قسم حضرت عباس يا دم خروس
ميتوان بدون ترديد يكي از عجيبترين و تلخترين رويدادهاي حوزه موسيقي را در چهار سال گذشته، لغو كنسرتهاي موسيقي با بهانههاي سليقهاي به وسيله مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دانست. عجيب و در عين حال تلخ به اين دليل كه اين قيبل كنسرتها هزينههاي بسياري را به لحاظ اتلاف سرمايه و زمان به تهيه كنندگان تحميل ميكنند و به يقين به دليل پيش فروش كردن بليتهاي كنسرت، تماشاگران در چرايي برگزار نشدن كنسرت مي مانند و هيچوقت به پاسخ روشني نمي رسند.
قسم حضرت عباس يا دم خروس
به يقين لغو كنسرت "دبو" به فاصله دو ساعت مانده به اجرا، يكي از مهمترين و پرحاشيهترين مواردي بود كه به دستور وزرات ارشاد دولت نهم انجام شد؛ حال آنكه دلايل لغو كنسرت از برگزاري آن جالبتر بود و وزرير فرهنگ و ارشاد اسلامي به صراحت اعلام كرد كه: «مشخصات ثانویه گروه دبو با مشخصات اولیهای که داده شده بود، تطبیق نداشت.»
ماجرا بسيار ساده و مضحك بود و از آنجايي آغاز مي شد كه اعضاي اين گروه در كشور آمريكا متولد شدند و مسئولان ارشاد با تحقيق و تجسس توانستند اصالت نوازندههاي اين گروه را كشف كنند و راي به لغو كنسرت آنها بدهند. صفار هرندي در مصاحبهاي گفته بود: «مشخصات اولیهای که داده بودند درباره یک گروه اندونزیايي بود، ولی هنگام اجرا بیشتر نوازندگان آمریکایی بودند و در کل مشخصات ثانویه با مشخصات اولیهای که داده شده بود، تطبیق نداشت.»
اما دفاع وزير ارشاد دولت نهم از لغو كنسترت در حالي صورت ميگرفت كه رئيس جمهور و مشاور هنريش اين اقدام را منجر به مخدوش شدن چهره فرهنگي ايران ميدانستند و با هدايايي از گروه "دبو" دلجويي و آنها را به كشور خود بدرقه كردند.
كريس دي برگ نيامده رفت
كريسديبرگ يكي ديگر از چهرههايي بود كه خبر كنسرت مشترك او با گروه آريان به تيتر داغ رسانهها در سال گذشته تبديل شد. اين در حالي بود كه مقامات عاليرتبه در کشورهای آمریکا، کانادا و کشورهای اروپایی، کریس دی برگ را از آمدن به ایران منع کرده بودند، اما او با وجود این فشارها و توصیهها به ایران آمد و كشور ما مي توانست اقدام اين خواننده صلح طلب را به فال نيك بگيرد و از حضور او بهترين بهره را براي تغيير ذهنيت جهانيان ببرند، اما نه تنها اين كار را نكردند بلكه از اهرمهاي مختلف براي برگزار نكردن كنسرت اواستفاده كردند. از جمله مهمترين دلايل مخالفان اين بود كه وي پیش از این به نفع یک گروه تروریستی به اجرای کنسرت پرداخته است.
از جمله ویدیوهایی که از اجرای این خواننده ایرلندی در شبکه جهانی اینترنت موجود است، کنسرتی است که در پاریس برگزار شده است و در آن اعضای گروهک منافقین اقدام به حمل تصاویری از سران این گروهک تروریستی و پرچمهای جعلی این گروهک میکنند.
داركوب و ماجراي ميخكوب شدنش
اجراي گروه داركوب به خوانندگي مهران مديري در آذرماه سال گذشته و در آخرين روزهاى مانده به برگزارى كنسرت از ديگر كنسرتهاي مهم بود كه با وجود تبليغات فراوان و داشتن مجوز لغو شد؛ اين در حالي بود كه دو هفته پيش همين گروه با مهران مديري در همان تالار به اجراي برنامه پرداخته بود. اما مسئولان وزارت ارشاد پاسخ درستي به گروه ندادند و اجراي آنها متوقف شد. اين اتفاق براى نخستينبار رخ نمي دهد. اين سومين بارى است كه برنامه گروه داركوب لغو ميشود. يك بار در تالار انديشه حوزه هنرى، يك بار در تالار وزارت كشور و همين اواخر در سالن اريكه ايرانيان. محمدرضا گلزار در دو برنامه قبلى قرار بود گروه را يارى كند اما تكرار لغو كنسرتها سبب شد تا او از خير همكارى با اين گروه بگذرد و در همان حاشيه امن سينما به فعاليت بپردازد.
البته مسئولان وزارت ارشاد پاسخ روشني به اين گروه ندادند و آنها با وجود چاپ بليت، تبليغات، هزينه برگشت برخي نوازندگان گروه كه مقيم خارج از كشور هستند و صرف ديگر هزينهها نتوانستند بالاخره برنامه خود را اجرا كنند.
گروههاي پژوهشي هم بر لبه تيغ
البته شمشير تيز وزارت ارشاد در دولت نهم فقط گردن گروههاي پاپ را نزد؛ بلكه كنسرتهاي پژوهشي و تكنوازان خاص نيز گردنشان از رد اين شمشير بي نصيب نماند. لي لي افشار يكي از گيتاريستهاي ايراني تبار است كه شهرت جهاني دارد و قرار بود تيرماه سال گذشته در تالار وحدت برنامه اجرا كند اما پس از حضور اين نوازنده در ايران مسئولان ارشاد دستور لغو كنسرت وي را به دليل نداشتن مجوز صادر كردند؛ اما اين نوازنده گيتار ميگويد: «چندی پیش با تالار قرارداد بستم و مسئولان تالار هم پیگیر کسب مجوز این کنسرت از دفتر موسیقی وزارت ارشاد شدند و طبق قولی که داده شده بود، تالار اقدام به فروش بلیت و تبلیغات کرد ولی متاسفانه گویا به دلیل تغییر مدیريت تالار وحدت و نبود هماهنگی با مدیریت جدید این کنسرت لغو شد.
