معتادند و نه دیگر خمارند ...

جوونای ده پایین و بالا ...
همه دنبال تحصیلن به مولا!

نه ماهواره نه علافی ... نه هیزی ...
نه کوکائین ... نه شیشه ... نه مریضی

از اون روزی که رفتی از ده ما
از این رو شد به اون رو کل اوضا(ع)

خلاصه از جلو ... پایین و بالا
به ما خوب می‌رسن ... الحمدللا

كريم اوقلي که گاوش شیر می‌داد!
همون که سهم آب و دیر می‌داد ...

درست شد وام تعمیرات خونه‌اش ...
جواد هم زن گرفته نوش جونش!

خودت دیدی که ده چی بود ... چی شد
زن اوستا غلام هم ساکشنی شد!

می‌گن جراحی کرد هفتاد و نه بار ...
حالا باید ببینيش ... روم به دیوار!

پس از یک دوره فعل و انفعالات ...
هزار الله اکبر ... از کمالات!

همه خوشحال و شاديم و غمي نيست
دگر بحث حضور خاتمي چيست؟

تمام گاوها ... گوساله‌ها خوب
عموها ... عمه‌ها و خاله‌ها خوب

مراتع سبز ... شالی‌ها به سامان
هوا عالی ... بهاری ... ناز ... مامان!

می‌گم راستی رضاتون چونه؟ سید؟
هنوزم درسشو می‌خونه سید؟

می‌خواست دکتر بشه از اون قدیما؟
تهش شد یا که زایید زیر درسا؟

نوشتی توی آن دستخط پیشی
می‌خواد دکتر شه ... می‌گفتی: «نمی‌شی!»

یه دانشگاه زده آکسفورد اینجا
که مدرک می‌ده مفتی ... ده تا ده تا!

به زیرک‌ها ... به دانشجوی باهوش ...
مگه کردان نیومد؟ خوب اونم روش!

رفیقت بود که یک ذره تپل بود ...
مشاور بود اگرچه، عقل کل بود!

دماغش چاقه؟ فوله گیگا بایتش؟
هنوز چیز می‌نویسه توی سایتش؟

فرامرز بچه مش اصغرآقا
براش کامنت می‌ذاره ... روزی صدتا

آخه پهنای باند ما زیاده ...
یه جورایی سر شیرش گشاده

خدا قوت بگو به این رئیسا ...
چه حالی داد به این وب‌لاگ نویسا ...

پروکسی و مروکسی ما نداریم
صدا داریم ولی سیما نداریم!

همه چی اینورا آزاد و مفته
اینو بی‌بی توی اخبار شنفته

رسیور این طرف‌ها هم حلاله
arab sat این وری ... سمت شماله!

می‌گن ارزونی بی‌سابقه است این
انیشتینه؟ خدایا! نابغه است این؟

اصن دنیا به یک هو زیر و رو شد
شنیدی بوش چطور بی‌آبرو شد؟

شنیدی چیزی از طرحای تازه؟
(قلندر خوابه و شب هم درازه؟)

جلو قاچاق خشخاشو گرفتن
شنیدی کل اوباشو گرفتن؟

خدا خیرش بده ما که رضاییم
نباشه، دسته جمعی کله پاییم

ز وضع قوت گر خواهی بدانی
پریم تا خرخره از شادمانی

اگر یک دو نفر هم شکوه دارند
از آن مزدورهای جیره خوارند

ملالی نیست اینجا طبق آمار
به جز دوری تو آن هم نه بسیار ...

برنج و نان و گندم هست کافی
می‌گم راستی توهم با قالیبافی؟!

ببینم توی دوری از ریاست ...
خبرهایی شنیدی از سیاست؟

شنیدی گنجی و آزاد کردن؟
به شدت مردم و ارشاد کردن؟

شنیدی توی دانشگاه زنجان ...
شنیدی چیزی از الهام و کردان؟

شنیدی برج میلاد و فروختن؟
شنیدی می‌شه چند تایی گرفت زن؟

خلاصه وضع ما که بی‌مثال است
گرانی؟ چی؟ تورم؟ نه ... محال است

«برنج آنجا کیلویی خون باباست؟»
برو سید، اینم از اون جواباست

برنج اینجا نهایت صد تومان است
مرامی، بهترین جای جهان است

خیار و سیب‌زمینی مفت مفت است
همان‌طوری که در آمار گفته است ...

تورم یک دو در صد «رشد» کرده ...
گرانی سوی مردم «پشت» کرده ...

تساهل معنی تازه گرفته ...
نمونه‌اش قافیه در مصرع فوق!!

تمام شد جیره کاغذ ولیکن
حکایت همچنان باقی‌ست عمراً

خلاصه می‌کنم ای خاتمی جان
ببین من چه خوشم: «آخ جانمی جان!!»

