تبليغاتX
هزاردستان

استاد در سیما

وقتی خبر حضور استاد محمدرضا لطفی را در روزنامه ها و سایت ها خواندم و خودم هم این خبر را در یه پست گنجاندم با خودم گفتم حتما قراره یه اتفاق مهمی در شورای سیاست گذاری موسیقی تلویزیون پیش بیاد یا شاید هم از قبل این اتفاق افتاده و ما بی اطلاعیم که شاهد حضور استاد پس از سی سال مفارقت از تلویزیون خواهیم بود.استاد که همواره صریح و رک به انتقاد از سیاست های صدا سیما در مورد عدم نمایش ساز و تجزیه و ممیزی آهنگ ها و بها ندادن به اساتید و پیشکسوتان می پرداختند چطور در برابر سوال مجری برنامه مبنی بر کم کاری و انزوای اساتید و محروم ماندن جامعه از کارهای اعلای ایشان در سالهای پس از انقلاب هماهنگ با مجری بر این امر صحه گذاشتند و حرف مجری را به نوعی تایید کردند. بسیار بجا بود اگر ایشان پاسخی در خور و محکم ارایه میدادند و می فرمودند این انزوا نتیجه سیاستهای غلط مسئولین ارشاد و صدا و سیماست .فکر نکنم هیچ کدام از اساتید محترمی که با سیما رابطه ندارند خود انزوا اختیار کرده باشند بلکه عطای همراهی با بی مایگان را به لقایش بخشیده اند.بسیار بجا بود استاد افاضه می فرمودند آقایان مسئولین علما زعما اکابر بزرگان اساتید وزرا و….شما یی که فریاد مقابله با تهاجم فرهنگی تان گوش فلک را کر کرده و به خیال خود دارید تمام روزنه ها را با تجاوز به حریم خصوصی مردم و جمع آوری ماهواره ها می بندید تا مبادا جوانان نسل انقلاب و مکتب حسین مورد هجمه واقع شوند و ایمان درخت تناور هزار و چهار صد ساله اشان در برابر عشوه گری های مطربان غربی و آهنگهای بی ارزش و مبتذل آنها چون تن رقاصه ها به لرزه درآید با کدامین سلاح به مقابله خواهید رفت؟ با نوحه سرایی؟با مکاتب قرآن ؟با حوزه های دینی؟با…..؟؟؟ لابد با منزوی کردن اساتید موسیقی و ترویج موسیقی بی ارزش و سطحی کوچه بازاری و به اصطلاح نا درست موسیقی پاپ.و شاید با نشان ندادن آلات موسیقی و در عوض نشان دادن بازیگران معلوم الحال غربی در سریالهای مزخرف افسران پلیس و غیره و شاید عشوه گری های فشن های ایتالیای بتواند به کمک شان بیاید تا در نبرد با هجمه های برنامه ریزی شده استکبار( که فقط و فقط برای کشور ایران این برنامه ها ساخته میشود تا مغز جوانان این مرزو بوم را شستشو داده آنها را طرفدار دموکراسی غرب کند)کم نیاورند .اصولا کی گفته سیما باید ساز زدن اساتید طراز اول این مملکت را نشان دهد ؟کی گفته سیما باید لااقل هفته ای دو بار از اساتید محترم دعوت به عمل می آورد تا در کنار اساتید موسیقی دان دیگر به بررسی گوشه هایی از فرهنگ کهن این مرز و بوم می پر داختند که پر داختن به گوشه ها و نغمه های اصیل ایرانی پر داختن به ناگفته ای فرهنگ اصیل ایرانی است .این روزها هر مملکت تازه متولد شده ای دارد برای خودش کسب هویت میکند ولی ما داریم از هویت خود و از فرهنگ چند هزار ساله مان فرار میکنیم.سیما با عدم نمایش ساز اصیل ایرانی مسیر هموار شدن گرایش جوانان به موسیقی غربی را فراهم می آورد .پر واضح است وقتی نو جوان این مملکت ساز زدن استاد شهناز را نمی بیند ساز زدن استاد لطفی و سایر اساتید محترم را نمی بیند وبه جای ان گیتار زدن فلان خواننده پاپ را می بیند دوست دارد خودش را جای ان نوازنده یا خواننده قرار دهد .اصولا آیا شایسته است وقتی سیما ساز زدن استاد لطفی را نشان نمی دهد ایشان به سیما قدم بگذارد؟آیا نوازندگان محترم اعتبار و شخصیت موسیقایی خود را مرهون ساز خود نیستند پس چرا وقتی به ساز بی حرمتی و بی مهری میشود از آن دفاع نمی کنند؟ حضور ایشان شائبه تبلیغ کنسرت آینده گروه شیدا را دامن میزتد امید وارم که چنین نباشد..
!! نوشته شده توسط آزاد | 19:27 | جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 •

«لطفي» از فردا در تهران هنرنمايي مي‌كند

گروه‌هاي سه‌گانه شيدا به سرپرستي «محمدرضا لطفي» از فردا تا 28 ارديبهشت در تالار بزرگ كشور به اجراي برنامه مي‌پردازند. 
   

فروش بلیت ویژه علاقه‌مندان شهرستانی

 
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس،در اين كنسرت كه دومين فعاليت صحنه‌اي لطفي پس از بازگشت به ايران است،گروه‌هاي «هم‌نوازان شيدا» به خوانندگي «محمد معتمدي»، «بانوان شيدا» به خوانندگي «عليرضا شاه‌محمدي» و «بازسازي شيدا» به خوانندگي «امير اثني‌عشري» به سرپرستي، آهنگسازي و مديريت هنري محمدرضا لطفي به روي صحنه خواند رفت.
در اين برنامه كه توسط مؤسسه فرهنگي -هنري آواي شيدا برگزار مي‌شود ابتدا گروه «بازسازي شيدا» متشكل از «اميرحسين شريفي» و «آرش غفاري»: تار،«ماهيار تمسكني»: سنتور،«هوشمند عبادي»:ني،«رضا پرويززاده»:كمانچه،«احمد مستنبط» تمبك‌ و «امير اثني‌عشري»:خواننده به اجراي قطعاتي بازسازي شده از آثار «درويش‌خان» و «علي‌اكبر شيدا» در مايه آواز ابوعطا خواهند پرداخت كه بازسازي و تنظيم قطعات را «محمدرضا لطفي» انجام داده است.
به گزارش فارس،در بخش ديگري از اين برنامه گروه «بانوان شيدا» متشكل از عليرضا شاه‌محمدي:خواننده و نوازبندگاني چون بهاره فياضي،ساناز ستار زاده، هنگامه مشهدي الاصل:تار، سپيده مشكي:سه تار، آزاده شمس:قيچك، بهنوش بهنام نيا:كمانچه، بهناز بهنام نيا و نيره فخري:عود، نسترن سادات هاشمي:سنتور، گهرناز مسائلي:تمبك، نفيسه طباطبائي: ني و الميرا نصيري:دف آثار منتشر نشده‌اي از «محمدرضا لطفي» در دستگاه ماهور را اجرا خواهند كرد.
بخش اصلي اين كنسرت به اجراي گروه هم‌نوازان شيدا اختصاص دارد. اين گروه با تركيبي متفاوت و متشكل از نوازندگان جوان با حضور محمدرضا لطفي پس از حدود 20 سال با احياي نام گروه شيدا آثار منتشر نشده و بعضا جديدي از محمدرضا لطفي در مايه آواز دشتي را اجرا خواهند كرد.
گروه هم‌نوازان شيدا را به غير از لطفي، نوازندگاني چون فرخ مظهري:تار،حميد سكوتي:سه‌تار ابريشم ، حميد خبازي، پويان بيگلر و مازيار شاهي:تار، هادي آذرپيرا:عود، فرهاد زالي و هوشمند عبادي:ني‌، آرش كامور، روزبه اسديان و حميدرضا خلعتبري:كمانچه،آريا محافظ:سنتور،عيسي شكري:دايره،‌ شهريار فاميل‌نظري:دف و احمد مستنبط:تنبك و محمد معتمدي:خواننده تشكيل مي‌دهند.
در اين كنسرت «محمدرضا لطفي» به تكنوازي خواهد پرداخت.


!! نوشته شده توسط آزاد | 0:25 | جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 •

اجماع بزرگان موسيقي شكل مي‌گيرد؟

تيتر هفته گذشته برخي از روزنامه‌هاي كشورمان عنواني بود كه اميد تشكيل گروه‌هايي با حضور بزرگان موسيقي چون محمدرضا شجريان، پرويز مشكاتيان، محمدرضا لطفي و حسين‌عليزاده در ايام پاييز و پايان تابستان را مي‌داد؛ خبري كه با عكس‌هاي هنرمندان همراه بود و جذاب و دلنشين.


فارغ از درصد احتمال وقوع چنين رويدادي كه به قول مسئولين خانه موسيقي در حال حاضر در حد كلام است و براي تحقق آن بايد قدم‌هاي عملي برداشت و... بايستي به اين نكته مهم توجه نماييم كه چنين اتفاقي سال‌هاي سال است كه دلخواه و منظور همه علاقه‌مندان به موسيقي ايراني و همه مسئولين دست‌اندركار موسيقي بوده و هست و اميد كه اين امر محقق شود و شب‌هاي خوبي را رقم بزند كه خاطره‌انگيز است و حداقل نفع آن همدلي هنرمندان بزرگ و ايجاد الگوي مناسبي براي هنرمندان نسل جوان خواهد بود و ايجاد انگيزه بيشتر براي تمامي موسيقي‌دانان اعم از حرفه‌اي و آماتور.اما بايد مراقب بود كه فرصت‌ها به غفلت تبديل نشود.


فرصتي كه در جريان حضور موسيقي پاپ فراهم مي‌گرديد كه در سايه آن مي‌توانستيم نقاط ضعف و قوت اين فرزند ته‌تغاري عرصه موسيقي كشور را بررسي نماييم، در هاي‌و هوي و شلوغي‌هاي گيشه وزارت كشور گم شد و غافل شديم و نتيجه‌اي به لحاظ جامعه‌شناختي نصيب جامعه ما نشد. اين اتفاق براي چنين اجتماع بزرگي هم چنانچه رخ دهد و همگان محو تماشاي آن گرديم و مدتها قبل از اجرا و مدتها پس از آن تنها به تعريف و تمجيد و حواشي آن بپردازيم و غافل شويم از پاره‌اي ضرورت‌ها، دچار همان خطاي قبلي گرديده‌ايم.


منابع مادي و مديريتي موسيقي كشور اعم از بخش دولتي و بخش خصوصي به نوعي بايستي مصروف گردد تا يك نوع توزيع عادلانه در نقاط مختلف كشور ايجاد نمايد. با گستردگي متقاضيان موسيقي در كشور و همچنين وجود گروه‌هاي مختلف حرفه‌اي و نيمه‌حرفه‌اي و آماتور مي‌توان با برنامه ريزي‌هاي بيشتر و تقسيم‌منابع و بودجه‌هاي موجود در بخش‌هاي مديريتي به يك طرح جامع و برنامه‌ريزي شده دست يافت.


قرار نيست كه همه ايران «تهران» باشد و همه «تهران» هم تالار وحدت و يا وزارت كشور و تمام موجودي موسيقي ما هم در بخش ايراني چند نفر و چند گروه و در بخش پاپ هم چند نفر و چند گروه ايضا !؟ اتفاقي كه در جشنواره موسيقي فجر و يا به صورت پراكنده در چند اتفاق هنري صورت مي‌پذيرد وچندين گروه مي‌آيند و مي‌روند و پراكنده تا رويدادي ديگر و دعوتي ديگر... مي‌توان در كنار يا به موازات برگزاري كنسرت موسيقي براي بزرگان و عطر آگين‌ كردن فضاي جامعه به موسيقي ناب و حرفه‌اي به اين مهم انديشيد و عمل كرد كه بسياري از هنرمندان حرفه‌اي ما حتي - چه رسد به هنرمندان آماتور و جوان- در آرزوي اين‌ هستند كه كسي بيايد و بنيان يك سري فعاليت‌هاي اجرايي موسيقي را بگذارد و آنان را به ميدان بكشاند.