لغو كنسرت پژوهشي داريوش صفوت و ژان دورينگ نيز از ديگر برنامههايي بود كه در سال گذشته رخ داد؛ به يقين حضور چهرهاي مانند ژان دورينگ در ايران نيازمند هماهنگيهاي طاقت فرسايي بود كه متاسفانه مسئولان تالار وحدت به دليل برگزاري يك همايش، اين كنسرت را لغو كردند. طبق قانون در صورت مصادف شدن كنسرت با جشنهاي ملي، تالار ميتواند كنسرت را يكطرفه لغو كند اما تالار در تاريخ مورد نظر هيچ برنامه ويژهاي نداشت.
اين تنها مرور بخشي از كنسرتهاي لغو شده در دولت نهم بود و ميتوان به صورت تيتروار برخي ديگر از موارد لغو كنسرت را اينگونه برشمرد: لغو كنسرت شهرام ناظري در يزد، گروه پارسيان در تهران، گروه بامداد در مشهد، گروه بابك رياحیپوروآرش رادان در دانشگاه تهران، گروه راك ميرا، گروه آريان، قاسم افشار، كنسرت لي لي افشار در كرمان و مواردي كه فراتر از مجال اين نوشتار است.
آيا در چنين شرايطي مي توان به بقاي گروههاي موسيقي و نوازندههاي موسيقي اميدوار بود؟ آنچه حيات گروههاي موسيقي را تداوم ميبخشد چيزي جز ايجاد فضاي فعاليت و رونق اقتصادي اين صنف نيست. در شرايط حاضر برنامهريزي براي برگزاري هرگونه كنسرتي براي برگزاركنندگان آن حكم ريسك بزرگي را دارد كه ميتواند سرمايه و نيروي انساني آنها را به نابودي و يك بنبست محتوم هدايت كند. تداوم اين سياست در حال حاضر رغبت سرمايهگذاري بخش خصوصي براي برگزاري كنسرتها را از بين برده و نتيجهاي ندارد جز اين كه تنها شرايط مهاجرت نسل نوپاي موسيقي ايران به خارج از كشور يا شكلگيري موسيقي زيرزمين را فراهم ميكند
ما نیاز به سازهای جدید داریم
مهر: ما نیاز به سازهای جدید داریم و این جوان هایی که سازهای جدید ساخته اند و من بسیاری از آثارشان را دیدم کار بسیار ارزشمندی کرده اند که قابل تقدیر است.
محمدرضا شجریان روز گذشته با حضور در نشست تخصصی سازهای ابداعی در خانه هنرمندان به حمایت از نسل جوان فعال در این عرصه پرداخت و گفت : این انگیزه و نیاز، امروز در جوان های ما دیده می شود که قصد شنیدن صداهای جدید را دارند و ما نباید جلو آنها را بگیریم؛ وظیفه ما راهنمایی آنها در مسیر درست اصالت های موسیقی است.
این نشست که به همت خانه موسیقی ایران وبا حضور اساتید دیگری چون جلال ذوالفنون، داریوش طلایی، محمود فرهمند و محمد سریر در سالن بتهون خانه هنرمندان برگزار می شد محمدرضا شجریان به عنوان یکی از سازندگان سازهای ابداعی گفت: ما امروز برای این در نمایشگاه سازهای ابداعی جمع شده ایم تا درباره سازهای جدیدمان صحبت کنیم و نه سازها گذشته؛ اگر هنوز می خواهید به صدای تکنوازان ما گوش بدهید ایرادی ندارد اما جوان امروز نمی خواهد به این تکنوازی ها گوش کند و کسی هم حق دیکته کردن خواسته اش را ندارد.
استاد آواز ایران با اشاره به همکاری هایش با اساتید تکنوازی افزود: من بیشترعمرم را با اساتید تکنوازی گذارنده ام و به همه آنها ارادت دارم؛ من حدود 45 سال است به طور جدی در موسیقی فعالیت کرده ام و بیشتر از هرکس دیگری در روی صحنه و استودیوها کار کرده ام و فکر هم نمی کنم هیچ کس به اندازه من تا به این حد حس نیاز به صداهای جدید در را احساس نکرده باشد.
وی همچنین تصریح کرد: موسیقی ما دوجنبه مختلف دارد یکی تکنوازی است که ما همچنان پایبند و ارادتمند اساتید آن بوده ایم و هستیم و دوم بحث گروه نوازی است که دو مقوله مجزا از یکدیگرهستند. متاسفانه در موسیقی ما در این سالها شاهد بوده ایم که تکنوازان و گروه نوازن همواره برای هم نسخه می پیچند ؛ به اعتقاد من باید بگذاریم هر کسی در حوزه تخصصی خودش حرکت کند و نظر بدهد اینقدر مانند ژاندارم ها یکدیگر را نفی نکنیم.
محمدرضا شجریان ضمن تشویق ساز سازان جوان و حمایت از آنها ادامه داد: این جوان هایی که سازهای جدید ساخته اند و من بسیاری از آثارشان را امروز در اینجا دیدم کار بسیار ارزشمندی کرده اند که قابل تقدیر است. سازهای گذشته ما هم از آسمان نیامده بودند؛ ما هم نیاز به سازهای جدیدی داریم و باید ساز بسازیم؛ که البته باید جایگاهشان نسبت به گذشته بالاتر باشد.
رئیس شورای عالی خانه موسیقی در ادامه تصریح کرد: امروز هر جا سر می چرخانیم فقط صدای تار و کمانچه را در همان فاصله صدایی 2 یا نهایت در 3 اکتاو می شنویم و مدام دست آوردهای غرب را در زمینه وسعت صدا نادیده می گیریم؛ ما نمی توانیم از میکروفنی که محصول غرب است استفاده کنیم بعد در زمینه موسیقی نیم نگاهی به آنها نداشته باشیم. چگونه می شود از هواپیما و خودرو و دست آوردهای علمی آنها استفاده کرد اما در مسئله وسعت صدا بسته عمل کنیم. ما نیاز به سازهایی با وسعت صدایی بیشتری داریم و باید بتوانیم از 7 اکتاو صدایی استفاده کنیم.
