تبليغاتX
هزاردستان

نقدی بر کنسرت

 

  به قلم : عباس آذر

 

هوای سرد و زمستای شهر همدان رو بهبودی گذارده بود. خوشحال بودیم که با این هوای دل انگیز وفرحبخش و نسبتا بهاری قدم به سوی تالار ابن سینا میگذاریم . هوا سر سازگاری گذاشته بود . با یکی از دوستان قرار گذاشته بودیم که باتفاق برنامه هنرمندان پایتخت نشین و خارج نشین را از نزدیک ببینیم. میگویم پایتخت نشین. چون در شهر ما به پایتخت نشینها بلکه به تمام شهرستانی های دیگرتوجه ویژه ای می شود .مردم شهر ما برعکس ، به هنرمندان شهر خود توجهی ندارند . چون همشهری هستند. بگذریم ...

سر موعد مقرر وارد سالن شدیم  . برنامه بدون تقدم و تاخر و معطلی شروع شد. وبسیار ساده آقایان درخشانی و جلالیان وارد سن شدند و با تشویق قابل توجه حضار آواز دشتی کوک شد و بداهه پریشی شروع شد. می گویم بداهه پریشی چون احساس میشد آقای درخشانی در فضای کار بداهه قرار نمی گرفت و در آمد و ضربی و نهایتا عشاق و فرود . قسمت اول برنامه خوب از کاردر نیامد و هیچ حسی ایجاد نشد . فکر میکنم به دلیل خستگی آقای درخشانی بود . چون میگفتند تازه از راه رسیده است . ولی حضار تشویق  لازم را در پایان برنامه  نثار آقای درخشانی کردند.

در قسمت دیگر برنامه ، آقای فرج پوری شروع بسیار زیبایی داشتند که نوید برنامه خوبی را میداد و در ادامه با توجه به تسلط سرعت تکنیک گیرایی و حس لازم قطعاتی کردی و محلی نواخته شد که فکر میکنم برعکس مخالفت ایشان با کمانچه نوازی استاد لطفی در نهایت تحت تاثیر خموشانه وی قرار داشتند . حاصل کار خوب  و تلاش آقایان قابل تقدیر بود و نسبت به برنامه اول نیز مورد توجه بیشتری قرار گرفت .

  قسمت سوم سه نوازی تار و کمانچه و تنبک بود که در دستگاه سه گاه با پیش زمینه آلبوم در خیال اجرا شد . ولی آن صلابت و حس ایجاد نشد . بلکه قطعاتی تکراری بود و در نهایت تصنیفی در سه گاه بود که مانند تصانیف اجرا شده چند سال اخیر نوازندگان ، شعری را انتخاب می کنند و شروع میکنند به خواندن و ریتم ایجاد میشود و آنرا آهنگسازی می نامند و قابل توجه تر خواندن آقای درخشانی بود که متاسفانه باز مد شده است که نوازندگان هم میخوانند. به خصوص نوازندگانی که به تنوعی منتسب به استاد محمدرضا لطفی هستند . چون مدتی پیش هم آقای ارشد طهماسبی هم در همدان کنسرتی داشتند و ما از حنجره طلایی ایشان هم کسب فیض کردیم . آقای درخشانی نیزبسیار شبیه آقای لطفی می خواندند و گوی سبقت را در تقلید خوانی از خوانندگان چند سال اخیر ربوده اند . به هر حال تلاش آقایان قابل تقدیر است که آقایان تشریف آوردند و موسیقی ایرانی اجرا نمودند .ولی متاسفانه اساتد محترم وقتی به شهرستانها تشریف می آورند تصور میکنند مخاطبین آنها افراد موسیقی ناشناس بوده و یا از سر تفنن در کنسرت شرکت کرده اند . ایشان هر چند با تمام سختی ها و مشکلات پا به کنسرت میکذارند ، جای بسی تاسف است که در اجرا این احساس به انسان دست میداد که نوازندگان هیچ اهمیتی به تماشاگر وشنونده نمیدهند . در حالیکه شب اول که بنده نیز حضور داشتم، بیشتر شرکت کنندگان از هنرمندان  و خانواده هایشان بودند که حداقل شنونده های بسیار خوبی بودند .

در شب دوم نیز با توجه به مسائل پیش آمده ، آقایان را با خواهش و تمنا و وعده و وعید نگه داشتند که جای بسی تاسف بود . در انتها  به عنوان یک هنر دوست  احساس میکنم خلاقیت در موسیقی ایرانی رو به افول است و مانند چشمه های قدیمی خشک شده است  و بروز این مشکل در پاره ای موارد به خود هنرمندان برمیگردد . امیدوارم با آمدن استاد لطفی به کشور تحولاتی در این زمینه صورت  بگیرد . مطالب عنوان شده نظرات شخصی بنده بود که به صورت ساده بیان نمودم .

