تبليغاتX
هزاردستان

دو نوازي تار و تنبک در فرهنگسراي نياوران

کنسرت موسيقي دونوازي تار و تنبک در سالن اصلي فرهنگسراي نياوران اجرا مي‌شود.


آيدين عليانسب، نوازنده تار و پريسا ارشادي، نوازنده تنبک در اين دونوازي به اجراي قطعات در دستگاههاي چهارگاه و نوا مي پردازند.


اين دو نوازنده در بخش نخست کنسرت در دستگاه چهارگاه قطعات نغمه، چهارمضراب، زابل، درگذر، بيات شيراز، آراز(ملودي آذري)، بيداد ... و در بخش دوم کنسرت در دستگاه نوا قطعات کرشمه، گردانيه، سير (اشاره به گوشه‌هاي نيشابورک، عشيران، عشاق)، مژده، فراق و وداع (شوشتري) را مي‌نوازند.
آيدين عليانسب، متولد 1354 تهران است و فراگيري تار را نزد اساتيد بزرگي نظير حسين عليزاده و داريوش طلايي آغاز نموده و تحصيلات خود را در رشته پيانوکلاسيک در کنسرواتوار تهران و کميتاس ارمنستان به پايان رسانده است. پريسا ارشادي نيز متولد 1363 تهران است.
او فراگيري تنبک را از سال 70 نزد عبدالله معارفي، رضا سلمکي و مسعود براره آغاز كرده و با گروه‌هاي موسيقي خجسته، نيريز، ارکستر مضرابي و حوزه هنري تهران همکاري داشته است.
اين كنسرت  ساعت 30/18 پنج شنبه و جمعه 30 و 31 خرداد برگزار مي‌شود.


!! نوشته شده توسط آزاد | 18:28 | جمعه سی و یکم خرداد 1387 •

آغاز اجراهاي تابستاني محمدرضا شجريان

ايسنا ‌:


سرانجام پس از گردش تور دور دنيا، حاشيه‌ها، سرگرداني مشتاقان و فروش دوساعته‌ي تمام بليط‌ها، بليط‌هاي يك‌صدو50 هزار توماني، حذف همه‌جانبه‌ي خبرنگارها و...، صداي استاد آواز ايران بلند شد.


 محمدرضا شجريان با گروه "شهناز" در تالار بزرگ کشور در حالي همراه شد كه اين برنامه که طبق اعلام برگزارکنندگان، به‌خاطر آنچه كه "مستقرنشدن به‌موقع حاضران، گيرافتادن تعدادي از عوامل در آسانسور تالار و طولاني‌بودن صف سرويس‌ها" اعلام شد، با تأخير يك ساعته، در نخستين شب ساعت 21 آغاز و در شب دوم اجرا هم بدون عنوان‌ شدن اين عوامل حوالي ساعت 20:30 اجرا شد. محمدرضا شفيعي كدكني و هوشنگ ابتهاج ازجمله ميهمان‌هاي ويژه‌ي شجريان به‌شمار مي‌رفتند. برخي از مسؤولان و معاونان وزارت كشور نيز در اين كنسرت حاضر بودند.


گروه با همان لباس‌هاي رنگي اجراي سال‌هاي گذشته در تهران و اصفهان به صحنه آمدند. تنظيم صدا مشكلاتي را در اجرا به تكرار به‌وجود مي‌آورد. تا جايي كه باعث عصبانيت محمدرضا شجريان شد.


بخش نخست اجرا "رندان مست" بود در دستگاه "همايون" و پيش‌درآمدي از ساخته‌هاي مجيد درخشاني آغاز شد.


پس از نخستين قطعه‌ي شجريان در حالي كه از ميزان زياد دوربين‌هاي موبايلي كه در دستان حاضران به هوا بلند شده بودند به‌خشم آمده بود، به حاضران تاكيد مي‌كرد در صورت ادامه عكاسي و فيلم‌برداي اجرا را ادامه نمي‌دهد. اين اعتراض در طول اجرا و شب دوم هم ادامه داشت تا جايي كه وي حتا مورد به مورد تذكر مي‌داد.


اين درحالي است كه سال‌هاست هيچ عكاس خبري اجازه‌ي عكاسي از كنسرت‌هاي ايران محمدرضا شجريان را ندارد.


به گزارش ايسنا، در ادامه‌ي اجرا، گروه قطعه‌ي "زنگ شتر" را اجرا كردند و بعد از آن قطعه‌ي ساز و آوازي با غزل حافظ؛ "چشم ياري" را شجريان خودش ساخته بود، با غزلي از حافظ شيراز:


ما زياران چشم ياري داشتيم


خود غلط بود آنچه مي‌پنداشتيم


تا درخت دوستي كي بر دهد


حاليا رفتيم و تخمي كاشتيم


نور چشم و آب روي خويش را


ديده از خاك رهت انباشتيم


گفت‌وگو آيين درويشان نبود


ورنه با تو ماجراها داشتيم


شيوه‌ي چشمت فريب جنگ داشت


ما غلط كرديم و صلح انگاشتيم


كوي عشقت سر فلك خواهم زدن


چون ملك اينك علم افراشتيم


گفت خود دادي به ما دل حافظا


ما محصّل بر كسي نگماشتيم


مجيد درخشاني اما تنظيم اين آهنگ را برعهده داشت؛ تصنيف بعدي هم "باد صبا" بود باز هم با تنظيم مجيد درخشاني؛ كنسرت در بخش نخست با همخواني گروه، آواز شوشتري، چهارمضراب بيداد و رندان مست به‌پايان رسيد.


پس از تنفسي طولاني كه به حدود 45 دقيقه مي‌رسيد، اجرا در بخش دوم، با "مرغ خوشخوان" در دستگاه شور همراه شد.


قطعات اين بخش را محمدرضا شجريان با تنظيم مجيد درخشاني و شعرهايي از حافظ شيراز و مولانا ساخته بود.


امسال اما تقاضاي اجراي تصنيف "مرغ سحر" از سوي حاضران در دوشب نخست كنسرت جواب داد.


تالار يك‌پارچه خواند:


مرغ سحر ناله سر كن


داغ مرا تازه تر كن


زآه شرربار اين قفس را


بر شكن و زير و زبر كن


بلبل پربسته زكنج قفس درآ


نغمه آزادي نوع بشر سرا


وز نفسي عرصه اين خاك توده را


پر شرر كن؛ پر شرر كن


ظلم ظالم، جور صياد


آشيانم، داده بر باد


اي خدا اي فلك اي طبيعت


شام تاريك ما را سحر كن


نو بهار است... گل به‌بار است


اشك چشمم ژاله‌بار است


اين قفس چون دلم تنگ و تار است


شعله فكن در قفس اي آه آتشين


دست طبيعت گل عمر مرا مچين


جانب عاشق نگه اي تازه گل از اين


بيشتر كن... بيشتر كن... بيشتر كن


مرغ عاشق شرح حجران ... مختصر...  مختصر كن


ساعت از 24 گذشت كه مردم مرغ سحر خوانان با دوربين‌هاي روشن موبايل‌هاشان تالار را ترك كردند.


نوازندگان گروه شهناز متشكل از سينا جهان‌آبادي - کمانچه، شاهو عندليبي - ني، حامد افشاري - قيچک باس، مهرداد ناصحي - قيچک آلتو، کاوه معتمديان - کمانچه، رادمان توکلي - تار، رامين صفايي - سنتور، حميد قنبري - تنبک، حسين رضايي نيا - دف، محمدرضا ابراهيمي - عود، مژگان شجريان - سه‌تار و مصطفي عميدي‌فرد - بم تار و رباب، بودند.


کنسرت محمدرضا شجريان با گروه شهناز پنج شب ديگر، - اول، دوم، ششم، هشتم و نهم تيرماه جاري- برگزار خواهد شد.


كساني که در خريد دوساعته‌ي بليط‌ها از طريق اينترنت موفق نشده بودند، طي برگزاري دوشب گذشته‌ي اجرا از حدود ساعت 17 مقابل تالار بزرگ كشور حاضر شده بودند و پيش از ايشان دلال‌هاي بازار سياه در محل ورودي سالن حضور داشتند؛ بليط‌ها دست‌كم به سه تا چهار برابر قيمت خريد و فروش مي‌شد. قيمت برخي از رديف بليط‌ها تا يك‌صدو 50 هزار تومان و بيشتر هم مي‌رسيد.


دو شب گذشته بليط‌ روزهاي ديگر کنسرت نيز با همين قيمت‌ها در حال خريد و فروش بودند.


گفته مي‌شود عوايد حاصل اين اجرا به ساخت مقبره‌ي شمس تبريز در شهر خوي اختصاص مي‌يابد.

!! نوشته شده توسط آزاد | 18:24 | جمعه سی و یکم خرداد 1387 •

آغاز اجراهاي تابستاني محمدرضا شجريان

خبرگزاري فارس:


كنسرت روز اول «محمدرضا شجريان» با گروه شهناز در تالار بزرگ كشور حواشي‌هاي زيادي را به دنبال داشته است. از جمله قطع آسانسور باعث تاخير حضور شجريان در سالن كنسرت شد.
  