شجریان همچنین گفت: من در طول زندگی آثار زیادی را کار کرده ام اما همیشه مردم از من درباره کار با ارکستر سوال کرده اند دوست دارند چنین موسیقی را هم بشنوند. مردم اینگونه دوست دارند موسیقی ایرانی ارکسترال نیز بشنوند و برای این کار ما نیاز مبرم به سازهایی با صداهای جدید داریم .
استاد آواز ایران در ادامه گفت: قبول دارم ساز ابداعی دارای نقص هایی است؛ اما مگر قرار است نقص نداشته باشد؛ منتهی باید برای بهتر شدنش سعی و تلاش فراوانی کرد و این یک امر طبیعی است. زمانی که نیما رو به شعر نو آور آن همه مقاومت در مقابل او شد اما حالا شعر نیما فرا گیر شده و از دل آن بزرگانی چون اخوان ثالث بیرون آمدند. ساز جدید هم همین است؛ ما امروز جوان هایی داریم که فکرهای تازه ای دارند و نیاز به صداها ، ریتم ها و سازهای تازه ای دارند.
زمانی که نیما رو به شعر نو آور آن همه مقاومت در مقابل او شد اما حالا شعر نیما فرا گیر شده و از دل آن بزرگانی چون اخوان ثالث بیرون آمدند
وی گفت: این نیست که هر گاه ساز جدیدی ساخته شد ما احساس کنیم به تار و سه تار کمانچه توهین شده است؛ بگذاریم هر کس با سلیقه ای که دارد کار انجام دهد؛ اگر خوب بود می شنویم اگر خوب نبود نمی شنویم. ما نباید توی ذوق جوان ها بزنیم اما در عوض می توانیم راهنمایشان کنیم.
شجریان درباره حرکت به سمت تجربه های تازه تر در موسیقی افزود: یکی از بهترین کتاب هایی که من خوانده ام کتاب"از سیر تا پیاز" نجف دریابندری است. دریابندری در مقدمه این کتاب می گوید کمی ذائقه تان را آزاد بگذارید و غذاهای دیگر را هم امتحان کنید. اینقدر به قیمه و خورشت اکتفا نکنید شاید با امتحان غذاهای دیگر خورشت هم بیشتر به شما بچسپد. نترسید امتحان کنید، سازهای دیگر را هم بشنوید. در این شرایطی که هرکسی توی سر موسیقی و موسیقیدان می زند ما خودمان نباید به آن دامن بزنیم.
وی همچنین با انتفاد از کم کاری در مسئله سازهای جدید گفت: در تمام این سال ها نیاز به سازی بم تر از عود داشتیم اما کسی چنین سازی نساخت. شما اساتیدی که تار و سه تار می سازید چرا یک ساز جدید نساختید؟ به نظر من دست استاد ژاله را که در همان کارگاه 30 متری اش با همه مشقاتش دست به ساخت جدید زد باید بوسید و از تقدیر و قدر دانی کرد.
وی همچنین در پاسخ به سوالی درباره کنسرت هایش در سال جدید تصریح کرد: از ما برای کنسرت در تالار وزارت کشور شبی 30 میلیون تومان خواسته اند؛ چرا باید چنین چیزی را بپزیریم. در سالن های ورزشی هم که نمی شود کار غیر ورزشی کرد این است که با این شرایط مثل اینکه باید در خیابان کنسرت برگزار کنیم.
ساز و سازسازی در کنار و در سایه موسیقی و موسیقیدان حرکت می کند ، هر زمان که موسیقی متعالی شده و اوج بگیرد سازسازی هم به اوج می رود و با افول آن افول می کند.
به گزارش خبرنگار مهر، محمود فرهمند ، ساز ساز پیشکسوت با بیان این مطلب دردومین و آخرین روز نمایشگاه سازهای ابداعی که روز دوشنبه 11 خرداد در خانه هنرمندان برگزار شد در میز گرد پژوهشی این همایش شرکت کرد.
وی ضمن تاکید بر تاریخچه دار بودن موسیقی ایرانی افزود : موسیقی و ساز ایرانی دو خط موازی هستند که همواره با یکدیگر حرکت و رشد کرده اند. ساز همیشه یک پله پایین تر از موسیقی در حال تکامل بوده و هست.
عضو سابق هیئت مدیره کانون سازسازان گفت : اگر در سال های اخیر ساز سازی ما نو آوری نداشته به خاطر این بوده که حرکتی در موسیقی به وجود نیامده است؛ اگر موسیقی ما حرکتی می کرد و احساس نیازی به وجود می آمد آن وقت در سازسازی هم این حرکت دنبال می شد.
بازیگوشی سازسازان
داریوش طلایی به عنوان یکی از سخنرانان این همایش در جمع ساز سازان حاضرشده و به طرح مبحثی پیرامون"تغییر و تحول در سازهای ایرانی" پرداخت .
وی در آغاز گفت : من امروز با دیدن این نمایشگاه بدون اینکه بتوانم صدای سازهای ابداعی حاضر را بشنوم به نوعی بازیگوشی در ساخت آنها برخورد کردم که به نظرم جزو لاینفک هنر محسوب می شود؛ ما هرگز نمی توانیم این روح فانتزی را از هنر بگیریم، کما اینکه این موضوع حتی به لحاظ فرم نیز تجلی دارد و بسیار دیدنی است.
این نوازنده تار در ادامه افزود: مردم دوست دارند بدانند چه سازی زودتر از دیگری ساخته شده است. اما سیر تاریخ بشر همواره با تغییر و تحول خود موجب تغییر در موسیقی و ابزار آن شده است؛ به همین دلیل هرگز نمی توان فهمید چه سازی زودتر از دیگری به وجود آمده است.