همه خوشحال و شادیم و غمی نیست
نیازی به حضور خاتمی نیست

به جان تو خوشیم بسیار سید!
حالا می‌خوای بیای چی کار سید؟

برو هر جا که حال کردی سفر کن
اصولاً فکر ده از سر به در کن ...

برو ایتالیا ... قسطنطنیه
ولایت را دودر کن کی به کیه؟

فقط رفتی اگر از این بیابان
سلامم را رسان لطفاً به باران ...

در آخر این تو و این وضع ایران ...
حالا می‌خوای بیا ... می‌خوای بپیچان!
!! نوشته شده توسط آزاد | 20:43 | دوشنبه هفتم بهمن 1387 •

عادل فردوسي پور

 

 عادل فردوسي پور

حمايتت مي كنيم

 

محل جمع اوری امضا برای حمایت از عادل فردوسی پور

برای دیدن در سایز اصلی روی آن کلیک کنید

برای دیدن در سایز اصلی روی آن کلیک کنید



!! نوشته شده توسط آزاد | 19:18 | دوشنبه هفتم بهمن 1387 •

کاش موسیقی هم برنامه نود داشت


مقدمه(طولانی تر از متن اصلی!!) :
       به احتمال زیاد برنامه نود را دیشب مشاهده کردید. اگر سری به سایتها و وبلاگها زده باشید از مدتها قبل و از لحظه  شروع برنامه و بلافاصله بعد و از آن تا کنون مطالب زیادی درباره آن نوشته اند.برنامه دیشب یک برنامه استثنایی و تاریخی در مدت بیش از ده سال پخش این برنامه بود . نود تنها برنامه آزاد اندیش تلویزیون به یمن وجود شخصی به نام  عادل فردوسی پور نماد عدالت و شجاعت است . اما عادل دیشب  در رسانه غیر ملی ، نخندید و زیاد صحبت نکرد و جمله " بسیار خوشحال هستیم که باز هم با برنامه نود در خدمت شماییم" را نگفت . این بار بنا به مصلحت نالایقان مسئول ، صدای عدالت را ساکت کرده بودند . جوان پاک و با صداقتی که حضورش در صدا و سیمای انحصاری یک اتفاق بوده است این بار سراسر مدت  برنامه را بغض کرده اجرا کرد و این بغض را به قلب میلیونها طرفدارش انتقال داد .  بدون شک  شخصی همانند او  در این رسانه ناپاک ، دلیرتر و متهورتر نیست .  اما عادل دیشب غمگین و افسرده برنامه را به سرعت تمام کرد و رفت و گفت : "اگر عمری باقی باشه و بشه روی این صندلی از حق و حقانیت دفاع کرد، هفته‌ی آینده هم در خدمتتون هستیم..." و همه مخاطبانش را میخکوب بر سر جای خود نشانید .
     به نظر من عادل فردوسی پور نه فقط در فوتبال بلکه در جامعه یک تحول گفتاری و نقادانه ایجاد کرده است . او از طریق نوع رفتار و سخنان مستدل با ارائه مستندات و سایر روشهای  نوین مصطلح در دنیا ، نحوه به چالش کشیدن مسئولین را آموزش داده است . عادل فردوسی پور می تواند برای مسئولان و بالا نشینان یک الگو و درس باشند . همه آنان باید در محضر وی شاگردی  کنند و یاد بگیرند که چگونه میتوان بی واهمه و هراس و بدون چاپلوسی حق و باطل را نشان مردم داد و بزرگان را به چالش کشید . هر چند این رویه باعث شد تا سرداران و نالایقان فدراسون فوتبال و رییس تربیت بدنی او را مزاحم کارهای نادرست خود بدانند و تحریمش کنند ولی چهره تزویر و نادرستی برای همه مردم عیان شد که چگونه حتی میتوان مخابرات را وادار به تحریم این برنامه نمود .
     همه ما و بخصوص سران بالای مملکتی  باید سخن گفتن ، ادب ، متانت ، سواد ، صداقت ، پاکی ، بی پروایی و .. را از فردوسی پور بیاموزیم و بیاموزند. فردوسی پور و برنامه محبوبش را در روزهای قبل بدلیل آنکه برخی سران ورزشی را در معرض دید عموم به قضاوت گذاشته بود تحریم کردند . مسئولان شبکه سه نیز او را ساکت کردند تا لب از لب باز نکند و مخابرات انحصاری نیزدر شبکه  Sms هایش برای این برنامه اختلال ایجاد کند تا خاموشی "عادل" به عنوان وجدان آگاه مردم تکمیل شود .
دیشب میلیونها نفر موبایل به دست آماده بودند از عدل طرفداری کنند وقرار بود بسیاری از دوستداران آزادی و عدالت ، دست کم  5 میلیون sms برای حمایت از یگانه برنامه خوب رسانه غیرملی ، به این برنامه ارسال کنند تا مشت محکمی بر دهان قلدر مابان باشد که سرداران و بلندپایگان اجازه آنرا ندادند. خوب که نگاه کنیم وضعیتمان از غزه بدتر است و بمب بارانهای فجیعتری و از نوع حکومتی بر سرمان می شود ولی ... . مثلا چرا باید دیشب این همه مشتاق برنامه نود به خاطر دستور برخی اینگونه تحمل دیر شروع شدن برنامه ، مدت زمان اندک آن ، مجری ناراحت و افسرده و .... بدهند .