 
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس،كنسرت جديد شجريان با گروه شهناز از جمله كنسرتهايي بود كه در روز اول بازار سياه بليت را به اوج رسانده بود چرا كه بسياري از مردم كه از طريق اينترنت اقدام به تهيه بليت كرده بودند علي‌رغم پرداخت هزينه ،نتوانسته بودند بليت خود را دريافت كنند. اين مسئله با فروش غير قانوني به روش بازار سياه تا حدودي حل شد و اين افراد با در دست داشتن بليت‌هاي 150 و بعضا 65 هزار توماني به تالار بزرگ كشور راه يافتند تا شاهد هنرنمايي استاد آواز ايران با گروه جديدش باشند اما مدت طولاني را بر روي صندلي‌هاي تالار گذرانند تا استاد وارد صحنه شوند. دليل اين امر هم چيزي نبود جز قطع برق آسانسور تالار وزارت كشور!
يكي از حاضران مطلع در سالن كه خود را از عوامل اجرايي كنسرت معرفي كرد در تماس با خبرگزاري فارس در اين زمينه گفت: تاخير استاد شجريان براي ورود به سالن هنگام ورود به تالار به اين دليل بود كه ايشان پس از سوار شدن به آسانسور با قطع برق مواجه شد و تلاش مسئولان براي راه‌اندازي مجدد آسانسور مدتي به طول انجاميد.
هرچند به نقل از يكي از بينندگان اين كنسرت، استاد شجريان روي صحنه اعلام كرد كه نوازندگان گروهش در آسانسور محبوس شده بودند. وهمين عامل تاخير در آغاز شب نخست كنسرت است.
در هر صورت شب نخست كنسرت شجريان با يك ساعت تاخير شروع شده اما صدا برداري و نامناسب بودن سيستم صوتي و حتي فيلمبرداري و عكسبرداري مخاطبان ،ناراحتي شجريان را بر انگيخته و باعث شده وي تذكراتي را هم به صدابردار و هم به حضار دهد.
اين كنسرت از زمان اعلام شده تا پايانش حدود 4 ساعت به طول انجاميدكه در واقع جزء طولاني‌ترين كنسرتهاي استاد مسلم آواز ايران بوده است.
به گزارش فارس،اين كنسرت از قبل از شروع نيز حواشي‌هايي را نيز داشته است كه از آن جمله عدم دعوت از خبرنگاران و نيز عدم فروش بليت به مراكزي چون معاونت هنري ارشاد و نهادهاي مرتبط با موسيقي است كه در اين راستا تصور همگان بر اين بود كه خانه موسيقي شايد تنها نهادي باشد كه توانسته براي اعضايش بليت خريداري كند چرا كه شجريان خود رئيس شوراي عالي خانه موسيقي است. اما گويا اين نهاد نيز علي رغم اينكه سال گذشته در برگزاري كنسرت شجريان مشاركت هم داشته از اين مسئله مستثني نبوده و نتوانسته براي اعضايش بليت خريداري كند به طوري كه در اطلاعيه‌اي كه اين خانه در سايت خود منتشر كرده،آورده است كه خانه موسيقي هيچ سهميه‌اي از بليت‌هاي كنسرت گروه شهناز به خوانندگي شجريان براي توزيع بين اعضاي خانه ندارد.در واقع هيچ بليتي براي عرضه به اعضاي خانه در اختيار اين نهاد قرار نگرفته است.
تلاش خبرنگار فارس براي تماس با برگزاركنندگان اين كنسرت براي پي‌گيري مسائل پيش آمده هنوز بي‌نتيجه مانده است.
كنسرت محمدرضا شجريان با گروه شهناز 5 شب ديگر در تالار بزرگ كشور برگزار مي‌شود.


!! نوشته شده توسط آزاد | 18:18 | جمعه سی و یکم خرداد 1387 •

دستان آخرین کنسرت تابستانی را برگزار می کند

کنسرت گروه موسیقی "دستان" با آهنگسازی سعید فرجپوری و حمید متبسم و آواز همایون شجریان از 1 تا 4 شهریورماه در تالار بزرگ کشور برگزار می شود.


نماینده گروه موسیقی "دستان" در ایران با اعلام این خبر گفت : کنسرت گروه موسیقی دستان در دو بخش برگزار می شود؛ قسمت اول این کنسرت با آهنگسازی حمید متبسم در آواز دشتی است ؛ تصنیف "عاشقانه" با شعری از حمید متبسم ،ساز و آواز "بوی عشق" بداهه خوانی اشعار سعدی ،تصنیف "قیژک کولی" با شعری از محمدرضا شفیعی کدکنی، ساز و آواز "کمند زلف" بداهه خوانی کلام حافظ و تصنیف "زهی عشق" با شعری از مولانا از جمله قطعات بخش اول کنسرت گروه موسیقی "دستان" است.


سعید فرجپوری در ادامه افزود : مجموع قطعات قسمت دوم از ساخته های خودم در آوازاصفهان است و قرار است در این بخش قطعات "اشتیاق"(بی کلام)، تصنیف "چین زلف"با شعرعطار نیشابوری، تصنیف "اسرار عشق" با شعری از حافظ ،ساز و آواز "دلشده" بداهه خوانی اشعار عراقی و تصنیف "وطن" با شعر سیاوش کسرایی اجرا شود ؛ همچنین قطعاتی چون ساز و آواز "خورشید آرزو" و "عشق پاک"با استفاده از اشعار فریدون مشیری وبا آهنگسازی همایون شجریان در بخش ویژه این کنسرت اجرا می شود.


این نوازنده کمانچه و عضو گروه موسیقی "آوا" درخصوص کم و کیف برگزاری تور کنسرت گروه "آوا" در آمریکا و کانادا گفت : کنسرت گروه موسیقی " آوا" با آواز محمدرضا شجریان،"تار" نوازی مجید درخشانی ،"عود" حسین بهروزی نیا، تنبک و آواز همایون شجریان و دف حسین رضایی نیا در 2 شهر کانادا و 12 شهر آمریکا برگزار شد که با استقبال خوبی به ویژه در شهرهای آمریکا مواجه شد.


وی افزود : قطعات این کنسرت در دو بخش ماهور ، شور و افشاری بود که در بخش اول آثاری از محمدرضا شجریان و مجید درخشانی و در بخش دوم قطعاتی از آلبوم "غوغای عشق بازان" که مجموع ساخته های خودم است و همچنین ساخته هایی از استاد شجریان اجرا شد.


لازم به ذکر است موسسه فرهنگی "دل آواز" مجری برگزاری کنسرت گروه موسیقی "دستان" در شهریور ماه است.
 

!! نوشته شده توسط آزاد | 18:29 | دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 •

كنسرت ناظري در يزد

شهرام ناظري كه چندي قبل خبر ممانعت از برگزاري كنسرت وي در يزد خبرساز شده بود، از اواسط تير ماه با دادن كنسرت در اين شهر تور كنسرت خود در ايران را كليد خواهد زد.


پس از دو سال وقفه در اجرای کنسرت‌های ناظري، وي ابتدا در روزهای ۱۳ و ۱۴ تیرماه در یزد و سپس در شهرهای کرمان، قزوین ،اصفهان و تهران كنسرت‌هايي را برگزار خواهد كرد.


مدير برنامه هاي ناظري از همكاري و هماهنگي خوب با دست اندركاران ارشاد شهرهاي ياد شده و برخي از نهادهاي ذيربط خبر دادو ابراز اميدواري كرد بعد ازماه مبارك رمضان كنسرت هاي ديگر ناظري هم اجرا شود.


وي همچنين از حضور شهرام ناظري در پاريس خبر داد و گفت: ناظري به همراه هنرمنداني از آمریکا، هندوستان، آلمان و برخی کشورهای افریقایی و... به دعوت «جرالد ویولت» رئيس تئاتر شهر پاريس در اين مراسم حضور پيدا مي كند و به مدت ده دقیقه به اجرای موسیقی ایرانی خواهد پرداخت.[شهرام ناظري و دريافت نشان لژيون دنور]


ناظري كه  سال گذشته در تالار تئاتر شهر پاريس جايزه شواليه خود را دريافت كرد، ۲۳ خرداد براي خداحافظي رئيس اين مجموعه فرهنگي آواز خواهد خواند.


جرالد ویولت از چهره های فرهنگی و شناخته شده فرانسه است که نزدیک به سی سال ریاست مهمترین مرکز هنری فرانسه یعنی تئاتر شهر پاریس را بر عهده داشته است.


به گزارش همشهري‌آنلاين ويولت سال گذشته در مراسمي جايزه صاحب منصبي ناظري را به وي اهداء و از صداي وي تقدير كرد.


!! نوشته شده توسط آزاد | 18:28 | دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 •

كنسرت موسيقي چكاوك يادواره پرويز مشكاتيان

كارشناس موسيقي اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي گلستان گفت: كنسرت موسيقي سنتي دستگاهي "چكاوك" يادواره استاد "پرويز مشكاتيان" در استان اجرا مي‌شود.


"حسين ضميري" روز دوشنبه با بيان اينكه اعضاي اين گروه همگي از اهالي استان هستند افزود: اين كنسرت با هدف گراميداشت و اداي احترام به سالها فعاليت هنري استاد مشكاتيان در زمينه موسيقي در شهرهاي "گنبدكاووس، بندرگز و گرگان" برگزار مي‌شود.


وي با اشاره به‌برنامه‌ها و زمان اجراي اين كنسرت تصريح كرد: گروه چكاوك از ‪ ۲۶‬خردادماه در سالن مجتمع فرهنگي گنبدكاووس به اجراي برنامه مي‌پردازد و در روز ‪ ۲۸‬خرداد در مجتمع فرهنگي بندرگز و در روزهاي ‪ ۲۹‬تا ‪ ۳۱‬خرداد نيز در تالار فخرالدين اسعد گرگاني به اجراي برنامه موسيقي براي علاقه‌مندان به اين هنر مي‌پردازد.