متاسفانه دلايل مختلف اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي به ا ضافه غفلت دست‌اندركاران‌ هنري ركودي بي‌سابقه در اين بخش مهم از جامعه هنري ما برقرار كرده است، تا چه ميزان اين قلم‌ها اثر كند در دل سنگ‌ها؟!

!! نوشته شده توسط آزاد | 0:16 | جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 •

فروش پایین بلیت های کنسرت شیدا

علی رغم اعلام قبلی و گذشت حدود10روز از پیش فروش بلیت های کنسرت سه گانه شیدا هنوز مخاطبان برای خرید این بلیت ها استقبالی نشان نداده اند.


قیمت بالای بلیت ها،شایعه عدم حضور محمدرضا لطفی،بازتاب های منفی کنسرت سال گذشته این استاد در نیاوران و زمان باقی مانده تا اجرای کنسرت از دلایل عدم استقبال از فروش بلیت های این برنامه به شمار می رود.


کنسرت سه گانه شیدا شامل گروه "بازسازی شیدا" به خوانندگی امیر اثنی عشری، گروه "بانوان شیدا"به خوانندگی علیرضا شاه محمدی، وگروه اصلی "شیدا" به خوانندگی محمد معتمدی به سرپرستی محمدرضا لطفی از 26 تا 28 اردیبهشت ماه سال 87 در تالار بزرگ کشور برگزار می شود.


!! نوشته شده توسط آزاد | 17:12 | یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 •

کنسرت مشترک مجيد کياني و داريوش طلايي

کنسرت مشترک مجيد کياني و داريوش طلايي پنج شنبه 19 ارديبهشت در سمنان برگزار مي شود.  

«مجيد کياني» استاد نوازندگي در رشته سنتور در اين زمينه گفت:« امسال يک اجراي مشترک با آقاي طلايي در سمنان  داريم که 19 اريبهشت برگزار مي شود. اين برنامه بيشتر حالت کنسرت دارد. يعني يک بخش تک نوازي يک قطعه هم من و يک قطعه آقاي طلايي و در بخش دوم نيز دستگاهي را انتخاب کرده و با هم خواهيم نواخت.»


وي با بيان اينکه تابستان کنسرت هايي را اجرا خواهد کرد، ادامه داد:« من هر سال سه چهار کنسرت مي دهم ک هالبته در آن فقط ساز زدن مطرح نيست و نيمي از برنامه کار پژوهشي را شامل مي شود . زيرا به اين ترتيب مي توان هم آموزش مناسبي را انجام داد و هم ارتباط خوبي با مخاطب برقرار کرد.»


!! نوشته شده توسط آزاد | 17:6 | یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 •

کنسرت شجریان در تهران برگزار می شود

کنسرت گروه شهناز به خوانندگی استاد مجمد رضا شجریان تابستان امسال در تالار بزرگ کشور برگزار می شود.


 دراین کنسرت، گروه "شهناز" که قبلا به نام رودکی فعالیت داشت استاد شجریان را در اجرای قطعاتی در دستگاه همایون و با اشعاری از مولانا ،حافظ و سعدی همراهی خواهد کرد.


مجید درخشانی سرپرست گروه شهناز قبلا از انتشارنخستین آلبوم این گروه با صدای شجریان خبر داده بود که آواز این آلبوم را استاد شجریان قبل از سفر به آمریکا و کانادا خوانده است.


در این اثر پیش درآمد در همایون، زنگ شتر،چهار مضراب در بیداد، تصنیف "ما ز یاران چشم یاری داشتیم "از ساخته های استاد شجریان و همچنین تنظیم جدید بر قطعه "باد صبا" از آثار حسام السلطنه ضبط شده است که همزمان با اجرای کنسرت در تهران ارائه می شود.


لازم به ذکر است که "سینا جهان آبادی" نوازنده کمانچه ،"شاهو عندلیبی" نی،"حامد افشاری" قیچک باس،"مهرداد ناصحی" قیچک آلتو،"کاوه معتمدیان" کمانچه ، "رادمان توکلی" تار ،"رامین صفایی" سنتور ، "حمید قنبری" تنبک،"حسین رضایی نیا"دف،"محمدرضا ابراهیمی"عود،"مژگان شجریان" سه تار و عمیدی بم تار و رباب اعضای گروه موسیقی "شهناز" هستند .


!! نوشته شده توسط آزاد | 17:0 | یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 •

فروش بلیط ویژه علاقمندان شهرستانی

توضیحات مدیر اجرایی کنسرت شیدا در مورد بلیت‌فروشی و برگزاری برنامه

فروش بلیت ویژه علاقه‌مندان شهرستانی


مدیر اجرایی کنسرت گروه‌های سه‌گانه شیدا در تشریح چگونگی توزیع بلیت‌های این کنسرت گفت: « ما سعی می‌‌کنیم تا جایی که از دستمان بر می‌‌آید عادلانه برخورد کنیم. در مورد توزیع بلیت در مراکز فروش هم ما این عدالت را رعایت کردیم.به لحاظ کیفیت بلیت هیچ مرکز فروشی از مرکزی دیگر بلیت‌‌های بهتری ندارد همه به اندازه مساوی از نوع بلیت‌‌ها بهرمند هستند.».


به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی شیدا٬ بهراد توکلی با اشاره به مشکلات تهیه بلیت در کنسرت‌های بزرگ گفت: «معمولاً در کنسرت‌‌های بزرگ مشکلاتی همچون بازار سیاه و یا جعل بلیت رخ می‌‌دهد ما در برنامه‌ریزی این کنسرت همچون کنسرت سال گذشته در کاخ نیاوران سعی کردیم به گونه‌ای عمل کنیم که مشکلات به حداقل برسد. نوع توزیع بلیت‌‌ها به شکل پلکانی بود تا در همه مراکز فروش برای مردم٬ انواع بلیت موجود باشد. همین طور زمان بلیت فروشی را طولانی  و بین 15 تا 20 روز در نظر گرفتیم تا مردم با آسایش و آرامش بتوانند بلیت تهیه کنند. از سوی دیگر قصد داریم در روزهای اجرا در گیشه سالن نیز بلیت فروشی داشته باشیم.».

وی در پاسخ به سوالی در مورد قیمت بلیت‌ها٬ تصریح کرد‌: «اگر چه گران‌ترین بلیتی که برای این برنامه در نظر گرفته شده چهل‌هزار تومان قیمت‌گذاری شده اما میانگین بهای بلیت‌ها نسبت به کنسرت سال گذشته در کاخ نیاوران 7 درصد کاهش داشته است.» توکلی با اشاره به هزینه‌های برگزاری چنین کنسرتی افزود: «از طرفی امسال با افزایش هزینه‌‌های اجرایی کنسرت اعم از هزینه سیستم صوتی، سیستم نورپردازی و ...مواجه هستیم و از سوی دیگر تعداد نوازنده‌‌ها در این اجرا زیاد است و بالطبع هزینه‌‌ها بسیار بالا می‌‌رود. همچنین با توجه به اهمیتی که خود آقای لطفی و موسسه آوای شیدا به کیفیت فعالیت‌ها دارند٬ کل هزینه‌های برگزاری این کنسرت نسبت به اجراهای مشابه بالاتر است.»

توکلی درمورد نحوه عرضه بلیت به علاقه‌مندان شهرستانی گفت: «عزیزان شهرستانی برای تهیه بلیت این اجرا می‌‌توانند با موسسه ققنوس [22738007 - 22728007] تماس بگیرند و یا به سایت این موسسه مراجعه کنند و بلیت رزرو کنند. مرکز تحویل در محل [77537464] ما هم امکان ارسال بلیت به شهرستان‌‌ها را دارد.»

مدیر برگزاری کنسرت شیدا در ادامه به تعمیرات انجام شده در تالار بزرگ کشور اشاره کرد و گفت: «پیش‌‌تر اعلام شده بود که گروه شیدا و آقای لطفی در این سالن کنسرت نخواهند داشت٬ اما خوشبختانه مسوولین جدید تالار وزارت کشور در حال تلاش هستند تا به لحاظ کیفی مشکلات این سالن را حل کنند. مشکل اصلی این سالن سیستم صوتی آن بود که این مساله در حال مرتفع شدن است. آقای لطفی و مسوولین فنی کنسرت تا کنون چندین بار از سالن بازدید و سیستم جدید صوتی آن را چک کردند. شما اگر به کنسرت گروه شیدا تشریف بیاورید با سن و سالن جدیدی رو به رو خواهید شد. این اصلاحات فنی دلیل اصلی برگزیدن این سالن برای اجرای گروه بزرگ شیدا است.».

توکلی هم چنینی اذعان داشت که محمدرضا لطفی حساسیت خاصی در مورد مسایل کیفی دارند و همین مسئله باعث ‌‌شد، موسسه آوای شیدا از چند ماه قبل برنامه‌ریزی برای کنسرت را آغاز ‌‌کند: «ما برای برگزاری هر کنسرت برنامه مطالعاتی داریم، اعم از بخش انتخاب گروه‌های فنی، روابط عمومی و سایر عوامل کنسرت. این مسایل در یک پروسه دقیق مورد مطالعه و بررسی قرار می-گیرد تا چه کسانی انتخاب شوند و چگونه کارها انجام شود. همچنین با مشورت با دیگر تهیه‌کنندگان و موسساتی که تجربه برگزاری کنسرت‌های بزرگ را دارند بهترین روش‌ها را برمی‌گزینیم. در مورد کنسرت بداهه نوازی در کاخ نیاوران هم همین حساسیت‌‌ها وجود داشت. ما از مهر سال 1385 برنامه مطالعاتی‌‌مان را برای این کنسرت آغاز کردیم و تیرماه سال 1386 این کنسرت برگزار شد.». مدیر اجرایی کنسرت افزود: «اعتقاد موسسه آوای شیدا بر این است که کیفیت گروه‌های اجرایی کنسرت هم به اندازه کیفیت گروه‌های موسیقی اهمیت دارد٬ چون هدف ما از برگزاری یک کنسرت، ایجاد یک محیط آرام برای مخاطبان موسیقی است.».

توکلی همچنین باراز خرسندی کرد از اینکه افتخار برگزاری اولین کنسرت محمرضا لطفی بعد از 25 سال  در ایران را داشته و امیدوار است که کنسرت گروه‌های سه‌گانه شیدا هم تکرار کنند موفقیت اجرای کاخ نیاوران باشد. وی در مورد برنامه‌های آتی موسسه آوای شیدا گفت: «برنامه بعدی موسسه شیدا که از مدت‌‌ها قبل در حال مطالعه و بررسی است اجرای کنسرت‌‌های گروه شیدا در شهرستان‌‌هاست٬ ما امیدواریم بتوانیم کنسرت گروه بزرگ شیدا و کنسرت بداهه‌نوازی استاد را در شهرستان‌‌ها برگزار کنیم.».