طلایی همچنین گفت: برای اینکه بتوان جایگاه یک ساز را در جامعه بررسی کرد باید حتما به سه ویژگی مهم توجه کنیم. اول موضوع شکل و فرم نمادین ساز است که در طول تاریخ تکامل یافته است. ویژگی دوم به مهارت های ابزاری باز می گردد، و موضوع سوم به جایگاه کاربردی آن مربوط می شود؛ هر کدام از این عوامل در شکل امروزی سازها نقش موثری بازی می کنند.
طلایی در ادامه هر یک از این موارد را به طور مفصل توضیح داد و به تشریح روند تاریخی آن پرداخت.
نیاز جدید ساز جدید می خواهد
جمال سماواتی در دومین روز همایش هم به روی صحنه رفت و به طرح مبحثی تحت عنوان"نوآوری در ساز ، تفنن شخصی یا ضرورت" پرداخت. سماواتی با اشاره به فلسفه هنر ، موسیقی را موضوعی انتزاعی خواند که با ابزاری همچون ساز تجسم عینی پیدا می کند.
این نوازنده تارهمچنین ضمن اشاره به مسئله نیاز موسیقیدان به ابزارهای تازه برای عملی کردن ایده های جدید خود موضوع نوآوری را طبیعی دانست و گفت: البته این نوآوری باید مطابق با آن نیاز باشد و بدون توجه به ریشه ها نمی توان ساز قابل قبولی درست کرد.
وی در ادامه به گلایه از برخی افراد پرداخت و افزود: برخی ها سازی را در ایران می سازند و در نیویورک به ثبت می رسانند که این کار بیشتر شبیه به شوخی است.
سماواتی همچنین تصریح کرد: شاید مهمترین عاملی که موجب تغییر در شکل ساز و نوآوری در آن می شود موضوع نقص ساز برای بیان احساسات و تفکرات آهنگساز و نوازنده باشد؛ ساز با توجه به اینکه مرکزی ترین حلقه اتصال نوازنده، آهنگساز، خواننده و ساز ساز محسوب می شود در برخورد با روابط امروز زودتر از سایر چیزها در موسیقی رو به مدرن شدن آورد.
توی ذوق جوان ها نزنیم
بخش دیگر برنامه به نشست تخصصی سازهای ابداعی اختصاص داشت که با حضور محمد رضا شجریان، جلال ذوالفنون، داریوش طلایی، محمود فرهمند و محمد سریر برگزار می شد.
محمدرضا شجریان به عنوان اولین سخنران با اشاره به سخنان سماواتی گفت : ما امروز برای این در نمایشگاه سازهای ابداعی جمع شده ایم تا درباره سازهای جدیدمان صحبت کنیم و نه سازهای قدیمی؛ سازهای تار و کمانچه و عود و...سر جای خودشان هستند ؛ اگر هنوز می خواهید به صدای تکنوازان ما گوش بدهید ایرادی ندارد اما جوان امروز نمی خواهد به این تکنوازی ها گوش کند و کسی هم حق دیکته کردن خواسته اش را ندارد.
شجریان همچنین گفت: من در طول زندگی ام آثار زیادی را کار کرده ام اما همیشه مردم از من درباره کار با ارکستر سوال کرده اند و دوست دارند چنین موسیقی را بشنوند. مردم دوست دارند موسیقی ایرانی را در قالب ارکستر نیز بشنوند و برای این کار ما نیاز مبرم به سازهایی با صداهای جدید داریم .
استاد آواز ایران در ادامه گفت: قبول دارم ساز ابداعی دارای نقص هایی است؛ اما مگر قرار است نقص نداشته باشد؛ البته باید برای بهتر شدن سازهای جدید سعی و تلاش فراوانی کرد و این یک امر طبیعی است. زمانی که نیما رو به شعر نو آورد آن همه مقاومت در مقابل او شد؛ اما حالا شعر نیما فرا گیر شده و از دل آن بزرگانی چون اخوان ثالث بیرون آمدند. ساز جدید هم همین است؛ ما امروز جوان هایی داریم که فکرهای تازه ای دارند و نیاز به صداها ، ریتم ها و سازهای تازه ای دارند.
وی گفت: این نیست که هر گاه ساز جدیدی ساخته شد ما احساس کنیم به تار و سه تار کمانچه توهین شده است؛ بگذاریم هر کس با سلیقه ای که دارد کار انجام دهد؛ اگر خوب بود می شنویم اگر خوب نبود نمی شنویم. ما نباید توی ذوق جوان ها بزنیم اما در عوض می توانیم راهنمایشان کنیم.
شجریان درباره حرکت به سمت تجربه های تازه تر در موسیقی افزود: یکی از بهترین کتاب هایی که من خوانده ام کتاب"از سیر تا پیاز" نجف دریابندری است. دریابندری در مقدمه این کتاب می گوید کمی ذائقه تان را آزاد بگذارید و غذاهای دیگر را هم امتحان کنید. اینقدر به قیمه و خورشت اکتفا نکنید شاید با امتحان غذاهای دیگر خورشت هم بیشتر به شما بچسپد. نترسید امتحان کنید، سازهای دیگر را هم بشنوید. در این شرایطی که هرکسی توی سر موسیقی و موسیقیدان می زند ما خودمان نباید به آن دامن بزنیم.
اندیشه جدید ساز جدید
جلال ذوالفنون در ادامه این برنامه گفت: من چند بحث دارم که اولین آن به آقای شجریان مربوط می شود. آقای شجریان از نوآوری صحبت کردند و از جوان ها اعلام حمایت می کنند؛ ما هم در این مورد با نوآوری مخالف نیستیم و با ایشان هم عقیده هستیم. اما در موسیقی در کنار ساز جدید نیاز به اندیشه جدید داریم؛ به دلیل اینکه ما هر چه داریم از اندیشه و ذهن متساعد می شود. پس هر چه ذهن ما به سمت تعالی حرکت کند فضای بیرونی ما نیز متعالی تر می شود.