ضميري ادامه‌داد: دراين گروه، محسن حسيني (تار)، علي فرهادي (كمانچه)، علي محمدي(دف)، داريوش شريعتي(سه تار)، سينا سعيدي(تنبك)، محمد كاوياني(سنتور) محمود ملاح(آواز)، آرش ذاكري (بمتار- سنتور) و محمدرضا ابراهيمي (ني) به اجراي برنامه مي‌پردازند.


!! نوشته شده توسط آزاد | 18:27 | دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 •

كيوان ساكت ‌: حمایت مالی از گروههای موسیقی صورت نمی گیرد

عدم حمایت مالی از گروه های موسیقی بزرگترین مشکل برای ادامه حیات و فعالیت آنها در عرصه موسیقی است .
کیوان ساکت نوازنده تار با بیان این مطلب درخصوص دلایل کم کاری و یا تعطیلی برخی از گروههای جوان موسیقی گفت: گروههای فعال در عرصه موسیقی دو نوع هستند؛یکی گروههایی که از تعدادی جوانهای فعال و علاقمند در حوزه موسیقی ایرانی با سازهایی مانند تار ، سه تار و سنتور تشکیل شده وهرچند وقت یک بار کنسرتهایی را در فرهنگسراها و...برگزار می کنند و بنابر بضاعت خویش درآمد ناچیزی از کنسرت های خود کسب می کنند ورفته رفته هم جذب گروههای بزرگ ترمی شوند.


وی در ادامه افزود : دسته دوم گروههای موسیقی بزرگ و جدی تری هستند که ریشه در همین گروههای کوچک دارند که کار خود را درابعاد وسیع تر دنبال می کنند که به نظرمن گروههایی از این دست هم به لحاظ مالی وهم به لحاظ معنوی نیاز به حمایت دارند که متاسفانه مسئولان امور فرهنگی به ویژه در حوزه موسیقی هیچ حمایت مالی و معنوی از گروههای جوان و جدی نمی کنند در نتیجه شاهد هستیم که بسیاری از این فعالیت ها درآغاز راه منحل می شوند در نتیجه فقط چند چهره مطرح موسیقی با گروه هایی که تشکیل می دهند فرصت حضور دراین عرصه را پیدا می کنند. 


سرپرست گروه موسیقی وزیری در پایان خاطرنشان کرد : یکی دیگر از مشکلات این است که عرصه فعالیت برای بسیاری از گروهها در طول سال عملا امکان پذیر نیست به این معنا که موسیقی در سه ماه از سال تعطیل است و در دیگر ماههای سال بهترین زمان و بهترین مناسبت ها به گروههای مطرح اختصاص می یابد از سوی دیگر گرفتاری های موجود برای کسب مجوز از دیگر مصائب و مشکلات برای فعالیت در عرصه موسیقی است. 
 

!! نوشته شده توسط آزاد | 18:26 | دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 •

دو نوازی در نیاوران

دو نوازی تار و تنبک"آیدین علیا نسب" و "پریسا ارشادی" 30 و 31 خرداد ساعت 18:30 در سالن اصلی فرهنگسرای نیاوران برگزار می شود.


این دونوازی تار و تنبک در دستگاههای چهارگاه و نوا برگزار می شود در بخش نخست قطعات "نغمه"،"چهارمضراب"،"زابل"،"درگذر"،"بیات شیراز"،"آراز" (ملودی آذری ) و "بیداد" در چهارگاه اجرا می شود و همچنین قطعات "کرشمه "،"گرد انیه"،"سیر"(اشاره به گوشه های نیشابورک،عشیران و عشاق)،"مژده"،"فراق" در بخش دوم و در نوا برگزار یم شود و قطعه پایانی هم " وداع" در شوشتری خواهد بود.


لازم به ذکر است "آیدین علیا نسب"دانش آموخته رشته پیانو کلاسیک در کنسرواتوار تهران و کمیتاس ارمنستان است و نوازندگی تار را نزد حسین علیزاده و و داریوش طلایی آموخته است ؛ پریسا ارشدی نیز تنبک را نزذ عبدالله معارفی ، رضا سلمکی و مسعود براره آغاز کرده و با گروه های موسیقی "نیریز" و "خجسته " همکاری کرده است.
 

!! نوشته شده توسط آزاد | 18:25 | دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 •

برترین خواننده و آهنگساز

بر اساس نتايج يك نظرسنجي «محمدرضا شجريان» به عنوان بهترين خواننده و «حسين عليزاده» به عنوان بهترين آهنگساز سال 86 انتخاب شده‌اند. 
   
 
اين نظرسنجي را ماهنامه «فرهنگ و هنر» در شماره بيستم خود كه ويژه خرداد و تير سال 87 است، انجام و منتشر كرده است.
اين نظرسنجي طي روزهاي 25 اسفند سال گذشته تا پايان فروردين امسال از طريق پايگاه خبري مجله «فرهنگ و آهنگ» برگزار شده بود كه در آن از مخاطبان خواسته شده بود در دسته‌بندي‌‌هاي مختلف بهترين‌هاي موسيقي سال 86 را انتخاب كنند.
نتايج اين نظرسنجي به شرح زير است:


*خوانندگان برتر:
در اين نظرسنجي محمدرضا شجريان با 313 امتياز، محسن نامجو با 236 امتياز، همايون شجريان با 167 امتياز، شهرام ناظري با 132 امتياز‌ و افسانه رثايي با 64 امتياز به عنوان بهترين خوانندگان سال 86 انتخاب شده‌اند.


*قطعات برتر:
از سوي ديگر قطعه «ساز خاموش» از آلبوم «ساز خاموش» با 64 امتياز، «ساقيا» از آلبوم «غوغاي عشقبازان» با 52 امتياز، «بزن زخمه» از آلبوم «ساز خاموش» با 35 امتياز، «ترنج» از آلبوم «ترنج» با 24 امتياز و «نواي هم‌ساز» از آلبوم «در سايه باد» با 24 امتياز به عنوان بهترين قطعه‌ها انتخاب شده‌اند.


*نوازندگان برتر:
نوازندگان برتر سال 86 نيز به ترتيب حسين عليزاده با 280 امتياز، محمدرضا لطفي با 165 امتياز، پيمان يزدانيان با 68 امتياز، بهداد بابايي با 61 امتياز و اردوان كامكار با 56 امتياز بوده‌اند.


*آهنگسازان برتر:
همچنين حسين عليزاده با 392 امتياز، محسن نامجو با 93 امتياز، هوشيار خيام با 76 امتياز، پرويز مشكاتيان با 63 امتياز و پيمان يزدانيان و محمدرضا لطفي با 57 امتياز به عنوان بهترين آهنگسازان از سوي شركت‌كنندگان در اين نظرسنجي انتخاب شده‌اند.


*بهترين كنسرت‌ها:
گروه هم‌آوايان به سرپرستي حسين عليزاده در تالار وزارت كشور با 288 امتياز، گروه آوا به سرپرستي محمدرضا شجريان در تالار وزارت كشور با 236 امتياز، بداهه نوازي محمدرضا لطفي در كاخ نياوران با 145 امتياز،‌‌ گروه كامكارها در تالار وزارت كشور با 57 امتياز و رسيتال پيانو به سرپرستي پيمان يزدانيان در تالار وحدت با 48 امتياز بهترين كنسرت‌هاي سال گذشته بوده‌اند.


*بهترين آلبوم‌ها:
«غوغاي عشقبازان» از شجريان با 173 امتياز، «ساز خاموش» از شجريان، عليزاده و كلهر با 132 امتياز، «ترنج» از محسن نامجو با 123 امتياز، «تاتاري» از هوشيار خيام با 96 امتياز، «شور رومي» از شهرام ناظري با 79 امتياز و «زير تيغ» از حسين عليزاده با 79 امتياز بهترين آلبوم‌هاي سال گذشته بودند.


!! نوشته شده توسط آزاد | 18:24 | دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 •

کنسرت شجریان

بليط کنسرت هفت روزه‌ي محمدرضا شجريان در تهران تمام شد.


 


در حالي كه از صبح امروز مخاطبان سايت متصدي فروش بليط‌هاي كنسرت هفت روزه‌ي استاد آواز ايران عموما با صفحه‌اي مواجه بودند كه از ممكن نبودن برقراري ارتباط خبر مي‌داد و در مواقعي هم همان پيام شرايط خريد بر صفحه مي‌آمد، دقايقي پيش در پيامي اعلام شد كه فروش بليط کنسرت يادشده در ساعت 16:45 دقيقه 11 خرداد به اتمام رسيده و آخرين بليط سيستم رزرو شده است!


در اين اطلاعيه از كاربران خواسته شده است كه در زمان تعين‌شده جهت پرداخت بهاي بليط به سايت مراجعه كنند.


قرار بود فروش بليط از ظهر روز دوشنبه ششم خرداد 1387، بدون رزرو آغاز و اقدام‌هاي لازم براي آن در دو بخش مقدمات خريد و خريد بليط انجام شود. اما اين تاريخ به دهم و پس از آن به يازدهم خرداد موكول شد و بدون اعلام رسمي مبني بر تغيير روش تهيه بليط، در حالي كه از ظهر امروز امكان دسترسي به خريد بليط عموما غيرممكن بوده است، پس از حدود چهار ساعت عنوان شد كه رزرو بليط‌ها تمام شده است.