توکلی نوع اطلاع رسانی در قبل از کنسرت، اعلام اخبار و اعلام بازتاب‌‌ها بعد از اجرای کنسرت را یک پکیج فرهنگی می‌‌داند که هر کدام از این‌‌ها تاثیر خود به طور مستقل را خواهد گذاشت: «حتی اگر انتقاد هم بشود خوب است. شما اگر به کنسرت نیاوران دقت کنید بازتاب زیادی داشت و اگر دقت کرده باشید بعد از این اجرا در مطبوعات توجه بیشتری به موسیقی می‌‌شود. تصویر هنرمندان موسیقی به صفحه اول چند روزنامه می‌‌آید. این اتفاقات مثبتی است. این یک حرکت فرهنگی است که بخش عمده‌ آن برعهده مطبوعات است.».

کنسرت گروه‌های سه‌گانه شیدا روزهای 26 تا 28 اردیبهشت (ساعت 20) در سالن وزارت کشور برگزار می‌شود و طی آن گروه‌های «بازسازی شیدا»٬ «بانوان شیدا» و «همنوازان شیدا» به سرپرستی محمدرضا لطفی به اجرای برنامه خواهند پرداخت.

منبع: شیدا

!! نوشته شده توسط آزاد | 23:38 | یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 •

یک سالگی وبلاگ

یک سال پیش در چنین روزهایی با هدف شناسایی و ترویج موسیقی علمی ایران که همان موسیقی ریشه دار اصیل ایرانی میباشد اقدام به راه اندازی این وبلاگ نمودم تا شاید بدین وسیله به سهم خودم در جهت ارتقا فرهنگ و دانش موسیقی خدمت ناچیزی به جامعه  کرده باشم.و شاید هم در نظر داشته ام که بدین وسله دردم را فریاد بزنم تا بدانند کسانی که کمر به نابودی فرهنگ ایرانی بسته اند این سرزمین امثال من بسیار دارد که دغدغه پاسداری از میراث گذشتگان را دارند.صادقانه بگم که در این راه از هر وسیله ای استفاده برده ام که گاها باعث گله مندی دوستان و مدیران دیگر وبلاگها شده ولی چون هدف انتشار آخرین اخبار و تازه ترین مطالب و گردش اطلاعات بوده از این کار ابایی نداشته ام مهم این است که هدف را گم نکنیم.
!! نوشته شده توسط آزاد | 23:30 | یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 •

آلبوم تار خالق مرغ سحر منتشر شد

آلبوم تکنوازی تار استاد مرتضی نی داوود از سوی انتشارات ماهور منتشر شد.


در این آلبوم قطعاتی در دستگاه های شور،سه گاه و ماهورو آوازهای افشاری،بیات ترک،دشتی وبیات اصفهان ارائه شده است.


مرتضی نی داوود فرزند بالا خان(نوازنده تمبک) و نوه یحیی خان در سال 1279شمسی متولد شد.مرتضی ابتدا نزد رمضان ذوالفقاری و سپس نزد میرزا حسینقلی به آموزش موسیقی و نوازندگی تار پرداخت.بعدها نزد درویش خان به تکمیل آموخته های خویش در زمینه تار نوازی ادامه داد.


از آثار معروف نی داوود می توان به پیش درآمد ماهور،اصفهان و تصانیف مرغ سحر،آتش دل، و بس کن ای دل اشاره کرد.وی پس از کناره گیری از رادیو آخرین کنسرت خودش رادرسال 1338به یاد یار دیرینش قمر ارائه داد.


 


مرتضی نی داوود در سال 1348 یک دوره کامل ردیف موسیقی اصیل ایرانی را به پیشنهاد رادیو در 297 گوشه ضبط کرد که بعدها در قالب 4سی دی توسط موسسه ماهور منتشر شد.


این استاد برجسته موسیقی ایرانی در اوایل سال 1358 به امریکارفت ودر سال 1369 دار فانی را وداع کرد و در سانفرانسیسکو به خاک سپرده شد

!! نوشته شده توسط آزاد | 23:8 | یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 •

آلبوم تار استاد علی اکبر شهنازی منتشر شد

آلبوم تار زنده یاد استاد علی اکبر شهنازی از سوی موسسه فرهنگی ماهور منتشر شد.




آلبوم حاضر دربرگیرنده پانزده قطعه با کلام وبی کلام در دستگاه های شور،سه گاه،چهارگاه وماهورو آوازهای افشاری و بیات ترک است.


همچنین در این اثر خوانندگانی چون نکیسا ، عنایت الله شیبانی ، جناب دماوندی، محمدخان و جمال صفوی با همراهی ویلون ابراهیم منصوری ، تصانیفی همچون "نکنم اگر چاره"، "گرماه من" و...را اجرا کرده اند.       


علی اکبر شهنازی ،فرزند استاد بزرگ موسیقی دوره قاجار ،آقا حسینقلی در سال 1271 شمسی به دنیا آمده است . زمانی که وی به ده سالگی رسید پدرش آموزش موسیقی را به او شروع کرد و علی اکبر به زودی به واسطه نبوغی که داشت بر فنون نوازندگی تسلط یافت ، به طوری که در چهارده سالگی آواز جناب دماوندی را با تار خود در یکی از قطعاتی که در این مجموعه آمده است همراهی کرد .


 او در همان اوان جوانی که پدر خود را از دست داد چیزی از استادی کم نداشت و به زودی با تاسیس آموزشگاه موسیقی ، به تربیت شاگردان پرداخت .


 


علی اکبر شهنازی علاوه بر چیره دستی در نوازندگی تصانیف ،رنگ ها ،پیش درآمدو قطعات ضربی متعددی تصنیف کرده است و تقریبا در همه دستگاه ها و آوازها پیش درآمد و رنگ ساخته است.


 اشعار تصانیف او را شعرایی چون وحید دستگردی ،ملک الشعرای بهار، حسین مسرور،سرمد و امیر جاهد سروده اند .    


وی شاگردان بسیاری تربیت کرد که از آن میان می توان به حسین علیزاده ،داریوش پیرنیاکان و داریوش طلایی اشاره کرد.شهنازی در 28اسفند 1363 به علت کهولت سن در بیمارستان شرکت نفت درگذشت

!! نوشته شده توسط آزاد | 23:6 | یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 •

کنسرت "شهنازی" در پاییز برگزار می شود

گروه موسیقی "شهنازی" به سرپرستی داریوش پیرنیاکان با ترکیبی جدید بازسازی شده و فعالیت های خود را از پاییز سال جاری آغاز می کند.


داریوش پیرنیاکان با اعلام این خبر گفت : گروه موسیقی "شهنازی "پس از وقفه ای کوتاه با ترکیبی جدید ظاهر شده و در نظر دارد در سال جدید کنسرت های متنوعی را در تهران و شهرستان اجرا کند، این گروه در حال حاضر مشغول تمرین قطعاتی در آواز ابوعطا و دشتی از ساخته های خودم است.  


سرپرست گروه شهنازی در ادامه افزود : به تازگی کتابی از من به نام "جلوه یار" همراه با سی دی آثار توسط انتشارات ماهور به چاپ رسیده است .


این نوازنده تار در خصوص کم و کیف برگزاری جشنواره موسیقی جوان در سال جاری گفت : علی رغم وعده وعیدهایی که مسئولان در سال گذشته مبنی بر تشکیل دبیرخانه دائمی جشنواره موسیقی جوان داده بودند هیچ یک از آنها عملی نشد و هنوز هیچ تماسی با من و یا هیچ یک از هنرمندان گرفته نشده است و این درحالی است که اگر قرار است جشنواره ای برگزار شود بایستی از قبل برنامه ریزی های مناسب انجام شود.
 
منبع:مهر نیوز

!! نوشته شده توسط آزاد | 23:0 | یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 •

كنسرت گروه دستان با سالار عقيلي در اروپا

 
 
كنسرت گروه دستان با سالار عقيلي در اروپا
 
کنسرت - ارکستر- همشهري آنلاين:
گروه موسيقي دستان كه شاخص‌ترين گروه موسيقي در خارج از ايران به شمار مي‌رود 5 ارديبهشت در آلمان به اجراي كنسرتي به خوانندگي سالار عقيلي مي پردازد.

سالار عقيلي در گفت وگويي با همشهري‌ آنلاين ضمن اعلام اين خبر گفت: در اين كنسرت قرار است ضمن اجراي برخي قطعات قديمي قطعات آلبوم سعدي نامه هم اجرا شود.

به گفته عقيلي سعدي نامه مجموعه اي از قطعات ساخته شده توسط ارشد تهماسبي است كه گروه دستان با تنظيمي متفاوت آن را به بازار موسيقي عرضه كرده است.
سالار عقيلي نخستين كار حرفه اي خود در موسيقي را با ارشد تهماسبي شروع كردو تا كنون بيشترين كارهاي منتشره را هم با اين آهنگساز و نوازنده نامي تار روانه بازار موسيقي كرده است.[
اين فصل را با من بخوان!]

وي البته چند مدتي هم با اركستر ملي ايران به رهبري فرهاد فخرالديني آثاري را خواند و سال گذشته به اتقاق گروه دستان كنسرتي را در كاخ نياوران اجرا كرد كه بعدها در آلبومي به نام درياي بي پايان  به آهنگسازي سعيد فرج پوري انتشار عمومي يافتعقيلي همچنين درباره ساير فعاليت هاي خود گفت:دو هفته قبل با اركستر سمفونيك راديو و تلويزيون شهر مونيخ به رهبري فرانك كرامي برخي از كارهاي ساخته شده توسط نادر مشايخي با عنوان فيه مافيه دو و سمفوني مولان خواندم كه قرار است در ماه سپتامبر در شهر اوزنا بروك آلمان اجراي صحنه اي هم بشود.

                                                               منبع:همشهریههمشهریمشهری

!! نوشته شده توسط آزاد | 22:56 | یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 •

درباره هوشنگ ظريف

درباره هوشنگ ظريف
يك عمر تعليم تار
 

نماى مهر
 

185031.jpg

هوشنگ ظريف، متولد تهران ـ ۱۳۱۷ نوازنده و مدرس تار، رديف شناس.
ـ شاگرد على اكبر شهنازى، حسين تهرانى و جواد معروفى در هنرستان موسيقى ملى.
ـ فارغ التحصيل هنرستان و هنركده موسيقى ملى؛ داراى بيش از ۴۵ سال سابقه كار حرفه اى.
ـ داراى اجراهاى فراوان در صحنه هاى داخل و خارج از ايران؛ همراه اركسترها و خوانندگان مختلف. همكار دائم گروه همنوازان سازهاى ملى به سرپرستى استاد فرامرز پايور
ـ همكار استاد حسين تهرانى در تدوين كتاب آموزش تنبك؛ و دكتر محمدتقى مسعوديه در بازبينى نت هاى كتاب رديف موسيقى آوازى ايران (روايت محمود كريمى).
از تك نوازى ها: نوار «اصفهان ـ دشتى» و اجراى قطعاتى از استاد علينقى وزيرى.
مدرس رديف و تار نوازى در هنرستان، گروه موسيقى
دانشگاههاى مختلف و …