این نوازنده سه تار همچنین ضمن رد هنر بودن هر نوع موسیقی گفت : موسیقی ترکیبی از اصوات و نظم زمانی است که ریتم محسوب می شود. هر دو این عوامل فیزیکی هستند و زمانی تبدیل به هنر می شوند که پیامی روی این عوامل فیزیکی قرار بگیرد. امروزه یک تعریف واقعی از موسیقی به عنوان "موسیقی خوب و بد" ارائه می شود که حقیقی نیست. اگر بخواهیم تعریف جامع تری از موسیقی ارائه دهیم باید آن را به دو دسته "پولی فونی" و "بداهه پردازی" تقسیم بندی کنیم. غیر از این هر چه باشد پر کننده چاله چوله های زمانی است. از آنجا که ما در موسیقی مان از پولی فونی چیزی نداریم پس باید حتما به سراغ بداهه پردازی برویم.
ذوالفنون در ادامه تصریح کرد: ما همچنان باید به تکنوازی بپردازیم چون بداهه پردازی در تکنوازی اتفاق می افتد. به هر حال موسیقی تکنوازیمان موفق تر بوده و دلیل اش هم همین بداهه است.
موسیقی چند صدایی چشم انداز تازه موسیقی ما
محمد سریر نیز با ورود به این بحث گفت: البته در بداهه نیز چهار چوب هایی وجود دارد و اینطور نیست که بی هیچ قیدی حرکت کنیم. برای یک بداهه پردازی شناخت، تسلت، خلاقیت و آهنگسازی باید وجود داشته باشد.
مدیرعامل خانه موسیقی همچنین افزود: در مورد موسیقی پولی فونی نیز از زمان درویش خان تا به امروز تلاش هایی توسط افراد بسیاری صورت گرفته است. به هر حال کار کردن در چهار چوب موسیقی دستگاهی نیز سختی های خاص خودش را دارد و ما هنوز در ابتدای راه هستیم.
سریر ادامه داد: ورود به موسیقی پلی فونی(چند صدایی) چشم انداز بسیار وسیعی را برای موسیقدان ایجاد می کند؛ امروز گوش مخاطب ایرانی با توجه به گستردتر شدن ارتباطات، به فضای موسیقی پلی فونی نزدیک شده است؛ و ما نمی توانیم آن را نفی کنیم. در موسیقی سنتی نیز باید دقت داشت که هنوز ملودی خط اصلی محسوب می شود و ما باید سازها را به مرور زمان تجربه کنیم تا با ذائقه ایرانی هماهنگ شود.
لينك خبر:
فاطمه معتمدآریا: به موسوی رای میدهم چون به آینده روشن فرزندانم علاقمندم
اعلام حمایت استاد حسین علیزاده و استاد کیهان کلهر از ميرحسين موسوي
| ||
|
| ||
|
در ادامه موج حمایت بسیاری از هنرمندان از میرحسین موسوی، روز یکشنبه حسین علیزاده و کیهان کلهر نیز حمایت خود را از مهندس موسوی اعلام کردند. | ||
پايان خبر |
استاد جلال ذوالفنون: رای من باید میرحسین باشد
| ||
|
| ||
|
امیدوارم در دولت مهندس موسوی برخی موانع برطرف شود تا موسیقی مسیر رو به تعالیاش را طی کند. | ||
پايان خبر |
تبریک نوروزی
جهان است شادان به پندار نیک
ز پندار نیک است گفتار نیک
چو پندار و گفتار تو نیک شد
نیاید زتو غیر کردار نیک
فرا رسيدن عيد سعيد باستاني ياد واره شكوه آرياييان اهورايي بر شما و تمام ايرانيان نيك پندار و راست گفتار و نيك كردار خجسته و مبارك باد.

عید سعید باستانی نوروز
... در سفرههاي هفت سين معمولاً سه ظرف سبزه به عنوان كنايه از سه اصل ديني: انديشهء نيك، گفتار نيك و كردار نيك قرار ميدادند كه اغلب گندم و جو و ارزن بود روز نخست فروردين نوروز عامه يا نوروز كوچك است. روز ششم فروردين يا خرداد روز از ماه فروردين تولد زرتشت بوده و در آن روز بسا از حوادث بزرگ روي داده. در رسالهاي از دوران ساساني موسوم به «روز خرداد - ماه فروردين» كه نوروز خاصه است آمده اغلب حوادث مهم ملي و ديني ايرانيان در چنين روزي روي داده است. مراسم نوروزي: هفتسين، خطبهخواني، بارعام و دادخواهي، اهداي هدايا و نوعي تاديهء مالياتي و ترتيب به حضور بار يافتن طبقات گوناگون و بسا امور ديگر بوده است كه كم و بيش در جشن مهرگان نيز انجام ميشده است. سفرهء هفت سين امروزي همان سفرهاي بوده كه جهت ارواح درگذشتگان در هر خانهاي گسترده ميشد. حتمال در زمانهاي گذشته به جاي هفت سين، هفت شين نيز در سفرهء نوروزي معمول بوده است مثل شهد، شير، شراب، شكر، شمع، شمشاد، شايه (تخممرغ.) هفت سين به موجب شمارش هفت امشاسپندان (فرشتگان) در خوان نوروزي قرار ميگيرد ...
نوروز بزرگترين جشن ملي ايرانيان است. كهنترين جشني كه از آغاز سال را دربرميگيرد. جشن رستاخيز طبيعت و تجديد زندگي است. جشن حركت و جنبش و تكاپو و كار است. جشن طبيعت است. عيد نوروز و گرامي بودن آن نزد ايرانيان بسيار قديمي و كهن است چنانچه پيدايش آن را به جمشيد نسبت دادهاند. جشن آغاز سال و تجديد زمان و تجديد حيات و آفرينش است كه برگزار ميشود.
نخستين كسي كه نوروز را پديدار ساخت و برقرار كرد كياجم (جمشيد) بود. سبب آنكه وي در نوروز دنيا را به تصرف درآورد و ايرانشهر را به غايت آباداني رسانيد و پس از آن مقرر كرد تا مرتب نوروز را جشن سازند.