كنسرت شجريان با گروه جوان شهناز - رودكي - روزهاي 29 و 30 خرداد، 1، 2، 6، 8 و 9 تيرماه 1387 در تالار بزرگ كشور - تهران - برگزار خواهد شد و بليط كنسرت يادشده با قيمت‌هاي 10 تا 35 هزار توماني عرضه شده‌اند.


شجريان در حال حاضر در ادامه‌ي تور کنسرت‌هاي کانادا و آمريکا، خارج از كشور به‌سر مي‌برد و قرار است روز چهاردهم خردادماه جاري در هوستون کنسرت ديگري برگزار كند.


!! نوشته شده توسط آزاد | 16:32 | دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 •

روزهای آشفته موسیقی ایران

داريوش پيرنياکان

وضعيت فعلي موسيقي کشور آنچنان آشفته است که انسان نمي داند از کجا شروع کند. پرسيده ايد که جشنواره موسيقي فجر چگونه و با چه کيفيتي برگزار شد. آيا بقيه مسائلي که در حول و حوش موسيقي وجود دارد همگي با قاعده و بر جاي خود هستند که به برگزاري موسيقي فجر بپردازيم؟ آيا موسيقي توليدي راديو و تلويزيون جوابگوي نيازهاي فرهنگي و معنوي جامعه فرهنگي و آرماني به قول مسوولان هست تا به نوع اجراي يک جشنواره بپردازيم؟ هنوز بعد از گذشت سه دهه از انقلاب شکوهمند اسلامي ايران سازهاي اصيل ايراني را در هيچ کدام از شبکه هاي تلويزيوني نشان نمي دهند. جوانان تا رده سني  30  سال نمي دانند شکل تار يا سه تار يا سنتور يا ني يا کمانچه چگونه است؛ مگر آنهايي که به کنسرت هاي برگزار شده در سالن ها مي روند و از نزديک اين سازها را مي بينند. از مسوولان مربوطه مي پرسم آيا ديدن خود ساز در سالن هاي کنسرت حرام نيست و ليکن ديدن عکس آن حرام است؟ توليد و پخش بي شمار از موسيقي هاي مبتذل و خوراندن زورکي آن از طريق شبکه هاي سراسري و موجه جلوه دادن آن توسط يک عده از انسان هايي که فقط و فقط به دنبال پول و شهرت هستند، حرام نيست و ليکن توليد موسيقي هنري و جدي و برگرفته از فرهنگ اصيل اين آب و خاک حرام است؟ در هيچ جاي دنياي پهناور و در هيچ کدام از کشورهاي دنيا دولت ها و متوليان امور فرهنگي از موسيقي هاي مبتذل و پيش پا افتاده حمايت نمي کنند بلکه برعکس از موسيقي هاي جدي و هنري و داراي ارزش هاي معنوي حمايت مي کنند. حالا چطور است در کشور ما که مسوولان همگي سنگ ارزشمداري و فرهنگي بودن را بر سينه مي کوبند از تنها چيزي که حمايت نمي کنند موسيقي فرهنگي و به قول خودشان موسيقي فاخر است، آيا باز هم بايد از جشنواره بگويم، فکر نمي کنم حرفي باقي مانده باشد «در خانه اگر کس است يک حرف بس است». جشنواره هم ملغمه يي است و بس از تمامي موسيقي هايي که شب و روز از تمامي رسانه هاي عمومي شنيده مي شود. خنده دار است که مسوولان هنري وزارت ارشاد اعلام کردند به نتيجه يي که مي خواستيم رسيديم. نتيجه اين بود که يک گروه بسيار پيش پا افتاده و به قول دوستان «در پيتي» را از شيلي آوردند و يک کمانچه و يک تنبک ايراني هم به آن افزودند و نتيجه عالي که مي خواستند از آن گرفتند و با اين کار ارزشمند به جوانان موسيقيدان کشور خودمان الگو دادند که جوانان غيور، مي بايست بعد از اين موسيقي که کار مي کنيد اينگونه باشد. شنيده شده است که از سال آينده مي خواهند جشنواره باز هم پربارتر و بهتر از سال هاي قبل برگزار شود آن هم چگونه؟ با برگزاري موسيقي پاپ، بايد نشست و به حال اين فرهنگ و اين موسيقي گريست. حقير که اين همه به کشورهاي دنيا جهت برگزاري کنسرت سفر کرده ام تا حال نشنيده ام ارگان رسمي و يا دولتي در يک کشور اقدام به برگزاري جشنواره موسيقي پاپ بکند. مسوولان فرهنگي کشور چه در وزارتخانه و چه در مجلس شوراي اسلامي سرشان را بالا بگيرند و با افتخار به مردم يعني مردمي که به آنها راي داده اند بگويند چه کارهاي بزرگي دارند انجام مي دهند و پول اين ملت بيچاره چگونه و در کجاها حيف و ميل مي شود. خداوند ان شاءالله همه ما را به راه راست هدايت فرمايد.

پنج شنبه، 12  بهمن  1385

منبع: اعتماد

!! نوشته شده توسط آزاد | 1:37 | دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 •