| سيد عليرضا ميرعلى نقى: اگر موسيقى پنجاه سال گذشته مان را در مقولاتى تفكيك شده بررسى كنيم، و اگر براى بررسى هركدام از آنها (تك نوازى، بداهه سرايى خلاق، آهنگسازى، آموزش، ساختن ساز، تحقيق، مديريت و …) شاخص هايى مجزا در نظر بگيريم،  آنگاه مى توانيم ارزشها و فضايل چهره هاى نامدار موسيقى مان را بهتر بشناسيم. در جامعه موسيقى ايران، كمتر كسى است كه انحصاراً متعلق به يك حوزه و فقط متعلق به يك مقوله از موسيقى باشد. معمولاً يك موسيقيدان نامدار، در حوزه هاى مجاور هم فعاليت دارد ولى با يكى از آن مقولات، بيش از ساير آنها، موجب شهرت او مى شود.
هوشنگ ظريف، نوازنده تواناى «تار» و يكى از برجسته ترين هنرآموختگان هنرستان موسيقى ملى در دوره  رياست استاد روح الله خالقى، گذشته از اعتبارى كه در تك نوازى و نيز در همنوازى با گروههاى معتبر موسيقى دارد، آموزگارى درجه اول و تأثير گذار بوده است. نقش او در آموزش تكنيك هاى صحيح تارنوازى و تربيت هنرجويانش به حدى است كه مى توان درباره آن يك مجموعه مقاله فراهم كرد. درحالى كه شخصيت هنرى و مقام اخلاقى او در هنر، در هيچ زمانى، به طرز شايسته اى معرفى و شرح نشده است. علت اصلى آن، فروتنى او و حجب و حيايى است كه در هنرمندانى اصيل ديده مى شود، و نيز گريزان بدون ايشان از هر فضايى كه رنگى از سطحى گرى و يا جنجال دارد. اما علت ديگرى هم هست، هوشنگ ظريف، به خاطر خصوصيات فطرى و محيط هاى آموزشى اصيلى كه در سالهاى شكل گيرى شخصيت وى نقش حياتى و تعيين كننده داشته اند، از اين كه خود را به هر قيمتى مطرح كند و مانند برخى ستارگان سينما و فوتبال، با انتخاب نوع زندگى غيرعادى، امثال جنجال آفرين و يا هنجارشكنى، بخواهد نوعى «مغناطيس شخصيتى» و يا «كاريزما» را براى خود ايجاد كند، گريزان و بيزار است. اين نوع شخصيت و زندگى پيش هنرمندان كمياب است و علت آن، بيشتر به ريشه هاى تربيت خانوادگى برمى گردد. هوشنگ ظريف نه تنها در زندگى بلكه در تارنوازى نيز چنين عمل كرده است. نواختن او بى تكلف، سليس، دقيق، مقيد به آموزشهاى كلاسيك و داراى روحيه اى سالم و عقلانى است. فضاهاى نامتعارف، هنجارگريزى در ملودى ها و ريتم ها و تزئين ها و جمله بندى ها، آنچنان كه در ساز عده اى ديگر هست، در ساز او شنيده نمى شود. تكنيك او نيز ظاهراً سهل و باطناً ممتنع است و از چنان استوارى و سلامتى برخوردار كه تنها آنها كه سالها با جديت تارنواخته اند ارزش آن را درك مى كنند.
| هوشنگ ظريف، از اولين هنرجويان هنرستان موسيقى ملى است كه در سال ۱۳۲۸ به كوشش و پايدارى استاد روح الله خالقى تأسيس شد. استاد خالقى، هنرآموزان خردسال را گاه از شاگردان دبستانها انتخاب مى كرد و گاه، خانواده هاى با فرهنگى كه مستقيم يا به واسطه با خانواده هاى خالقى و ملاح و معروفى و … آشنا بودند، فرزندشان را براى آموختن موسيقى به «هنرستان آقاى خالقى» مى آوردند. به محلى كه در آن روزگار، تنها محيط آموزشى سالم و مطمئن و معتبر براى يادگيرى موسيقى ايران، شناخته مى شد. برادران ظريف (محمد و هوشنگ) هر دو در آن تحصيل كردند، از آنجا فارغ التحصيل شدند و هركدام با يكى از شاگردان همان هنرستان ازدواج كردند. محمد، با خانم گيتى وزيرى تبار ـ دختر استاد حسينعلى وزيرى تبار نوازنده برجسته كلارينت ـ پيوند بست و هوشنگ با خانم پروين صالح، كه هنوز هم همسر و مادر فرزندان او است. از هنرمندان نامدارى كه همدوره آنها بودند، جلال ذوالفنون، ارفع اخرايى، افليا پرتو، انوشيروان روحانى و … نصرت الله گلپايگانى (۱۳۴۱ـ۱۳۱۷) بود كه از استعدادهاى برجسته به شمار مى آمد و در جوانى درگذشت. گلپايگانى (كه هيچ نسبتى با اكبر گلپايگانى خواننده معروف نداشت) ويولون و تار و تنبك مى نواخت. هوشنگ ظريف خردسال، در هنرستانى درس خواند كه هنرمندانى چون ابوالحسن صبا، على اكبر شهنازى، حسين تهرانى، جواد معروفى، وزيرى تبار، موسى معروفى، حسينعلى ملاح و نصرالله زرين پنجه در آن تدريس مى كردند.
او شاگرد ممتاز كلاس تار استاد على اكبر خان شهنازى بود. در بعضى مراجع او را شاگرد موسى خان معروفى معرفى كرده اند. در آن سالها (۱۳۳۸ـ۱۳۲۸) استاد موسى معروفى سالخورده بود و به خاطر اعتقادات مذهبى، بسيار كم تار به دست مى گرفت. كار او در هنرستان تدريس قرآن و شرعيات بود. سيستم تربيتى استاد روح الله خالقى كه از درسهاى دكتر اسدالله بيژن و سيستم آمريكايى تدريس در دارالمعلمين عالى تهران مايه گرفته بود، نمرات خود را داد و شمارى از هنرمندان جوان دهه هاى ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ از همان دوره رياست خالقى بر هنرستان، فارغ التحصيل شدند. هوشنگ ظريف نيز يكى از آنها بوده است. يكى از روزهاى تيرماه ۱۳۷۱ كه به مناسبت درگذشت استاد محقق، زنده ياد حسينعلى ملاح مجلسى برپا شده بود، هوشنگ ظريف، به ياد ملاح سخنانى كوتاه گفت و ياد كرد از جديت و مهربانى او در يكى از ساعات تمرين، كه ظريف نوجوان را با حرارت، تشويق به كار و تمرين بيشتر و بيشتر كرده بود. نوارى نيز به يادگار است از دوره تحصيل در هنرستان و اجراى يك قطعه دونوازى تار، كه دو هنرمند نوجوان در آن سالها اجرا كرده اند؛ اوئت در بيات اصفهان، با نوازندگى هوشنگ ظريف و جلال ذوالفنون (كه آن روزها فقط تار مى نواخت و گاهى ويولون). گويا اين قطعه از ساخته هاى ظريف است و انجام تكليفى از تكاليف ويژه اى كه استاد خالقى به آن سفارش داد. هوشنگ ظريف، اكنون در ۶۵سالگى با كمى تأسف از آن دوران ياد مى كندو مى گويد: «سطح كار در هنرستان خيلى بالا بود و در سالهاى بعد از آن، نوشتن و اجرا كردن چنين قطعاتى ديگر دور از دسترس شدند. اين قطعه اگر امروز هم اجرا شود زيبايى و جذابيت خود را خواهد داشت.»
هوشنگ ظريف ، همراه افليا پرتو و ارفع اخرايى و ذوالفنون و... در مراسم جشن فارغ التحصيلى، ديپلم خود را از دست استاد علينقى وزيرى گرفت، در بيست سالگى او تارنواز چيره دستى بود كه به راحتى در هر اركسترى مى توانست عضو شود. همچنين با نواختن سه تار و نيز با نوازندگى تنبك استاد حسين تهرانى به خوبى آشنا شده بود. براى فارغ التحصيلان ممتاز هنرستان موسيقى ملى، واردشدن در كار حرفه اى و استخدام در سازمانهاى معتبر هنرى وابسته به دولت كار مشكلى نبود. هوشنگ ظريف جوان به عنوان نوازنده اى مسلط و توانا، در اركسترهاى بزرگ، شروع به كار كرد. (سابقه حرفه اى او تا امروز بالغ بر ۴۵سال است) و همزمان به تدريس موسيقى در مدارس و در هنرستان نيز پرداخت. حسين عليزاده، تارنواز و آهنگساز نامدار روزگار ما، تعريف مى كند از سالهاى ۱۳۴۱ ـ ۱۳۳۶ كه در دبستان «حافظ»، شاگرد درس سرود آقاى ظريف بود و در هنرستان، بار ديگر با او روبرو شد: «...استاد عزيز، آقاى ظريف با مهربانى و جديت به من گفتند: ببين!  اينجا ديگر دبستان حافظ نيست و بايد شيطنت و بازيگوشى را كنار بگذارى و حسابى كار كنى...» و پايه قوى نوازندگى عليزاده را قبل از استاد شهنازى، هوشنگ ظريف ساخت. محمدرضا لطفى، هنرمندى ديگر از بزرگان تارنوازى، از نخستين خاطره ديدارش با استاد جوان، آقاى هوشنگ ظريف، به احترام و حرمت يادكرده است. بدين ترتيب، نقش پراهميت و سرنوشت ساز ظريف در موسيقى چهاردهه گذشته روشن تر مى شود؛ استاد على اكبر خان شهنازى در نيمه اول قرن شمسى حاضر و هوشنگ ظريف در نيمه دوم، از لحاظ تربيت شاگردان درجه اول و انتقال تكنيكهاى درست درتارنوازى، صاحب بالاترين رتبه و جايگاه هستند و از اين بابت، كمتر كسى را قابل بررسى و مقايسه مى توان پيدا كرد.
| زندگى حرفه اى هوشنگ ظريف، در تدريس تار و در همكارى با اركسترهاى وزارت فرهنگ و هنر، تا سال۱۳۵۷ (چهل سالگى) گذشت. در آن زمان، فارغ التحصيلان هنرستان و شاغلين در وزارت فرهنگ و هنر، فضاى مجزاى خود را داشتند و با برنامه هاى راديو همكارى نمى كردند. نوع موسيقى، فضاهاى زيستى، شخصيت و طرز زندگى اين موسيقيدانان ـ به اصطلاح راديويى ها و فرهنگ و هنرى ها ـ با هم متفاوت بود. گويا وزير وقت و رئيس اداره كل هنرهاى زيباى كشور، اين تفكيك و جدا سازى را خوش داشت و اصرار بر آن مى كرد. در آن زمان، بسيارى از هنرمندان خلاق و بااستعدادى كه در راديو حضور داشتند، از برخى ابتلائات و آلودگى ها بركنار نبودند، در حالى كه موسيقيدانان متعلق به جناح مقابل ـ كه از آنها گاه به عنوان «بچه هاى آقاى خالقى»  نام برده مى شد ـ زندگى هاى سالمى داشتند و با طبقات فرهيخته اجتماع نيز معاشر بودند. تأسيس هنركده موسيقى ملى براى تربيت هنرجويان فارغ التحصيل هنرستان در مقطع ليسانس (با حضور جدى هوشنگ ظريف به عنوان استاد) بر اين جدايى مى افزود: در مقابل، راديو، مركز خلاقيتهاى پرشور، خبرسازى و ارتباط با مردم از طريق قوى ترين رسانه موسيقايى كشور بود و جاذبه قدرتمندى براى نوازندگان جوان داشت؛ هر چند كه از دسته بندى هاى مافيايى اشباع بود و اكثر هنرمندانش ازنابسامانى هاى متعددى رنج مى بردند. ظريف نيز مانند على اكبر خان شهنارى (از نسل قبل) و داريوش طلايى (از نسل بعد) به راديو نرفت و شايد همين باعث شد كه توده مردم، او را ديرتر و كمتر بشناسند. در عوض اعتبار خود را به عنوان نوازنده اى توانا و مطلع، داراى شخصيتى والا و با پرنسيپى عقلانى، حفظ كرد و تاكنون نيز حفظ كرده است. حتى بعدها نهاد واحدى با عنوان سازمان راديو تلويزيون ملى ايران تشكيل شد و امكان پخش برنامه هاى او و موسيقيدانهاى همرتبه او فراهم آمد، باز هم در خط مشى هنرى خود تغييرى نداد . صحنه هاى متعدد در گوشه و كنار جهان، جايگاه هنرنمايى هاى او بود. از شركت در فستيوال اينسبروك در بيست سالگى (۱۳۳۷) تا ديگر برنامه ها و جشنواره هايى كه خود يك فهرست مفصل است.
| اولين نواخته هاى ضبط شده او در سالهاى اوايل دهه ۱۳۵۰ در كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان در قالب صفحات ۳۳ دور (گرام) در دسترس قرار گرفت. در سلسله صفحات «آشنايى با موسيقى ايرانى» كه به همت والاى كامبيز روشن روان تهيه شد. همچنين در اجراهاى گروه همنوازان سازهاى ملى به سرپرستى هنرمند بزرگ، فرامرز پايور (نوازنده سنتور در همان گروه) و در كنار رحمت الله بديعى (ويولون و كمانچه)، محمد اسماعيلى (تنبك) و حسن ناهيد(نى) كه ذيل نظارت دقيق و نظم آهنين پايور، اجراهايى عالى را به يادگار گذاشتند. در سال،۱۳۵۶ تلاش مسؤولين كانون پرورش فكرى و در رأس آنها احمدرضا احمدى (شاعر و مسؤول موسيقى كانون) كه به ضبط آثار ممتاز موسيقى ايران اهتمام داشت، نوارى حاوى تك نوازى او تهيه شد: «اصفهان و دشتى»  و ظريف در اين نوار، دو قطعه «دخترك ژوليده»  و «ژيمناستيك موزيكال » اثر استاد علينقى وزيرى را با اجرايى درخشان و بى نقص ارائه داد.
 