جمشيد يكهزار و پنجاه سال شاهنشاهي داشت. آنگاه به دست ضحاك (اژيدهاك) كشته شد. ضحاك نيز يك هزار سال فرمانروايي كرد تا زمان فريدون فرا رسيد. فريدون ضحاك را در كوه دماوند (به وسيلهء كاوه آهنگر) به زنجير كشيد و اين بند كردن واقع شد در نيمهء روز مهر ماه در مهر روز (شانزدهم مهر = مهر روز) و اين روز را مهرگان ناميدند و نوروز را جم (جمشيد) استوار كرد و مهرگان را آفريدون (فريدون) و نوروز دو هزار و پنجاه سال از مهرگان قديمتر است.
بار ديني و باورهاي اساطيري: نوروز ايراني جشن ويژهء اهورامزداست. نخستين روز هر ماه اورمزد نام دارد و هم روزي است كه آفرينش جهان در آن روز واقع شده و پس از بعث و رستاخيز مردگان و از ميان رفتن بدان و اهريمن و ديوان جهان نو ميشود. در اين روز جهان آفريده شد و انسان خلق گشت و مقدرات براي هر ماه و هر روز تقسيم شد. بخت و سرنوشت مردم تعيين گشت و مردم به حوادثي كه در اين روز روي دهد تفال زده و خوبي و بدي آن را پيشگويي ميكنند چنانچه از سبز كردن انواع غلات نوع غلهاي را كه در آن سال محصول بيشتري ميداد پيشگويي ميكردند.
از زمان ساسانيان جشن سال نو و نوروز در آغاز بهار برگزار ميشده است. همچنين سال به دو بخش تقسيم ميشد: آغاز تابستان (اول بهار) و آغاز زمستان (اول پاييز) كه جشن نوروز و جشن مهرگان هر دو با مراسمي تقريباً همسان رواج داشت.
آثاري كه در تختجمشيد به شكل حجاري باقي است و نمايندگان تابعهء ملل گوناگون را نمايش ميدهد كه تحف و هدايايي آورده و در انتظارند كه به ترتيب به حضور شاهنشاه رسند كه برگردان و رسمي از رسوم آييني نوروزي ميدانند.
براي آغاز سال نو مردم شستوشو و غسلهاي ويژه و اعتراف به گناهان و_ طلب بخشش و آمرزش از دوستان و معاشران و خانهتكاني و نو كردن و سفره پهن كردن و مهماني دادن و سور برپا داشتن و به ياد مردگان بودن انجام ميدادند.
مراسم و آدابي كه روزهاي پيش از جشن نوروز و مهرگان و روزهاي پس از آن انجام ميگرديد افروختن آتش براي راندن ارواح خبيثه و شياطين و نيز دود كردن اسفند و كندور و صمغ و گياهان ويژه براي استمرار سلامتي و تندرستي بودهاند.
يكي از مراسم سال نو كه در آخرين روزهاي سال انجام ميشد يادكرد از مردگان و بزرگداشت ارواح درگذشتگان و اهداي نذور و صدقات و خيرات براي آنان است و بلافاصله در نخستين روز بهار مراسم سور و سرور و شادي و جشن آغاز ميشد.
مراسم ميرنوروزي: ميرنوروزي عبارت از فردي عامي و از توده و عوامالناس بوده كه او را تحت شرايطي برگزيده و براي چند روز زمام امور شهري را به عهدهاش ميسپردند و تفريح ميكردند. در ايام نوروز محض تفريح عمومي و خنده و بازي ميرنوروزي را بر تخت شاهي مينشاندند و پس از انقضاي ايام جشن سلطنت او نيز پايان مييافت.
از دوران كهن يكي از آيينهاي نوروزي سبز كردن دانهها و حبوبي است كه به ويژه زنان در ظروف گوناگوني به عمل آورده و روز سيزدهم نوروز و جشن بهاري دستهجمعي به بيرون شهر رفته و آن را به آب روان ميافكنند. اين سبزهها گاه به گونهء هفت كه از اعداد مقدس است سبز ميشد. اقلامي كه از دانهها سبز ميكردند عبارت بود از: گندم، جو، برنج، لوبيا، عدس، ارزن، نخود، كنجد، باقلا، كاجيله، ذرت و ماش. در سفرههاي هفت سين معمولاً سه ظرف سبزه به عنوان كنايه از سه اصل ديني: انديشهء نيك، گفتار نيك و كردار نيك قرار ميدادند كه اغلب گندم و جو و ارزن بود. امروزه نيز يكي از رسوم جشن سال نو در ايران سبز كردن سبزه در ظروف سفالي است كه در آغاز اعتدال بهاري انجام ميشود. چهبسا سبز كردن سبزه خود نمادي از تكرار آفرينش باشد و يادبود آفرينش ازلي و نخستين است. در جشن نوروز مردم به هم آب ميپاشيدند و اين سنت از آداب كهن ايراني است و در زمان ساسانيان معمول بوده است و هنوز در ميان ارمنيها و زرتشتيها چنين رسمي باقي است.
در قديم در هنگام نوروز و مهرگان نمايندگان ملل تابعه و وزيران و بزرگان كشوري و لشگري و نمايندگان اصناف و برزيگران و غيره هدايايي را طي تشريفات به حضور شاه پيشكش كرده و شاهنشاه خود در اين مراسم حضور مييافت.
روز نخست فروردين نوروز عامه يا نوروز كوچك است. روز ششم فروردين يا خرداد روز از ماه فروردين تولد زرتشت بوده و در آن روز بسا از حوادث بزرگ روي داده. در رسالهاي از دوران ساساني موسوم به «روز خرداد - ماه فروردين» كه نوروز خاصه است آمده اغلب حوادث مهم ملي و ديني ايرانيان در چنين روزي روي داده است.