...واما مطلب مرتبط :
        ای کاش در مورد وضعیت موسیقی هم برنامه ای به سیاق نود وجود داشت که ارکان و متولیان فرهنگی و هنری را در مورد موسیقی به چالش و تنگنا میکشید . ای کاش از این افراد و سیاستهایشان بازخواست می شد که  چگونه به سبب افکار متحجرانه و منجمد آنها موسیقی ملی و میهنی ما در سیمای حکومتی نمایش داده نمی شود و روز به روز منزوی تر شده و در اثر سیاستهای نابخردانه مسئولین ، پاپ و رپ و هوی و جاز و متال و ..... جای خود را در میان جوانان باز کردند ونوا و شمایل  تار و سه تار و کمانچه از ذهنها حذف شده است . ای کاش به جای  سهیل محمودی و محمد رضا جعفری که در برنامه های کلیشه هایشان  ، فقط به تمجید می پردازند  یک عادل فردوسی پور شجاع و بدون تملق هم برای موسیقی ، برنامه اجرا میکرد  و از این راه  اصلی ترین نهاد هنری موسوم به وزارت ارشاد را زیر سوال می برد که چرا وزیر مربوطه در یک کلام  نابخردانه ترویج موسیقی را جزو کارهای وزارت خانه اش به حساب نمی آورد .
امیدوارم این فایل تصویری به اندازه کافی گویا باشد

به نقل از وبلاگ بیداد

!! نوشته شده توسط آزاد | 19:15 | دوشنبه هفتم بهمن 1387 •

اجرای حسین علیزاده

کنسرت گروه موسیقی "ضربانگ" با همراهی حسین علیزاده مرداد سال آینده در تهران برگزار می شود.


بهنام سامانی نوازنده دف و دمام گروه موسیقی "ضربانگ" با اعلام این خبر گفت : پس از حضور آقای علیزاده درتور کنسرت گروه موسیقی "ضربانگ" که پاییزامسال در 12 شهر اروپا برگزار شد، اعضای گروه به اتفاق استاد علیزاده برای اجرای مشترک خود درتابستان آینده در تهران به توافق رسیدند وقرار شد در این اجرا برخی از ساخته های گروه "ضربانگ" و آقای علیزاده در دو بخش به روی صحنه رود. 


وی در ادامه به بخش های مختلف این اجرا اشاره کرد و گفت : دونوازی تنبک پژمان حدادی با دف ودمام و همچنین برخی از قطعات گروه ضربانگ توسط مرشد مهرگان با استفاده از اشعار باستانی در بخش اول اجرا می شود ، بخش دوم با تکنوازی سنتور جاوید افسری در چهارگاه آغاز می شود و پس از استاد علیزاده با شور انگیز خود قطعه "پرکن پیاله را" اجرا خواهد کرد.


این نوازنده دف به برنامه های این گروه موسیقی در آینده اشاره کرد وگفت : گروه "ضربانگ" از تاریخ 4 اسفند ماه در دو جشنواره در شهرهای آلمان کنسرت می دهد.


لازم به ذکر است پژمان حدادی نوزانده تنبک ، بهنام و رضاسامانی نوزانده دف و دمام ، حکیم لودین (نوازنده افغان مقیم آلمان)، جاوید افسری نوزانده سنتور و همچنین مرشد مهرگان از اعضای این گروه موسیقی هستند .


گروه موسیقی "ضربانگ" مشتق از گروه "دستان" است که 8 سال پیش فعالیت خود را رسما آغاز کرده و بیش از هرعنوانی درصدد معرفی سازهای کوبه ای ایران و ریتم های متنوع آن است.
 



لينك خبر :


http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=819613



منبع : مهر
!! نوشته شده توسط آزاد | 18:42 | دوشنبه هفتم بهمن 1387 •

تکنوازی سه تار ذوالفنون در استرالیا

جلال ذوالفنون تکنوازی سه تار همراه با مدیتیشن (ذهن ورزی ) را از تاریخ 23 بهمن در استرالیا تجربه می کند.