184983.jpg
 
اجراى ساخته هاى استاد وزيرى، اگر بخواهد در حد عالى و با صدادهى مطلوب باشد، كار ساده اى نيست و هنوز هيچ نوازنده اى نتوانسته است به حد شفافيت و سلامت بيان تارنوازى هوشنگ ظريف در ارائه اين قطعات، دست پيدا كند. دو سال پيش از اين مراسم باشكوهى كه به مناسبت نودمين سالگرد تولد استاد وزيرى در هتل هيلتون برگزار شده بود، موسيقيدان سالخورده كه به عذر ناتوانى و درد دستهايش، از برخاستن پيش پاى نخست وزير و وزير دربار مقتدر پهلوى خوددارى كرده بود، بعد از تارنوازى درخشان ظريف و شنيدن قطعاتش از مضراب و پنجه او، با شوق و شعف از جاى جسته بود و روى صحنه، دستهاى نوازنده جوان را به گرمى فشرده و شيفتگى او را تحسين كرده بود . نمونه اى از غرور شكوهمند موسيقيدان عصر تجدد درمقابل ارباب قدرت، و او به اهل هنر در آن شب نمايان شد. اين خاطره را سالها بعد، زنده ياد حسينعلى ملاح و اقوامشان نقل مى كردند و هنرنمايى هوشنگ ظريف را ( كه در آن زمان ۳۷ سال بيش نداشت ) مى ستودند. در همان سال ۱۳۵۶ كه تك نوازى تار او در نوار كاست منتشر شد، كار سنگين استاد زنده ياد محمدتقى مسعوديه نيز با نظارت و مشاورت او به انجام رسيد: بازبينى نت نويسى هاى مسعوديه از رديف آوازى موسيقى ايران به روايت روانشاد محمود كريمى (استاد آواز در هنرستان) و پيش از ظريف، دوست هنرمند او رحمت الله بديعى نيز آن راوارسى كرده بود. زنده ياد مسعوديه در مقدمه كتاب خود، از اين دو هنرمند به عنوان «دوتن از بهترين نوازندگان و رديف شناسان» نام برده و اهميت كارشان را يادآور شده است.
درسالهاى بعداز انقلاب نيز فعاليت هاى هوشنگ ظريف تعطيل نشد . اجرا در صحنه هاى ايران وجهان، تدريس در هنرستان وكلاس خصوصى و دانشگاهها ادامه داشته و دارد و از توانايى هاى او چيزى كم نشده است . اتفاقاً آثار اصلى او در همين سالها منتشر شده اند: مجموعه چهار نوازى آموزش تار (با همكارى حسين عليزاده) ، نت قطعات مختلف از او (در جزوه «همساز») ، نت نويسى هاى او از دستگاه نوا به روايت استاد شهنازى وقطعاتى از بداهه نوازى هاى هنرمند خلاق و تارنواز برجسته، فرهنگ شريف (متولد تهران ـ ۱۳۱۲ ) و همنوازى در چند نوار كاست همراه صداى محمدرضا شجريان ، شهرام ناظرى و عليرضا افتخارى ، در تمام اين سالها ، پيوسته و بى صدا كار كرده وهرگز از خود سخنى نگفته است ، گفت وگوهاى مطبوعاتى او تعداد بسيار اندكى هستند و متأسفانه قدردانى جامعه موسيقى دوستان نيز از او ، هيچ وقت به اندازه و در خور او نبوده است . اگرچه خود او از اين مسائل واقعاً بى نياز است و همچنان با اعتقاد به اصول هنرى و اخلاقى خود زندگى مى كند . دراين جا بايد تكريم كرد مقام انسانى او را كه غيراز آموزش صحيح موسيقى ايرانى ، اخلاق و رفتار و طرز زيست و نحوه برخورد او با موسيقيدانان و مردم و… روحيه سالم و هوشمندى او (كه از هرگونه رندى هاى معمول موسيقيدانهاى ايرانى عارى است )، الگو و مرجع و نمونه مجسم براى هنرجويان جوان، واقع شده است. تأثير عميق و نيكويى كه شخصيت انسانى استاد هوشنگ ظريف در روحيه و اخلاق جوانان ( از سه نسل متوالى) داشته است به هيچ وجه كم از تأثير شخصيت هنرى او نيست و شايد حتى مهم تر هم باشد زيرا در موسيقى ايرانى مجموعه اخلاق وباورها و طرز زندگى موسيقيدان است كه جوهره درونى هنر او را مى سازد وشكل مى دهد.
هوشنگ ظريف در جدالى با گروه تنبك به سرپرستى استاد حسين تهرانى همكارى داشت و با نواختن تنبك به خوبى آشناست درتدوين كتاب آموزش تنبك نيز سهم بسزا داشته است. از محضر درس جواد معروفى نيز استفاده كرده و در شناخت انواع شيوه هاى تارنوازى تخصص دارد. به آهنگسازى ، و بويژه به ساخت قطعاتى براى فرم ترانه وتصنيف، كمتر رغبتى نشان داده است. ساخته هاى موسيقايى او از حيث تكنيك تار اهميت دارند و بيشتر در رده هاى عالى آموزش جاى مى گيرند نه در مجموعه ملودى هاى مردم پسندى كه ورد زبان خاص وعام است. مطالبى كه در نوازندگى او شنيده مى شود ، به تعبير هنرمند ارجمند، محمدرضا لطفى «رديفى» است ، نه «رديف» و منظور اين است كه طابق الفعل بالفعل رديف نيست و قرار هم نبوده كه باشد ولى در چارچوب وسيع سنت رديفى جاى مى گيرد و از حدود اصالت موسيقى ايرانى پيروى مى كند. صدادهى شفاف، مضراب هاى شمرده و سليس، پرده بندى و كوك دقيق رعايت دقيق متر درونى قطعات و داشتن حس ريتميك قوى، جمله بندى هاى منطقى و بهنجار، استفاده از مضرابهاى چپ بطور پيوسته، فشار متعادل روى خرك به تناسب نت يا جمله نواخته شده، «پوشيده و باز» نواختن  (با جلو و عقب بردن دست راست روى مضراب خورهاى مختلف سيم)، مالش هاى طولى، سكوتهاى سنجيده بين جمله ها و مهم تر از همه، روشن و سليس نواختن، از خصوصيات تارنوارى هوشنگ ظريف است . متأسفانه ، امروز با پيدايش انواع واقسام شيوه هاى ساختگى وحركتهاى بى پايه در تارنوازى، و عادتمندى بيمارگونه قشر وسيعى از موسيقى نوازان به ايجاد فضاهاى غيرطبيعى و استفاده هاى عجيب و غريب از امكانات صوتى تار واستخراج صداهاى ناخوشاهنگ و دوركردن اين ساز از هويت فرهنگى و شخصيت حقيقى خود، ارزشهاى نوازندگى هنرمندانى چون او و رحمت الله بديعى كه ساز را با تكيه به اصول كلاسيك مى نوازند و نه با ذهن گرايى هاى انتزاعى، در پرده ابهام افتاده است. در حالى كه نوازندگانى از اين دست كه در هرفرهنگى وجود دارند، به جاى ابراز فرديت مشخص خود از طريق برگزيدن تكنيك ها ولحن كاملاً اختصاصى ، ترجيح مى دهند حامل مجموعه اى از تكنيك رپراتور كلاسيك باشند و از اين جهت نقش فرهنگى آنها بسيار مهم است . شايد در دنياى موسيقى كلاسيك اروپايى بتوان نوازندگانى مثل ناتان ميلشتاين (ويولون) و پى يرفورنيه (ويولونسل) را مثال آورد.
از همنوازى هاى ظريف، برنامه بسيار زيبايى كه درمايه سه گاه همراه آواز على اكبر گلپايگانى در دهه ۱۳۴۰ ضبط كرده است ، نمونه اى مثال زدنى و شنيدنى است . اين اثر در دسترس عموم نيست. تارنوازى او كه هميشه با جزئى تغييرات، درچارچوب موسيقى كلاسيك ايرانى بوده گاه به اقتضاى برنامه اى اجرايى، اندك چرخشى به سوى نوع نوازندگى موسوم به «راديويى» داشته است.نظير برنامه اى كه در آلبوم «گلبانگ شجريان » از او ضبط شد و يا همنوازى با صداى عليرضا افتخارى در نوار «آتش دل» كه آن هم نمونه خوبى از قدرت وانعطاف لحن نوازندگى اوست. مهمترين خدمت فرهنگى كه تنها و تنها از هوشنگ ظريف ساخته است و طبيعتاً از او انتظار مى رود، نواختن رديف هاى موسيقى ايرانى (روايت موسى خان معروفى) است . اين رديف يك بار با نوازندگى مرحوم سليمان روح افزا ضبط شده و اكنون ضبط مجدد آن با اجرايى سليس تر، خواناتر و دور از سبك وسياق فردى ، بسيار لازم مى نمايد. استاد ظريف با صلاحيت ترين هنرمند دراين امر است و نزديك ترين نوازنده به فضاى رديف موسى خان، اگرچه تا به حال با حجب و فروتنى و اشتغال به كارهاى متعدد تدريس واجرا، اين كار مهم را به عهده نگرفته است . او از فرهنگسازان پركار و بى ادعاست كه موسيقى ما مى تواند به وجود او افتخار كند.
 
!! نوشته شده توسط آزاد | 20:19 | جمعه ششم اردیبهشت 1387 •

یوه آوازی استاد شجریان در مصاحبه با نوربخش

اين جوان هرچند كه در اندك زماني توانست نام خود را به فهرست كم‌تعداد شاگردان تأييد شده قديمي استاد شجريان اضافه كند؛ اما در سال‌هاي بعد با ورود پي‌درپي خوانندگان جواني كه همه آن‌ها به شيوه شجريان مي‌خواندند؛ به يكي از ده‌ها خواننده اين مكتب تبديل شد.

با اين وجود در دوره جديد نيز «حميدرضا نوربخش» به صورتي ديگر نام خود را- حداقل در ميان اهل فن- مطرح كرد. او اينك از معدود مدرسان دوره صداسازي به شمار مي‌رود.