گفت و گو با كيوان ساكت نوازنده تار و آهنگساز

گفت و گو با كيوان ساكت نوازنده تار و آهنگساز با موسيقى دوران قاجار مبارزه مى كنم سه شنبه ۳ خرداد ۱۳۸۴ - Tue, May 24, 2005 دغدغه بسيار دارد، تار را خوب مى زند اين روزها نامش را با گروه وزيرى آنهايى كه موسيقى ايرانى را دنبال مى كنند بيشتر مى شنوند. كيوان ساكت، نوازنده تار و سه تار و آهنگساز متولد سال ۱۳۴۰ در مشهد است، از همان دوران كودكى براى رسيدن به رؤياها ،موسيقى را انتخاب كرد. در دو دهه فعاليت حرفه اى او در نوازندگى و آهنگسازى چند آلبوم و ده جلد كتاب در زمينه آموزش تار و سه تار از ساكت به بازار موسيقى عرضه شده است. براى جور ديگر بودن گروه وزيرى را اواسط دهه هفتاد تشكيل داد، اين گروه كنسرتهاى متعددى در ايران و كشورهاى ديگر برگزار كرده است، به او پيشنهاد داده شده كه با گروهى از بچه هاى بم تابستان كنسرتى در كشور فرانسه برگزار كند. به سراغ كيوان ساكت در يك روز بهارى رفتيم و از خودش و همه آنچه را كه مى خواهد پرسش كرديم. * كيوان ساكت از چه سالى قدم در عرصه موسيقى نهاد؟ - در حقيقت كار و تمرين هاى جدى من در موسيقى با اول انقلاب اسلامى آغاز شد. * دليل انتخاب «تار» و «سه تار» به عنوان ساز اصلى چه بود؟ آيا در زمينه نواختن سازهاى ديگر نيز فعاليتى داشته ايد؟ - طى اين سالها با سازهاى مختلف آشنايى مختصرى پيدا كردم. تنبك، پيانو، ويولون، كمانچه و حتى در ارتش ترومپت و شيپور مى زدم، ولى از آنجا كه دايى ام مدرس تار بود، به اين رشته علاقه مند شدم كه البته در اين بين تشويقهاى پدر و خصوصاً مادرم نيز كمك بزرگى برايم بود. دايى ام در كارگاه موسيقى كودكان و نوجوانان مدرس تار بود، او اولين مدرس من شد، استاد بعدى ام حميد متبسم بود. بعد از انقلاب نيز خودم به تنهايى و با كمك آثار ضبط شده استادان كار كردم. * شما سبك خاصى را در نوازندگى و آهنگسازى تار ايجاد كرديد. - سبك جديد به تعبير شما، داراى فرايند خاصى است كه خود به خود به وجود مى آيد، من همچون ديگران در طول زندگى ام در اثر شرايط اجتماعى، برداشت از محيط، نوع تمرينات و دانش اندوزيها، احساسات و نقطه ايده آلى كه خصوصاً در دوران كودكى در ذهنم داشتم، باعث شد كه نگاه و تفكر ديگرى به موسيقى داشته باشم. همه اينها باعث مى شود كه نوازندگى افراد را از هم متمايز كند. به عنوان مثال، استادانى همچون جليل شهناز، فرهنگ شريف، عليزاده، لطفى و... نيز با همين تفكرها گروههاى ديگرى را به وجود آوردند. * گروه «وزيرى» چگونه شكل گرفت؟ - در سال ۱۳۷۵ گروه وزيرى را با تعدادى از هنرمندان كشور چون محمد دلنوازى، شادروان سهيل ايوانى، فاضل جمشيدى، سياوش پورفضلى و تعدادى ديگر از دوستان راه اندازى كردم. اين گروه بعدها با پيوستن هنرمندان ديگرى وسعت پيدا كرد. حسن ناهيد، شادروان ايرج بسطامى، كريم قربانى، ناصر رحيمى، خورشيدفر و هنرمندان ديگر هر كدام در مقاطع مختلف با اين گروه همكارى داشتند. يك يا دو سال بعد هم گروه «جوان وزيرى» را بنا نهادم كه اين دو را بعدها در هم ادغام كردم و نظر به علاقه و اعتقادى كه به راه استاد بزرگ موسيقى ايران «كلنل على نقى وزيرى» داشتم، اسم گروه را وزيرى گذاشتم. تاكنون توانسته ايم كنسرتهاى بسيار بزرگى در تهران، شهرستانها و كشورهاى ديگر با اين گروه به روى صحنه ببريم. در اين گروه سعى كرديم موسيقى امروزى را با موسيقى دوران قاجار متمايز كنيم، چون به نظر مى رسد موسيقى دوران قاجار لطمه بسيار زيادى به فرهنگ و هنر كشور وارد كرده و ما هميشه سعى كرديم به نوعى با اين نوع موسيقى مبارزه كنيم. * درباره كنسرتى كه با اين گروه، قرار است در كشور فرانسه به نفع انجمن ياورى كودكان برگزار كنيد بگوييد؟ - انجمنى در كشور فرانسه هست به نام سوكوپوكولق كه از كودكان حمايت مى كند و چون فروش بخشى از آلبوم شرق اندوه خود را به اين انجمن اهدا كردم، نماينده انجمن به دفتر ما مراجعه كرد و قرار شد براى شصتمين سال تأسيس اين انجمن تعدادى از كودكان بم را به آنجا ببريم و يك برنامه هنرى اجرا كنيم و اگر قرار باشد اين كنسرت شكل بگيرد، اجراى آن به اواخر تابستان خواهد كشيد. * قطعه اى شما به نام تابلو موزيكال داريد كه ظاهراً به دليل هزينه بسيار سنگين ضبط و اجرا نشده است؟ - در حوزه بحث «گفت و گوى تمدنها» من طرحى به نام تابلو موزيكال ساختم و آن را به گفت و گوى تمدنها بردم، اما به دليل هزينه بسيار بالاى آن، هنوز مورد موافقت قرار نگرفته است. طرح به اين صورت است، يعنى يك اركستر بزرگ سمفونيك و يك گروه كر بزرگ نياز دارد. همچنين لازم است اركسترهاى سنتى كشورهاى ژاپن، هند و ايران هم در جلو آنها و جدا از هم قرار دهيم. اين تابلو ۴ قسمت دارد كه در يك قسمت از آن گفت و گوى اين سازها و موسيقى با يكديگر است. شروع آن با گامهاى كليسايى قديم است و بعد گروهها با موسيقى خود با هم گفت و گو مى كنند و سپس گروه كر و اركستر سمفونيك به آنها ملحق مى شوند و گروه كر با چند زبان انگليسى، فرانسه، آلمانى و ايتاليايى شعر واحدى را اجرا خواهند كرد. اما به دليل هزينه بسيار بالاى آن جهت نوشتن و اجرا كه تقريباً به يك سال زمان نياز است، اميدوارم به اين طرح جامه عمل پوشانده شود. * و اخيراً كنسرتى هم به همراه شهرام ناظرى در سالن وزارت كشور اجرا كرديد؟ - كنسرتى كه در تالار وزارت كشور به همراه پرويز مشكاتيان سنتور نواز و برجسته كشور و همكارى هنرمندان ديگر و صداى شهرام ناظرى صورت گرفت يك كنسرت خاص بود كه بعد از مدتها گروه عارف ارائه دادند. من از اجراى اين كنسرت خيلى خوشحالم و اميدوارم بزودى DVD اين اثر هم به جامعه هنرى كشور عرضه شود. اين برنامه گام مثبتى در زمينه موسيقى در سالهاى اخير بود و خوشبختانه با استقبال زياد نيز روبرو شد. * كيوان ساكت اين روزها غير از نوازندگى چه مى كند؟ - در حال حاضر چند كتاب در دست دارم كه نزديكترين آنها احتمالاً كتاب «۱۸قطعه» است. كتاب بعدى ام «باموج تا كرانه» است كه آثار ايرانى نوارشرق اندوه است. *هنرمندان بسيارى به خارج از كشور براى اجراى برنامه سفر مى كنند. استقبال از موسيقى ايرانى در كدام كشورها بيشتراست؟ - ما در بيشتر كشورهاى اروپايى، آسيايى و كانادا اجرا داشته ايم و استقبال اغلب عالى و حتى در بعضى جاها كم نظير بوده است. * براى شناساندن موسيقى ملى به جوامع ديگر جهان چه راهكارهايى مى توان ارائه داد؟ - به هر صورت از طريق CDها و آثار ضبط شده از طريق پخش از رسانه هاى جمعى و تبليغ درست و موجه موسيقى مى شود آن را به جوامع ديگر معرفى كرد. همچنين اجراى كنسرتهايى مشترك با موسيقى دانان كشورهاى ديگر كه دعوتش بايد از طريق متوليان موسيقى كشور انجام شود. * استقبال و انگيزه جوانان امروز نسبت به موسيقى سنتى را چگونه مى بينيد؟ - موسيقى ملى و سنتى ما ريشه در اعماق تاريخ ملت ايران دارد و از فرهنگ شعر و ادبيات اين ملت جدا نيست. اگر ما اصرار داشته باشيم اين موسيقى را به همان شكلى كه دهها و صدها سال پيش اجرا شده به نسل جوان ارائه كنيم طبيعتاً نخواهند پذيرفت بنابراين نسل امروز بيان خاص خودش را مى خواهد هرچند به قول حافظ يك قصه بيش نيست حديث عشق وين عجب كز هر زبان كه مى شنوم نامكرر است ما بايستى مانند ادبيات و شعر نو به موسيقى هم جامه امروزى بپوشانيم وگرنه شايد ازسوى خيلى از جوانان قابل قبول نباشد. البته خيلى از آنها نيز علاقه مند به موسيقى سبك قديم هستند و اين مسأله كاملاً سليقه اى است و همه در انتخاب خود آزادند.
!! نوشته شده توسط آزاد | 12:8 | جمعه سوم خرداد 1387 •

كيوان ساكت با آلبوم جديدش مي آيد

كيوان ساكت با آلبوم جديدش مي آيد خبرگزاري فارس:«كيوان ساكت» آهنگساز و نوازنده تار هم اكنون در حال ضبط آلبوم جديد خود است كه پس از اتمام،آن را به بازار موسيقي عرضه خواهد كرد. «كيوان ساكت» نوازنده تار در گفت‌وگو با خبرنگار فارس با اعلام اين خبر گفت: در اين آلبوم كه بخش عمده آن از ساخته هاي من و شامل كنسرتورهاي تار و اركستر است،برخي نوازندگان اركستر سمفونيك تهران و تني چند از هنرمندان ديگر از جمله:«مهيار عليزاده»،«بهنام ابوالقاسم»، «نويدمصطفي پور»،«احمد مستبط »،«ناصر رحيمي» و «كريم قرباني» با ما همكاري مي كنند كه در كنار قطعات ايراني دو يا سه قطعه اروپايي هم به چشم مي خورد كه هم اكنون در مرحله ضبط استوديوي آن هستيم. اين نوازنده تار در ادامه با اشاره به استفاده از قطعات اروپايي در كنار قطعات ايراني اظهار داشت: موسيقي صرف نظر از تقسيم بندي هاي كه ما داريم،زيبا و هنري است و به هر كجاي دنيا كه تعلق داشته باشد،مردم مي توانند از آن لذت ببرند. همه مردم حق دارند آثار ديگر آهنگسازان را گوش كنند، اما متأسفانه در جامعه ما برخي افراد فكر مي كنند بايد با ساز ايراني نغمات ايراني بنوازند كه اگر چنين است؛پس چرا ما در دانشگاهايمان آثار ادبياتي،تئاتري و سينمايي هنرمندان ديگر نقاط جهان را تدريس مي كنند؟ همه به اين دليل است كه مردم ما بايد با دستاوردهاي فرهنگي تمام دنيا آشنا شوند.به نظر من موسيقي خوب به هر شكلي قابل اجرا،ترغيب و تشويق است و نبايستي از يك هنرمند انتظار داشت،اثرش را به صورت بسته اي ارائه كند. «ساكت» در خاتمه خاطرنشان كرد: هنوز اسمي براي اين آلبوم انتخاب نكرده ايم، اما با مراحل ضبط آن نام آلبوم تعيين و به بازار موسيقي عرضه خواهد شد.
!! نوشته شده توسط آزاد | 12:7 | جمعه سوم خرداد 1387 •