مراسم نوروزي: هفتسين، خطبهخواني، بارعام و دادخواهي، اهداي هدايا و نوعي تاديهء مالياتي و ترتيب به حضور بار يافتن طبقات گوناگون و بسا امور ديگر بوده است كه كم و بيش در جشن مهرگان نيز انجام ميشده است.
سفرهء هفت سين امروزي همان سفرهاي بوده كه جهت ارواح درگذشتگان در هر خانهاي گسترده ميشد.
يكي از اقلام عمدهء سفرهء هفت سين آب است، كنايه از آنكه سراسر سال آبسالي باشد و آب در سفرهء نوروزي چون ساير چيزها، نشانهء باروري و بركت ميباشد. تخممرغ نيز در سفرهء نوروزي، نشان نطفه و نژاد است. آيينه و سمنو كه از جوانههاي تازه رسيدهء گندم پخته ميشود، سنجد كه نشان عشق و دلدادگي و زايش و تولد است و ماهي كه نشان برج حوت =( ماهي) يا اسفند كه سپري شده و سيب كه ميوهاي است با راز و رمز عشق و زايش و انار كه ميوهء درختي مقدس است نزد ايرانيان و سكههاي تازهضرب كه نشان بركت و ثروت و دارندگي است و گل بيدمشك كه نمايشگر امشاسپند سپندارمذ و گل ويژهء اسفند ماه است و نارنج كه گوي مانند چون زمين است در ظرفي از آب و دانههايي مقدس اسپند كه بخوري بسيار جالب توجه است و شمع و لاله و بسياري چيزهاي ديگر در سفرهء هفتسين از لوازم است. در اغلب نقاط و شهرهاي ايران، هفتسين با كم و بيش اختلافي مرسوم است. در سفرهء ويژه: يك ظرف كوچك سمنو، يك يا چند عدد سكهء نو ضرب، يك ظرف كوچك چيني يا بلور از سركه، چند دانه سير، ظرف كوچكي سنجد، مقداري سماق، ظرفي سيب و مقداري سبزه قرار دارد. به احتمال در زمانهاي گذشته به جاي هفت سين، هفت شين نيز در سفرهء نوروزي معمول بوده است مثل شهد، شير، شراب، شكر، شمع، شمشاد، شايه (تخممرغ.)
هفت سين به موجب شمارش هفت امشاسپندان (فرشتگان) در خوان نوروزي قرار ميگيرد.
به طور كلي كسي كه وارد خانه ميشود بايد خوشقدم باشد و بگويد: صد سال به اين سالها برسيد. در صورتي كه خود صاحبخانه خوشقدم باشد، بايد از در خانه بيرون برود و برگردد. هر كسي در اين روز شادي و خرمي بكند تا سال ديگر به او خوش خواهد گذشت.
گردآوري: دكتر وحيد تاويلي
کنسرت پژوهشی ساز چنگ
|
رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی منطقه کرج (غرب استان تهران) از برپایی کنسرت پژوهشی ساز چنگ در کرج خبر داد. رحمان مخاطب در کرج اظهار داشت: کنسرت پژوهشی ساز چنگ در زمینه بررسی شش هزار سال تاریخ چنگ در ایران از سوی استاد عبدالعلی باقری نژاد برگزار می شود. وی افزود: این کنسرت پژوهشی به مدت سه روز از 21 اسفندماه امسال در فرهنگسرای کوثر برگزار می شود و علاقمندان به این ساز می توانند در روز های یاد شده در این فرهنگسرا حضور بهم برسانند. این مسئول خاطرنشان کرد: باید با برپایی این کنسرت ها و نشست ها سازهای قدیمی و ایرانی را پاس داشت و زنده کرد. لينك خبر: http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=843033 منبع : مهر |
شجريان، ساقينامه را در تهران اجرا ميكند
«محمدرضا شجريان» به همراه گروه شهناز« ساقينامه» را در كنسرت تهران اجرا ميكند.
مجيد درخشاني آهنگساز و نوازنده تار گروه شهناز گفت:به دنبال برنامهريزيهاي صورت گرفته گروه قرار بود ارديبهشت ماه در تهران كنسرت خود را برگزار كند اما به خاطر تقارن با برخي اتفاقات اين اجرا به تيرماه موكول شد.
وي در خصوص چگونگي اين اجرا افزود: اين كنسرت در دو بخش خواهد بود به طوري كه در بخش اول قطعاتي از ساختههاي من را به همراه چند تصنيف از آقاي شجريان و همچنين چند قطعه از ساختههاي اعضاي گروه در بيات اصفهان اجرا ميكنيم.
اين نوازنده تار با اشاره به بخش دوم اين كنسرت بيان داشت: در قسمت دوم اين كنسرت «ساقينامه» را كه استاد شجريان سالها پيش در ماهور اجرا كرده بودند را در سهگاه مي نوازيم.
وي ادامه داد: براي اين اجرا آقاي شجريان ساقينامه را با همان ساختار قبلي در سهگاه تنظيم كردهاند و بنده نيز براي آن مقدمه نوشتهام و آن را در اين كنسرت در كنار چهار قطعه ديگر از جمله چهار مضراب از ساختههاي شجريان و ضربي از ساختههاي من را اجرا ميكنيم.
اين نوازنده تار ادامه داد: در حال حاضر بخش اول را تمرين خواهيم
درخشاني در خاتمه خاطرنشان كرد: بعد از اجرا در تهران قصد داريم در برخي شهرستانها از جمله شيراز نيز كنسرتهايي را برگزار كنيم.
اداره ارشاد و مرشد اعظم
بدون مقدمه نقطه سر خط.
این روزها وقتی نیست که تا رادیو یا تلویزیون ملی رو باز میکنی همینطور قطار موفقیت های دولت نهم
در سایه تلاش مدیر یت مشعشع مدیران لایقش .از بغل گوشات یا جلو چشات زوزه کشان رژه نرن.