صداسازي دوره پيش نياز آواز و رديف آوازي است كه قدمت تدريس آن به شكلي كه مدنظر نوربخش- دست پرورده استاد شجريان- است؛ به زحمت به يك دهه مي‌رسد.

اين دوره آموزشي در وضعيت اخيرش محل مناقشه و بحث‌هاي فراواني ميان كارشناسان موسيقي و آواز بوده است. موافقان صداسازي آن را لازمه فراگيري رديف و توليد صداي مطلوب مي‌دانند.

در مقابل اكثر مخالفان، بدون آن كه با اصل صداسازي مخالف باشند، معتقدند كه اولاً صداسازي همواره به نوعي در دوره‌هاي آموزشي آواز وجود داشته و ثانياً بيشتر خوانندگان قديمي ضمن داشتن صداهاي مستقل به خوبي و با كمترين نقص آواز مي‌خوانده‌اند.

در حالي كه امروز صداهاي بيشتر خوانندگان جوان و ميانسال ضمن داشتن شباهت به يك استاد، داراي معضلات و كمبودهاي فراواني هستند. با اين پيش زمينه، نزد حميدرضا نوربخش- از معتقدان پروپاقرص صداسازي به مفهوم جديد و مدرس شاخص اين رشته- رفتيم. او با حوصله، صراحت و اعتماد به نفس بالا پاسخ پرسش‌هاي ما را داد.

ضمن اين كه باب بحث و گفت‌وگو در اين زمينه همچنان باز است و مشاركت صاحب‌نظران در آينده مي‌تواند به آسيب‌شناسي آواز ايراني كمك شاياني بكند.

  • صداسازي يعني چه؟

صداسازي را مي‌توان به بدن سازي در ورزش تشبيه كرد؛ يعني به نوعي انجام نرمش‌هاي مربوط به حنجره و اين كه هنرجوي آواز بتواند حنجره خود را پرورش دهد و تقويت كند.

منتهي صداسازي در مقوله‌هاي مختلف، تكنيك‌هاي متفاوتي را مي‌طلبد. به طور كلي صداسازي يعني افزايش قابليت‌هاي حنجره و به فعل در آوردن قوه‌هاي نهفته در آن. اين از معني صداسازي با اين تفاوت كه در مثلاً هنر تئاتر، صداسازي معنا و تكنيك خاص خود را دارد.

همچنين در بازيگري براي سينما و گفتن ديالوگ‌ها يا در اپرا و آواز كلاسيك و از همه مهم‌تر آواز ايراني، در هريك از اين‌ها صداسازي مختص همان رشته است. منتهي اين كه صدا را با چه هدفي و براي چه منظوري مي‌خواهيم بسازيم؛ موضوع فرق مي‌كند.

  • آيا شما با صداسازي در مقوله‌هاي هنري ديگر مثل فن بيان هنرپيشه‌ها هم آشنا هستيد؟

خيلي دقيق نه، ولي در حد مطالعه چرا.

  • شمه‌اي از تاريخچه صداسازي در ايران را بيان كنيد.

اين واژه نه خيلي جديد است و نه خيلي عجيب و غريب! گاهي كه اسم آن بر زبان مي‌آيد؛ بعضي‌ها فكر مي‌كنند مقوله تازه‌اي است يا مثلاً تازه از آسمان آمده و طبيعتاً يك عده‌اي جلوي آن موضوع مي‌گيرند.

به نظر من شايد خوب طرح نشده باشد. اگر به خوبي و به صورت شفاف طرح شود؛ فكر نمي‌كنم كسي منكر الزام وجود آن شود و يا تصور كند كه چيز تازه‌اي است.

مي‌گويم اين مقوله تازه‌اي نيست؛ چون بالاخره در گذشته هر كسي كه مي‌خواسته آواز بخواند؛ تمرين مي‌كرده است. خوب آواز را كه بدون تمرين نمي‌شود خواند.

اين تمرين كردن همان صداسازي است. منتهي هيچ وقت به شكل مدون در نيامده است. شايد شكل تدوين شده آن نو و جديد به نظر بيايد.

در حالي كه فكر مي‌كنم كه همه پيشينيان و قدما به آن توجه مي‌كرده و آن را انجام مي‌داده‌اند؛ حتي به‌طور ناخودآگاه. يعني اين كه هركسي كه مي‌خواسته آواز بخواند بايد صدايش را آماده مي‌كرده، وسعت آن را مي‌سنجيده و در افزايش وسعت و قدرت آن مي‌كوشيده است.

  • اما اين كه به عنوان پيش نياز آموزش آواز و رديف به آن توجه شود؛ متعلق به چه دوره‌اي است؟

فكر مي‌كنم از اين نظر، صداسازي تازگي داشته باشد. در مورد آموختن ساز هم فكر مي‌كنم كه در دوره قاجاريه به اين صورت بوده كه هنرجو سازي در دست مي‌گرفت و نزد معلم از ابتدا درآمدي را با هم مي‌نواختند.

بعد رديف را خيلي دست و پا شكسته و به نرمي شروع مي‌كردند تا كم‌كم هنرجو راه بيفتد. بعدها عزيزاني مثل وزيري و خالقي متدهاي ساده‌اي را طراحي كردند كه مثلاً ساز را چه‌گونه بايد در دست گرفت و مضراب زدن چگونه است و چه و چه... به مرور انگشتان دست ورزيده و هنرجو آماده نواختن رديف مي‌شود.

خوب در آواز هم به همين شكل است. يعني اين كه به جاي آموزش درآمد شور يا ماهور به شكل ابتدا به ساكن به هنرجو، مي‌آييم صداي او را پرورش مي‌دهيم.

  • يعني منظور شما اين است كه در قديم كه اكثر خوانندگان بي‌اشكال و كم اشكال مي‌خوانده‌اند صداسازي كار كرده بودند؟

بعضي‌ها برحسب اتفاق صدايشان آمادگي لازم را دارد. يعني از بچگي خوانده‌اند؛ مثل خود ما. خوب ما كه از ابتدا صداسازي كار نكرديم؛ نه من و نه آقاي شجريان. همين‌طور اول بم مي‌خوانديم؛ زير مي‌خوانديم، چون قديمي‌ها مي‌گفتند صدا بايد بم و زير اجرا شود.

ما بر حسب اتفاق درست تمرين كرده بوديم و خيلي از خواننده‌ها به همين صورت درست تمرين كرده بودند. البته خيلي از قديمي‌ها هم صدا داشته‌اند اما درست تمرين نكرده بودند و اين اشكال در صداهايشان مشهود است.

  • نظر شما راجع به گروهي كه به آموزش ابتدا به ساكن رديف معتقدند و مي‌گويند صدا را بايد حين خواندن رديف ساخت؛ چيست؟

در اين صورت هنرجو از اول بسم‌الله و درآمد شور مجبور است اداي استاد را در بياورد. اصلاً اداي خواندن رديف را در بياورد و ملودي را با يك زبان عجيب و غريبي بيان كند. آخرش مي‌بيني كه اين كار نشدني است.

در نهايت آن‌هايي كه صدا دارند خوب وضعيتشان بهتر است و آن‌هايي هم كه صدا ندارند؛ هيچ چيز به هيچ چيز! اين طوري شد كه در سال 1373 پس از پنج سال كه ديدم اين گونه تدريس كردن هيچ محصول خوبي در پي ندارد؛ كلاس‌هايم را تعطيل كردم، رفتم پيش استاد و عرض كردم كه مشكل آواز اين‌هاست.

بعد با آقايان كرامتي، شفيعي، رفعتي و جهاندار- كه بعضاً مي‌آمد و كمي دور افتاده بود- آمديم و موضوع جلساتمان را صداسازي تعيين كرديم.

  • يعني نزد استاد شجريان به نوعي به آسيب شناسي آواز ايراني پرداختيد؟

بله تقريباً از حدود سال 1372 تا 1376 يعني به مدت چهار سال موضوع بحث‌هاي ما اين مسأله بود. با هم مي‌نشستيم و نكاتي را كه به نظرمان مي‌رسيد مطرح مي‌كرديم. استاد نظرشان را مي‌دادند كه مثلاً اين‌طور بايد شروع كنيد.

بيشتر مي‌گفتند كه اين كشش را اين‌گونه بايد اجرا كنيد و اين ويژگي‌ها را بايد داشته باشد. مباحث ديگر هم مربوط به تحرير دادن بود.

  • يعني نخستين بار خود استاد اين دوره را براي شما گذاشت؟

بله.

  • همايون هم در آن كلاس‌ها حضور داشت؟

آموزش او هم، هم زمان با دوره ما بود. بعد از آن دوره من اولين نفري بودم كه از سال 1377 شروع به تدريس صداسازي كردم و تاكنون نتيجه خوبي هم گرفته‌ام.

  • اين 8 سال تدريس چه نتايجي در برداشته است؟

نتيجه‌اش اين بوده كه شاگردانم وقتي امروز در جايي دهانشان را باز مي‌كنند و مي‌خوانند؛ تحريرشان سرجاي خودش است. وسعت و حد و حدود صداي‌شان را مي‌شناسند. الكي داد و بيداد نمي‌كنند و جيغ و فرياد بي‌خودي نمي‌زنند.

به خوبي هم درك مي‌كنند كه وقتي مرد از دوره بلوغش گذشت و صدايش تثبيت شد؛ ديگر به آن صورت وسعت صداي او قابل افزايش نيست. فلان نت زير را هم اجبار و الزامي نيست كه همه بخوانند. يكي ممكن است بتواند؛ يكي هم شايد نتواند.

اما با كيفيت مي‌توانيم جبران كميت را بكنيم.

  • يعني همان كاري كه استاد بنان موفق به اجراي آن شد...

دقيقاً در صداي بنان كسي هيچ خلائي احساس نمي‌كند كه كاش او سه پرده بالاتر را مي‌خواند. ضمن اين كه از نظر زيبايي‌شناسي هم بسيار اثرگذار آواز مي‌خواند. ديگر اين كه حتماً شنيده‌ايد كه با مرحوم ظلي تمرين مي‌كرده و جاي صداي او مي‌خوانده است.

ولي وقتي به او مي‌گويند كه صداي شما در پرده‌هاي زير خوش‌رنگ نيست مي‌پذيرد. حالا نه اين كه نمي‌توانست اما حذر مي‌كرد؛ چون زيبايي نداشت.

  • به نظر مي‌رسد بنان از معدود خوانندگان صدساله اخير است كه وحدت رنگ و تناليته صدايش در تمام نت‌هايي كه اجرا كرده حفظ مي‌شده است. چيزي كه در بين خوانندگان فعلي تقريباً وجود ندارد...

ما هم با همين هدف كار را شروع كرديم. اما موضع‌گيري‌ها و مخالفت‌ها به تدريج شروع شد. سپس به نظرم آمد كه اين موضوع چون شكافته نشده با آن مخالفت مي‌كنند. وقتي با آن‌ها صحبت كرديم ديدند يك چيز من در آوردي و عجيب و غريبي نيست.

حالا شايد حرف ما براي بعضي‌ها مقبوليت نداشت؛ اما صرف‌نظر از اين كه استاد شجريان براين مسأله صحه گذاشتند چون موضوع دو دو تا چهار تاست هر آدم عاقلي برآن صحه مي‌گذارد

  • اتفاقاً اگر آنها ايرادي هم بگيرند؛ هيچ كسي در مقبوليت نظر و جايگاه استاد شجريان ترديدي به خود راه نمي‌دهد. تصور من اين است كه ايرادي كه منتقدان وارد مي‌دانند بيشتر در اين نكته است كه محصول صداسازي به معنايي كه در اين سالها رواج پيدا كرده بيش از آنكه خواننده‌اي باشد كه بر صداي خود مسلط باشد در واقع مدل‌هاي درجه دو و سه و چهار و مقلداني است كه همه آنها يك جور و يك شكل مي‌خوانند. يعني اينكه سالهاست كه قبل از اينكه كسي در جمع‌هاي خودماني يا كنسرت‌ها شروع به خواندن كند، مي‌توان حدس زد كه چه جور صدايي دارد و چگونه مي‌خواند.