 

 

!! نوشته شده توسط آزاد | 21:46 | چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 •

کنسرت استاد شجریان در لندن


کنسرت استاد شجریان در لندن

محل برگزاری دو شب کنسرت شجريان (يکشنبه و دوشنبه نهم و دهم اردیبهشت) در سالن کادوگان در مرکز لندن بود. سالنی با ظرفيت حدود 900 نفر که هر دو شب تقريبا پر شده بود و البته شب اول شلوغ تر از شب دوم بود. یکی از کارکنان سالن می گفت در اين سالن معمولا کنسرت هایی برگزار می شود که فقط یک شب اجرا دارد و اين میزان فروش برای دو شب متوالی، فروش خیلی خوبی است.


شجريان لندن ب۱


بر روی صحنه، سکویی کوتاه قرار داده شده بود مزين به گلیم و فرش رنگارنگ ايرانی و نوازندگان ايرانی بر روی آن نشسته بودند: چهارزانو و متواضعانه.


عنوان برنامه "سخن سعدی" بود و بخش عمده اشعار را هم غزلیات سعدی تشکيل می داد. شجریان در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی گفت که مناسبت نامگذاری برنامه، سال سعدی است.


در کنسرت تازه شجريان، مجید درخشانی تار می زد، سعید فرج پوری کمانچه می نواخت، محمد فیروزی بربط می زد و همایون شجریان مثل همیشه تنبک می زد و پدر را در آوازخوانی همراهی می کرد.


قطعات بخش اول کنسرت در دستگاه ماهور نواخته شد. قطعه انتظار از مجيد درخشانی آغازگر برنامه بود. چند دقيقه ای همگی با هم نواختند و بعد، فرج پوری به تنهایی کمانچه زد و شجریان شروع کرد.


هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی
ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
یا چشم نمی بیند یا راه نمی داند
هر کو به وجود خود دارد ز تو پروایی


و باز صدای کمانچه فرج پوری و کمی هم همراهی بربط فیروزی و همنوازی تار و بربط:


من دست نخواهم برد الا به سر زلفت
گر دسترسی باشد یک روز به یغمایی
گویند تمنایی از دوست بکن سعدی
جز دوست نخواهم کرد از دوست تمنایی


قطعه بعدی "سرو چمان" از تصنیف های قدیمی محمدرضا شجریان بود که پدر و پسر با هم اجرا کردند.


سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند
همدم گل نمی‌شود یاد سمن نمی‌کند...
دل به امید وصل تو همدم جان نمی‌شود
جان به هوای کوی تو خدمت تن نمی‌کند


سرم پایین مشغول نوشتن بودم فکر می کردم شجریان می خواند سر که بلند می کردم می دیدم او ساکت نشسته و همایون است که می خواند. تشخيص صدای آنها از هم به مرور زمان سخت تر و سخت تر می شود:


تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف تو
زان سفر دراز خود عزم وطن نمی‌ کند...
ساقی سیم ساق من گر همه درد می‌دهد
کیست که تن چو جام می جمله دهن نمی‌کند


در ادامه برنامه، غزل با مطلع "دیر آمدی ‌ای نگار سرمست- زودت ندهیم دامنت از دست" اجرا شد.


پدر که می خواند، همایون ساکت بود. برای مدتی نوای حزن آلود تار درخشانی به تنهایی در سالن طنين انداز بود. بعد همایون تنبک را نوازشی داد و شروع کرد با همراهی فيروزی و فرج پوری.


بیچاره کسی که از تو ببرید
آسوده تنی که با تو پیوست...


تصنیف سخن عشق آخرین قسمت از بخش اول برنامه که باز هم پدر و پسر هر دو در کار آواز بودند:
سخن عشق تو بی آنکه برآید به زبانم
رنگ رخساره خبر می دهد از حال نهانم
گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم
بازگویم که عیان است چه حاجت به بیانم


گر تو شیرین زمانی نظری نیز به من کن
که به دیوانگی از عشق تو فرهاد زمانم
نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت
دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندا


در فاصله دو بخش برنامه فرصتی شد تا با چند نفر از شرکت کنندگان درباره آن صحبت کنم. شرکت کنندگانی که لزوما متخصص و کارشناس موسیقی نیستند اما در هر حال نظر آنان، از مهمترین عوامل موثر در برگزاری کنسرت های موسیقی است. يک نکته جالب در شرکت کنندگان، سن آنها بود. تعداد زیادی جوان در میان آنها به چشم می خورد و حتی چند کودک از یکی دو ساله گرفته تا ده دوازده ساله.