نوشتاري به قلم «محمدرضا لطفي» درباره مقوله بازسازي در موسيقي موسيقي ايراني عتيقه نيست شايد بتوان گفت اجراي گروه بازسازي شيدا يکي از رمز آلودترين کنسرت هاي امسال خواهد بود؛ گروهي که پس از يک سال پژوهش و تمرين روي آثار قدما بخشي از روايت هاي تاريخي موسيقي ما را بازگو خواهند کرد. در اين نوشتار «محمدرضا لطفي» خود از تاريخچه و اهميت هنري و فرهنگي امر بازسازي موسيقي قدما سخن به ميان آورده است. هنگامي که ما از بازسازي صحبت مي کنيم، يعني پديده يي مادي به وسيله هنرمند يا صنعتکاري ساخته شده و در اثر تاثيرات روزگار و کارکرد آن يا علل ديگر به آن آسيب رسيده يا در اثر استفاده، عملکرد خود را از دست داده است. آثاري که به صورت مادي مانند ابنيه تاريخي وجود عيني دارد را بايد مرمت کرد و تلاش کرد تا با استفاده از مکتب دوره يي که اين عمارت تاريخي به وجود آمده با موادي مشابه که فرم و کيفيت هنري و تاريخي اثر را خراب نکند، دوباره سازي کرد تا اين اثر در مرور زمان و مسائل ديگر، بيشتر از بين نرود و مورد استفاده قرار گيرد. براي مثال در گذشته هاي دور براي مرمت آثار باستاني قبل از مسيح گروهي در يونان که معمار بودند دور هم جمع شدند و شروع به مرمت آثار قديمي کردند که به آنها «ماسون» يا معمار مي گفتند. اين گروه هزاران سال به مرمت کليساها نيز پرداختند تا از بين نروند و فنون اين حرفه را حفظ و حراست کردند. در ايران نيز همواره افرادي بوده و هستند که کارشان و وقتشان را صرف بازسازي يا مرمت آثار تاريخي کرده اند. براي مثال «آيدين آغداشلو» يکي از کساني است که دستي توانمند در مرمت مينياتورها داشته و دارد. بيشتر اين افراد خود در رشته مورد نظر از توانايي هاي بي نظيري برخوردارند، چرا که بدون اين توانايي اين امر محال است. کسي که به بازسازي و مرمت کاري اقدام مي کند، علاوه بر آنکه خود بايد در آن رشته تبحر داشته باشد، بايد به حواشي و تکنيک هاي مختلف دوره هاي گوناگون آن رشته تسلط داشته و مکتب کارهايي را که مي خواهد بازسازي کند، بشناسد. در موسيقي کار بسيار سخت تر مي شود، چرا که ماده توليدکننده موسيقي «آوا» است که از قوانين موج تبعيت مي کند. ثبت موسيقي مانند يک ساختمان ساخته شده در قرن دهم نيست که هم اکنون وجود دارد يا مينياتور رضا عباسي يا خط تبريزي نيست که شما بتوانيد آن را ديده و لمس کنيد. ضبط موسيقي به عنوان يک سند شنيداري و مادي حدود صد سال است که به وجود آمده. در اروپا خط ثبت موسيقي به وجود آمده که ظاهراً معادل خط در زبان بايد کاربرد مشابه داشته باشد اما اين طور نشد، چرا که نه خط و نه خط موسيقي قادر نيستند پستي و بلندي ترکيب کلمات را نشان دهند. اينکه ما قادر هستيم روزنامه يي را به سرعت با توجه به فونتيک زبان بخوانيم، به اين دليل است که ابتدا زبان مادري مان را از راه گوش فرا گرفته و سپس به مدرسه مي رويم و خط را مي آموزيم. در موسيقي اين خط به خاطر نداشتن همان فونتيک باعث مي شود که نتوانيم به درستي فونتيک آن را رعايت کنيم. هنر بازسازي و فراگيري از راه گوش تنها راه حل آموزش موسيقي است. بخش عمده يي از موسيقي دنيا از هزاران سال پيش وجود خارجي ندارد و در درون فرهنگ ها به صورت شفاهي از استاد به شاگرد در سينه ها ضبط شده است. يکي از کشورهايي که به خوبي توانسته موسيقي خودش را نسل به نسل منتقل کند، بخش هايي از هندوستان است. در ديگر کشورها بعد از قرن نوزدهم ميلادي که شکل و محتواي فرهنگي اين کشورها به فرماسيون نيمه اروپايي تبديل شد، خدشه بزرگي به روند رشد اين هنر وارد کرد. هنر بازسازي در اروپا مدت هاست به وسيله اهل موسيقي شروع شده و آنها حتي سازهاي دوران قرون وسطي را بازسازي کرده اند و با تحقيقات گسترده توانسته اند آثاري را دوباره بازسازي کنند که هنوز در ابتداي اين کار هستند. در ايران بازسازي ها در کلاس هاي سنتي از طريق استاد و شاگردي حفظ مي شد و نسل به نسل از طريق موسيقي نوازان به مردم انتقال مي يافت. هنوز کليه فرهنگ هاي بومي استان ها از اين تکنيک استفاده مي کنند. آمدن خط موسيقي اين جريان را کمي ضعيف کرد چرا که خط موسيقي، خود به صورت يک ماده قادر به رعايت اکسنت هاي زبان موسيقي نيست همانند خط که هنوز قادر نيست اکسنت هاي زبان را که به آن «لهجه» گفته مي شود رعايت کند. به همين دليل بايد موسسه يي با بودجه کافي براي بازسازي موسيقي تاريخي ايران اقدام کند. اين اقدام بايد از روي نوارها، صفحات و فتوگراف ها همراه با استاداني که در اين راه کوشش کرده و از قدرت شنوايي فوق العاده يي برخوردارند، همراه شده و از راه هاي گوناگون اين گنجينه را مانند معماري حفظ و حراست کرد. در معماري کسي نمي آيد دوباره يک عالي قاپو درست کند، اما در ذات موسيقي بارها و بارها مي شود کنسرتو هاي ويوالدي يا درويش خان را که در صفحه سنگي نواخته بازسازي کرده و به اجرا درآورد و آن را به يک پديده فرهنگي روز درآورد. اولين بازسازي ها در ايران اولين قدم بازسازي هنگامي شروع مي شود که شاگردي به استادي رسيده به آموزش مي پردازد. چرا مي گوييم بازسازي، به خاطر اينکه شاگرد تلاش مي کند تا صداي ساز استادش و کليه احساسات و دريافت ها را دوباره بازسازي کند. براي مثال هنگامي که شنونده به ساز درويش خان گوش مي دهد، متوجه مي شود که ساز درويش خان مشابه ساز استادش «ميرزا حسينقلي» است. اين شباهت در مکتب و فن در ساليان دراز رخ مي دهد و چون هنر موسيقي شفاهي منتقل مي شود، شاگرد کليه رموز و ظرافت ها را فرا مي گيرد و تلاش مي کند نحوه اجراي استادش را «بازسازي» کند. اين پايه يي است براي زماني که شاگرد خود بيان خودش را مي يابد. پس از آموزش او اين امکان را مي يابد که در صورت نياز، آثار گذشتگان را «بازسازي» کند. گاهي شاگردي رسيده تر، تکه هايي جدا و فراگرفته شده از چند تن از استادان را با مهارت بازسازي کرده و با توجه به مکتب آن دوران کنار هم چيده و به شنوندگان ارائه مي کند. در کارهاي استاد صبا به اين نمونه کارها برمي خوريم مانند بازسازي چهارمضراب دشتي «رضا محجوبي» که «مرتضي خان» برادرش و استاد صبا با اضافه کردن فرازهايي متکي به شيوه رضا، اين چهارمضراب را از خطر مرگ رهانيد و دوباره به بستر فرهنگ ايران زمين افزود که تاکنون کاربرد داشته و سلولي زنده است. نکته قابل توجه اين است که امروزه ديگر حتي متخصصان نمي توانند متوجه شوند که کدام فرازها و نغمه ها بازسازي شده است. اين نمونه را در کار زيباي درويش خان «چهارمضراب ماهور» مي شنويد که باز استاد صبا آن را بازسازي و مرمت هنري دوباره کرده که امروز حتي اين چهارمضراب به نام صبا معروف شده است. اضافه کردن بعضي از گوشه ها به رديف موسيقي ايراني نيز از همين نوع است مانند گوشه هاي محمدصادق خاني، گريلي، ديلمان و شهابي. بازسازي پس از ضبط موسيقي در ايران با توجه به آثاري که از اواخر دوران قاجار به ما رسيده فن بازسازي مطرح شده است. استوانه هاي مومي و سنگي با توجه به خط خوردگي ها و صدماتي که طي زمان ديده، احتياج به اجراي دوباره دارد. تا موقعي که استادان و نوازندگاني بودند که مستقيم آثار گذشته را مي نواختند، ضرورت بازسازي اين گونه از روي صفحات قديمي نبود و تنها عده معدودي که نمي توانستند يا در شهرستان بودند، اقدام به بازسازي از روي صفحات قديمي مي کردند. هنگامي که راديو در ايران تاسيس شد نيز تعدادي صاحب ذوق تلاش کردند که در همان لحظه پخش تکنوازي استاد را در لحظه بازسازي کنند که هنرمند گرامي «ورزنده» جزء اين گروه بود که ساز حبيب سماعي را از طريق راديو فراگرفت و به بازسازي آن پرداخت. با روي کار آمدن دولت هاي جديد - با توجه به الگوهاي اروپايي- کليه صفحات سنگي کنار گذاشته شد و مدرسين آن نيز رفته رفته خانه نشين شدند. پس از مدت ها بعضي از موسيقي دانان بر آن شدند که تعادلي بين موسيقي قديمي و جديد ترسيم کنند که متاسفانه کار با دشواري جلو رفت. از سال 1350 هجري، تعداد اندکي جوان که بيشترشان از شاگردان شهنازي بودند، تحت توجهات استاد کامل نورعلي برومند قرار گرفتند و اين استاد ارزنده بر آن بود که در دوره فوق ليسانس، شاگردان، کل ضربي ها، پيش درآمدها، رنگ ها و مجموعه متن و حاشيه رديف را فراگرفته و متخصص در امر موسيقي جدي و هنري شوند. اين کار ابتدا قرار بود در تداوم دوره ليسانس دانشکده به وسيله دکتر برومند، در بخش دانشکده ادبيات رخ دهد که آقاي دکتر نصر رياست اين دانشکده را داشت و چند جلسه نيز در اين باب سخن گفتند که به نتيجه نرسيد. در همان زمان و شايد پيش تر، مرکز حفظ و اشاعه به وسيله آقاي «داريوش صفوت» تاسيس شده بود و او علاقه داشت که اين کار در مرکز ايشان به وقوع بپيوندد. در همين دوره است که استاد کامل نورعلي برومند به عنوان مدير هنري و آموزشي مرکز از طرف رئيس وقت تلويزيون دعوت به کار شد. استاد برومند قبل از قبول مسووليت تقاضا کرده بود که «من به شرطي کارم را شروع مي کنم که راديو و تلويزيون از ما تقاضاي توليد نکند و هرگاه من تشخيص دادم شاگردانم زير نظر من به