ببينيد، يكي از مشكلات اين است كه در واقع اينها صداسازي نكرده‌اند، اول تحقيق كنيد كه آيا به غير از من كسي صداسازي تدريس مي‌كند يا نه. من فكر نمي‌كنم كه به جز من كسي كلاسي در اين زمينه داير كرده باشد كه به قول فرمايش شما از صافي استاد شجريان گذشته باشد. نكته مهم اينكه بحث شناخت صدا و تدريس صداسازي بي‌تعارف كار هر كسي نيست.

تمرين‌ها و اتودهاي آن هم اصلاً سخت نيست. اتفاقاً‌ خيلي هم ساده است و همه آنها را مي‌شود در يك جلسه درس داد، حتي مي‌توان همه را روي يك نوار منتشر كرد. اما مسئله مهم، بحث شناخت صداست.

يعني به محض اينكه كسي دهانش

!! نوشته شده توسط آزاد | 18:36 | جمعه ششم اردیبهشت 1387 •

زمانبندی و اطلاعات مربوط به اجرای کنسرت های استاد محمد رضا شجریان،

زمانبندی و اطلاعات مربوط به اجرای کنسرت های استاد محمد رضا شجریان، همایون شجریان و گروه آوا در آمریکای شمالی اعلام شد. این کنسرتها از 4 می تا 6 ژوئن در 11 شهر کانادا و آمریکا برگزار میشود،

Vancouver Orpheum Theater 

Sunday, May 4th, 2008 at 8:00 PM

Telephone: (778) 886 8908

 Website: www.caravanbc.com

 

 Bay Area Flint Center Cupertino

Saturday, May 10th, 2008 at 8:00 PM

Telephone: (510) 885 8200

Los Angeles Gibson Amphitheater

Sunday, May 11th, 2008 at 8:00 PM

Telephone: (510) 885 8200

 

or  (818) 50 50 100

 

Sacramento University Theater, SHASTA HALL 113

Friday, May 16th, 2008 at 8:00 PM

Telephone: (916) 705 8798

 

Seattle University of Washington, Kane Hall

Saturday, May 17th, 2008 at 8:00 PM

Telephone: (425) 361 2929

 

Orlando Olympia high school Auditorium

Friday, May 23rd, 2008 at 8:00 PM

Telephone:  (407) 468 9555

 

 Chicago North Eastern University Auditorium

Satuday, May 24th, 2008 at 8:00 PM

Telephone:  1 800 550 4562

 

Washington DC Center for the Arts
George Mason University

Friday, May 30th, 2008 at 8:00 PM

Telephone: (703) 517 4343

 

 Atlanta The Post Theater

Saturday, May 31st, 2008 at 8:00 PM

Telephone: (678) 357 3572

 

 New York Town Hall

Thursday, June 05, 2008 at 8:00 PM

Telephone: (212) 545 7536

Website: www.worldmusicinstitute.org

 

Toronto Roy Thomson Hall

Friday, June 06, 2008 at 8:00 PM

Telephone: (416) 536 4769

Website: www.SmallWorldMusic.com

منبع:سایت دل آواز

!! نوشته شده توسط آزاد | 18:25 | جمعه ششم اردیبهشت 1387 •

دونوازي سه‌تار

خبرگزاري فارس:دونوازي سه‌تار «حسين عليزاده»و تنبك «پژمان حدادي»در قالب يك آلبوم موسيقي با عنوان «آن و آن» توسط انتشارات هرمس منتشر مي‌شود.

رامين صديقي مدير انتشارت هرمس در گفت‌وگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت:اين آلبوم كه كنسرت دو نوازي سال گذشته «عليزاده»و «حدادي» در آمريكاست اواخر ارديبهشت در بازار موسيقي منتشر مي‌ شود.
وي افزود:در بخش اول اين آلبوم قطعاتي در آواز دشتي و در قسمت دوم قطعاتي در آواز اصفهان ديده مي‌شود.
صديقي در ادامه در خصوص ديگر آثار در دست انتشار نشر هرمس گفت:ما براي سال جديد انتشار 6 كار را در برنامه داريم كه اولين اثر «آن و آن» حسين عليزاده و حدادي است و به دنبال آن آلبوم‌هايي چون همراه با باد پيمان يزدانيان،رهايي در آب بابك شريفي و حدادي كه دونوازي ديوان و تنبك است را منتشر خواهيم كرد.همچين آلبوم نفس مجيد خلج و تكنوازيهاي آنكيدو دارش را نيز در دست انتشار داريم.
وي ادامه داد:ششمين آلبومي كه قرار است توسط هرمس در سال جديد منتشر شود هنوز مشخص نيست چرا كه بين چند اثر در حال مذاكره هستيم.
منبع:خبرگزاری فارس

!! نوشته شده توسط آزاد | 18:22 | جمعه ششم اردیبهشت 1387 •

پرويز مشكاتيان از اجراي گروه عارف در سال جاري با خواننده جديد خبر داد.

                            

خبرگزاري فارس:پرويز مشكاتيان از اجراي گروه عارف در سال جاري با خواننده جديد خبر داد.

پرويز مشكاتيان سرپرست گروه عارف در گفت‌وگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت:ما مصمم هستيم امسال كنسرت جديدي را با همان تركيب گروه عارف البته با خواننده جديد برگزار كنيم اما هنوز منتظريم مسائل مربوط به اجرا را انجام و سپس تمرينات را شروع كنيم.
وي افزود:اين اجرا تكرار كنسرت سال گذشته ما در تالار بزرگ كشور نخواهد بود بلكه كاملا متفاوت است و قطعات جديدي را با تغيير خواننده اجرا خواهيم كرد.
اين آهنگساز با اشاره به قطعات اجرايي در اين كنسرت اظهار داشت:من هميشه در كار هستم و قطعا قطعاتي را براي اجرا در نظر داريم اما ابتدا بايد خواننده را انتخاب و بسته به نوع صدا و حنجره خواننده قطعاتي را در نظر بگيرم.
سرپرست گروه موسيقي عارف با بيان اينكه تركيب گروه تغيير نخواهد كرد و تنها خواننده عوض مي‌شود،بيان داشت: خواننده هيچ وقت جزو گروه عارف نيست و تنها براي آهنگسازان و گروه‌هاي مختلف مي‌خواند.
وي ادامه داد: هر كدام از كارهاي هر آهنگسازي حال و احوالي دارد كه بايد با حنجره‌اي خاص خوانده شود، بر اين اساس است كه خواننده در اجراهاي مختلف عوض مي‌شود.
مشكاتيان در خاتمه خاطر نشان كرد:اين كنسرت قطعا امسال برگزار خواهد شد اما زمان آن را هنوز تعيين نكرده‌ايم.

منبع:خبرگزاري فارس

!! نوشته شده توسط آزاد | 18:15 | جمعه ششم اردیبهشت 1387 •

فروش بلیت های کنسرت گروه شیدا

خبرگزاري فارس: فروش بليت كنسرت گروه‌هاي سه‌گانه شيدا از ساعت 10 صبح روز شنبه 7 اسفند در 9 مركز فروش آغاز خواهد شد.

به گزارش خبرنگار موسيقي فارس،اين بليت‌ها به 10 هزار تا چهل هزار تومان در هشت مركز عرضه محصولات فرهنگي و يك مركز رزرو تلفني از جمله موسسه آواي شيدا، فروشگاه دارينوش، فروشگاه نشر چشمه،خانه كتاب شهرآرا، فروشگاه سياه و سفيد، نشر دنيا، شهر كتاب ونك و فروشگاه ققنوس به فروش مي‌رسد.
بليت‌ها اين كنسرت در سه رنگ سبز، قرمز و آبي به ترتيب براي روزهاي 26، 27 و 28 ارديبهشت به چاپ رسيده است. كه بر روي آنها جايگاه و شماره صندلي و محل استقرار تماشاگران در سالن وزرات كشور مشخص شده است. بهاي بليت‌هاي طبقه همكف سالن وزارت كشور بين 20 تا 40 هزار تومان و بهاي بليت‌هاي بالكن وزرات كشور بين 10 تا 25 هزار تومان تعيين شده است.
كنسرت گروه‌هاي سه‌گانه شيدا به سرپرستي محمدرضا لطفي از 26 تا 28 ارديبهشت ساعت 20 در تالار بزرگ كشور برگزار مي‌شود.

منبع:خبرگزاری فارس 

!! نوشته شده توسط آزاد | 18:12 | جمعه ششم اردیبهشت 1387 •

نهضت بازگشت و مرزهای نامشخص

نهضت بازگشت و مرزهای نامشخص

استاد اکبر گلپایگانیاستاد ایرجسیدابوالحسن مختاباد: اكبر گلپایگانی، ایرج خواجه‌امیری و برخی دیگر از خوانندگان دهه‌های 20 تا 50 رادیو، كه یكی از پژوهشگران از این گونه موسیقایی بحق به عنوان موسیقی رادیویی یاد كرده است، با شدت و حدتی تمام و البته با سرعتی شگفت‌انگیز بازگشته‌اند و جالب توجه اینكه طلایه‌دار این بازگشت همان رادیو شده است، مكانی كه به اعتقاد بسیاری از دست‌اندركاران امور رسانه‌ها به‌ رغم تمامی تغییرات توانسته بدنه كیفی خود را حفظ كند. این بدنه البته وابسته مخاطبانی است كه آنها هم نسل مخاطبان رادیویی‌اند یا به نوعی از سلیقه‌های آن تاثیر گرفته‌اند.

اگر به نوع ترانه و تصانیف درخواستی و حتی پخش شده از برخی برنامه‌های رادیویی ویژه موسیقی توجه كنید و اصولا سیاستگذاری دست‌اندركاران و كارشناسان این برنامه‌ها، به درستی این گزاره پی خواهید برد.

در این برنامه‌ها همان تعریف و تمجید‌های بی‌حد و حصر از چهره‌های معروف موسیقی رادیویی صورت می‌گیرد و اكنون برخی از دست‌اندركاران این گونه برنامه‌ها با گروكشی و حتی دروغ جلوه دادن تاریخ و گوش‌های هزاران شنونده‌ای كه دو، سه سال قبل ترانه وتصانیفی از ایرج را از رادیوی پیام شنیده‌اند، سعی دارند افتخار پخش نخستین‌بار ترانه‌های آقای ایرج از رادیو را به نام خود ثبت كنند.

با این توضیح كوتاه ما در دوران بازگشت به‌گونه‌ای خاص از موسیقی به سر می‌بریم كه نمایندگان اصلی آن ایرج و گلپا هستند. این بازگشت البته مضرات خاص خود را هم دارد، چرا كه عمده مخاطبان این برنامه‌ها قدرت تشخیص مخاطبانی را كه در دوره موسیقی رادیویی حضور داشتند ندارند و این خود ملغمه‌ای را سبب می‌شود كه بسیاری نتوانند تشخیص دهند خوانندگانی چون جناب گلپا یا ایرج كه آواز ‌خوانی به سبك سنتی را به نفع موسیقی و ترانه‌های بعضا مردم پسندتر به كناری نهادند، در چه مرز و جایگاهی قرار دارند.