نسیم، يک دختر جوان می گفت که از برنامه خیلی لذت برده اگرچه که صدای سالن کنسرت قبلی را بیشتر می پسندیده. اما می گفت که صدای همایون از قبل هم پخته تر شده است.


ایمان که دستی هم در کار موسیقی دارد، گفت که شجريان روز به روز بهتر می شود و هر بار بهتر از بار قبل می خواند.


مرد جوانی می گفت که در طول برگزاری برنامه، صدای کمانچه بلندتر از صدای تنبک بوده در حالی که باید تنبک قوی تر باشد. به اعتقاد او، سالن کادوگان بیشتر برای تئاتر مناسب است نه موسیقی.


يک آقای نسبتا جوان انگلیسی که درباره موسیقی در منطقه خاورمیانه تحقیق می کند می گفت این اولین بار است که صدای شجریان را می شنود و از کنسرت او بسیار لذت برده است.


بخش دوم:


شجريان لندن ب۲


بخش دوم برنامه در دستگاه شور و مایه افشاری اجرا شد. در ابتدا قطعه ديدار از سعيد فرج پوری به اجرا درآمد و بعد هم آوازی بر روی همین قطعه با اين غزل سعدی که پدر خواند


من چرا دل به تو دادم که دلم می شکنی
یا چه کردم که نگه باز به من می نکنی...


و پسر در ادامه که:
چشم رضا و مرحمت بر همه باز می کنی
چونکه به بخت ما رسد، این همه ناز می کنی...


تصنيف "عهد شکن" آخرین قسمت از بخش دوم و پایانی برنامه بود:


شکست عهد مودت نگار دلبندم
برید مهر و وفا یار سست پیوندم ...
تطاولی که تو کردی به دوستی با من
من آن به دشمن خون خوار خویش نپسندم


بیا بیا صنما کز سر پریشانی
نماند جز سر زلف تو هیچ پابندم
به خنده گفت سعدی از این سخن بگریز
کجا روم که به زندان عشق دربندم


بخش آخر اين غزل را هر پنج نفر با هم خواندند: کجا روم کجا روم کجا روم که به زندان عشق دربندم. همگی با هم خواندند و رفتند اما با اصرار جمعيت برگشتند که بیشترشان، "مرغ سحر" را طلب می کردند اما شجريان گفت: اجازه بديد يک آهنگ تازه اجرا کنيم که تا حالا نشنيدين: آهنگ "ساقيا" از سعید فرج پوری با شعری از مولانا.


"ساقيا" ريتمی شاد داشت و مردم بيش از این طاقت نياوردند و همراه با آن شروع کردند به دست زدن اما خيلی زود به خود آمدند که اين کنسرت جای دست زدن نيست.


"ساقیا" را هم همایون و پدرش به تناوب خواندند و تکرار کردند و در بخش هايی هم فرج پوری همايون را همراهی می کرد:


من از کجا، پند از کجا، باده بگردان ساقيا
آن جام جان افزای را بر ريز بر جان ساقیا
بر دست من نه جام جان ای دستگیر عاشقان
دور از لب بيگانگان پیش آر پنهان ساقيا...
اول بگیر آن جام می بر کفه آن پیر نه
چون مست گردد پیر ده رو سوی مستان ساقیا...
برخيز ای ساقی بیا ای دشمن شرم و حیا
تا بخت ما خندان شود پیش آی خندان ساقیا


در طول برگزاری کنسرت، توازن ريتم ها و تنوع حال و هوای موسيقی ها اعم از قطعات حزن انگيز و قطعات شاد از تعادل فوق العاده ای برخوردار بود. زمان هر کدام نه آنقدر کوتاه بود که شنونده و مخاطب معمولی سيراب نشود و نه آنقدر بلند بود که حوصله او سر برود.


شجريان حدود يک سال و نیم قبل هم در لندن دو شب کنسرت داشت. دو سال پيش از آن نیز آثاری از موسیقی سنتی ايرانی را در اين شهر اجرا کرده بود. در آن کنسرت ها، علاوه بر همايون شجريان، حسین علیزاده و کیهان کلهر او را همراهی می کردند.


شجریان و همراهانش در ادامه تور جاری اروپایی خود جمعه اين هفته در سوئد برنامه خواهند داشت.



منبع : بي بي سي فارسي
!! نوشته شده توسط آزاد | 18:7 | سه شنبه یکم خرداد 1386

RSS