جلال ذوالفنون نوازنده سه تار با اعلام این خبر گفت : مدتی است که در محافل خصوصی همراه با یکی از اساتید "یوگا" تمرین آرامش و رفع خستگی ذهن را با تکنوازی سه تار در برخی از دستگاههای موسیقی ایران آغاز کرده که خوشبختانه به نتایج خوبی دست یافته ام و باید بگویم که موسیقی ایران به لحاظ تکنیکی به شدت توانایی همراهی مدیتیشن (ذهن ورزی) به واسطه یوگا را دارد.


وی درادامه خاطرنشان کرد: برهمین اساس تصمیم گرفتم این تجربه را برای نخستین بار در تور کنسرت 20 روزه ای که در استرالیا دارم به طور رسمی آغاز کنم و پس از آن درنظر دارم در چند برنامه مجزا کارکرد اینچنینی موسیقی ایران را با ارائه نمونه های عینی به بحث و بررسی بگذارم.


این نوازنده سه تار در ادامه افزود : جدا از تکنوازی سه تار همراه با مدیتیشن برخی قطعات را به شکل گروه نوازی و تکنوازی موسیقی ایرانی در این تور کنسرت اجرا می کنم.


لازم به ذکر است تور کنسرت ذوالفنون از 23 بهمن به مدت 20 روز در شهرهای ملبورن،سیدنی و ... از استرالیا برگزار می شود، سهیل و گلنوش ذوالفنون و آرش زنگنه از جمله نوزانده هایی هستند که در این کنسرت ذوالفنون را همراهی می کنند.


 
لينك خبر :


http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=822380

!! نوشته شده توسط آزاد | 18:40 | دوشنبه هفتم بهمن 1387 •

انتشار آلبوم جدید استاد شجریان



      آلبوم «رندان مست›› با صدای استاد محمد رضا شجریان تا پایان سال منتشر می شود، مجید درخشانی آهنگساز و نوازنده تار گروه شهناز با اعلام این خبر افزود: آلبوم «رندان مست» شامل قطعات بخش اول كنسرت مهرماه گروه شهناز در تهران است كه استاد شجریان در آن سازهای جدید خود را با اجرای قطعات این كنسرت معرفی كرد.

      او ادامه داد: این كنسرت در دو بخش «رندان مست» و «مرغ خوشخوان» برگزار شد و قرار است تا پایان سال بخش اول این اجرا با عنوان «رندان مست» منتشر شود.همچنین بخش دوم نیز در حال آماده شدن برای انتشار است كه آن نیز در آینده در بازار موسیقی منتشر خواهد شد.

       این نوازنده تار بیان داشت: «رندان مست» شامل قطعاتی چون زنگ شتر برگرفته از ردیف میرزا عبدا...، ساز و آواز، تصنیف چشم یاری از ساخته‌های شجریان با تنظیم بنده بر روی غزلی از حافظ، ساز و آواز، تصنیف باد صبا ساخته حسام‌السلطنه مراد با تنظیم من و با شعری از ملك الشعرای بهار، آواز شوشتری، چهارمضراب بیداد و تصنیف رندان مست از ساخته‌هایم به روی غزلی از مولانا در دستگاه همایون است.

منبع:پایگاه خبری تحلیلی فرارو

!! نوشته شده توسط آزاد | 18:38 | دوشنبه هفتم بهمن 1387 •

لوح فشرده تارنوازي لطفي با شعرخواني ابتهاج منتشر شد

دي‌وي‌دي تار نوازي «لطفي» با شعر خواني «هوشنگ ابتهاج» با عنوان «بال در بال» در بازار موسيقي منتشر شد.


بهراد توكلي مدير برنامه‌هاي لطفي  گفت: در اين اثر كه به مناسبت هشتادمين سالروز تولد م.الف.سايه منتشر شده در بخش اول تكنوازي سه‌تار لطفي در چهارگاه و در بخش دوم شعرخواني ابتهاج با تارنوازي لطفي در دستگاه دشتي به چشم مي‌خورد.
وي افزود: محمد قوي حلم نوازنده تنبك در هر دو بخش لطفي را در اجراي قطعات همراهي كرده است.
توكلي ادامه داد: اين دي‌وي‌دي كنسرت لطفي، ابتهاج و محمد قوي حلم در كلن آلمان است كه در سال 98 برگزار گرديد و امسال براي اولين بار در تهران منتشر شد.
به گزارش فارس، «بال در بال» از طريق موسسه آواي شيدا در بازار موسيقي منتشر شده است

!! نوشته شده توسط آزاد | 18:37 | دوشنبه هفتم بهمن 1387 •

RSS