گلپا در دوره‌ای به سمت ترانه‌های نسبتا عامه‌پسندتری روی آورد و از آواز‌ خوانی به شیوه سنتی دست كشید كه تلاش‌های مرد منضبطی چون دكتر داریوش صفوت و البته استادانی چون نور علی‌خان برومند، سعید هرمزی و علی‌اكبرخان شهنازی در مركز حفظ و اشاعه موسیقی صدا و سیما به بار نشسته بود و نوعی از موسیقی‌سازی با نوازندگان و آهنگسازانی پرنفس، جسور پا گرفته بودند.

 این نسل از اوایل دهه پنجاه حضور جدی خود را اعلام كرد و سپس با حضور استاد هوشنگ ابتهاج (سایه) در رادیو صدای تازه موسیقی ایرانی و تحول‌خواهی را به گوش شنوندگان رساند. اما فضای انقلاب و شرایطی كه برای اهل موسیقی به وجود آمد و به ‌خصوص نسلی كه لطفی، شجریان و مشكاتیان و علیزاده و در مرتبه‌ای بعدتر شهرام ناظری، هنگامه اخوان و سیما بینا و... نمایندگان آن بودند و نیز جلوگیری از فعالیت گروهی كثیر از موسیقیدانان و خوانندگانی كه گلپا و ایرج سرآمدان آن بوده‌اند، هم مرزهای تحول موسیقی نسل مركز حفظ و اشاعه را متوقف ساخت و هم اینكه با گذشت زمان مظلومیتی را برای گروه موسیقی گل‌ها و به‌خصوص گلپا و ایرج به وجود آورد، مظلومیتی كه این باور را در میان اهل موسیقی دامن زد كه اگر این‌گونه موسیقایی و نمایندگان آنها حضور داشتند و به كار خود ادامه می‌دادند شاید اسطورها‌ی امروز عرصه موسیقی ایران اصولا شكل نمی‌گرفت.

این دیدگاه شاید اگر خوانندگان زن از خواندن منع نمی‌شدند، تا حدودی پذیرفتنی بود، اما به نظر می‌رسد قائلان به این نظریه باید در این گزاره تردید‌های جدی روا دارند.

شخص نگارنده معتقد است اگر ممنوعیت‌ها برای موسیقی رادیویی و به خصوص برای نسلی چون آقایان گلپا و ایرج كه توانایی‌های حیرت‌انگیز صوتی خود در آواز را به نفع موسیقی عامه‌پسندتر كنار گذاشتند، وجود نداشت و رقابتی جدی، همانند دوره كوتاه 50 تا 56 كه گروه آقای ابتهاج از رادیو كنار كشیدند، در پس از انقلاب ادامه می‌یافت، حداقل نصیبی كه شنوندگان و مخاطبان و حتی بسیاری از علاقه‌مندان موسیقی می‌بردند، تفكیك انواع این خوانندگان و نوازندگان و آهنگسازان از یكدیگر بود و هر مخاطبی می‌دانست كه چه كسی نماینده چه نوعی از موسیقی است و امروز این نبود كه ما شاهد بازگشت و البته شكل‌گیری حقانیتی دیگر گونه برای چهره‌هایی چون ایرج و گلپا باشیم.

امروز هم به دلیل نبود فضای نقد جدی و منصفانه و در‌غلتیدن منتقدان به دام تخریب و فرو افتادن هواداران به دامچاله تعارف و تملق، این فضا همچنان ناصاف و غبارآلود است و كسی نمی‌داند جایگاه اصلی هر ژانری كجاست و چه كسی نماینده چه گونه‌ای از موسیقی اس

!! نوشته شده توسط آزاد | 17:58 | جمعه ششم اردیبهشت 1387 •

مهرداد دفتري» دومين كنسرت محمدرضا لطفي را در تالار بزرگ كشور كارگرداني مي‌كند

«مهرداد دفتري» دومين كنسرت محمدرضا لطفي را در تالار بزرگ كشور كارگرداني مي‌كند. 
   


اين كارگردان كه سال گذشته نيز فيلم كنسرت لطفي را در كاخ نياوران كارگرداني كرد،اينبار نيز به همراه گروهش در تمام طول كنسرت در سالن مستقر خواهد بود و تمام زواياي اجرا را به همراه پشت صحنه،تمرينات و ... را به تصوير خواهد كشيد.



به گزارش فارس،فيلم كنسرت گروه‌هاي سه‌گانه شيدا كه توسط «مهرداد دفتري» ساخته مي‌شود بعد از اجرا به صورت آلبوم در بازار موسيقي منتشر مي‌شود.



گروه‌هاي سه گانه شيدا به سرپرستي «محمدرضا لطفي» 26 تا 28 ارديبهشت در تالار بزرگ كشور به روي مي‌ر

!! نوشته شده توسط آزاد | 17:54 | جمعه ششم اردیبهشت 1387 •

جزئيات كنسرت مشترك مشكاتيان با شجريان به زودي مشخص مي‌شود

 

پرويز مشكاتيان گفت: بعد از بازگشت شجريان از تور موسيقايي‌اش در آمريكا در خصوص كنسرت مشتركمان صحبت خواهيم كرد.
  
 
پرويز مشكاتيان آهنگساز و نوازنده سنتور در خصوص برگزاري كنسرت مشترك با محمدرضا شجريان گفت: خوشبختانه استاد در حال حاضر قبراق و سرحالند و دوشنبه نيز براي برگزاري تور موسيقايي‌شان عازم آمريكا و كانادا هستند. زماني كه ايشان از سفر برگردند طي صحبت‌هايي با هم براي برگزاري كنسرت به نتيجه خواهيم رسيد.
وي افزود:ما در تمام اين مدت مرتب با هم در تماس بوديم اما همه اينها منوط بر اين است كه ايشان برگردند و مفصل‌تر با هم صحبت كنيم.
مشكاتيان در خاتمه در خصوص زمان احتمالي اين كنسرت اظهار داشت:از زماني كه تصميم به انجام اين كار گرفتيم، قصد داشتيم امسال اين كنسرت برگزار شود اما بايد ببينيم به چه طريق برنامه ريزي خواهيم كرد اما اميدوارم امسال اين اتفاق بيفتد.


!! نوشته شده توسط آزاد | 17:49 | جمعه ششم اردیبهشت 1387 •

با آغاز سال جديد، برنامه‌هاي موسيقي نيز از سر گرفته شد.

با آغاز سال جديد، برنامه‌هاي موسيقي نيز از سر گرفته شد.


از مجموعه کنسرت‌های شب های موسیقی گرفته تا حضور دوباره نام آشنایانی چون محمدرضا لطفی، پرویز مشکاتیان، حسین علیزاده و...روی صحنه و استقبال بی نظیر مردم عادی، از این کنسرت‌ها همگی حاکی از آن است که بالاخره یک اتفاقاتی در عرصه موسیقی در حال رخ دادن است!


بنابراین صرف‌نظر از کیفیت اجرای هر گروه، تعدد کنسرت‌های سال گذشته را می توان اتفاق نادری در موسیقی دانست. همچنین در سال 86، نهادهای مختلف مربوط به موسیقی مثل معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، خانه موسیقی و انجمن موسیقی ایران، هر کدام سعی کردند به مناسبت های مختلف، کنسرت هایی را برگزار کنند که این هم
 نشان دهنده این بود که خوشبختانه هنوز این نهادها حضور دارند و فعالند!


اما پارسال یک سری بی برنامگی‌ها باعث شد که زمان برپایی برخی کنسرت‌ها با هم تداخل پیدا کند.در حالی که با یک برنامه ریزی ساده و هماهنگی بین متولیان کنسرت‌ها می شد این مشکل را حل کرد. به ویژه آنکه انگار طبق یک قانون نانوشته همه کنسرت‌ها باید آخر هفته برگزار شوند.


درست است که پنجشنبه و جمعه روزهای خوبی برای برپایی کنسرت‌ها هستند اما به هر حال باید این نکته را نیز در نظر داشت که ممکن است عده‌ای به دلایل مختلف نتوانند در روزهای آخر هفته از این برنامه‌ها استفاده کنند و همیشه استثنا وجود دارد.


از طرفی تنها دو یا سه روز اجرای کنسرت، کافی نیست. تجربه پارسال نشان داد که همه کنسرت‌ها تعدادی مخاطب دارند و با زیاد شدن تعداد اجراها،شايد بازهم مخاطب داشته باشند بنابراین باید چند بار امتحان کرد و تعداد روزهای اجرای هر گروه را افزایش داد.  شاید عده بیشتری از طول كشيدن کنسرت‌ها بهره ببرند.


هیچ کس نمی تواند بگوید که کنسرت مخاطب کمتری نسبت به تئاتر یا سینما دارد. اين موضوع تا به حال امتحان خود را پس نداده است.دیدیم که مردم اگر بخواهند و از برنامه‌ها خبر داشته باشند، حاضرند بخشی از هزینه هایشان را برای خرید بلیت های اغلب گران کنسرت‌ها اختصاص دهند.


 از طرفی می توان با اجراهای بیشتر، قیمت بلیت را نیز کاهش داد و مخاطبان بیشتری به دست آورد. البته این کار یک خطر هم دارد اینکه مردم خیالشان راحت می شود که کنسرت‌ها در طول یک هفته اجرا می‌شوند و وقت براي ديدن هست.


بنابراین ممکن است گروه‌های اجرا کننده برخی روزها سالن را خالی ببینند و از آنجایی که موسیقی دانان برخلاف تئاتری‌ها، خیلی زود روحیه خود را از دست می دهند و ناراحت می شوند! در اجرای آن تاثیر بدی داشته باشد. یا حتی متولی برپایی کنسرت را به سهل انگاری و عدم‌تبلیغ و فروش مناسب بلیت‌ها متهم کنند.اما اين موضوع هم براي خودش راه‌حل دارد. تبليغات، اطلاع‌رساني، پيش‌فروش بليت‌ها، اسپانسر گرفتن، بليت‌ نيم‌بها و ... تنها نيمي از راه‌حل براي برپاي كنسرت‌هاي بيش از زمان يك يا دو روز است.


در اين صورت از بازار سياه بليت و فروش بليت با قيمت آنچناني ديگر خبري نيست. در اين صورت هم مخاطب راضي خواهد بود و هم هنرمندان عرصه موسيقي

!! نوشته شده توسط آزاد | 17:43 | جمعه ششم اردیبهشت 1387 •

کيوان ساکت رهبري كنسرت ارکستر اصفهان را بر عهده مي‌گيرد

"کيوان ساکت" سرپرست گروه وزيري، همراه با تعدادي از اعضاي ارکستر اصفهان در قاين کنسرت مي‌دهد.


ساکت گفت:« اين برنامه که روزهاي 22 تا 26 ارديبهشت در شهر قاين برگزار مي شود شامل دو بخش است. بخش نخست شامل دو نوازي تار و پيانو است که من و آقاي "بهنام ابوالقاسم" آن را اجرا مي کنيم. اجراي بخش دوم نيز بر عهده ارکستر است که آثار  با کلامي که همه آنها آثار خودم است، اجرا مي شود.  »



وي با بيان اينکه تمام اعضاي ارکستر اصفهان در اين برنامه مشارکت نخواهند داشت، اضافه کرد:« ارکستر اصفهان 60 نوازنده و خواننده گروه کر دارد، اما به دليل هزينه هاي رفت و آمد و امکانات کم سالن اجرا ما مجبور هستيم، فقط 30 نفر از اعضاي گروه را براي اين برنامه انتخاب کنيم.»


ساکت همچنين از انتشار دو آلبوم "ناي شکسته" با صداي امير تفتي و "افسوس" با صداي سعيد لاري خبر داد که کار آهنگسازي آنها را خود بر عهده داشته است.


!! نوشته شده توسط آزاد | 17:42 | جمعه ششم اردیبهشت 1387 •

RSS