اين کار اقدام خواهند کرد.» در همان سال دکتر صفوت مسووليت سنگيني را بر دوش استاد کامل نورعلي برومند گذاشت و اين گونه دو گروه در مرکز ايجاد شد؛ گروه قديمي ها و گروه جوان ترها. بايد در هر بازسازي احساس دوران از طريق مجريان به قطعات قديمي دميده شود. به هر حال گروه بازسازي شيدا تلاش دارد با نظارت اينجانب راه اجتماعي تر شدن اين روش را هموار کند اين گونه کار بازسازي موسيقي دوران قاجار با همان کيفيت، مکتب و تکنيک شروع شد. تمام قطعات، آوازهاي طاهرزاده، مضراب ها و حتي ناله ها را ايشان با ما کار کرد. خوانندگاني که با ما همکاري مي کردند، «رضوي سروستاني» و «محمدرضا شجريان» بودند. ما دو برنامه در آن سال در جشن هنر شيراز به اجرا درآورديم، اولي ماهور بود که من سرپرستي مي کردم و ديگري سه گاه که «ذوالفنون» آن را سرپرستي مي کرد. اين بازسازي آخرين کار اين استاد ارزنده در مرکز بود چرا که بنا به دلايلي پس از چند سال به خاطر تغيير اهداف مرکز حفظ و اشاعه موسيقي و بي توجهي به رياست هنري برومند، اين مرد بزرگ مجبور به استعفا شد. متن اين استعفا به مديرعامل راديو و تلويزيون، بسيار قوي و تکان دهنده است. اين متن به وسيله محمودعلي خان برادر نورعلي خان برومند براي من خوانده شد که اميد است اين سند باقي مانده باشد. تاريخ بازسازي معاصر اولين بازسازي را استاد برومند در مرکز حفظ و اشاعه ايجاد کردند که مستقيماً خود ايشان ماخذ محسوب مي شدند. دومين بازسازي در گروه گردآوري و شناخت موسيقي بومي شروع شد که باز زيرنظر استاد برومند بود که به صورت غيرمستقيم به اين واحد کمک مي کرد. سرپرستي تمرين گروهي با اينجانب بود که منزل آقاي کماليان انجام مي شد. اعضاي گروه جناب کياني، «ناصرخان فرهنگ فر» و اينجانب بوديم. اين برنامه در کارگاه نمايش به اجرا درآمد که خود استاد برومند، «مهدي کماليان»، «هرمزي» و تني چند از هنرمندان معروف حضور داشتند. جريان بعدي بازسازي هنگامي شروع شد که اينجانب به راديو رفتم که کارهاي اوليه بازسازي به شيوه استادم صورت مي گرفت يعني ماخذ بازسازي خود من بودم و اندوخته هايم را که با استادانم کار کرده بودم ياد داده و نظارت و سرپرستي مي کردم که گروه شيدا آن را به اجرا در مي آورد. اينجانب با نوازندگي خود به امر بازسازي نيز مي پرداختم که بازسازي کارهاي «قمر» که از روي صفحات انجام مي گرفت، از اين دست محسوب مي شود. بازسازي هاي قمر، تاثير زيادي بر علاقه مندان گذاشت و جريان جديدي را به وجود آورد. در کنار امر بازسازي گروه شيدا در راديو، گروه سماعي به سرپرستي ناصري و با کمک فني «محمود ذوالفنون» (برادر جلال ذوالفنون) شکل گرفت. اولين اجراي اين گروه قطعه يي بود که «پروانه» همراه با «حبيب سماعي» يک تصنيف قديمي يا ضربي را خوانده بود که در آن استادان «جليل شهناز» و «اصغر بهاري» تکنوازي آن را عهده دار بودند که با صداي «پوران» از راديو پخش شد. به دنبال آن چندين قطعه بسيار زيبا مانند رنگ «حسين خان اسماعيل زاده» و چند تصنيف از «حسام السلطنه مراد» توسط اين گروه اجرا شد. متاسفانه اين گروه با کناره گيري ذوالفنون تقريباً متوقف شده و به اجراي کارهاي جديدي اکتفا کرد. نگارنده نيز گاهي به يافتن قطعاتي که براي گروه مناسب باشد کمک مي کردم. کنسرت اين گروه در جشن هنر طوس که سرپرستي آن را هنرمند گرامي حسن ناهيد عهده دار بود، به وسيله اينجانب طراحي شده و تصنيفي از نگارنده نيز به اجرا درآمد که هنرمند گرامي آقاي ناظري آن را خوانده اند. پس از فوت برومند در دي ماه 56 شرايط همه ما براي مدتي متلاشي شد. ازدست دادن پدري دلسوز در عرصه هنر مظلوم و شريف موسيقي، عرصه را براي تعدادي از شاگردان ايشان سخت کرد. در شب چهلم استاد که در مدرسه رازي برگزار شد، گروه شيدا به سرپرستي اينجانب با خوانندگي هنرمند گرامي شجريان همراه با تکنوازي مهندس حسين عمومي (ني) و ناصر فرهنگ فر(تنبک) همان ماهور جشن هنر که استاد در مرکز بازسازي کرده بود، دوباره سازي کرد. در ابتداي اين کنسرت شادروان کماليان چند کلمه سخن گفتند و کنسرت با درد و اندوه به اتمام رسيد، اما راه استاد برومند، شهنازي، فروتن، هرمزي و حبيب سماعي در دل همه ما به انواع گوناگون زندگي کرده و همچنان در حرکت است. بازسازي پس از انقلاب مساله بازسازي پس از انقلاب به خاطر ذاتش متوقف شد. تا چند سال موج اجتماعي انقلاب چنان قوي بود که حتي اجراي موسيقي صرف ايراني را دچار بحران کرده بود. اين نگراني باعث شد نگارنده با ساخت قطعاتي مانند «شب نورد» و «آزادي» و «ايران اي سراي اميد» و ساخت موسيقي مناسب با جريانات اجتماعي، تلاش کردم که فرم آوازي و موسيقي دستگاهي را در لا به لاي قطعات نو قرار دهم. علت اين امر در درجه اول حفظ موسيقي دستگاهي، متن خواني، متن نوازي و متصل کردن فرم هاي نو به قديم بود. اين فکر در کار شوشتري در مجموعه چاووش 8 با خوانندگي شهرام ناظري نيز اتفاق افتاد که مورد توجه مردم انقلابي به خصوص جوانان قرار گرفت. پس از چند سال متوجه شدم که حال مي شود دوباره به بازسازي موسيقي ايراني اقدام و نوازندگان چاووش را به کار قبلي نزديک کرد. اين بار گروه عارف را نيز که هيچ گاه به امر بازسازي نپرداخته بود، به گروه شيدا اضافه کردم و حاصل آن «به ياد طاهرزاده» است که هنرمند گرامي «تعريف» زير نظر من، به آموزش سه گاه اين استاد ارزنده پرداخت. در همين دوره است که من «به ياد درويش خان» را به وجود آوردم که روي اول نوار کاملاً بازسازي شده است و تلاش شده شيوه درويش زنده تر نشان داده شود. به دنبال آن قرار بود يک آلبوم «به ياد استاد وزيري» به بازار آيد که گروه شيدا به بازسازي آن پرداخت و به مرحله ضبط رسيد اما متاسفانه به خاطر منع صداي زن اين کار متوقف شد و بالاخره به بوته فراموشي سپرده شد. روي ديگر کار اجراي کل قطعات وزيري بود که من قبلاً آنها را نواخته بودم و بعضي از آنها را از روي صفحات قديمي به نت درآورده بودم که تمرين هاي آن انجام شد و کل پروژه متوقف شد. در نوازندگي اينجانب در «به ياد طاهرزاده» به خوبي مي شود تمرين هاي مکتب وزيري را شنيد؛ مضراب کوچک، ريزهاي تند و شتاب زياد. آقاي کياني و بازسازي استاد ارزنده «مجيد کياني» همواره به امر بازسازي و تقليد از قدما علاقه مند بود و اين مشخصه به او کمک کرد در راهش يگانه شود. علاقه او به رديف و بازسازي کارهاي حبيب از همان اوايل تاسيس مرکز حفظ و اشاعه که مي توان گفت اولين کارمند رسمي اين اداره محسوب مي شد در او جان گرفت. تاثير دکتر صفوت در تغيير روش او نقش بسيار مهمي داشت چرا که قبلاً در مکتب وزيري، «پايور» ساز مي زد. اين تغيير بنيادي همراه با آموزش نزد برومند به او کمک زيادي کرد. به خصوص هنگامي که به تصدي مرکز حفظ و اشاعه موسيقي درآمد، به اين امر به صورت رسمي پرداخت. در اين مرکز کارهايي زير نظر او ضبط شده که متاسفانه به عرصه بازار هنري ارائه نشده. اين امر چند سالي دوام آورد اما ايشان در سازمان فرهنگي و هنري خود هنوز به اين قبيل کارها مي پردازد و در فرهنگستان هنر نيز تلاش مي کند همين راه تداوم يابد. بعضي از افراد گروه بازسازي شيدا، اين افتخار را داشته اند که با ايشان نيز به امر بازسازي بپردازند. گروه بازسازي شيدا اين گروه پس از تشکيل گروه بانوان شيدا و گروه همنوازان شيدا (گروه بزرگ) تاسيس شد. هدف از تشکيل آن تداوم کار بازسازي و مرمت آثار گذشته است. با توجه به مکتبي که شاگردان به آموزش پرداخته اند افراد اين گروه به جز دو نفر که به صورت موقت در گروه هستند، از قبل با هم کار مي کردند. نگرش آنها در همان چارچوبي است که استاد ارزنده کياني مي شناسد و دوست دارد. من عقيده دارم امر بازسازي از گذشته، بايد طوري به اجرا درآيد که مورد توجه مردم يا حداقل شاگردان موسيقي قرار گيرد. اگر اين امر بدون داشتن ذوق و سليقه هنري بالا رود، ما مي توانيم مدعي شويم که به هدف اصلي رسيده ايم. به همين خاطر است که کارهايي اين گونه، بازار نمي يابد (حتي در ميان خواص و هنرمندان) بايد امر بازسازي قابل زيست براي مردم باشد. اگر امروزه مسجدي از دوران شاه عباس مانده، قابل استفاده است. ما نمي توانيم بازسازي کنيم که تنها در موزه حفظ شود. اين نوع مرمت نيز بايد باشد اما تنها جنبه حفظ آثار عتيقه دارد. هنر موسيقي ايراني اگر چه قديمي است اما عتيقه نيست. شعر حافظ و مولانا هنر عتيقه نيست و بعد از 700 سال کاربرد فرهنگي و اجتماعي دارد. در بازسازي بايد به کاربرد آن نيز توجه کرد. بايد در هر بازسازي احساس دوران از طريق مجريان به قطعات قديمي دميده شود. به هر حال گروه بازسازي شيدا تلاش دارد با نظارت اينجانب راه اجتماعي تر شدن اين روش را هموار کند. نوازندگان آن اگر چه کاملاً رسيده نيستند، اما عشق، تلاش و تعهد آنها باعث موفقيت شان خواهد شد و در کنسرت 26، 27 و 28 ارديبهشت شنوندگان شاهد اجرايي پراحساس و اصيل خواهند بود که اميد است اين سرفصل دوباره زنده تر و پوياتر شود.
!! نوشته شده توسط آزاد | 16:15 | پنجشنبه دوم خرداد 1387 •