در این میان خب نقش مدیران وزارت ارشاد هم کم از بقیه نیست چه بسا که در پاره ای موارد گوی
سبقت از دیگر مدیران ربوده و یکه تاز میدان شده اند تا بر انبوه تشویقات افزوده و از مواهب برخوردار
گردیده و از خوان کرم گسترده از جیب مردم فربه تر گردند.یکی از مدارج ترقی نیز همین تفکیک روزهای
حضور خانومها ببخشید خواهران از آقایون ..برادران در کلاسهای آموزشگا های موسیقی است.
خب البته نظر بجا و کاری حکیمانه است چون موسیقی بالفعل حرام است و طرب انگیز و طرب نیز شهوت
انگیز است و در محیط آکنده از طرب و شهوت حضور دو فرد متضاد که هیچ اراده و اختیاری از خود ندارند و
چشم و گوش بسته اسیر امیال شهوانی اند جایز نیست بلکه اقوی انست که حرام است .اصلا این پسر
دخترا فقط دنبال جایی برای اطفای غریزه حیوانی اند پس چه جایی بهتر از آموزشگاها.اصلا کی گفته
موسیقی یعنی عصاره فرهنگ هر ملتی؟چه کسی گفته ردیف های موسیقی ایرانی پلی است به سوی
گذشته این مرزو بوم و روایت گر تاریخ و فرهنگ چند هزار ساله این کهن دیار است؟ مگه این سرزمین چند
سالش است؟تا آنجا که از متون معتبر تاریخی بر میاد این سرزمین را گروهی عرب گم کرده راه که عازم
حجاز بودند ولی راه ترکستان را در پیش گرفته بودند کشف کردند تازه بعد از این که گرفتار کولاک و
یخبندان ارتفاعات کوه دماوند شدند فهمیدند اینجا حجاز نیست چون اینجا سرد است لکن حجاز گرم
است.پس این سرزمین خیلی هم مسن نیست شاید هزارو چهار صد سال نوری.
کدام نادانی گفته باربدسیصد و شصت و پنج لحن ساخته بود برای سیصد و شصت و پنج روز سال
.تازه هر لحن شامل قطعاتی برای ساعات مختلف روز بوده که تناسب با روحیات آدمی داشته
باشه.؟گیریم که این خبر مجعول درست باشه خب که چی ساخته که ساخته.
اصلا برای کی ساخته ؟برای قشر مستضعف که نساخته برای پادشاه ظالمی ساخته که آن نامه را پاره
کرد.تازه خسرو پرویز تحت تاثیر مخرب موسیقی آن نامه فرستاده رسول خدا را پاره کرد.
خب از تمام این قراین و شواهد واین صغرا کبرا چیدن ها نتیجه می گیریم
۱-از دیروز ساعات حضور برادران ایمانی از خواهران جدا گردید (به کوری چشم دشمنان)
۲-از امروز هر آموزشگاه متخلفی که از قانون سرپیچی کند به شدت با آن بر خورد خواهد شد حتی اگر آن
آموزشگاه نامش رودکی باشد و سابقه اش به بیست سال پیش برسد .هر چند سن دخترک متخلف نه
سال باشد چه در شرع مقدس نه سال برای دختر سن تکلیف است و در صدر اسلام دختر نه ساله دیگر
دخترک نبود بلکه کد بانویی باردار بود.شاید هم سوگلی زنان حرمسرا.......؟؟؟
۳-از فردا تمام مدرسان مجرد مرد فقط باید به مردان متاهل درس بدهند و حضور پسران مجرد نیز در کلاس
آنها ممنوع است .
۴-از بعد از ظهر فردا حضور کلیه خواهران ایمانی و دختران کم ایمان و دخترکان سست ایمان و دخترکان لوند و بی ایمان در آموزشگاه ....دانشگاه...دبیرستان...راهنمایی..تا سوم ابتدایی ممنوع است.
۵-از پس فردا حضور پسرکان ترگل ورگل نیز در آموزشگاه ممنوع است چون امکان فساد هست.
۶-از فردای پس فردا دیگر هیچ کلاسی بطور خصوصی برگزار نمی گردد بلکه همه بایددر صفوف بهم فشرده وحدت کلمه را حفظ نموده در کلاس یک استاد حضور یابند .البته تعیین استاد با اداره ارشاد میباشد.
راستی ظریفی گفت برای حل این قضیه راه کار جالبی بلدم گفتمش بوگو .گفت.................
یا تمام خانوم ها از فردا به موسسات گریم مراجعه کرده ریش و سبیل کت و کلفتی برای خودشان دست
و پا کنند و موهایشان رو هم افشان کنند و یک هیبت نتراشیده نخراشیده مردانه ای علم کنند تا هیچ
مدرسی در آموزشگاه موسیقی که هچ حتی معاونت آموزشی دانشگاه زنجان یا جناب رسولی پیش
نماز و مدرس قرآن در گورستان یا برادران آمران معروف و ناهی از منکرات در سلول انفرادی بازداشتگاه یا
جناب حاج آقا گلستانی در خلوت هم متعرض آنان نگردند .
یا این که تمام آقایون روم به دیوار روم به دیوار مثل برخی مردان دختر نما زیر ابرو برداشته گونه را سرخاب
سفیداب بمالند تا جمله خبیثان دردان ناموس فرق مرد و زن ندانند و در صورت تعرض. خود بدست همین
قلچماقان مورد تعرض واقع شوند.
خلاصه دیدم عجب ماجرایی شده این داستان فوری گوشی را برداشته به برادر بازجوی دویم تلفنی گفتم
آقا والله هفت قدم به حضرت عباس کل مردم ایران راضیند به بستن این اماکن فاسده باور ندارید رجوع
کنید به تیتر نخست روزنامه برادر حسین بازجوی شماره یک یهو خط رو خط شد و صدایی از اونور خط فکر
کنم اونور آب بود که گفت مگه ریس جمهور در مصاحبه با سی ان ان نگفت ایران آزاد ترین کشور
دنیاست؟/
خوب شد بعد سی سال معنی آزادی رو هم فهمیدیم .گفتم آقا خواهش میکنم حرفای بودار نزنید که
صدای کوران و پارازیت و .........آخیش همه چی ختم به خیر شد.