استاد جلال ذوالفنون

مدتی است كه نبايد توقع خلق اثری شاهكار و حتی شبیه آثار قبلی بزرگان عرصه فرهنگ و هنر را داشته باشیم. بنابراین تنها راه این است كه به احترام سابقه، سن و سال و ارزشی كه برای جوانان قائلند و حاضرند كنار آنها بنوازند، سكوت كنیم و تنها گزارشی از اجراهایشان ارائه دهیم. استاد جلال ذوالفنون هفته گذشته، همراه با گروهش در تالار وحدت به اجرای كنسرت پرداخت.این كنسرت به همت انجمن موسیقی ایران و مركز موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزارشد كه مورد توجه علاقه‌مندان موسیقی سنتی هم قرار گرفت. دوستداران موسیقی دستگاهی ایران آمدند تا بار دیگر خاطره آثار ماندگاری چون گل صد برگ، آتش در نیستان، پرند، دانه‌های مروارید، پیوند، پرواز، دل آوا، رقص مضراب و...را زنده كنند. در این كنسرت، اعضای گروه جلال ذوالفنون 5 نفر بودند كه هركدام چند سالی است در مكتب جدید ذوالفنون، حضور دارند و تحت تاثیر آموزش های این مكتب قرار گرفته‌اند. این گروه قرار است به زودی، گلچيني از قطعات اجرا شده در چند سال اخير را به‌صورت يك مجموعه منتشر كنند. سهیل ذوالفنون، فرزند جلال ذوالفنون كه به دلیل فعاليت های هنری اش در آمریكا و نگارش مقالات درباره موسیقی و اجرای كنسرت در شهرهای مختلف، اقامت افتخاری این كشور را گرفته است؛ در بخش اول این كنسرت تار نواخت و در بخش دوم علاوه بر نواختن تار، تصنیف‌هایی نیز خواند. سروش قهرمانلو در این اجرا نوازنده دوم سه تار بود كه گاه صدای سه تارش بیش از صدای سه تار استاد به گوش می رسید.گویا استاد قصد داشت با تواضع صحنه را در اختیار جوانان بگذارد تا آنها نیز توانایی های خود را نشان دهند. البته ناگفته نماند كه شاید كار درستی هم بود چون استاد در اجرای تك سیم‌ها همچون گذشته بود اما صدای آهسته تار قهرمانلو را با كمی چشم پوشی، می توان تنها نكته مثبت كنسرت دانست. مهدی نظام دوست نیز در بخش اول با نواختن ساز دف گروه را همراهی می كرد و در بخش دوم همراه با جلال ذوالفنون و فرزندش، به نوازندگی تنبك در دستگاه شور پرداخت. سید مرتضی فلاحتی نیز كه ردیف آوازی را نزد احمد ابراهیمی و محسن كرامتی آموخته، تنها در بخش اول كنسرت كه قطعاتی در دستگاه نوا اجرا شد، به‌عنوان خواننده حضور داشت و اجرای قطعات آوازی بخش دوم به‌عهده سهیل ذوالفنون بود. در ابتدای كنسرت، جلال ذوالفنون ضمن تشكر از بابك رضایی، مدیر عامل خانه موسیقی و محمد حسین احمدی، مدیر دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، گفت:«فرهنگ ایران مبتنی بر عرفان است و هنر ابزاری برای رسیدن به این عرفان محسوب می شود، اما هنرمند باید برای رسیدن به این عرفان مراحلی را طی كرده باشد تا بتواند با مردم ارتباط برقرار كند.» وی در ادامه به بداهه نوازی در موسیقی ایران اشاره كرد و افزود:« بداهه نوازی نوعی گفت‌وگو بین هنرمندان و مردم است.هنرمندان پیش از اجرا مردم را می بينند و تاحدودی روحیات آنها را حدس می زنند. این حدسیات هنگام اجراو با عكس العمل های مخاطبان كامل می شود.در این صورت اگر به مرحله ای از شناخت رسیده باشند می توانند با مخاطب به خوبی ارتباط برقرار كرده و در بداهه پردازی هم موفق عمل كنند.البته قصدم این نیست كه بگویم همه دوستان جوان من در این كنسرت، طی طریق كرده و به عرفان دست یافته‌اند. اما منظورم این است كه آنها توانمندی هایی داشته و استعداد هایشان در مكتبی درست رشد كرده است.» در ادامه گروه اجرای خود را در دستگاه نوا شروع كرده و بخش هایی از درآمد این دستگاه را به شكل گروهی و همراه با آواز فلاحتی، نواختند. تصنیف شب زدگان و تصنیف شهریارجان با اشعاری از عماد خراسانی، چهارمضراب، مثنوی، تصنیف «ع و ش و ق» با اشعاری از عماد خراسانی و مولانا، آواز رباعی، تصنیف در عاشقی پیچیده‌ام و دولت عشق از مولانا و تصنیف آیین باران با شعری از كمال اجتماعی قطعات بخش اول بودند كه می‌توان گفت بهترین اجرا، قطعه مثنوی بود كه با مطلع امشب از بوی اقاقی سرخوشم، از شراب چشم ساقی سرخوشم توسط سید مرتضی فلاحتی به شكل آوازی اجراشد و سهیل ذوالفنون نیزبا تار جواب آواز او را داد. پیش از اجرای هر قطعه جلال ذوالفنون، به‌طور بداهه قطعه ای كوتاه با الهام از گوشه های موسیقی ایران می‌نواخت و سپس گروه با او همراه می شدند. در بخش دوم نیز جلال و سهیل ذوالفنون همراه با تنبك مهدی نظام دوست، به بداهه نوازی در دستگاه شور پرداختند. البته با توجه به تصنیف هایی كه توسط سهیل ذوالفنون اجرا شد، تنها مقدمه و بخش ابتدایی قطعات را می توان بداهه نوازی به شمار آورد. تغییر ناگهانی در ریتم و ایجاد كمی تحول در شیوه نوازندگی و اجرا، از تحولات گروه موسیقی جلال ذوالفنون بود كه همگی از حضور نگرشی جدید در موسیقی ایرانی حكایت می كند و نشان می دهد كه حتی نوازندگان باسليقه ای چون جلال ذوالفنون نیز به اهمیت این تحولات واقفند و تغییر در موسیقی ایران تاحدی كه بر پایه های موسیقی سنتی استوار باشد را لازم می دانند. حتی او بارها در مصاحبه های خود به موسیقی تلفیقی و نقش آن در معرفی موسیقی ایران به جهان، اشاره كرده و لزوم پرداختن هنرمندان به این سبك را یادآور شده است. اگرچه خوداو هنوز اثری در این عرصه خلق نكرده، اما همراهی با جوانان و نواختن با آنها توانسته تغییراتی در موسیقی او ایجاد كند. اگرچه هنوزهم با گذشت سالها، آلبوم های گل صد برگ و آتش در نیستان بهترین آثار جلال ذوالفنون محسوب می شود.
!! نوشته شده توسط آزاد | 16:14 | پنجشنبه دوم خرداد 1387 •

RSS